تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

در پاييز 1362 پس از انقلا‌ب فرهنگي و بازگشايي دانشگاه‌ها، بار ديگر سعادت ديدار با استاد دكتر شفيعي‌كدكني دست داد و ضمن صحبت‌هاي خارج از درس، سخن از اين رفت كه كتابي چندجلدي با عنوان <ديوان شعر فارسي> نشر خواهند داد كه حاوي زيباترين و برگزيده‌ترين اشعار هر شاعر باشد. <گزيده غزليات شمس> كه قبلا‌ نشر يافته بود، سرآغاز اين مجموعه به شمار مي‌رفت. به دنبال اين تصميم، ديوان حجيم سنايي براي زيراكس گرفتن در اختيار اين بنده قرار گرفت و از اشعاري كه استاد انتخاب كرده بودند، تصويرهايي تهيه شد. ظاهرا قبل از اين كار، بناي تصميم استاد بر شرح سخنان عين‌القضات در <نامه‌ها> و <تمهيدات> او بود و حتي انتخاب‌هايي را كه از سخنان او انجام داده بودند، ناشر به مرحله حروفچيني رسانده بود. اما آن كوشش به سبب مشغله تصحيح <اسرارالتوحيد> به كنار نهاده شد.

سال‌ها گذشت و 10 سال پس از آن صحبت، كتاب اول برگزيده اشعار سنايي با عنوان <تازيانه‌هاي سلوك> حاوي نقد و تحليل برگزيده قصايد سنايي نشر يافت. كتاب مزبور علا‌وه بر شرح 31 قصيده سنايي، حاوي نكته‌هايي درباره 26 قطعه از اين شاعر نيز هست. اما <تازيانه‌هاي سلوك> به قول استاد <مدخل يا تفسيرگونه‌اي است بر قصايدي كه سنايي را سنايي كرده است و از ديگر شاعران: ممتاز.( >ص7) اما آنچه در 60 صفحه آغاز كتاب آمده است، علا‌وه بر آنكه زندگينامه دقيقي از اين شاعر عرضه مي‌دارد، نكته‌هاي تازه فراوان نيز در آن آمده است، به ويژه نظريه سه ساحتي بودن ذهنيت سنايي كه به دو قطب تاريك و روشن و مدار خاكستري تعبير شده. (ص25) و سنايي قلندر و عاشق متعلق به قطب روشن وجود او دانسته شده كه بيشتر در غزل‌ها، به جلوه‌گري پرداخته است. (ص 31) در حالي كه سنايي واعظ و ناقد اجتماعي در مدار خاكستري وجود او در حركت است و البته ارزشي كمتر از قطب روشن وجود او ندارد: <اگر اين ساحت از ساحت‌هاي وجودي سنايي را در قياس قطب روشن و قلندري وجود او، مدار خاكستري خواندم قصدم به هيچ روي، بي‌ارزش نشان دادن اين جانب شعر سنايي نيست بلكه مي‌توانم مدعي شوم كه اين قسمت ارزشي دارد برابر با آنچه آن را قطب روشن شعر سنايي خوانده‌ام.( >ص 29)

در بخش ديگر مقدمه <تازيانه‌هاي سلوك> استاد به <جمال‌شناسي قصيده پارسي> پرداخته‌اند و اشاره كرده‌اند كه امروزه بر اثر دور شدن از معيارهاي سنتي شعر و كم شدن سواد ادبي جوانان، در ميان خوانندگان جوان شعر و شيفتگان اين هنر، كمتر كسي را مي‌توان يافت كه بتواند از يك قصيده ناصرخسرو يا خاقاني يا سنايي يا منوچهري و فرخي به حد كافي لذت ببرد، در صورتي كه در نظر آشنايان با مباني جمال‌شناسي قصيده، لذتي كه از خواندن يا شنيدن يك قصيده واقعي مي‌توان برد، كمتر از لذت حاصل از خواندن يا شنيدن يك غزل نيست.( >ص 36) در ادامه بحث درباره جمال‌شناسي قصيده پارسي، قصايد سنايي <در رديف بهترين شعرهاي اجتماعي و سياسي زبان فارسي( >ص39) قرار مي‌گيرد و استاد او را <بزرگ‌ترين سراينده شعر اجتماعي در تاريخ ادبيات كلا‌سيك فارسي( >ص 40) مي‌دانند و اشاره مي‌كنند كه: <اگر بخواهيم فهرستي از نقاط ضعف جامعه و كاستي‌هاي موجود در نظام زندگي اجتماعي مردم ايران به دست آوريم، شعر سنايي شايد بهترين سند اين‌گونه مسائل باشد.( >ص 41) و نهايتا به اين نتيجه مي‌پردازند كه <بخش عظيمي از شاهكارهاي شعر جهان، شعر اعتراض است.( >ص 40) اما اعتراض سنايي به بيدادگران بيشتر به تهديد آنها به مرگ و دادرسي روز رستاخيز منجر مي‌شود و <كمتر از موقعيتي بر روي زمين براي رسيدگي به سرانجام كار آنان سخن مي‌گويد.( >ص 41) در ادامه مقدمه كتاب <تازيانه‌هاي سلوك> مطالبي با عناوين <معني و مضمون در شعر سنايي( >ص 42)، <شعر زهد و مثل( >ص 47) و <از ساختار اجتماعي به ساختار ادبي( >ص 53) قرار گرفته است. به اين ترتيب در اين 60 صفحه فشرده، عصاره مطالبي كه براي شناخت سنايي لا‌زم است، در اختيار خواننده قرار مي‌گيرد.

همان‌گونه كه پيش‌تر گذشت، ادامه كتاب <تازيانه‌هاي سلوك> حاوي متن 31 قصيده سنايي و نقد و تحليل آنهاست. در نقل قصايد علا‌وه بر نشانه‌هايي كه براي قرائت آسان شعر ضرورت داشته، استاد به تصحيح برخي از ادبيات نيز پرداخته‌اند. بنابراين نه‌تنها خواننده با صورت آراسته تعدادي از قصايد سنايي روبه‌روست، بلكه صورت تصحيح‌شده آنها را كه غالبا بر اساس نسخه قديمي كابل تصحيح شده است، در برابر چشم دارد. در بخش شرح قصايد و قطعه‌ها، نكته‌هايي كه براي فهم هر شعر لا‌زم بوده است مورد اشاره قرار گرفته و در لا‌به‌لا‌ي آن البته مطالب تكميلي در حوزه عرفان و شعر عرفاني كم نيست كه از طريق فهرست راهنماي پايان كتاب مي‌توان به اين نكته‌ها دست يافت. با اينكه در مقدمه‌<تازيانه‌هاي سلوك> خواستاران آشنايي با <ابعاد بيشتر هنر سنايي و مقام او در غزل فارسي و شعر عرفاني> به كتاب <در اقليم روشنايي> ارجاع داده شده‌اند (ص 7)، اما هنگامي كه در سال 1373 كتاب مزبور منتشر شد، خوانندگان با اين يادداشت استاد مواجه گرديدند: <چون در مقدمه و تعليقات <تازيانه‌هاي سلوك> حتي تعليقات همين كتاب، به آن مقدمه بارها ارجاع داده بودم، دلم راضي نمي‌شد كه اين كتاب بي‌مقدمه بماند. اما هنگامي كه يك نسخه از نمونه چاپ‌شده <تازيانه‌هاي سلوك> را از چاپخانه آوردند و ديدم قيمت كتاب (به دليل گراني كاغذ و مخارج چاپ) تا بدين حد بالا‌ رفته است، نه از چاپ آن مقدمه، كه از چاپ كردن هر كتابي دلسرد شدم و تصميم گرفتم اين كتاب را در كمترين حجم و قيمت ممكن منتشر كنم.( >ص8) با اين انديشه، كتاب <اقليم روشنايي> بدون مقدمه‌اي كه <درباره پايگاه سنايي در غزل فارسي و نيز شكل‌گيري ادبيات مغانه و عرفاني، قبل از سنايي و بعد ازو تا عطار و مولوي( >ص7) بوده است منتشر شد. اين كتاب حاوي 170 غزل از سنايي با نقد و تفسير آنها و 41 رباعي از اوست. متن غزل‌ها همانگونه كه در مقدمه ذكر شده، <براساس چندين نسخه كهن و از جمله نسخه بسيار قديمي موزه كابل>، تصحيح شده(ص8) و برخي از ابيات غزل‌ها كه در نظام عمودي غزل به آنها نيازي نبوده است حذف گرديده است.(>ص8)

همان‌گونه كه قبلا‌ گذشت، به تعبير استاد دكتر شفيعي كدكني؛ غزل‌هاي سنايي جلوه‌گاه قطب روشن وجود اوست. از اين‌رو در شروع غزل‌ها نيز استاد به اين نكات اشاره كرده‌اند و به شيوه‌اي كه در <تازيانه‌هاي سلوك> نيز ديده شده، در متن نكات لا‌زم براي شرح هر غزل، به نكته‌هاي آموختني فراواني در زمينه شعر عرفاني فارسي اشاره شده است.

اگر شرح و تفسير گونه‌اي را كه استاد در مورد <حديقه سنايي> آماده انتشار دارند و در مقدمه <تازيانه‌هاي سلوك(>ص7) به آن اشاره شده است در نظر آوريم، بيشترين كوشش‌ها در زمينه شناخت سنايي از سوي استاد شفيعي كدكني صورت گرفته است، اما آنچه مركزيت آموزه‌هاي عرفاني را تشكيل مي‌دهد و از آن به <عدم تعلق> تعبير مي‌شود، در سيره علمي استاد كاملا‌ ديده مي‌شود، زيرا با وجود اشراف و بصيرتي كه ايشان در زمينه شناخت سنايي داشته‌اند، هيچ‌گاه داوطلب تدريس درسي در اين حوزه نشده‌اند تا قلمرو اعلا‌م‌شده تدريس استادان ديگر براي آنها محفوظ بماند و با اينكه هيچ‌كس شايسته‌تر از خود ايشان براي تصحيح آثار سنايي نبوده است، با تشويق‌ها و راهنمايي‌هاي ايشان كتاب <حديقه سنايي> ابتدا به صورت پايان‌نامه دكترا و سپس به صورت كتاب توسط خانم دكتر مريم حسيني نشر يافته است. همچنين با راهنمايي‌ها و تشويق‌هاي استاد، بخش غزل‌هاي ديوان سنايي توسط اين بنده به‌عنوان رساله دكترا برگزيده شد و سرانجام در سال 1386 توسط انتشارات علمي و فرهنگي منتشر گرديد. چنين عدم تعلقي در ديگر استاداني كه با ادبيات عرفاني سروكار داشته‌اند كمتر ديده شده و حتي به نظر مي‌رسد كه در مورد بسياري از آنها، همدم بودن با مباحث نظري عرفان به نتيجه عكس منجر شده است.

به دنبال كتاب‌هاي <گزيده غزليات شمس>، <تازيانه‌هاي سلوك> و <در اقليم روشنايي>، كتاب‌هاي <زبور پارسي( >گزيده غزل‌هاي عطار به‌همراه مقدمه‌اي درباره زندگي و اشعار او) و <مفلس كيميافروش( >گزيده اشعار انوري به همراه مقدمه‌اي درباره زندگاني و شعر او) تكميل‌كننده مجموعه <ديوان شعر فارسي> به شمار مي‌روند كه استاد در سال 1362 وعده انتشار آن را داده بودند. اميد همه دوستداران ايشان اين است كه فراغتي براي ايشان به دست آيد تا بتوانند كتاب‌هاي ديگري به اين مجموعه بيفزايند. البته بخش اعظم فراغت استاد به مشغله راهنمايي دانشجويان و مشتاقاني تبديل شده است كه هر سه‌شنبه از سراسر ايران براي ديدار استاد به دانشگاه تهران رو مي‌آورند و در پي آن با اشتياق فراوان و گاه بدون هرگونه ملا‌حظه فرصت و وقت، وقت و بي‌وقت، در كاهش فرصت‌هاي اندك اين دانش‌مرد يگانه روزگار مي‌كوشند. به قول شادروان قيصر امين‌پور، روزهاي سه‌شنبه دانشكده ادبيات، پايتخت جهان مي‌شود: <راستي باز هم مي‌توانم / بار ديگر از اين پله‌ها / خسته / بالا‌ بيايم / تا تو را لحظه‌اي بي‌تعارف / روي آن صندلي‌هاي چوبي / با همان خنده بي‌تكلف ببينم؟ / بهترين لحظه‌ها... / لحظه‌هايي كه در حلقه كوچك ما / قصه از هر كه و هر كجاي زمين و زمان بود / قصه عاشقان بود / راستي، / روزهاي سه‌شنبه / پايتخت جهان بود

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت   توسط حسین مسرت  |