| کتاب " سخن ها را بشنویم " نوشته دکتر محمد علی اسلامی ندوشن وارد پیشخوان کتابفروشی ها شد . | |
|
به گزارش خبرنگار مهر ، در مقدمه این کتاب می خوانیم : ما با دنیای بی توازنی رو برو هستیم که سالها پیش از آن حرف زده بودیم و میوه اش دارد یکایک چیده می شود . گذشتگان ما هفت آسمان و نه فلک می شناختند و سیارات هفتگانه و زمین را مرکز کائنات می گرفتند . عامل هستی چیزی جز بازتاب ها نیست ، تنهاد زمانی موجودیت می یابد که از مغز انسان بازتابنده شود . هم اکنون بسیار چیزها در طبعت هست که حواس ما و دانش ما قادر به دریافت آنها نیست بنابر این از نظر ما وجود ندارد لیکن ممکن است روزی به وجود بپیوندد . عناوین فصل های این کتاب عبارتند از : سر آغاز ، همه جیز به انسان باز می گردد ، فقر ، فقدان انگیزه ، فقدان آموزش و اختلال در فرهنگ ، فقدان انگیزه ، فقدان نظم و سامان ، کشور عجیبی که ایران نام دارد ، طاغوت اول ، طاغوت دوم ، طاغوت سوم ، بازتاب دو گرایش ، خارجی جای فلک گژمدار را گرفته است ، بگو دوستت کیست تا بگویم چه کسی ، داستان شرق و غرب . |
چهار مجلد از كتابهاي محمدعلي اسلامي ندوشن بهتازگي مجوز نشر گرفتهاند و دو عنوان ديگر در انتظار كسب مجوزند.
بهگزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دو جلد "ارمغان ايراني" (مجموعهي مقالهها و سخنرانيها بهزبانهاي انگليسي و فرانسه با ترجمهي فارسي) و دو جلد "كلمهها" (منتخب نوشتهها دربارهي ايران و فرهنگ) بهترتيب ازسوي انتشارات نغمهي زندگي و واژهنگار مجوز نشر گرفتهاند.
اما جلد سوم "كلمهها" (دربارهي دنياي امروز) و جلد چهارم "روزها" (جلد چهارم خاطرات كه از كودتاي 28 مرداد 32 تا انقلاب اسلامي در سال 57 را شامل ميشود) ازسوي انتشارات يزدان، حدود پنج ماه است كه در انتظار كسب مجوز نشرند.
اسلامي ندوشن همچنين گفت كه مشكل كاغذ، انتشار كتابهاي تجديد چاپياش و همچنين كتابهاي جديدي را كه مجوز انتشار گرفتهاند، بهتعويق انداخته است.
.
بیت زیر در خاطرات سالهی ۱۳۲۰به نقل از فرخی یزدی آمده ولی گویا ازاو نیست:
ای صبا از من به اسماعیل قربانی بگوی
زنده برگشتن زکوی دوست شرط عشق نیست
کاش کسی صاحب این شعر را می گفت تا من در یوان فرخی که زیر چاپ دارم اصلاح کنم.

شاهنامهی فردوسی از مهمترین متون حماسی جهان است که نقش بسیار مهمی در هویتبخشی ملی به ایرانیان دارد. منظومههای هومر نیز بزرگترین گنجینهی ادبی یونانیان است و ادبیات غرب با هومر آغاز میشود.
همایش فردوسی و هومر در روز سهشنبه ۲۶ دیماه ساعت ۳ بعدازظهر، با حضور فردوسیشناسان و هومرشناسان برجسته در شهر کتاب مرکزی برگزار میشود. در این همایش استادان دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، دکتر فتحا... مجتبایی، دکتر میرجلالالدین کزازی، دکتر قدمعلی سرّامی، دکتر ابوالقاسم اسماعیلپور، دکتر ونگلیس ونیتیس و مرکُریوس کارافُتیاس (سفیر یونان در ایران) دربارهی مقایسهی نگاه فردوسی و هومر به انسان و جهان، تطبیقپذیری شاهنامه و ایلیاد، حماسهی ایرانی و حماسههای یونانی، ترفند در شاهنامه و ایلیاد، بررسی تطبیقی چند شخصیت اسطورهای در ایلیاد و شاهنامه، فردوسی و هومر آینهی فرهنگی، سخن میگویند.
این همایش با همکاری دبیرخانهی شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی و رایزنهای فرهنگی دو کشور، همزمان در تهران و آتن برگزار میشود.
هرچند که ممکن است بنابر مصالحي از ذکر بسياري از رويدادها، ديده، شنيدهها چشم پوشي کرده و آنها را به کناري نهاده باشد که اين بزرگترين نقطه ضعف کتاب ميتواند باشد، اما در برابر، تاريخ مستند و گويايي را از شهر يزد، در دوران پهلوي ارائه کرده و تقريبا تاريخ يزد را از سال 1310ش تا 1357 ش بازگو نموده است و در برخي موارد ادامه رويدادها را تا زمان نگارش حدود 1383 ش رسانده است.
درباره نويسنده
دکتر جلال گلشن يزدي متولد 1301 در شهر يزد، فرزند آقاي رضا گلشن، از آزادي خواهان يزد و نوه حاج عبدالحسين چيتساز، استاد فرخي يزدي است. فرخي همواره به اين خاندان لقب "استادي" خطاب ميکرد و آقا رضا گلشن در سختترين شرايط، يار و ياور فرخي بود. او در واپسين سالهاي عمر خود، برخي از اشياي زينتي مانند نگارهها و آينه قدروسي را به آقاي رضا گلشن داده بود.
دکتر گلشن سالهاست در آمريکا به سر ميبرد و تا اندازهاي از اوضاع کنوني يزد به دور است. اما وي در زمينه ارتباطات افراد و خاندانهاي کهن يزد، هنوز حافظهاي بسيار قوي دارد. وي گهگاه به يزد ميآيد و خاطرات گذشته را مرور ميکند، خاطراتي که منجر به نگارش اين کتاب شد. بي گمان يزد ديروز را ميتوان حلقه مقفوده تاريخ يزد از زمان نگارش کشف حقايق و تاريخ يزد (آيتي) تا کنون دانست و اگر برخي ملاحظات باعث نمي شد که وي دامنه خاطرات را در برخي مواقع فراهم چيند و آهسته از کنار برخي رويدادها بگذرد. بيگمان يکي از مهمترين کتب تاريخي معاصر يزد ميشد. چنانچه دكتر گلشن در مقدمه نوشته است : "اما يزد ديروز که اکنون در دسترس دوستداران تاريخ يزد است، مقدمهاي با لب انتقاد نمينويسم، من دلم ميخواهد وضعيت معشيت، آداب و رسوم جامعه را بنويسم تا آيندگان اگر اين کتاب را بخوانند، خود را در محيط جامعه امروزي يا ديروزي که من نقل ميکنم، ببينند. خلاصه اگر گردش ماه و خورشيد و شب و روز هر کهنهاي را نو و هر نويي را کهنه ميکند، اينها از بين نرود و اين دانستنيها و گفتهها زير خاک مدفون نشود، شايد يک روزي به درد اجتماع بشري بخورد و مورد مقايسه با هر زمان ديگر در آينده قرار گيرد." (ص52)
معرفي كتاب
کتاب "يزد ديروز" که عنوانهاي فرعي، "آداب و سنن و رخدادهاي يزد 1304-1384ش" و "يادداشتها، خاطرات، و ديدگاههاي دکتر جلال گلشن" را بر پيشاني خود دارد، در بردارنده دو مقدمه (از کوشنده و نويسنده)، پانزده فصل و چند پايانه به قرار زير است: ساختمانها، ميدانها و اسکلت يزد / فرهنگ و مدارس يزد / شعرا و نويسندگان / زندگي اجتماعي مردم يزد و آداب و رسوم آنها / بهداشت يزد و اطبا / لباس و پوشاک زنان و مردان / روحانيت در زمان رضاخان و دوره محمدرضا / حکومت و انتخابات مجلس / کشاورزي و وضع کشاورزان يزدي / نوروز، اعياد مذهبي و ملي و مراسم عروسي در يزد / کسب و کارهايي متداول در يزد / وقف، وصايا و نذورات نزد يزديها / موسيقي و خوانندگي در يزد/ پولهاي رايج و قيمت اجناس، املاک و اشياء/ دخمههاي زرتشتيان، گورستان کليميها/ اندرز، بيدرز سه گانه/ گزيده اشعار/ نقاشيها، اسناد و تصاوير.
شايسته تقدير
در دوران شلوغ و پر رفت و آمد امروزي که روزانه، بيننده و شنونده هزاران رويداد بزرگ و کوچک هستيم و روزها چون برق ميگذرند و از هر رخدادي تنها تصويري کمرنگ در ذهن ميماند، بر جاي ماندن اين همه خاطره از گذشته، آن هم در ذهن يک نفر، باعث شگفتي است. ميبايد به دکتر گلشن به واسطه وجود حافظهاي قوي آفرين گفت. نگارنده که سني معادل نيم سن او را دارد، مطمئن است که بسياري از خاطرات دور را از ياد برده، اما گلشن در گفتگوهاي رودرو چنان از خاطرات گذشته ميگفت که انگار همين ديروز اتفاق افتاده است، چنان مسلط بر روابط خانوادگي، سياسي و اجتماعي افراد و خاندان يزد بود که انگار شناسنامه و شجره خانوادگي و حزبي همه آنها را در جيب دارد. همچون راوياي سخنور، تاريخ گذشته يزد را باز ميگفت. از اوج و فرود افراد آگاه بود، از پاداش و پادافره انسانهاي نيکانديش و بدسيرت به خوبي خبر داشت.
به هر حال بايد دکتر گلشن را سپاسگزار بود که همين مقدار را هم براي ثبت در تاريخ ماندگار کرده است. وي در همان ديدار نخستين بودن هيچ گونه آزمندي، طومار وقفنامه مسجد خضرشاه چهار منار را براي مصون ماندن از آفات زمانه به نگارنده سپرد که اکنون در گنجينه خطي کاظمين واقع در امامزاده جعفر(ع) يزد قرار دارد.
چنانکه روشن است و طبيعي، همواره در نقل خاطرات اشتباهاتي ناخواسته رخ ميدهد که گريزي از آن نيست، به ويژه آنکه چند ده سالي از وقوع آن گذشته باشد و در کشوري دور که دسترسي به کتابهاي ويژه يزد ميسر نيست، نوشته شده است.
مهمترين ويژگيهاي کتاب
1-منبع بسيار خوب و درخور براي تاريخ سياسي و اجتماعي يزد ما بين سالهاي 1310 تا 1375 ش.2-در برداشتن صدها واژه، اصطلاح، عبارت و ضربالمثل به گويش يزدي. گهگاه نويسنده برابر نهاد رايج آن را نيز داده است.3-ثبت و ضبط صدها واژه و ... و دور ماندن آن از خطر فراموشي.4-نگهداري و ماندگاري بسياري از آداب، رسوم و باورهاي مردم يزد.5-صداقت در گفتار، مهمترين رکن اين کتاب است، حتي نويسنده در بخشهايي هم که به زيانش بوده، از گفتن حقيقت روي گردان نبوده است.6-رواني و سلاست. هر چند در برخي جايها، کلام از شيريني خالي است، ولي نادر است. نه آنکه وي را نويسندهاي توانا بدانيم و قلمش را بسان قلم روحانگيز دکتر اسلامي ندوشن در نگارش کتاب "روزها" اما مشخصاً دکتر گلشن از عهده انجام اين کار به خوبي برآمده. امروزه بهترين نويسندگان هم، متن دست نوشته خود را به دست ويراستاران ميسپارند. آن هم کساني که خود زماني داعيه ويراستاري و پيراستاري داشتهاند.7- فرهنگي است از مشاغل و پيشههاي گوناگون در شهر يزد، به ويژه پيشههايي که ديگر نشاني از آن نيست.8- دانشنامهاي است از رجال تاريخي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي يزد در عصر پهلوي اول و دوم. 9- باز گوينده اوضاع سياسي، اجتماعي و اقتصادي يزد. شامل مشاغل، گذران زندگي، بهاي اجناس، روابط تجاري، بازار و ... .10- نويسنده در بيان خاطرات خود از جنبههاي درسآموزي و پندآموزي حکايت و روايت، رخدادهاي و اوج و فرود افراد نيز غافل نبوده. 11- نويسنده براي تتميم سودمندي کتاب، اسناد و تصاويري را در پايان کتاب آورده که بسيار خوب و راهگشاست و از آنجا که نگارنده اطلاع دارد، وي اسناد و عکسهاي بيشتري در اختيار دارد، چه خوب بود بر شمار آن افزوده ميگشت. طرحهايي هم که توسط نويسنده کشيده شده به فهم برخي مطالب و لوازم اشاره شده در متن ياري ميرساند. حيف که گويا ناشر يا کوشنده ناچار شده، آنها را در پايان کتاب بياورد وگرنه چنانچه طرح در کنار توضيح چاپ ميشود سودمندي بيشتري داشت، اميد که در ويرايش نو، چنين شود.12- نويسنده در جابهجاي کتاب با آوردن حکايات و خاطرات شنيدني، روايات و گاه لطيفهها بر شيريني آن افزوده و کتاب را از حالت خشک و رسمي تاريخي خارج کرده و حتي در برخي جايها با چاشني طنز آن را خواندني کرده، مثلاً ذيل آداب نگهداري زائو آمده است:"همچنين شير الاغ را که اطباي يزد تجويز ميکردند، ميآوردند ... و تازه عروس ناچار بود اين شير الاغ را که در کاسه نسبتاً بزرگي ريخته بودند، بردارد و بخورد، و الا مادرشوهر يا شوهر بيسواد و عامي، روزش را سياه ميکردند تا با خوردن شير فربه کره خري ديگر شير بدهد!". (ص145) 13- نويسنده به غير از اصطلاحات محلي، صدها واژه فني، حرفهاي، پزشکي شغلي، اجتماعي و حقوقي را آورده که به ماندگاري واژگان کمک کرده، مانند بخش بهداشت که به خناق و خروسک و ... و حتي شيوههاي درمان آن اشاره کرده است.
کاستيهاي کتاب
هر چند در نگارش، ويرايش و تدوين "يزد ديروز" زحمت بسيار زيادي کشيده شده، اما به مانند بسياري از کتابهايي که در ايران چاپ ميشود، خالي از کاستيها و ناراستيها نيست و از آنجا که در آينده نزديک از منابع بسيار مهم تاريخ سياسي، اجتماعي و فرهنگي يزد خواهد شد و ممکن است برخي اطلاعات نادرست مندرج در آن باعث اشتباه و گمراهي ديگران گردد. 1- چه خوب بود کتاب پيش از چاپ به نظر چندتن از صاحبنظران و سالخوردگان يزدي ميرسيد تا هم اطلاعات نادرست اصلاح و هم موارد ناقص تکميل گردد.2- تکرار در اين کتاب فراوان ديده ميشود. مثلاً برخي مطالب بدون کم و کاست و يا با تغييراتي نادرست در جاي ديگر تکرار شده است. مانند ص 114 ذيل حاجي صغري/ ص119، 136 و ... که اشاره به فرمان نادرشاه، در نزد خاندان نواب دارد/ ص117، 70، 104 کتابخانه رئيس فرهمند/ دو بيتي ص121/ آهار مهره کردن ص70 و190/ خودداري فرخي يزدي از احترام به اشراف ص33 و 127/ ملاي سر بر کليميان ص188، 197 و 234/ کندن کلک وسط ميرچخماق ص247 و .../ موشه کتاو (موسي قصاب) ص188، 234 و 197.3- اشتباهات چاپي فراوان در کتاب ديده ميشود که بيگمان ناشي از بدخواني خط نويسنده توسط حروفچين، دور بودن نويسنده از ايران و عدم بازبيني کتاب پيش از چاپ بوده است. نگارنده اين گونه موارد را در اختيار نويسنده گذاشته است، زيرا که قرار است در آينده نزديک ويرايش دوم آن چاپ و پخش شود.4- اختلاف در شرحها و تاريخها، کاستي ديگر کتاب است، مثلاً در صفحه 70 آمده محمدعلي فرهنمند استاد اسلامي ندوشن بوده و در صفحه 140 غلامعلي رئيس پدر فرهمند/ در ص 121 گشايش مدرسه مارکار 1313ش است و در جاي ديگر با ذکر شعر ناصر، 1316ش/ ص39 دهان دوختن فرخي را به وسيله اميرعظم آورده در ص129 به نام ضيغمالدوله و ...5- نداشتن فهرست اعلام شايد بزرگترين کاستي براي کتابي اين چنين باشد. کتابي که منبع مستند بسياري از پژوهشها خواهد بود و نبود فهرست باعث کنار نهادن آن ميشود، زيرا همگان حوصله و وقت ندارند که براي جستجوي يک موضوع، کتابي را از آغاز تا به پايان تورق نمايند.
6- در برخي جاها، واژهها و اصطلاحات يزدي به شيوه تهراني آمده مانند: عربانه به جاي عربونه و ...7- از ويژگيهاي خوب اين کتاب دربرداشتن واژگان و اصطلاحات محلي يزدي است، اما اگر واژهنامهاي در پايان کتاب ميآمد بر ارزش آن دو چندان افزوده ميشد.8- هر چند نويسنده کوشش نموده، واژگان يا عبارات عاميانه يزدي را درون گيومه نهاده و يا با اشارهاي بفهماند که اين عبارت يزدي است، اما اين يک دستي در کل کتاب ديده نمي شود. چه بسيار واژههاي محلي که سهواً داخل گفتار نويسنده شده است و خود بدان پي نبرده است، مانند: سکتول (ص94) تا کردن=رفتار کردن، برخوردن=ناراحت شدن(ص137). آفتاب زدن(ص24) خونين و مالين(ص309) بلد بودن(ص210) مشتي(213) پشت مامور کشيدن(282)، تلف=تفاله(285)، خورندگي(305)، کل=پوست(38)، لفتش دادن=معطل کردن(401) و ... گاهي هم نويسنده عباراتي را داخل گيومه آورده که يزدي نيست، مانند:"پرهيزتر نشوي"(ص41) که در گفتار مردم يزد، بدين گونه است:"بپا تر نشي" و ... 9- ملاحظه کاري. چنانکه نويسنده در ديباچه هم تصريح کرده است (ص16-15) از اين رو وي ناچار شده در نقل برخي يادبودها و حقايق جانب راز نگهداري، حفظ آبرو و شأن فرد يا خانوادهها را بنمايد و به اصطلاح خودش وارد "خط قرمز" نشود. اما در برخي از خط قرمز عبور کرده است، همچنان که اين حقيقتگويي را درباره خانواده جليليها رعايت کرده و درباره برخي نهايت احتياط را به کار برده است. 10-هر چند کتاب گويا ويراستاري شده، اما به ويراستاري دوباره اي نياز دارد، تا کتاب يکدستتر و روانتر شود و از تکرار افعال همسان پرهيز گردد.
***
در پايان جاي آن است که از آقاي دکتر جلال گلشن به نشانه احساس مسئوليتي که در نقل خاطرات، يادبودها و شنيدههاي خود براي نسل آينده داشته است، سپاسگزار بود و اميد آن را داشت که با افزودن ديگر يادبودهايي که به ناگزير و ناگزير فراموش شده و پس از چاپ به يادش آمده و نيز به رسم بررسي عميق تاريخ رويدادها، از خلال متون بر جاي مانده و پرسشگري از ديگر همشهريان بر غنا و ماندگاري کتاب دو چندان بيفزايد.نيز بايد از آقاي محمد کاظميني که کتاب به کوشش ايشان ويرايش، تدوين و آماده چاپ شده و انتشارات ريحانهالرسول يزد سپاسگزار بود که در اين هنگامه گراني کاغذ و خدمات چاپ، کتاب را چاپ نموده و در دسترس دوستداران تاريخ يزد نهاده است. اميد آنکه ديگر کتابهاي مهم تاريخي و فرهنگي و پژوهشي حوزه يزد به همت اين ناشر چاپ شود.
منابع
1- افشار، ايرج: يادگارهاي يزد، تهران : انجمن آثار ملي، 1354، ج2.
2- فتوحي يزدي، عباس: تذکره شعراي يزد، يزد: انديشمندان يزد، ويرايش سوم، 1382.
3- مسرت، حسين: يزد يادگار تاريخ، يزد: انجمن کتابخانههاي عمومي يزد، 1376، ج1.
4- وامق يزدي، محمدعلي: تذکره ميکده، به کوشش: حسين مسرت، يزد: ريحانهالرسول و انديشمندان يزد، ويرايش دوم، 1381.
