تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

              فراخوان مقاله ی یادواره ی ملی فرخی یزدی

 

     فرخی یزدی این شاعر نامی دیار یزد در سده های اخیر، این شاعرپاکباز و مبارز، این            روزنامه نگار دلیرو بی پروا که سرانجام جان خویش را درراه آرمانهای والای مردمی ومیهنی خود نهاد، شایسته  آنست که همایش و یادواره های چندی در شناخت ارزش هنروهمت وی درراه آگاه گری مردم، پی ریزی غزل سیاسی وروزنامه نگاری هدفمند برگزار شود.‍  

    اینک «جامعه ی یزدی ها»  بر آن  شده  که به پاس  تلاشهای سترگ وی      در پی ریزی شعر متعهد پارسی، یادواره ی ملی رادر تاریخ  25/7 /86  از

ساعت 15تا 18 در تالارفردوسی  دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزارکند.          

بدینوسیله  از عموم  نویسندگان و علاقمندان  ادبیات  متعهد  فارسی،  به ویژه    

یزدیان فرهنگدوست و فرزانه دعوت می شود مقالات خود را درنقد وبررسی   آثار زندگی  فرخی  یزدی  و نیز شناخت جایگاه  وی در ادبیات معاصرایران حداکثر تا 30/5/86  به جامعه یزدی ها به نشانی های زیر ارسال فرمایند تا     در ویژه نامه های  ماه نامه ی «یزدا » که  بدین منظورهمزمان با  برگزاری      این یادواره توزیع خواهد شد، چاپ گردد.                                                                

                                                                         جامعه یزدی ها

 

تهران ـ صندوق پستی : 179ـ14455

 

فکس: 88797170 و88773768 ـ021

 

تلفن: 6428  126  0912

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت   توسط حسین مسرت  | 


 هفته گذشته ،ساختمان دایرة المعارف اسلامی در شهر تهران، شاهد یكی از به یادماندنی‌ترین برنامه‌هایی بود كه تا امروز در خود،برگزار كرده است؛رونمایی‌ی شاهنامه فردوسی باتصحیح دكتر "جلال خالقی مطلق" پس از چهل سال تلاش. 

در این مراسم كه با استقبال بزرگان اهل ادب، چون :بدرالزمان ًًًریب، شفیعی كندكنی، هوشنگ ابتهاج، ایرج افشار، علی اشرف صادق، توفیق سبحانی، هوشنگ مرادی كرمانی، محقق داماد، بلوكباشی، بجنوردی، مهدی محقق و .... برگزارشد، آرزوی چندین ساله ایرانیان به وقوع پیوست و عاقبت شاهنامه فردوسی كه به شناسنامه ایرانیان نیز شهرت یافته، به دست یك ایرانی توانا تصحیح و پس از چاپ نخست آن در كشور آمریكا ، در كشور ایران منتشر شد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت   توسط حسین مسرت  | 


دکترمحمدعلی اسلامی ندوشن که درپاسخ به دعوت انجمن دانشجويان دانشگاه <رايرسون‌> ‌‌Ryerson به منظور سخنراني، بهمراه همسرشان دكتر شيرين بياني  برای دومین بار(۲سال پيش از آن نيز نظير چنين دعوتي از ناحيه‌ انجمن ايرانيان وابسته به دانشگاه تورنتو دريافت داشتندكه درپي آن ده جلسه سخنراني برگزار شد.)‌سفری به كانادا، داشتند. اين بار نيز چون به كانادا رسيدند، سه دعوت ديگر از جانب انجمن‌هاي مختلف ايرانيها براي سخنراني بدستشان رسيد كه اقامت ایشان را اندكي طولاني كرد، و سفر به دو شهر ديگر، اوتاوا و ويندزر پيش آورد.‌شرح این سفر رادرادامه از قلم پرتوان ایشان بخوانید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت   توسط حسین مسرت  | 

۲۵/۷/۱۳۸۶ یادواره یکروزه شاعر آزاده وپاکباز در محل تالار دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزا رمی شود وقرار است همزمان با این آیین. ویژه نامه مجله یزدا درباره فرخی چاپ شود .متن فراخوان مقالات ویِژه نامه در آینده چاپ می شود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط حسین مسرت  | 

  چهارمین نشست ماهانه "اندیشه های جاوید "که در محل تالار علامه امینی مرکز فرهنگی دستمالچی برگزارمی شود ‍.این بار اختصاص دارد به سخنرانی جناب دکتر اصغر دادبه با عنوان "تاویل پذیری در شعر حافظ".

     دکتر دادبه یزدی مدیر گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و.مدیر گروه ادبیات دایره المعارف بزرگ اسلامی است وتاکنون کتابهای :فخر رازی /کلیات فلسفه /مجموعه مقالات در باره حافظ/دیوان نجیب جرفادقانی ازاو چاپ شده است .

  این سخنرانی در روز ۲۵/۴/۱۳۸۶ساعت ۱۵/۲۰ ایراد می شود.شاعر میهمان این جلسه آقای دکتر محمود الهام بخش استاد دانشگاه یزد خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط حسین مسرت  | 

یورش فرنگی مآبی در کشور ما به صورت نگران کننده ای در امده است هیچ حد و مرزی نمی شناسد با هیچ مقاومتی روبه رو نمی شود.ان چه بیشتر مایه ی نگرانی است ان است که ما از تمدن فرنگی قسمت های خوب را نادیده گرفته و به تقلید از ظواهر و زرق و برق قناعت کرده ایم زیرا توجه به این جنبه اسان تر بوده ,به کار انداختن حس خیلی اسان تر است تا به کار انداختن ادراک.حس با ظواهر سر و کار دارد ,ان ها را بی هیچ زحمتی می پسندد و می گیرد ,اما ادراک- که به معنی و عمق امور متوجه است-باید راه دراز و دشواری در پیش گیرد.

کسانی از ما چون به خیال خود متجدد شده اند خود را بی نیاز می دانند که به هیچ اخلاقی پایبند بمانند,نه اخلاق ایرانی و نه اخلاق فرنگی.پای بند اخلاق فرنگی نیستند به بهانه ی این که این نوع اخلاق,به درد محیط فرنگستان می خورد,نه به درد اینجا که عقب مانده است.پای بند اخلاق ایرانی نیستند زیرا ان را مغایر با تجدد و پیش رفت و روشن فکری می انگارند.

نتیجه ان شده است که گروهی از روشن فکران ما به صرفه ی خود ببینند که در آن ازاد بوم  زندگی عمر به سر برند,خود را تابع هیچ قلمرو و اخلاقی نشمارند.

حساب این عده جداست اما اگر گروهی درصدد بودندکه اکثریتی از مردم را الوده کنند ان گاه باید واقعا به فکر چاره افتاد.ما اگر در سودای تجددپرستی حد و اندازه نشناسیم,خطر ان است که هر چه خوب و اصیل در زندگی خود داریم,از کف بنهیم,به مزایای واقعی تمدن غرب هم دست نیابیم.

هم اکنون در شهر های بزرگ ما زندگی سیمای تحمل ناپذیری به خود گرفته تشویش و دستپاچگی و تزلزل و بی اعتقادی و سطحی اندیشیدن و خود پرستی و بدبینی,روح مردم را مانند موریانه می خورد.از تقلب و دروغ و تزویز و ابتذال نگوییم که خود داستان جداگانه ای دارد.

امروز باید بیش از هر زمان دیگر در این کشور احساس مسئولیت کرد; زیرا جامعه ما در حال تحول است.این تحول در زمینه ی مادی خواه نا خواه انجام می گیرد,ولی در زمینه ی روحی و اخلاقی چه طور؟ چون اگر بین برون و درون,بین پیش رفت ماده و سیر معنی هم اهنگی نباشد,تزلزلی عظیم در ارکان زندگی جامعه خواهد افتاد,چنان که از هم اکنون نمونه ی ان مشاهده میشود.یک جامعه متمدن را نباید تنها با پلیس و دادگاه و قانون حفظ کرد ,باید پلیس او در درون خود او باشد.

وقتی چراغ ها خاموش شد,دزد ها و جنایت کاران میدان می بینند,محیط شبیخون ایجاد می شود ;حتی اشخاص خوب ,حتی کسانی که در یک صف قرار دارند,نا گزیر هم دیگر را زیر دست و پا له می کنند.

نظم یک شهر را نمی توان بر حسب ظاهر قضاوت کرد; نمی توان گفت چون مردم توی پیاده روها هم دیگر را تکه پاره نمی کنند پس شهر منظم است.هنگامی که پایه های اخلاقی جامعه فرو ریخت,مردم از جهت روحی هم دیگر را زخم می زنند.

خارج از هیاهوی تبلیغاتی , خارج از داد و ستد ها و سوداگری ها , خارج از کشمکش های مرامی,وظیفه ی دیگری بسی خطیر تر ,بر عهده ی همه ی مردم روی زمین است,و ان تعاون انسانی است برای روشن تر کردن فضای زندگی ; برای ایجاد هوایی تازه که بیش از هوای کنونی ,قابل تنفس باشد.

دنیای کنونی به دو دسته گران بارها و سبک بارها تقسیم گردیده; گران بارها در صنعت و پول غرق شده اند, اما مردم شرق به علت همان فقر خود از موهبت سبک بار بودن بر خوردارند و به کام گرداب کشیده نشده اند;بنابراین برای ایجاد نظم تازه ای در دنیا ,در وضع مناسب تری قرار دارند.

شرقی بودن و فقیر بودن نه گناه است نه ننگ,گناه و ننگ ان است که جامعه ای خود را قابل احترام نداند; سرزندگی و عزت نفس خود را از دست بدهد; مانند دنباله رو ها و وارفته ها به هر سویش می کشانند , کشیده شود; چون بچه های روستایی در برابر اسباب بازی ,دل و دین خود را به اندک چیزی ببازد;روح تسلیم و تقلید کورکورانه و دلقکی در خود بپروراند و پیوسته بخواهد خود را فراموش کند و سر گرم شود.

همچنین گناه و ننگ ان است که جامعه ای برای بهبود خود,برای رفع عیب های خود, چاره اندیشی نکند. ایستادن یا مانند شتر عصاری,گرد خود گردیدن,در حکم گندیدن است;جامعه ای که با صداقت و صمیمیت نخستین قدم ها را برای عزیمت برداشت, و خود را در راه افکند,جامعه ای قابل احترام است. به نظر من این مهم نیست که پیش رفت او با چه درجه از سرعت صورت گیرد ,یا کی به مقصد برسد;ان چه مهم است ,صداقت و انسانیت و زیبایی و وقار و هوشمندی ای که با سیر او همراه بشود.اگر در جامعه ای فرزند به پدر احترام نگذاشت ,پدر نسبت به فرزند احساس محبت نکرد ,زن به محض ان که شوهر کرد ,به فکر طلاق بود,دوستی وجود نداشت,مکر به قصد معامله و بده بستان;و همه چیز با مقیاس پول اندازه گرفته شد , حتی عقل و عشق و دانش و هنر و زیبایی ,چنین جامعه ای هرچند هم در ناز و نعمت غوطه بزند, خوش بخت نمی تواند به شمار رفت ;و هر چند قدرت و مکنت داشته باشد, قابل احترام نمی تواند بود.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت   توسط حسین مسرت  |