تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

اخیرا سایتهای شهرزاد وآفتاب نیوزبه نقل قولی درخصوص وضعیت مزاجی استاد مهدی آذریزدی ازاینجانب پرداخته اند که بطور کلی آنها راتکذیب می کنم .اصولا اینجانب دراین باره با هیچ یک از این دوسایت مزبور گفتگویی نداشته ام ودرخصوص خبر منتشره آنها لازم به توضیح  می دانم که:
پدر قصه‌هاي خوب به ميان كودكان باز مي‌گردد

 

اولا : گروه فیلم‌سازی که از تهران برای تهیه مستندی از زندگی استادآذر یزدی به یزد آمده اند نه تنها هیچ گونه تاثیری در ناراحتی و بیماری ایشان نداشته اند که حتی با تلاش این گروه خوشبختانه زمینه بستری شدن ورفع نگرانی های معمول نیز فراهم گردید.

ثانیا:به کمک گروه مزبور وسایر علاقمندان استاد خوشبختانه زمینه تهیه پرستار ولوازم رفاهی موردنیاز برای مراقبت از سلامتی ایشان نیزفراهم گردیده است ووضعیت مزاجی وحال عمومی ایشان که عمدتا ناشی از ضعف بنیه بدنی وسوئ تغذیه بوده با تمهیدات فراهم شده روبه بهبوداست و لذاکلیه اخبار واطلاعاتی که در این خصوص تاکنون از قول اینجانب نقل شده تکذیب میگردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 

کتاب «علم‌ حضوری‌؛ اصول‌ معرفت‌شناسی‌ در فلسفه‌‌ اسلامی»‌ تالیف دکتر مهدی حائری‌یزدی از سوی نشر علوم اسلامی به زبان انگلیسی منتشر شد. به گزارش خبرگزاری مهر، «علم‌ حضوری‌ اصول‌ معرفت‌شناسی‌ در فلسفه‌‌ اسلامی» (the Principles of epistemology in islamic philosophy, knowledge by presence) رساله‌ دکترای‌ مهدی حائری‌یزدی بوده‌ که‌ در سال‌ 1978 با نظارت‌ چند نفر‌ از استادان‌ برجسته‌ فلسفه‌ غرب‌ در دانشگاه‌ تورنتو کانادا نگاشته‌ شده‌ است‌. این‌ استادان‌ عبارتند از پروفسور فرانکنا، پروفسور ساوان‌، پروفسور اشمیتز، پروفسور استیونسن‌، پروفسور لانگ‌ و پروفسور فایرودر که‌ جمعا مدت‌ 9 سال‌ به‌ طول‌ انجامید و از جامع‌‌ترین‌ آثار در نوع‌ خود محسوب‌ می‌شود. دکتر سیدحسین‌ نصر بر این‌ کتاب‌ که‌ در سال‌ 1992 از سوی‌ دانشگاه‌ نیویورک‌ به‌ زبان‌ انگلیسی‌ به‌ چاپ‌ رسید، مقدمه‌ای‌ نگاشته‌ که‌ در ضمیمه‌ چهارم‌ کتاب‌ حاضر به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌. دکتر مهدی‌ حائری‌یزدی‌ پس‌ از 76 سال‌ و بیش‌ از نیم‌ قرن‌ تلاش‌ علمی‌ و فکری‌، در ظهر پنج‌شنبه‌ 17/4/1378 درگذشت. وی فرزند موسس‌ نامدار حوزه‌‌ علمیه‌ قم،‌ آیت‌الله‌ شیخ‌ عبدالکریم‌ حائری‌یزدی‌ بود. دکتر حائری‌، عرفان‌ و علوم‌ نقلی‌ و عقلی‌ را در محضر استادان‌ بزرگ‌ حوزه‌های‌ تشیع‌، آیات‌ عظام‌ آیت‌الله‌العظمی‌ خمینی‌، آیت‌الله‌ احمد خوانساری‌، میرزامهدی‌ آشتیانی‌، آیت‌الله‌ بروجردی‌ و آیت‌الله‌ کوه‌‌کمره‌ای فرا گرفت‌. وی‌ پس‌ از دریافت‌ درجه‌‌ اجتهاد به‌‌عنوان‌ نماینده‌‌ آیت‌الله‌العظمی‌ سیدحسین‌ طباطبایی‌بروجردی‌ به‌ آمریکا هجرت‌ و مدارج‌ تحصیل‌ در فلسفه‌ غرب‌ را تا سطوح‌ بسیار عالی‌ طی‌ كرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 

دكتر «محمدعلي اسلامي ندوشن» در ديداري با گروه فرهنگ و ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره موضوع هايي چون فرهنگ، تاريخ و ادب پارسي در نزد جوانان ايراني، وضعيت ادبيات و شعر امروز فارسي و تاثير سياستگذاريهاي متوليان فرهنگي بر امر كتاب و فرهنگ در سالهاي اخير سخن گفت.

اسلامي ندوشن با اشاره به اينكه به طور قطع نميشود درباره جوانان ايران سخن بر زبان آورد، اظهار داشت: اين جوانان آنقدر متنوع و مختلف با رگه هاي فكري متعدد هستند كه نميتوان به طور حتم حرفي زد. هر چند در اين امركه همگي خواستار سامان اجتماعي و آيندهاي روشن هستند، مشتركاند.

وي با اشاره به گرايش به سمت جناحها و گروههاي فكري چپ و راست در بين جوانان يادآور شد: در حال حاضر اين چند رگهي فكري بين جوانان ايراني جا افتاده و هر كس ميخواهد به سمتي برود؛ برخي فقط تجدد را ميخواهند و ميگويند تاريخ و گذشته و همه ي اينها هيچ و فقط و فقط تجدد، صنعت و الگوي غربي به كار مي آيد، عده اي نيز مخلوطي ميخواهند؛ هم دين ميخواهند، هم ماركيسسم و هم اسلام. به هر حال، آشفتگي عجيبي در كار است.

اين استاد دانشگاه متذكر شد: آموزش اين جوانان به طور منظم نبوده است؛ يعني به گونه اي كه انديشه اي در ذهنشان شكل بگيرد؛ چون هم آموزش كوتاهي كرده و نتوانسته به آنها ياد بدهد و هم ديگر اينكه جو اجتماعي آموزش طلب نبوده است. درواقع نوعي بي اعتقادي به آموختن و اعتقاد به اينكه بايد تنها پول به دست آورد، باعث شد كه تعدادي از جوانان از حوزه ي آموزش خارج شوند و اين البته تقصير اجتماع است كه همه ي راهها را به سوي پول و ثروت ختم كرده است.

استاد پيشكسوت تاريخ و ادبيات و مؤلف آثار فراواني در حوزه فرهنگ ايراني، در ادامه همين موضوع، به وضعيت شمارگان كتاب و پايين بودن آن در ايران اشاره و تصريح كرد: در اين اوضاع شايد استثنائا كتابي به شمارگان بالا برسد؛ اما شمارگان بالا هم هميشه شامل بهترين كتابها نيست؛ بلكه شامل كتابهايي ميشود كه كنجكاوي روز را اقناع ميكنند؛ يا رنگ و بوي سياسي داشته باشند و يا پاسخي باشند به يكي از خواهشهاي انساني.

وي پايين بودن شمارگان و فروش كتابهاي سطحي و اينچنيني را علامتي براي هشدار به نوع رابطه ي نويسندگان و خوانندگان عنوان و اضافه كرد: كتاب، نوعي بده بستان است. اگر كتاب خوب ارايه شود، البته كه رغبت بيشتري ايجاد ميكند. اما وقتي كتابها همينطور عددي و كميتي به بازار ميآيند و هيچ كيفيتي مورد نظر نيست، خب از سويي خواننده حق دارد؛ اما از سويي ديگر هم خوانندگان و طالبان واقعي كتاب بايد نشان دهند كه تشخيص ميدهند و خواستار خلق اثر عميقي ازسوي نويسندگان و مؤلفان هستند؛ تا نويسنده هم به فكر بيفتد كه جديتر عمل كند. اما وقتي هيچ نوع ابراز نظري ازسوي خواننده ديده نميشود، آثار در اين سطح ميمانند و رابطهي خواننده و نويسنده در سطح پايين حركت ميكند.

محمدعلي اسلامي ندوشن در پاسخ به اينكه ايجاد چنين فضايي كه خواننده طالب اثر پخته و عميق باشد، بر عهده ي چه گروهي است، خاطرنشان كرد: تك تك مسائل اجتماعي اين امر را ميسر ميكنند. يك علتش اين است كه خواننده نسبت به محتواي كتابها مطمئن نيست و فكر ميكند دستخوش سانسور شده است. لازم نيست كه حتما سانسور، سانسور عملي باشد؛ بلكه خودسانسوري، خود امري بدتر است.

او گفت: نويسنده وقتي كه جو را جو مساعدي نمي بيند، خودش مرتب اثر را غربال ميكند و اجازه نميدهد كه حرفش درست جلو بيايد؛ درواقع ميترسد. بنابراين ما با دو نوع سانسور روبه روييم؛ سانسوري كه از بيرون بر اثر تحميل ميشود و خودسانسوري كه اين يك بيشتر به كتاب لطمه ميزند.

وي همچنين گفت: در آثار گذشتگان، مسلما اين كار را نميتوان كرد. سعدي يا ناصرخسرو و بيهقي را كه نميتوانند سانسور كنند. اينها جزو آثار مهم زبان فارسي هستند. حافظ يك منتقد شديد اجتماعي بود و اگر در اين دوره ها ميزيست، چه بسا كه برخي حرفهايش از سانسور رهايي نمي يافت يا خودش خودسانسوري ميكرد؛ همچنان كه ميدانيم حافظ پر از خودسانسوري است.

اسلامي ندوشن افزود: درواقع با حرفهايي كه حافظ بر زبان آورده است، اگر واقعا در مقام يك شاعر بزرگ جهاني نبود، جلويش گرفته ميشد؛ ولي خب او را نميشود سانسور كرد؛ اگر حافظ هم نباشد، پس ديگر چه كسي.

وي يادآور شد: يك نوع ركود انديشه يابي در كشور وجود دارد؛ يعني كنجكاوي دستخوش ركود است و خودش را بروز نميدهد. مردم احساس احتياج براي ياد گرفتن ندارند. دانشگاه هم كه وظيفه دارد ذهن جوان را بسازد و كنجکاوي اش را برانگيزد، چنين نيست؛ استاد در دانشگاه هم از ترس اينكه اگر حرفي بر زبان بياورد كه كج باشد، بازخواست خواهد شد، تلاش چنداني نميكند و به استادي بي رمق براي دانشگاه تبديل ميشود.

اين پژوهشگر برجسته درباره ي كتابهاي حوزه ي داستان و شعر كه ازسوي نويسندگان و شاعران معاصر تاليف ميشوند نيز گفت: من فرصت اينكه همه اين نوشته ها و آثار را مطالعه كنم، ندارم؛ ولي در يك نگاه كلي ميبينم كه شكاف و فاصله ي بزرگي بين نويسندگان معاصر با فرهنگ تاريخ و ادبيات ايران هست. به عبارتي، برخي از اين گروه غوره نشده، مويز شده اند و فوري با خواندن چند ترجمه خارجي اقدام و شروع به انتشار آثاري كرده اند؛ بدون آنكه پشتوانه ي گذشته ي فرهنگي داشته يا زبان فارسي را درست ياد گرفته باشند.

وي با اشاره به شاعران نوپردازي كه عنوانهايي چون پست مدرن را همواره بر زبان خود جاري ميسازند، اظهار داشت: در حال حاضر اين شاعران نوپرداز، مرتب نثر عمودي صادر ميكنند و مينويسند كه كاملا مشخص است با مبادي فرهنگي ايران آشنا نيستند. تجدد و رو به آينده داشتن، هميشه خوب است؛ اما اگر اين نوگرايي پايه اي نداشته باشد، كاري بيهوده صورت گرفته است.

اسلامي ندوشن افزود: الان مقدار زيادي از اين شعرهاي پست مدرن، صرفا براي آنكه شاعرش نشان دهد با بقيه فرق دارد، گفته ميشود. حتا طرز نوشتن و نقطه گذارياش متفاوت است. اين تقليد از پست مدرن، سفيد و نيمايي، اگر از خواننده استقبال نيابد، به جايي نمي رسد؛ چون ادبيات و شعر، جوابش را از خواننده ميگيرد و متاعي است كه براي صاحبش نمي ماند.

وي افزود: معتقدم كه بسياري از اين نوها كه در حال حاضر به بازار ميآيند و مطبوعات هم ميخواهند با آنها صفحه هايشان را پر كنند، خواننده ندارند و بين گروه خود اين جوانان دست به دست مي چرخند. اينها تنها رديف كردن يك سلسله كلمات است كه هيچ معنايي از آنها به دست نميآيد و ذهن جوانان را مغشوش كرده و به دنبال كار جديتر نمي روند.

محمدعلي اسلامي ندوشن در بخش پاياني گفته هايش در پاسخ به نقش و تاثير سياستگذاريهاي متوليان فرهنگي در سالهاي اخير بر حوزه ي كتاب و فرهنگ، با اشاره به تعداد عنوانهايي كه ازسوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان آثار منتشرشده در سال اعلام ميشود (40 هزار عنوان كتاب)، به خبرنگار ايسنا توضيح داد: در اين باره، بايد به نتيجه ها نگاه كرد. اين رقم، رقم كمي نيست و اگر واقعا اين آمار درست باشد، خودش دليلي بر شكست فرهنگي است؛ چون سياست كميتي دنبال شده است؛ نه كيفيتي. آيا كسي بررسي كرده كه در اين كتابها چه نوشته شده و براي كشور چه نتيجه اي حاصل كرده است؟ از خبرهايي هم كه منتشر ميشوند، در مي يابيم كه ناشر نيمي از كتابها، خود مؤلف بوده است و اين علامتي است به اين معنا كه در كار نشر حساب و كتابي نيست. معتقدم كه در سالهاي اخير روشهاي خوبي در حوزه فرهنگ اعمال نشده است؛ به طوريكه خود ناشران فعال هم صدايشان درآمده و در اعتراض، قطع سهميهي كاغذ را خواستار شدهاند.

وي عنوان كرد: بنابراين اين كار فرهنگساز نيست و فقط ميتواند براي پر كردن صفحه ي روزنامه هاي و مجله ها خوب باشد؛ و الا خريد و خواندن كتاب در حد حقير و فقيری باقي مانده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت   توسط حسین مسرت  | 

فریدون آدمیت مورخ و محقق تاریخ مشروطه ایران بعد از تحمل یک دوره درد ناشی از بیماری گوارشی دقایقی پیش بدرود حیات گفت.

علی دهباشی سردبیر مجله بخارا با اعلام این خبر به خبرنگار مهر، گفت: آدمیت پدر تاریخ نگاری ایران و مورخ برجسته مشروطیت ایران، بعد از تحمل یک دوره بیماری، ساعت 15 امروز (10 اسفند) در بیمارستان تهران کلینیک و در سن 87 سالگی درگذشت.

آدمیت متولد 1299 شمسی در تهران بود. وی در سال 1321 در رشته حقوق و علوم سیاسی فارغ التحصیل شد. پایان نامه او درباره زندگی و اقدامات سیاسی میرزا تقی خان امیرکبیر و با عنوان "امیرکبیر و ایران؛ پاورقی از تاریخ ایران" بود. آدمیت در حالی که دانشجوی دانشکده حقوق بود در سال 1319 به استخدام وزارت امور خارجه درآمد تا ضمن کار، تحصیلات خود را در خارج از کشور تکمیل کند.

او در فعالیت اجرایی نخستین تجربه خود را در سمت دبیر سفارت ایران در لندن پشت سر گذاشت. وی در کنار ماموریت اداری، وارد دانشکده علوم سیالسی و اقتصاد لندن شد و بعد از پنج سال تحصیل در رشته تاریخ سیاسی و فلسفه سیاسی در سال 1941 به درجه دکتری دست یافت. آدمیت سپس در سال 1330 در مأموریت نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد و سپس وزیر مختاری در همان جا تعیین شد. این ماموریت تا سال 1338 ادامه داشت و وی در این سالها (1955) دومین اثر خود را با عنوان "جزایر بحرین: تحقیق در تاریخ دیپلماسی و حقوق بین الملل" به زبان انگلیسی در نیویورک منتشر کرد.

شرکت در چندین کنفرانس و انجام وظیفه در مقام داور بین الملل در دیوان دائمی حکمیت لاهه از فعالیتهای دیگر فریدون آدمیت در طی ماموریت خود بود که تا سال 1359 شمسی به طول کشید.

فریدون آدمیت از سال 1344 تمام وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق در عصر مشروطیت کرد و در طی بیش از 20 سال فعالیت، منورالفکران عصر مشروطه و مهم ترین حوادث سیاسی اجتماعی دوران آغازین تاریخ ایران مدرن را در بیش از 25 عنوان کتاب و مقاله تالیف و منتشر کرد.

شناخت جنبش مشروطیت و شرایط اجتماعی و فرهنگی ایران در سرآغاز آشنایی با دنیای مدرن، محور عمده آثار او بوده است. پرسش فلسفی از چیستی مشروطه و کاوش تاریخی از اندیشه ها و افکار مدرنهای ایران دو محور اصلی در تحقیقات آدمیت است که با پیروی از اصول تاریخ نگاری علمی و مدرن، شرایط مواجهه اولیه ایران را با مدرنیته در متون تحقیقی به ثبت رسانده است.

"فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت"، "اندیشه های میرزا آقاخان کرمانی"، "اندیشه های میرزا فتحعلی آخوندزاده"، "اندیشه های طالبوف تبریزی"، "اندیشه ترقی و حکومت قانون"، "فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران"، "ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران" و "امیرکبیر و ایران" از جمله آثار آدمیت است.
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت   توسط حسین مسرت  |