تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

استاد مهدي آذر يزدي

سالهاست كه كودكان و نوباوگان ديروز و امروز ايران با نام مهدي آذر يزدي آشنايند. نامي كه با رؤياها و خاطرات خوش كودكي آنها، همراه شده و با نام قصه هاي ايراني پيوند خورده است. اين نام همان قدر براي كودكان و نوجوانان آشناست كه براي بزرگان و اهل قلم، زيرا زماني با «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» و «مثنوي بچه خوب» او همگام و صميمي بودند و چون به نوجواني پا گذاردند با «شعر قند و عسل» و «قصه هاي تازه از كتابهاي كهن» او دمخور شدند. در نوجواني هم با خواندن «خودآموز عكاسي» و «خودآموز شطرنج» او به جواني پاي نهادند و در بزرگي و ميانسالي با چاپ و تصحيح بسيار وزين «مثنوي معنوي مولوي» روزگار را به سر مي برند.
بي گمان نقشي كه آذر يزدي در پي ريزي نثر روان و كودكان در نثر معاصر از لحاظ آشنايي كودكان و نوجوانان با ادب غني و پربار پارسي داشته انكار ناپذير است. اكنون كه با نام و جايگاه آذر يزدي در ادب معاصر آشنا شديم، نگاهي گذرانيز به زندگي و آثار او مي اندازيم.
مهدي فرزند علي اكبر رشيد به سال 1300 ش در محله خرمشاه يزد در خانواده اي كشاورز به دنيا آمد، پدرش به دليل باورهاي مذهبي خود نگذاشت تا او به مدرسه برود. از اين رو تا اوان جواني تنها از پدر خويش مختصر سواد خواندن و نوشتن و از مادر بزرگ قرآن را ياد گرفت و بيشتر روزگارش به كار رعيتي و كشاورزي مي گذشت.
در جواني راهي به مركز شهر جست و با كار در كارگاه جوراب بافي و سپس كتابفروشي يزد، با دنياي كتاب آشنا شد. دو سال در «كتابفروشي يزد» كه خود در بازارخان به راه انداخته بود به كار مشغول بود. سپس براي پيوستن به جمع دوستداران دانش و علم راهي تهران شد. بيش از پنجاه سال در تهران به كارهاي مختلف حروفچيني و غلط گيري مطبعي و كتابفروشي و حتي عكاسي پرداخت و امرار معاش كرد.
آذر يزدي در همين آمد و رفت ها به ويژه كار در چندين مؤسسه مطبوعاتي معتبر، بيش از سي جلد كتاب را چاپ و منتشر كرد كه به غير از دوره هشت جلدي «قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب» و دوره ده جلدي «قصه هاي تازه از كتابهاي كهن» مي توان به كتابهاي: مثنوي بچه خوب، شعر قند و عسل، خاله گوهر، گربه تنبل، گربه ناقلا، دستور طباخي و خانه داري (به عربي هم ترجمه شده است)، خودآموز عكاسي، خودآموز شطرنج، لبخند، قصه هاي ساده، ياد عاشورا، چهل حديث، قصه هاي پيامبران و سرانجام هم تصحيح مثنوي معنوي مولوي اشاره كرد كه بيشتر اين آثار بارها تجديد چاپ شده است.
همچنين ايشان چندين كتاب ديگر در دست تأليف دارد كه اميدواريم به زودي راهي بازار كتاب شود. اين كتابها عبارتند از: جلدهاي نهم و دهم قصه هاي خوب براي بچه هاي خوب، فرهنگ يزدي، مكتب خانه، جنگل مولا و دوره جديد قصه هايي ديگر از ادب پارسي.
آذر يزدي خوشبختانه چند سالي است به زادگاه خود برگشته و قصد آن دارد تا با فراغت و آسايشي كه اخيراً برايش فراهم گشته، هم به نگارش وتدوين كارهاي انجام ناشده اش بپردازد و هم به تاليف آثار جديد دست يازد. عمري طولاني و پربركت برايش آرزو داريم.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت   توسط حسین مسرت  | 

حسين مسرت

آن بيست نفر

  بررسي نقش دانشكده معماري و شهرسازي يزد در حفظ و احياي مواريث فرهنگي
يكي از مهم‌ترين اهدافي كه در جهت ايجاد و پي‌ريزي هر واحد آموزشي و فرهنگي در هر منطقه وجود دارد، مسئله گسترش و پيشبرد امر فرهنگ و دانش بشري است. حال اگر اين واحد آموزشي سنخيتي با مسائل تاريخي و فرهنگي داشت كار از ارزش و اعتبار بيشتري برخوردار است.

  در سال 1367 و پس از سال‌ها چشم به راهي مردم يزد، نخستين كلاس‌هاي آموزشي دانشگاه يزد بر روي مشتاقان علم و فرهنگ گسترده شد. در پي ايجاد دانشگاه يزد، دانشكده‌هاي مختلف نيز پا گرفتند و آنچه بيش از همه به واسطه پيشينه تاريخي و فرهنگي چند هزار ساله يزد مهم مي‌نمود، ايجاد دانشكده‌اي بود كه تجارب چندين قرن شهرسازي و معماري يزد را در دسترس جويندگان معماري سنتي و اصيل ايران قرار دهد.
آنچه در طول سال‌هاي متمادي همگان بر آن معترف بوده و هستند: غناي معماري و بافت تاريخي شهر يزد است كه زماني آن را در رديف دومين شهر تاريخي جهان قرار داد. شهري كه به واسطه دور بودن از پايتخت‌ها و مراكز قدرت كمتر مورد تهاجم و آسيب بوده است. بافتي دست نخورده و سالم و در عين حال درس ‌آموز براي آيندگان دارد. هر چشمه‌اش كرشمه‌اي دارد براي دوستداران هنر معماري، هر صفحه‌اش ورقي است از معرفت معماران معتقد و مؤمن، معماراني كه تنها به اتكاي خود و عقل سليم نقش‌هاي گونه‌گون و اسليمي زيبايي مي‌آفريدند.
پيدايي همين ضرورت‌ها ايجاد چنين دانشكده‌اي را بيش از پيش نمود مي‌بخشيد. در مهرماه سال 1368 نخستين گروه دانشجويان دانشكده معماري و شهرسازي يزد پاي صحبت دانش آموختگاني نشست كه خود از مشتاقان تحصيل و آموزش اين هنر زيبا و توانمند بودند.
آن گروه بيست نفره با نفس گرم خود گرمابخش نخستين كلاس‌هاي هنر معماري در يزد شدند. بي‌شك پويايي هنر به ويژه هنر معماري فرصت ايستادن را به هيچ كسي نمي دهد، از اين رو با علاقه و پيگيري استادان اين دانشكده انديشه استقرار در مكاني را در سر پروراندند كه فضايي مطابق آموزش داشته باشد. نيكي از نيكان شهر نكومنظر يزد خانه‌اي دلنشين و زيبا را بدين دانشكده اهدا نمود. ورثه مرحوم رسوليان با اين كار بزرگ نام نيك خود را تا روزگاران بسيار بر پهنه گسترش فرهنگ يزد نقش زدند.
و بدين ترتيب بود كه دانشكده معماري و شهرسازي در اسفند 1369 در مكان كنوني خود جاي گرفت. دانشكده نوپاي معماري كه در جنب فعاليت‌هاي فرهنگي خود به ترتيب دادن چند سخنراني موفق شده بود. نخستين تجربه برپايي "گردهمايي بررسي طراحي شهري در بافت قديم يزد" را نيز در خرداد 1370 پشت سر گذاشت. اثراتي كه اين همايش عظيم در آشنايي انديشوران و هنرمندان ايراني با شهر يزد و به ويژه دانشكده نوپاي آن داشت شايد سال‌ها بعد پديدار گردد.
برپايي سخنراني‌هاي گوناگون علمي و تاريخي كاري است كه از همان سال 1368 تا كنون با همان شوق و ذوق ادامه دارد. دانشجويان تشنه ميراث فرهنگي مشتاقانه به پاي اين سخنان مي‌نشيند و با پيوند دادن آن با آموزش‌هاي كلاسيك از آن توشه‌هايي گران قيمت برمي‌دارند. همچنين است سفرهاي علمي كه اين دانشجويان به نقاط مختلف ايران مي‌كنند.
اين دانشكده تا كنون در جهت غنا بخشيدن به تجربيات استادان خود موفق به معرفي و شركت دادن برخي از آنها در سمينارها و سمپوزيوم‌هاي داخلي و خارجي، به ويژه سمينار معماران جوان در پاريس و معماري گلين در گرو نوبل فرانسه شده است.
اگر تنها پيامد ايجاد اين دانشكده را آشنايي معماران جوان ايراني و خارجي با پيشينه تاريخي و فرهنگي اين شهر كهن بدانيم، بي‌شك بزرگ‌ترين ارزش و اعتبار را براي اين دانشكده قائل شده‌ايم.
از آن هنگام كه آرتور پوپ و آندره گدار دو تن از بزرگ‌ترين عاشقان هنر و معماري ايران، راهي اين سرزمين هنرپرور شدند، بي‌گمان سال‌ها مي‌گذرد. آنان در برگشت به كشورهاي خود بزرگ‌ترين گام‌ها را در راه شناسايي و معرفي اصالت‌هاي معماري ايراني نه تنها به مردم كشور خود بلكه به ساير محققان و پژوهندگان اروپايي برداشتند. هر دو سفري نيز به يزد داشته و به ثبت اين ارزش‌ها در كتاب‌هاي ماندگار خود "هنر ايران" و "آثار ايران" پرداختند.
پس از آن بود كه كوله بارها بسته شد و هر از گاهي يك عاشق و شيفته از آن سوي دنيا بدين وادي ره سپرد. اينان با همان وسايل اندك و ابتدايي هر كدام به روشن نمودن ديگر زواياي تاريك اين سرزمين پر هنر پرداختند. در آن سال‌ها حداقل كمكي كه يك شهروند يزدي مي‌توانست بكند، اين بود كه به چند پرسش معمولي اين دوستداران پاسخي سطحي بدهد.
اكنون پس از گذشت سال‌ها هر مشتاقي كه قدم بدين ديار مي‌گذارد و بي‌درنگ پا بر فرش‌هاي آجرين اين دانشكده مي‌گذارد از دانسته‌ها و تجارب استادان اين دانشكده توشه‌ها بر‌مي‌گيرد و پس از چند روزي تحقيق و پژوهش و پرسش و آشنا شدن با كوله‌باري سنگين راهي ديارش مي‌شود. برقي كه از چشمان هر دو (طالب و مطلوب) مي‌جهد، نشانه رضايت خاطر و رسيدن به آنچه هست كه در پي‌اش بوده است.
اين بخش از فعاليت‌ها را هيچ گاه هيچ دفتر و دستكي نمي تواند ثبت كند. اما اثراتش را مي‌توان در كلاس‌هاي معماري دانشگاه رم، دانشگاه پاريس كونفلان، دانشگاه گرونوبل فرانسه، دانشگاه اكلاهما و دانشگاه كانادا جست، اين‌ها ميسر نمي شد مگر با بنياد دانشكده معماري و شهرسازي در شهر كهن و ريشه‌دار يزد.

)نقل ازخاتم یزد(

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت   توسط حسین مسرت  | 


خود آموخته اي بود دل سپرده به فرهنگ ‏

  يادنامه استاد کريم کشاورز
در شماره 12890 کيهان مورخه اول آذرماه 1365 و همچنين کيهان فرهنگي آبان 65 شماره 8 شرحي کوتاه درباره درگذشت و يابودهاي بعد از مرگ کريم کشاورز به چاپ رسيده بود. از آنجا که اين شرح کلي بود بر آن شدم با آوردن گوشه اي از زندگي وي که وابسته به زادگاه پدريش (يزد) مي‌باشد و با عنوان چکيده‌اي از کارهاي ارزنده وي در باب يزد يادش را گرامي بداريم.

  
در سال 64 به آقاي کريم کشاورز نامه‌اي نگاشتم در اين نامه از او خواسته بودم، شرحي از زندگي پدرش محمد وکيل النبي يزدي (وي مشروطه خواه بود) برايم بنويسد. در پاسخ آن نامه اي به تاريخ 19/6/64 به دستم رسيد که چکيده اي از آن در زير مي آيد:
"آقاي مسرت گرامي نامه محبت آميز جنابعالي رسيد. بسيار خوشبخت شدم که در يزد روزنامه‌هايي (نداي يزد) منتشر مي شود و کساني به اين گونه مسائل اظهار علاقه مي نمايند... مختصري درباره شرکت پدرم محمد وکيل التجار يزدي و نماينده دوره اول و دوم تقنينيه (دوره اول و دوم مجلس شوراي ملي در زمان مشروطه)ارسال مي دارم. چون چشمم تقريبا نمي بيند و از خواندن و نوشتن عاجزم اين نامه را ديکته کرده و ديگري نوشته است. با احترامات صميمانه کريم کشاورز."
و من نيز گزيده اي از اين مختصر را براي آگاهي همشهريان گرامي در زير مي‌آورم:
"پدرم محمد در روستاي محمد آباد چاهوک (يزد) متولد شد و سواد فارسي را در يزد آموخت جد من محمد حسين در باکو تجارت داشت. در عين حال نمايندگي حاجي محمد حسن امين الضرب را در آن شهر دارا بود. پدرم در سن 17 سالگي از طرف جدم به باکو فرا خوانده شد و پس از چند سالي جدم درگذشت و تجارتخانه و لقب وکيل التجاري بازرگانان ايراني باکو به او منتقل گشت. ... پدرم به توصيه يک تاجر رشتي به رشت رفت و يک همسر رشتي (مادر من را) گرفت. بايد بگويم که شادروان ميرزارضا کرماني شهيد در بازگشت به ايران که منجر به قتل ناصرالدين شاه قاجار شد در باکو در خانه ما منزل کرده بود. پدرم در دوره اول تقنينيه که انتخابات صنفي بود به نمايندگي گيلان منتخب گشت. من در رشت بدنيا آمدم پدرم با اينکه از جريانات انتخابات و جنبش مشروطيت در يزد به دور بود گاهي جلساتي از يزدي‌ها و نمايندگان آنها در خانه ما تشكيل مي شد و پدرم سعي مي کرد آنها را از طرفداري سلطنت منصرف کند ... پدرم به مشهد تبعيد شد او در آنجا با مليون تماس گرفت و مقدمه فرار ما را از مشهد به عشق آباد فراهم کرد و از آنجا به باکو و سپس به گيلان رفتيم. انقلاب گيلان (مشروطيت) آغاز شد. باري پدرم و ما به تهران رفتيم او براي بار دوم به نمايندگي مجلس از گيلان انتخاب شده بود. ديگر چيز مهمي به ياد ندارم جز دو بار سکته قلبي پدرم که هر دو بار در مجلس اتفاق افتاد و در سکته دوم روي پلکان پارلمان افتاد و درگذشت او در ابن بابويه (تهران) مدفون گشت. پدرم موقع مرگ 41 سال داشت."
کريم کشاورز نويسنده اي بزرگ، پژوهشگري ارجمند و مترجمي نامي بود وي با تأليف و ترجمه کتاب‌هاي هزار سال نثر پارسي، تاريخ ايران، مناسبات ارضي در عصر مغول، نهضت سربداران و حسن صباح و ده‌ها کتاب ديگر کوشش کرد تا سهمي در نگهداري ميراث فرهنگي ايران داشته باشد و دين خود را به فرهنگ انساني ادا کند.
"يادبوده‌ها" و "فرخنده نامه" و قصه‌اي هنوز بي نام او در راه است. فرخنده نامه خاطرات تلخ و شيرين زندگي وي است. "بوده‌ها" بيش از 800 صفحه است و نيز حاصل عمري تلاش و مبارزه فرهنگي وي و روزهاي تبعيدش در يزد. به گفته آقاي پريبرز نسيمي دبير بازنشسته دبيرستان کيخسروي و آقاي فرهمند دبير عربي "آقاي کشاورز چند سالي دبير زبان فرانسه دبيرستان کيخسروي بوده حدود 1312 تا 1314 خورشيدي."
کريم کشاورز در کار خود بي ادعا بود و مي گفت:"خود آموخته اي است دل سپرده به فرهنگ" وي عمري را با درآمد اندک از راه نوشتن گذراند و به خويشتن را از گزند دلبستگي‌هاي دنيوي بر كنار داشت. وي به زبان‌هاي فرانسه و روسي تسلط داشت و زبان‌هاي عربي و ترکي و انگليسي آشنايي. کريم کشاورز دو اثر مهم ديگر نيز ترجمه کرده است که هنوز زير چاپ نرفته. اين دو اثر "پارت و روم" و "زبان‌هاي ايراني" نام دارد.
از کارهاي ارزنده وي که خواسته دين خود را به مردم زادگاه پدريش و شهري را که مدت زماني در آن بسر برده ادا کند "يادداشت‌هاي حسنک يزدي در سفر گيلان" است که در سال 1350 از سوي بنگاه ترجمه و نشر کتاب به چاپ رسيده. در اين اثر زيبايي‌هاي گيلان را از زبان حسنک يزدي مي خوانيم. حسنک که پسر بچه اي کنجکاو از محله چهارمنار يزد و فرزند محمد علي کارگر شعربافي مي باشد در سن دوازده سالگي به سفر مي رود. در اين شهر پرسش‌هايي مي نمايد که با پاسخ آن خوانندگان هم با تاريخچه گيلان هم با واژه‌ها و اصطلاحات يزدي آشنا مي شوند.
دومين اثر ارزنده وي در باب يزد "في المدت المعلومه" مي باشد. که شامل چند داستان کوتاه هست. اين کتاب در سال 1355 از سوي مؤسسه اميرکبير بچاپ رسيده. آقاي کشاورز در پيشگفتار آن چنين آورده:
"بخش بزرگ اين داستان‌ها درباره يزد و زندگي قشري از مردم آن ديار در آغاز قرن حاضر است."
اين داستان‌ها كه به نام‌هاي "حضرت اشرف"، "صغري"، "آدم‌ها و ماجراهاي كوچه نو"، "هادي عطار را خبر كردند"، بيش از صد صفحه از اين كتاب 190 صفحه‌اي را در برمي‌گيرد. در اين داستان‌ها از زبان قهرمانان آن با يك سري حكايت‌هاي تلخ و شيرين روبرو مي‌شويم و لطف اين داستان‌ها در اين است كه همگي شان به گويش ويژه يزدي نگارش يافته و با توضيحاتي كه نويسنده در زيرنويس صفحات مي‌دهد بيشتر با ريشه و معني واژه‌هاي يزد آشنا مي‌گرديم. داستان آدم‌ها و ماجراهاي كوچه نو را در پاييز 1312 و‌هادي عطار را در بهار 1314 خورشيدي به نگارش در آورده و با داستان‌هاي حضرت اشرف مقالاتي چند نيز در مجله پيام نو به چاپ رسانده اين مقالات كه در باب فرهنگ و فولكور و اشعار سنتي و بومي يزد مي‌باشد اما متأسفانه چون دسترسي بدان مجله ميسر نشد تنها به آوردن شماره و صفحه آن مجله بسنده مي‌شود:
قصه روباه و كلاغ: پيام نو، ج1، ش7، ص48-50
رفتم به باغ كاكا : پيام نو، ج1، ش11، ص17.
بزك زنگوله پا: پيام نو، ج2، ش3، ص51-53.
لالايي يزدي: پيام نو، ج2، ش5، ص115-116.
اين نويسنده پركار سرانجام در 18 آبان 1365 در سن 86 سالگي ديده از جهان فرو بست. روانش شاد و يادش گرامي باد.
زيرنويس:
1-پيام نو، سال دوم، شماره 1324.
2-پيام نو، سال سوم، شماره 1325.
3-با كاري از: روزنامه كيهان شماره 12890 مورخه 1/9/65 ص6.
‏(نقل ازخاتم یزد)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت   توسط حسین مسرت  | 

  • دوهفته نامه روز دوم به جمع نشریات استان یزد و اردکان پیوست .در نخستین پیش شماره <روز دوم>  سوم آبان ۸۵    گفت و گویی دارد با دکتر محمد علی اسلامی ندوشن که در پی می آید:
  • اشاره : مترصد فرصتی بودیم تا با استاد دکتر اسلامی ندوشن، در باره ی دل مشغولی هایش در حوزه تاریخ،  فرهنگ و ادب به گفتگو بنشینیم . صرفا نه از این جهت که اسلامی ندوشن اهل یزد است و افتخار یزدی ها ، بلکه او افتخار فرهنگ ایران است ، مردی که علم ، ذوق ، ادب و اخلاق را در هم آمیخته . تابستان امسال هنگامی که بحث انتشار روز دوم جدی شد ، طی تماس تلفنی با استاد درخواست مصاحبه را مطرح کردیم ایشان با لطف و صمیمیت پذیرفت و قرار مصاحبه در دفتر کارش ـ دفتر ایرانسرای فردوسی ـ تنظیم شد . به محل قرار رفتیم با شوق و یک سبد پرسش . عصر یک روز تابستان ، خیابان توانیر ، به دفتر کار دکتر که می رسیم با روی خوش و ته لهجه یزدی به ما خوش آمد می گوید . با چای و شیرینی پذیرایی می شویم و به سوالاتمان پاسخ می دهد . در خلال بحث و گفت و گو نکات مختلفی طرح می شود . می گوید طی سال ها فعالیت علمی ، پژوهشی و حضور در مجامع فرهنگی دنیا این امکان بارها برایش فراهم شده تا از ایران مهاجرت کند اما هیچ گاه چنین تصمیمی نگرفت و ایران را ترک نکرد . خوانندگان آثار استاد می دانند که او عاشق ایران است و در سال های پر بار عمرش تلاش های فرهنگی بسیاری را برای اعتلای فرهنگ ، تاریخ و ادب این مرز و بوم به ثمر رسانده است . آنچه در پی می آید متن کامل گفت و گوی < روز دوم> است با  < دکتر محمد علی اسلامی ندوشن > .  
  •  

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت   توسط حسین مسرت  | 

پانزدهمين جايزه ادبي و تاريخي بنياد موقوفات دكتر محمود افشار يزدي، به نجيب مايل هروي اهدا مي‌شود. هروي نسخه‌شناس و مردم‌شناس افغان مقيم ايران است، كه در زمينه عرفان ايراني نيز تحقيقات زيادي كرده است.

او آثار زيادي را تصحيح، تأليف و ترجمه كرده كه از جمله‌آن‌ها به اين موارد مي‌توان اشاره كرد: تأليف <شيخ عبدالرحمن جامي>، <تاريخ نسخه‌پردازي و تصحيح انتقادي نسخه‌هاي خطي>، <تاريخ و زبان در افغانستان>، <مجموعه رسائل فارسي( >پنج جلد) زير نظر نجيب مايل هروي، <المصباح في التصوف> نوشته‌ سعدالدين حمويه، <تاج التراجم في تفسير القرآن الاعاجم> نوشته‌ابو المظفر شاهفوربن طاهر بن محمد اسفرايني، و ترجمه‌هاي <ابيات دهگانه>، <نقد النصوص>، <اسرار الخلوهِ>، <رساله غوثيه> و <حليهِ الابدال> نوشته‌ شيخ اكبر محي الدين ابن عربي.

نجيب مايل هروي همچنين همكاري با آستان قدس رضوي، نشر ميراث مكتوب و بخش تحقيقات كتابخانه مجلس شوراي اسلامي را در كارنامه‌ فعاليت‌هايش دارد.

جايزه‌‌چهاردهم بنياد دكتر افشار خردادماه امسال به هانس دوبروين - ايران‌شناس هلندي - اهدا شد و جايزه سيزدهم، سال گذاشته به ريچارد نلسون فراي - ايران‌شناس آمريكايي - تعلق گرفت.

اين جايزه در دوره‌هاي پيشين نيز به كساني چون پروفسور نذير احمد - استاد دانشگاه عليگر هندوستان - غلامحسين يوسفي، عبدالمجيد بدوي - دانشمند مصري متخصص ادبيات فارسي - محمد دبيرسياقي، ظهورالدين احمد - استاد دانشگاه پنجاب لاهور - جان هون نين - دانشمند چيني - كمال عيني - ايران‌شناس تاجيك - منوچهر ستوده، عبدالحسين زرين‌كوب، ادموند باسورث انگليسي و فريدون مشيري اهدا شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت   توسط حسین مسرت  |