تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

متن ذيل برگزيده ای است از مصاحبه ماهنامه
(( کتاب ماه ادبيات و فلسفه ))‌ با دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن
سوالات حذف شده و فقط پاسخها آمده است
در مرز دو فرهنگ...............................................................................................
ــــ نه ساله بودم که پدرم فوت کرد و حوادث طوری جريان يافت که تقريبا روی پای خودم جلو بيايم.خوشبختانه ثروت مختصری که خانواده ما داشت ، کمک کرد تا بتوانم درس بخوانم و يک زندگی متوسط داشته باشم. اين ، همان بود که من طالب بودم : نه فقر ، نه ثروت ، يک
زندگی در حد احتياج.
ــــ گاهی مسائل بسيار جزئی هم انسان را به جاهايی می کشاند.

ــــ ادبيات تنها کلاس و يک حوزه معينی نيست. يک سلسله معلومات و محفوظات متعين
نيست ، بلکه يک جهان گسترده است ، يک جهان بيرون است و در ارتباط با زندگی حرکت
می کند ، در ارتباط با تاريخ و سرشت انسان. بنابراين يک فضای باز لازم دارد.

ـــــ همواره عقيده ام بر اين بوده که سعادت انسان در اين است که گرايشهای درونی اش با شغلش همخوانی داشته باشد.

ـــــ مسئله سفرنامه نويسی برمی گردد به کنجکاوی انسان نسبت به مسائل بشری. ارضاء
کنجکاوی نياز به تنوع ، به ديدن مناظر مختلف دارد که در سفر به دست می آيد. ذهن
می تواند از طريق سفر تغذيه شود.

ـــــ سفر ، مشاهد است ، آدم می بيند و آن چيزهايی که در نظرش يادداشت کردنی می آيد ،
يادداشت می کند و آن چيزهايی که گفتنی است انتخاب می کند ، بعد روی کاغذ می آورد.
البته ارزش آن در اين است که آدم بتواند نکات خاص را بيرون بياورد که به نوعی ارزش شنيدن برای ديگران داشته باشد ، و گرنه هر ديدنی ، نوشتنی نيست.

ـــــ ذکر جزئيات در روش نگارش ايرانی خيلی کم بوده است.... فرنگيها بر عکس ، جزئيات را
ذکر می کنند. ما بيشتر به کليات می پردازيم....بايد آدم بتواند وارد جزئيات بشود تا بتواند روح مشاهدات را بيان کند.

ـــــ از آندره ژيد سوال کردند ، مهم ترين شاعر فرانسه کيست ؟ گفت : (( افسوس : ويکتور
هوگو )) من هم با افسوس بايد بگويم (( هنوز هدايت )) . اين را هيچ وقت با جزميت
نمی گويم چون هيچ وقت ديگران را نخوانده ام.... هدايت در زمان خودش توانست مطرح شود.
او يک موجود استثنايی بود ، نه تنها از جهت آثاری که باقی گذاشت ، بلکه به عنوان يک شخصيت.

ـــــ بوف کور به جای خودش کتاب مهمی است تقريبا تاريخ ايران است.

ـــــ افرادی که از طريق هنر بشری خود را عرضه می کنند ، در سلک پيامبران هستند.

ـــــ من گمان می کنم که موضوع پيام آوری خيلی مهم است. يعنی کسی که بتواند به عمق زندگی بشری چنگ بزند و چيزی از آن بيرون بياورد و جلوی چشم مردم بگذارد.

ـــــ فردوسی و حافظ حوزه عميق تر ، وسيع تر و نهانی تری ، يعنی قعر زندگی ايرانی را
گرفته اند.... فردوسی يک دوران (( سرفرازی )) و حافظ يک دوران (( پر شکسته )) را
می سرايند.... فردوسی هم فرهنگ باستانی ايرانی را در خود جای داده ، هم سرچشمه فرهنگ بعد از خود شده است. يعنی تمام آثار مهم زبان فارسی که بعد از شاهنامه در زمينه
شعر ، نثر يا تاريخ به وجود آمده اند ، تحت تاثير شاهنامه اند.

ـــــ مولوی.... از زمين مقداری بالا تر حرکت می کند. در زندگی عادی نمی توان
دستورالعملهای او را پياده کرد و با آن زندگی کرد ، ولی کل آرمانهای بشری را می توان در
آن باز يافت.

ـــــ حافظ... لايه زيرين روح ايرانی را بيرون آورده است و سعدی ، که معلم زندگی بوده و معلم عشق است. برجسته ترين خصوصيت سعدی ، حتی برجسته تر از اخلاقيات ، اين است که
معلم عشق است.... انسان سعدی يک انسان ايدالی نيست مثل انسان مولوی. يک انسان
ممکن است. سعدی به مردم می گويد کوشش کنيد بر جای بمانيد و از آنچه هستيد بهتر
بشويد.

ـــــ هيچ چيز تا زمانی که به سرنوشت خود انسان برخورد نکند ، کسی به آن علاقه نشان
نمی دهد. خواندن هر کتاب ، هر سطر شعر ، ديدن نقاشی يا هر چيزی بايد به نوعی با
رشته ای به زندگی و سرنوشت شما ارتباط پيدا کند تا به آن علاقه نشان ديد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت   توسط حسین مسرت  | 

یکی از دوستداران کویر این شعر واره حقیر را البته بدون نام در وب سایت ایرانیکا گذاشته .اولا "خرسندم از اینکه مورد پسند واقع شده .دوم انکه چرا بدون نام است. سوم آنکه شاید یکروزی کسی بپرسد از کیست .بدین دلیل عکس آن را از ایرانیکا آوردم.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت   توسط حسین مسرت  | 

                                                              

رهاورد ديدار: يدا... جلالي پندري، يزد: انجمن شعر و ادب يزد، 1384 رقعي، 368 ص.‏
سرانجام و پس از سال ها کوشش دوستداران دکتر محمدعلي اسلامي ندوشن، نويسنده نام آور و درد آشناي معاصر ايران، به بار نشست و توانستند نه آن گونه که شايسته نام و نشان دکتر اسلامي، بلکه در خور توان اندک خود، همايش آبرومند و باشکوهي در يزد در بزرگداشت ايشان در دو شهر يزد و ندوشن با عنوان "ديدار دوستانه" برگزار نمايند. ديداري که در ارديبهشت 1384 رخ داد و در سه روز برگزاري آن که به همت انجمن هاي فرهنگي، هنري و غيردولتي يزد، مانند گروه پاژنگ، کانون انديشه سبز، انجمن شعر و ادب يزد، انجمن نمايش، خانه نمايش، البته با مساعدت و همگامي صميمانه علي غياثي ندوشن، مدير کل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي يزد ترتيب يافته بود. هزاران نفر از دوستداران نثر و قلم  آثار او به ديدارش آمدند. صدها دانشجو چون پروانه به  دور شمع وجودي حلقه زدند و دوست داشتند از نزديک کسي را ببينند که نثر زلال و شيواي او، معيار نثر پارسي کنوني است. او که از ايران مي گويد، او که از "زندگي و مرگ پهلوانان در شاهنامه" مي گويد. او که "تأملي در حافظ" دارد، دل نگران سرنوشت "حقوق بشر در جهان سوم است"، "نوشته هاي بي سرنوشت" او چون "بهار در پاييز" است و "يگانگي در چند گانگي" را مي جويد و "باغ سبز عشق" و "نامور نامه" را دوست دارد.‏
همزمان با روزهاي ديدار، کتابي با عنوان "روشن تر از روشن" که حاوي نقد و نظرها درباره زندگي و آثار دکتر اسلامي بود و پيش از آن در نشريات گوناگون چاپ شده بود به کوشش نگارنده گردآوري و در دسترس شرکت کنندگان قرار گرفت.‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت   توسط حسین مسرت  |