تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

۱-سرانجام یک یزدی به یاری تیم شهیدقندی آمد .مجید جلالی پندری که ازمربیان توانمند واز یزدیان کوچ کرده به کرمانشاه واکنون ساکن تهران است به یاری همشهریان خود آمد.حیف بود پس ازسالها انتظار تیم یزد دوباره به دسته اول برود.

  امیدمیرود با یاری یزدیها دوباره نام یزد برفرازباشد.

۲-کاش شهرداری یزد باهمکاری راهنمایی ورانندگی گره کور برخی چهارراههای داخل شهر راحل می کرد تا این همه مردم وقتشان تلف نشود .یکی ازاین چهارراهها درخیابان سلمان فازسی :تقاطع کوچه منبع آب (کوچه تقویه ) باخیابان سلمان است.

۳-حدود یکسال از چاپ آخرین شماره فصلنامه جیحون میگذرد .حیف است این نشریه خوب ادبی درخواب باشد.

۴-جای نمایشگاه دایمی کتاب برای شهرفرهنگی یزد با این همه مرکزعلمی ودانشگاهی بسیارخالی است.سفربه تهران هم که مشکل است .خوب است مدیران فرهنگی استان فکری برای این دشواری بنمایند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم موجيم كه آسودگي ما عدم ماست
82 سال پيش در دي 1302 ش فرخي يزدي در پي چاپ مقاله اي با عنوان " حكومت فشار" بوسيله نظميه دستگير شد و تحت الحفظ به يزد و سپس كرمان برده و در قلعه بم زنداني گرديد.
هراز گاهي در اقيانوس به ظاهر آرام ايران ، موجي به پا مي خيزد ، گاه اين موج در دل موجي ديگر فرو مي رود و گاه با موجي ديگر همراه مي شود، گاه به صخره ها و جزيره هاي خشك بر مي خورد و خاموش مي شود و گاه توفنده و توفاني به پيش مي آيند و هر چه سنگين تر ، سهمگين تر و كه را تاب مقاومت تا در برابر آن بايستد؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

از چهره هاي درخشان فرهنگ و ادب يزد كه به دليل ترجمه هاي روان و دلنشين ، زبانزد همگان بوده ، دكتر سيد ضياء الدين دهشيري متخلص به " سها " فرزند سيد يحيي است كه به سال 1302 ش در يزد به دنيا آمد. پدر و بيشتر خانواده اش، اهل دين و عرفان و ادب بودند. تحصيلات ابتدايي را در دبستان دهشيري يزد و متوسطه را در يزد و اصفهان گذراند. از همان نوجواني اشعاري نغز سرود و در سايه ارشاد پدر و دايي بزرگوارش محمدعلي عالمي " صمصام يزدي " مدارج ترقي را پيمود و به انجمن ادبي يزد راه يافت.
كارهاي مطبوعاتي اش را از جرايد يزد آغاز كرد و چون براي ادامه تحصيلات عاليه رهسپار تهران شد ، به انجمنهاي ادبي آن زمان تهران راه يافت. سالها نشريه " باغ صائب " مزين به اشعار و آثارش بود.
در سال 1337 ش ليسانس زبان و ادبيات فرانسه را از دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران گرفت و به عضويت هيات علمي آن دانشگاه در آمد. پس از آن در بيشتر دانشگاههاي تهران به تدريس فرانسه پرداخت و به تدريج موفق به اخذ فوق ليسانس و دكتراي زبان فرانسه از دانشگاه تهران شد و با اينكه تسلطي به انگليسي و عربي دارد ، اما همچنان در حدود چهل سال است كه به تدريس فرانسه مي پردازد.
دهشيري كه زندگاني پر فراز و نشيبي را داشته ، در عرصه ادب  نيز بر همين رويه بوده است، نخست درعرصه شعر و نثر گام زد و پس از آن كه در سال 1334 گرايش فراواني به عرفان و تصوف پيدا نمود ، بيشتر گوشه گير شد و در زمينه ترجمه متون فرانسوي قلم زد. وي مجموعا حدود 35 اثر چاپ شده و در حال چاپ دارد كه بيشتر آن ترجمه است. مشهورترين آثار او ترجمه كتابهاي ارض ملكوت ( هانري كربن ) ، مصايب حلاج ، عرفان حلاج ، سخن انا الحق و عرفان حلاج ( هر سه از لويي ماسينيون )، انقلابات ايران ( برار ) ، بحران دنياي متحدد ( گنون ) ، تاريج بزرگ جهان ( گريمبرگ) و شناخت اسلام ( شولون ) است . دهشيري ،ترجمه قرآن به فرانسه و فرهنگ فرانسه به فارسي را هم به زير چاپ دارد.
اي كه گويي به جهان بر دل ما جا تنگ است
تنگي از جان نبود ديده اعمي تنگ است
پيش ما در دل هر ذره جهاني است عيان
گر چه بر تنگ نظر عرصه دنيا تنگ است
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

داستانهاي خردمندانه پارسي : مهدي آذريزدي ، ترجمه شيرين افروز، پاريس  ، 2005 م ، رقعي ، 152ص.
اخيرا و با موافقت و همراهي آذريزدي و پيگيري پيام شمس الديني ، گزيده اي از داستانهاي شيرين وروان آذر به كوشش شيرين افروز هنرمند نقاش و مجسمه ساز ايراني كه سالهاست مقيم اروپا و فرانسه است ، به زبان فرانسه برگردانده شده است، شوق و ذوق افروز و پيگيري هاي او در سفرهاي چندي كه به ايران و يزد از سال 1378 تاكنون داشته است ، سرانجام منجر به چاپ اين كتاب شد ، داستانهاي خردمندانه پارسي دومين اثر آذريزدي است كه به زباني ديگر ترجمه مي شود. پيش از اين گزيده داستانهاي او توسط يك ژاپني ساكن آمريكا به ژاپني ترجمه شده بود.
مجموعا در اين كتاب ، بيست داستان از شش جلد قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب ، گزينش پيرايش و پردازش شده است: چنانكه همگان مي دانند اين دوره خود برگرفته از متون مهم و معتبر زبان و ادب پارسي ، مترجم در پايان كتاب براي خوانندگان فرانسوي شرح كوتاهي درباره هر كدام به ترتيب زير داده است: 1- مثنوي مولوي 2- سند باد نامه 3- قابوس نامه 4- گلستان و ملستان 5- داستانهاي شيخ عطار 6- مرزبان نامه .
افروز ، سپس چكيده و از زندگي اجتماعي و ادبي آذريزدي را در چند سطر توضيح داده است.
زيبايي كتاب به غير از بهره وري از داستانهاي كوتاه ايراني ، بهره وري از هنر طراحي و نقاشي مترجم در افزودن نقاشي هاي زيبا ساده و گويا اين هنرمند است ، از آنجا كه زبان كتاب ساده و در بردارنده داستانهايي نزديك به فرهنگ ايراني است ، براي آموزندگان زبان فرانسه مي تواند سودمند باشد. افروز عقيده دارد تا دگر باره بخشي ديگر از داستانهاي او كه دركتابهاي "قصه هاي تازه از كتابهاي كهن" ، "پنج افسانه " و غيره آمده به زبان فرانسه برگرداند. به اميد روزي كه داستانهاي آذر به زبان انگليسي كه فراگيرترين زبان جهان است در آيد.
عنوان كتاب به فرانسوي چنين است:‏
Contes persons de sagessee ,medi azar yazdi, traduitet illustre par sherine afrouz paris lharmattan, 2005 . 125 . p‎
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

محبت تنها گلي است که در همه جا مي رويد ,در ميان سنگ هاي خارا ,دربيابان ,در کوير و حتي در شوره زار .

محبت رود زلالي است که همه جا مي تواند جاري شود,در خانه هاي تک تک مردمان اين جهان پهناور و غريب ,در کوچه هاي تنگ و تاريک کينه ها ,در سنگلاخهاي بي اعتمادي و حتي در صحراهاي سوزان و باير .

محبت تنها کلمه اي است که همواره جاويد است و مي ماند ,بر سر زبانها ,در دل مردم هر ديار و در قلب همه انسانهايي که به زندگي مهر مي ورزند و اميد دارند .

و محبت بذري بود که آن زن مهربان بيرجندي ,سالها پيش در کوچه ما افکنده و سبز شده و باليده بود وچونان سايه گستر بود که هفته پيش همسايگان در سايه سار تنومند آن درخت ,به نيکي ثمره ان بذر را ديدند وآن زماني بود که فهميدند آن باغبان مهربان ديگر در ميانشان نيست ,از آن دم بود که همچون عزيز از دست رفته خود ,برايش گريستند و در سوگ او بر   سر و سينه زدند .و تا زنده اند ياد او و محبت هاي او را هيچ گاه از ياد نخواهند برد ,که محبت چشمه ساري هميشه جاويد است .
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

گفتیم که یزد باستانی با آن پیشینه غنی تاریخی وفذهنگی خود حیف است که دانشنانمه ای شامل کلیه اطلاعات تاریخی جغرافیایی نداشته باشد .خوشبختانه سالیان پیش به همت استادان برجسته دانشگاه یزد مانند دکتر ملک ثابت -دکترجلالی پندری- دکترالهام بخش -دکترمحمدرضا اولیا-درشورای فرهنگ عمومی کلیات این طرح بررسی وتصویب شده است واکنون همت دولتمردان یزد را می طلبد که با فراخوان مجدد اعضای هیات علمی وهیات امنا که به تایید مدیران قبلی استان رسیده است این طرح مهم آغاز بکار کند.دانشنامه یزد بنیادی ترین پژوهشی استان یزد خواهد بود.

درباره اهمییت آن باز سخن خواهم گفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

حدود ۱۶سال ازنخستین پیشنهاد اینجانب به استانداروقت درباره تدوین دانشنامه یزدمی گذردوعلی رغم قول مساعدی که داده شد وبعدها مفصلا درشورای فرهنگ عمومی استان بحث شد هنوز به نتیجه دلخواه نرسیده است. امید که دولتمردان جدید با درنگی شایسته درباره اهمییت این موضوع آن رادردستور کار خود قرار دهند .اینجانب کماکان آماده همکاری ودفاع از ضرورت آن هستم. دوستداران فرهنگ وتاریخ یزد نیز می توانند دراین باره یاور مسئولان باشند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

امروز فرصت خوبی دست داد تا به همراه دوستان خوب میبد مانند آقایان محمدحسین رافی .محمدحسین مصطفوی  وخادم الحسینی از این شهر تاریخی وزیبا دیدن کردم .حیف است که درباره این شهر کارهای پایه ای وپژهشی وجود ندارد ای کاش میبدیها بیش ازاین تلاش کنند.

     کهن دیارمیبد همیشه برفراز باد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

  ۱  همین امروز ترجمه داستانهای آذریزدی به فرانسه رادیدم .بالاخره پیرمرد پایش به فرانسه هم باز شد.پیش ازاین داستانهایش به ژاپنی ترجمه شده بود.خانم شیرین افروز نام این کتاب را داستانهای خردمندانه فارسی نهاده است .دستش درد نکند.کتاب چاپ ۲۰۰۵ درپاریس است  وبرگزیده ای از قصه های خوب برای بچه های خوب است. 

۲-روز ۲۵ دی برابر روز درگذشت احمد مدیر سردبیر شیرکوه است .این روزنامه سالهای ۱۳۰۱تا۱۳۲۱دریزد چاپ میشد .مدیر از دوستان فرخی یزدی وازنویسندگان توانابود .یادش گرامی باد.درباره بنگرید به کتاب یزد یادگارتاریخ از حسین مسرت.ص ۵۰۵-۵۱۶.

۳-روز۲۶دی برابر است باسالروز درگذشت دکتر سیدضیاالدین دهشیری (سها) ازشاعران ومترجمان خوب ادبیات  فرانسه آثاراو نزدیک به ۳۰ کتاب است.درباره اوبنگریدبه یزدیادگارتاریخ ص ۳۷۵-۳۹۴.  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

به نام خدای آزادی                                                       

پس ازکوششی بیست ساله همراه یاری همشهریان          

ودیگر نویسندگان وصاحب نظران موفق به تدوین زندگی 

نامه بهترین وپاکباخته ترین فرزند دیار کویری یزد یعنی

فرخی  یزدی شدم.             

   دوست دارم  برحقیر منت نهاده وبا ارایه نظرات

خود مرا یاور باشید این کتاب  (( پیشوای آزادی )) نام دارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

 تذکره شعراي اردکان :اسماعيل ثقفي ,اردکان :آرتا کاوا ,1384 ,وزيري ,256ص ,مصور.

اردکان که زماني آن را يونان کوچک مي خواندند ,همين چند روزه صاحب تذکره اي از شعراي اردکان شد که به همت شاعر معاصر آن ديار ,اسماعيل ثقفي گردآوري و تدوين شده است ,پيش از اين چندين مجموعه شعر از شعراي آن سامان به نامهاي :رنگين کمان عشق (1372) ,ياسهاي احساس (1379) ,عاشقانه ها (1381) همگي به کوشش رضا شاکر اردکاني و « به رنگ ارديبهشت » (1381) به کوشش انجمن باران چاپ شده بود ,اما اين بار به همت ثقفي جنگي از شعراي اردکان از عهد صفويه تاکنون ,شامل مختصري در شرح احوال و آثار و برگزيده اي از بهترين سرودهاي آنان يکجا گرد آمده ,دفتر نامبرده که طراحي و صفحه آرايي خوب سامان يافته ,شعر زندگي 81 تن از شاعران نامي اردکان را در خود دارد .هر چند گردآورنده در ديباچه اشاره ننموده ,اما با توجه به اينکه بيشتر شعراي اين کتاب از شعراي معاصر اردکان هستند ,مي بايد شرح حالها و اشعار آمده ,دست اول باشد و از اين بابت کاري است ستودني و به ياد ماندني .

نام و نشان و شعر برخي از شاعران حتي در تذکره هاي شعراي يزد (عباس فتوحي )و سخنوران يزد (اردشير خاضع) نيامده و چه خوب خواهد بود گردآورنده در چاپ بعدي ,فهرست مندرجاتي در آغاز کتاب قرار دهد و ذيل شرح هر شاعر به غير از ذکر منبع به شيوه علمي ,منابع ديگري نيز براي تحقيق بيشتر را معرفي کند تا کتاب از حالت جنگ گونه تبديل به دانشنامه شاعران اردکان شود و نمايي از تاريخ ادب و فرهنگ ان ديار باشد .شرح حال سخنوران ناموري چون :فرساد ,صدارت (نسيم)و گلشن (ايرانپور)را مفصل تر از اين بياورد و يادي هم از آقا سيد احمد اردکاني بنمايد که اشعارش در تذکره شبستان (ص 578) و تذکره منظوم رشحه (ص 15) درج است .

اميد که شاعران و نويسندگان ديگر شهرستانهاي استان يزد,همت به گردآوري تذکره شعراي شهرستان خود بکنند تا راه براي تدوين تذکره جامع شعراي استان يزد هموار گردد .بي گمان شهرستانهايي مانند :ابرکوه ,بافق ,طبس و ميبد با توجه به غناي تاريخي و فرهنگي خود مي توانند صاحب تذکره هايي ارزنده باشند .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

دکتر محمد علی اسلامی ندوشن با اشاره به اين مطلب که عنوان اين سخنرانی از بيت

«وجود ما معمايی‏ست حافظ        که تحقيقش فسون است و فسانه»

اقتباس شده است.درباره اين بيت گفت:  حافظ تقريبا در اين بيت تمام فلسفه وجودی خود را خلاصه کرده است.

دکتر اسلامی ندوشن گفت: فسون و فسانه در حقيقت کاری بی ‏ثمر است که تحقيقی درباره آن نمی ‏توان کرد و معمايی است که نمی ‏‏توان آن را کشف کرد. در حقيقت بايد گفت که اين تنها معمای حافظ نيست بلکه معمای ايران و تا حدی کل بشريت است. يعنی انسان هيچ وقت به راز بزرگ آفرينش پی‏ نخواهد برد، بنابراين، اين راز هميشه برايش به صورت معما باقی می ‏ماند. چرا که در زندگی انسان يک سلسله مسايل متناقض وجود دارند که انسان در حل آنها می ‏ماند.

"اين انديشه کهن در ايران باستان به نوعی مطرح بوده است. آنها برای آنکه موضوع را حل کنند کارهای جهان را بر دو نوع نيک و شر می ‏دانستند که نماينده خوبی ها اهورامزدا و نماينده بدی ها اهريمن بود. می ‏‏توان گفت اين ديد، واقع ‏بينانه ‏ترين ديد مذهبی‏ای بود که در جهان باستان به وجود آمد. اما اين تقسيم ‏بندی بدين صورت باقی نماند، چون اديان توحيدی نوع ديگری اين مساله را بيان کردند، يعنی همه‏ چيز زاييده و ناشی از مشيت آسمانی است، اما اين ديدگاه باعث شد که بحث ادامه يابد و سراسر ادبيات فارسی دستخوش اين بحث است که چرا بايد بدی ها وجود داشته باشند؟

او در تبيين تفأل زدن به ديوان حافظ گفت: به دليل هاله عجيبی که پشت کلمات حافظ وجود دارد و موسيقی کلمات، به او لسان الغيب گفته ‏اند و به همين جهت می‏‏ توان با ديوان او فال گرفت. در اشعار او چيزی وجود دارد که خواننده را قانع می ‏کند که مطابق با نيت اوست. حافظ غيبگو نيست اما زاويه و گوشه ‏ای از زندگی را لمس کرده و بيان می‏ کند. اين مساله با هاله ابهامی که در اطرافش وجود دارد شخص را قانع می‏ کند که از ديوان او پاسخ گرفته است. اما ديگر آثار بزرگ زبان فارسی با تمام اهميتی که دارند، اين خاصيت چند پهلو بودن و ابهام را ندارند.

"اين ابهام زاييده تاريخ ايران است و حافظ کل تاريخ ايران را در غزلياتش گنجانده است. در واقع می‏توان گفت ديوان حافظ کم حجم ‏ترين و کوچک ‏ترين کتابی است که در دنيا نوشته شده، اما مطالب بسياری در خود جای داده است. حافظ در اين غزليات بر زندگی انسان انگشت می‏ نهد. بنابراين هر گوشه‏ ای از زندگی که مدنظر باشد، حافظ جوابی برای آن دارد، در عين حال که هيچ جوابی به ما نمی‏دهد چون موضوع آن معماست و حل شدنی نيست. تنها تسکين خاطری می ‏دهد که اين تسکين خاطر با کمک موسيقی کلمات می‏‏تواند مطلبی عادی را دلنشين کند. فقط موسيقی و هاله‏ای از کلمات بودند که توانسته ‏اند غزليات او را در بعدی قرار دهند که برای خواننده گيرا باشد و جذابيت داشته باشند.

دکتر اسلامی ندوشن درباره برخی ابعاد پيچيده شخصيت حافظ گفت: حرف تازه‏ ای در ديوان حافظ به چشم نمی‏ خورد و تمام آن حرف ها را به نحوی می ‏‏توان در آثار عطار، فردوسی، سنايی، عراقی، سعدی، مولانا و متون منثور و منظوم يافت. اين از عجايب است که فردی که تقريباً هيچ حرف تازه‏ ای نزده، توانسته است خود را بر فراز حرف های ديگران قرار دهد به صورتی که مردم حرف های ديگران را فراموش کنند و تنها به صحبت‏های او توجه کنند. اين ويژگی تنها مختص حافظ است. حافظ در دوره انحطاط تاريخ ايران می‏ زيسته است، حال آنکه معمولاً آثار بزرگ در دوران شکوفايی تاريخی پرورده می ‏شوند. او در دوره انحطاط، در گوشه ‏ای از فارس، در دوره خاندانی گمنام که به لطف او شناخته شده ‏اند و با وجود انواع و اقسام مشکلات حقيقتا «کسب جمعيت از آن زلف پريشان» کرده است. از همه مهم‏ تر اينکه او هم مطرود انديشه‏ هايی که با او زيسته ‏اند و سال ها از ديوانش فال گرفته ‏اند نيزهست.

مولف کتاب ماجرای پايان‏ ناپذير حافظ در توضيح دنيايی که در ديوان حافظ تصوير می‏شود يادآور شد: حافظ توانسته است در اشعارش دنيايی ورای دنيای محسوس ايجاد کند. آن هم دنيای خاصی است که در عين زمينی بودن، فرا زمينی هم هست. او تقريباً در اشعارش اعمال محسوس انسانی را بيان می‏ کند اما طرز بيان و ترکيبات او طوری است که نوعی حالت فرازمينی ايجاد می ‏کند و خواننده احساس می‏ کند که با عالم ديگری سر و کار دارد و اين سبک خاص گويندگی حافظ است که اکسير و جادويی خاص کلام دارد. او اين اکسير را در کلمات می‏ ريزد و می‏تواند اين دو ترکيب متضاد زمينی و آسمانی را در کنار هم بگذارد و با اين کار موضوع را تکميل کند. چون انسان نه می‏خواهد زمينی زمينی باشد و نه می‏ تواند آسمانی شود. اين جزو آرمان زندگی‏اش است که از شرايط محدود زمينی کنده شود و به بالاتر برود. اما اين يک آرمان است چون واقعيات انسان تحت شرايط زمينی خودش شکل می ‏گيرد. بنابراين هميشه انسان بين دو قطب زمينی و آسمانی خود در نوسان است.

"انسان نه تنها زمينی است و نه تنها آسمانی. بلکه مخلوطی از هر دو است که البته درجات آن فرق می ‏کند و در برخی از افراد يکی از اين دو بعد افزونی می‏ گيرد. اما به طور خالص نه هيچ کس کاملاً زمينی است و نه کاملاً آسمانی. حافظ توانسته‏ اين وضعيت را در اشعارش به خوبی نشان دهد."

دکتر اسلامی ندوشن واژه‏ های کليدی شعر حافظ را پير مغان، راز، رند و مفهوم عشق دانست و در باب «راز» اظهار داشت: خلقت و زندگی انسان اصولا معما و راز است. راز آن چيزی است که انسان را در برابر يک دانستن، متوقف می‏کند. انسان وقتی نمی ‏داند نام آن را راز می ‏نهد. اما اين راز بسيار از نظر حافظ هم مهم است و در عرفان ايران نيز بسيار پرورده شده‏ است. راز برای حافظ از اين جهت اهميت دارد که هستی انسان در گرو رازی است که نبايد به ترکيب آن دست زد.

او در توضيح دلايل تکرار «پير مغان» در اشعار حافظ گفت: پير مغان هيچ فرد خاصی نبوده و هيچ شخصی در دوران حافظ وجود نداشته که بتوان به او عنوان پير مغان داد. او يک فرد فرضی است. پير مغان قبل از حافظ در اشعار عطار و سنايی هم آمده است، اما هيچ ‏کس مانند حافظ تا اين حد به تکرار اين ترکيب نپرداخته است. پير مغان نماينده کل فرزانگی ايران کهنسال است که از آغاز آنچه ما درباره انديشه ايرانی می ‏دانيم، پيش آمده و در فردی فرضی، تجسم پيدا کرده است که آن را پير مغان ناميده ‏اند. پير بودن يعنی تمام تجربيات جهانی را در خود جمع کرده و منبع يک سلسله تجربه است و ديگر اينکه وابسته به مغان است يعنی کهن‏ ترين دوران ايران. بنابراين وقتی حافظ تمام سرنوشت دانستگی هايش را به پير مغان نسبت می‏ دهد، می‏ خواهد بگويد که کل اين دانستگی ها را مديون فردی هستم که تمام تجربه عمر دراز ايران را در خود جمع کرده است. البته او نامی از ايران نياورده، بلکه مقصود او کل ميراث اين کشور و زبان فارسی است.

مؤلف کتاب تأمل در حافظ درباره مفهوم رند در ديوان خواجه اظهار داشت: رند کسی است که فريب نمی ‏خورد چون همه چيز را درک کرده و به اصل قضايا و جريان ها واقف است. حافظ نيز به اين جهت در ديوانش به رندی خود افتخار می ‏کند. رند فردی است که برخلاف متعارف عمل می‏کند و آنچه ديگران باور دارند، باور نمی ‏کند. اگر تمام لذايذ مادی را از دست بدهد به اين شاد است که رند است چون به اصل تمام وقايع پی برده است. دلخوشی خاص رند به اين است که آنچه ديگران نمی‏دانند، او می ‏داند. بنابراين نوعی ارشديتی که رضايت نفس ايجاد می‏کند، برای خود قايل است.

او درباره تقبيح ريا در انديشه‏ های حافظ تصريح کرد: جنبه اجتماعی حافظ که به شهرت او کمک کرده و به کارش وزن بسيار بخشيده، مساله مبارزه با ريا است. او دست بر روی درد اصلی جامعه ايرانی نهاده که اسير ريا شده است. جامعه ايرانی نمی‏خواسته تا اين حد رياکار باشد، اما ناگزير بوده در برابر دشمن بيرونی يک زره رنگ بر تن خود کند تا بتواند از تعرضات بيرونی در امان بماند. حتی خود حافظ ناچار بوده که به صورت ريايی، ريا بورزد، چون در غير اين صورت کشته می‏شد. پس در حقيقت حافظ از موضوع ريا تجربه دست اولی داشته و به همين دليل است که اين قدر از آن حرف می ‏زند و می ‏نالد. هر چند آن ريايی که حافظ با آن می ‏جنگد در طی اين سال ها در خوانندگانش ادامه يافته است.

دکتر اسلامی ندوشن در پايان اين نشست با بيان اين مطلب که معمای حافظ تا بشر وجود دارد، حل ‏نشدنی باقی خواهد ماند در اين ‏باره گفت: معمای حافظ حل نشدنی باقی خواهد ماند، چون فاصله عميق بين آنچه انسان می‏ خواهد و آنچه به دست می‏آورد، معما ناميده می‏شود. پس بدين جهت تا زمانی که اين فاصله وجود دارد حافظ باز هم خواننده خواهد داشت و مردم هميشه به دنبال اين خواهند بود که پاسخ های خود را از لابه‏ لای اشعار او بيرون بکشند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

تازه ترین شماره فصلنامه هستی چاپ ونشر یافت.

هستی،این روزها زبان گویای یکی از دردمندترین انسانهای زمانه ما دکتر اسلامی ندوشن شده است .هرآنچه در نظر نکته سنج این جامعه شناس واین انسان فرهنگ مدارخوب وبد جلوه می کند.چون آینه بازمی تاباند.هستی حتی اگر از دیروزهم سخن می گویدبه تازگی سخن هایی است که امروز باید شنید.سرآغازش کلامی از خود اوستکه چون ازدل برآمده،لاجرم بر دل می نشیند.نویسندگانش همه از جنس اویند.آگاه،فرهیخته،فرزانه ودردآشنا. هستی حکایت فرهنگ ووجامعه این روز ماست دکتر اسلامی دربخش یاداشتها،دست بر روی نقاط مشترک ودردمشترک همه ما ایرانیان درراه شناخت وپاسداری ازهو یت فرهنگی ایران می گذارد.بینش گذشته نگر وآینده بین دکتر اسلامی به اواین توان رابخشیده است. هستی دربخش پایانی خود از بیان دکتر اسلامی ،ازکسانی یاد می کند که برای سربلندی وپیشرفت وشکوفایی جامعه ایران زحمت کشیده واکنون به سرای جاودان شتافته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

بربال خاطرات(۱)

من دفترکهنهء خاطراتم را که روکشی از برگ گل اطلسی دارد.درقاب چشمانم گذاشته وبه دیوار شیشه ای قلبم آویخته ام .

بربال خاطراتم فانوسهای سبزی می آویزم تا در آسمان آبی و بیکران احساسم به پرواز درآیند وبرزورق طلایی خاطراتم تنها گل سرخی می گذارم تا در بیکرانهء اندیشه ام سوار بر موجهای احساس و عاطفه

به سوی افقهای امید گام بردارند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

مجموعه سخنراني ها و مقالات تحول در توسعه استان يزد  : نظام الدين مكيان و ديگران ، يزد : مؤسسه مديريت و مهندسي توسعه استان يزد، 1381، 3 جلد، 207+297+436 ص .
به همت استانداري و سازمان مديريت و برنامه ريزي استان يزد در روزهاي 30 و 31 ارديبهشت 1383 ، همايش تحول در توسعه استان يزد در شهر يزد برگزار شد.
برگزاري اين همايش آن هم با محوريت اشاره شده ، نشان از حسن ظن و  توجه پيشنهاد دهندگان و برگزار كنندگان نسبت به موفقيت اقتصادي و رو به رشد يزد دارد.  بي گزافه شهر يزد با توجه به توانمندي مديران اقتصادي خود توانسته در بين استانهاي ايران ، همواره بالاترين درصد رشد را داشته باشد و چنان اين توانايي نمود دارد كه سرمايه گذاران يزدي نه تنها در يزد بلكه در استانهاي هموار و حتي تهران سرمايه خود را به كار مي اندازد .
قول تأييد نشده نيز حكايت از حضور بنگاههاي يزدي در استراليا و كانادا و دبي دارد.
برگزار كنندگان خوشبختانه در سرعتي قابل قبول ، مجموعه مقالات و سخنراني ها را گرد آوري ، استخراج و چاپ نموده اند.اما مهمترين هدفي كه مي تواند فراروي برگزار كنندگان و برنامه ريزان اقتصاد و مديريت كلان يزد باشد ، اجراي راهكارها و راهبرد هايي است كه توسط محققان ، خبرنگاران و متخصصان شركت كننده در همايش ارائه شده است وگرنه صرف برگزاري همايش و سخنراني و چاپ گفتارشان، دردي را از جامعه يزد دوا نمي كند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  | 

کنکره شعر كوير: افسانه نوري ، يزد: شوراي شعر و ادب استان يزد، 1384، رقعي 152 ص، مصور/ كنگره شعر روستا : افسانه نوري ، يزد: شوراي شعر و ادب استان يزد، 1384، رقعي ، 120ص، مصور.
اخيرا به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان يزد و با همراهي شوراي شعر و ادب استان يزد و انجمن شعر و ادب شهرستانهاي ابركوه و مهريز ، دو دفتر از اشعار كنگره سراسري شعر كوير كه در فروردين 1384 در شهرستان ابركوه و كنگره شعر روستا كه در ارديبهشت 1384 در شهرستان مهريز با شركت مهمانان و شاعران استان يزد برگزار شده بود ، چاپ شده است. ‏
كتاب نخست زاييده انديشه و ذوق مردان و زنان كوير است كه هرچند در زمين خشك و سترون زندگي مي كنند، اما دلي دریایی وآبی دارند.اینان کویرانه مظهرپوچی وهیچی که محل رشدنسل هاوآموزه ها میدانند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت   توسط حسین مسرت  |