تبليغاتX
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سالست نقاش طبعيت بردامن کوير رفو کرده است

    همايش ياد آذر با حضور كارشناسان ادبي استان و ايران از جمله دكتر مهدي محقق ومصطفي رحماندوست برگزار شد.

     در اين همايش مهندس اولياء نماينده مردم يزد و صدوق در مجلس شوراي اسلامي پس از قرائت پیام آقای دکتر سید محمد خاتمیِ درباره آذر یزدی در سخناني به راه اندازي پژوهشكده ادبيات كودك و نوجوان در استان اشاره كرد و افزود: اجراي اين طرح در سفر هيات دولت به استان مصوب شد و مسوولان بايستي بر اجراي اين طرح اهتمام ورزند.

     در ادامه استاد مهدي محقق رييس انجمن مفاخر ايران و همچنين از چهره هاي ماندگار طي سخناني از حضور در اين مجلس كه براي بزرگداشت يك مرد خودساخته  كه از اين سرزمين مقدس برخواسته ابراز خرسندي كرد و افزود: خيلي خوشحال هستم  كه تا وقتي مرحوم مهدي آذر يزدي در قيد حيات بود به فكر اين افتاديم كه از وي قدر داني كنيم و در بخش آثار و مفاخر فرهنگي براي ايشان يك مجلس بزرگداشتي در بهمن ماه 1385 برگزار كرديم و همچنين كتابي را با همان مضمون به چاپ رسانديم.

      وي با اشاره به اين مطلب كه تا وقتي بزرگي زنده است مورد حسادت و دشمني قرار مي گيرد و زماني كه از اين دنيا رفت مورد احترام واقع مي‌شود، به صورت سنت درآمده و حتي در فرهنگ ما ضرب المثل شده است اظهار داشت: آذر مردي خودساخته بود و با مرارت و سختي زندگي كرد و زماني كه در چاپخانه‌ها زندگي مي كرد مشوقي نداشت.

     محقق با بيان اين مطلب كه تاكنون انجمن مفاخر ايران براي متجاوز از 100 نفر مراسم تجليل برگزار كرده و پس از برگزاري مراسم براي همه آنها كتابي با همان مضمون و جهت معرفي مفاخر به چاپ رسانده است؛ در خصوص عدم خريد حتي يك عدد از اين كتابها توسط آموزش و پرورش به شدت انتقاد كرد و گفت: چرا نبايد دانش آموزان ما به جاي  اينكه مانكن ها و جنگجويان فرنگي را الگوي خود بدانند مفاخر ايراني و هموطن خود الگو ي خود قرار دهند؛ چرا نبايد دانش آموزان دبيرستاني يزدي در شرح حال دكتر محمد علي كاردان بداند كه او از سرزمين يزد برخاسته و  چنان كوشش كرده كه توانست بهترين شاگرد يكي از بهترين رواشناسان دنيابه نام پیاژه بشود.

     در اين همايش همچنين مصطفي رحماندوست ازشاعران و نويسندگان برجسته كشور در سخناني از روند آشنايي خود با مهدي آذر يزدي خاطراتي رابيان كرد و افزود: در اين مجلس همگي در خصوص مشكلات و سختي ها و بدي هاي زندگي آذر گفتيد اما من مي خواهم از خوبي هاي زندگي او بگويم.

     وي گفت: آذر يكي از خوشبخترين مردمان روزگار ما بود زيرا ابتدا يك روستايي زاده بود كه به شاگردي كتابخانه رسيد و از آنجا كه علاقه‌مند به كتابخواني بود، اين مسئله يك نعمت بزرگ براي او شد و پس از آنكه به نويسندگي گرويد، سليقه مردم را شناخته بود.رحماندوست دومين خوشبختي آذر را رسيدن كتابش به چاپ 35 تا زمان حيات وي و استفاده از حق التاليف آن عنوان كرد و افزود: چند نويسنده را مي توان پيدا كرد كه چاپ كتابش به شماره 35 برسد؟وي افزود: آذر در تمام سالهاي آخر عمر با افتخار زندگي كرد و در اواخر عمر او جواناني بودند كه همانند پروانه به گرد او مي چرخيدند و  آذر همانطور كه دوست داشت زندگي كرد و در نهايت نيز در بيمارستان به بدبختي و فلاكت نرسيد.مصطفي رحماندوست از راه اندازي كتابهاي وي به صورت ديجيتال به دو صورت استفاده در موبايل و استفاده در كليه وسايل صوتي و تصويري در نمايشگاه كتاب آينده خبر داد.در اين همايش همچنين اسد الله شكرانه از نويسندگان و پژوهشگران استان نيز به آذر شناسي پرداخت در خصوص ابعاد شخصيت وي اظهار داشت:  آذر مربوط به نسل نويسندگاني مي شود كه بعد از شهريور 1320 تهران را منشا تغيير و تحول ادبيات ايران قرار دادند.

      وي مسئله ديگر ا گزيده گويي شخصيت هنري آذر عنوان كرد و افزود: اين مسئله خود جاي پژوهش و تحقيق دارد.  شكرانه در ادامه گفت: بعد ديگر شخصيت آذر اين بود كه او مردي خود ساخته از كوير بود و او كوير ادبيات كودك و نوجوان را آباد كرد. آذر همچنين اخلاق و فرهنگ ايراني را باز آفريني كرد و همچنين وي كار بسيار بزرگ ديگري انجام داد؛ آذر، خود و محيط زندگي خود را نقد كرد كاري كه كمتر ديده مي‌شود.

     وي ادامه داد: آذر در تمام طول زندگي جز نيك انديشي حرف ديگري نداشت و او ادبيات كودكان و نوجوانان را مهندسي فرهنگي كرد و بنا بر اعتراف 3 نسل كتاب هاي او را خواندند. آذر تنها مرد بغض و گريه نبود او يك انسان متواضع و يك درويش بود كه گوشه نشيني را انتخاب كرد. وي در ادامه خواستار توجه به ديگر آثار آذر به جز "قصه‌هاي خوب براي بچه هاي خوب" شد.همچنين حسين مسرت نيز از پژوهشگران استان به ارائه مقاله خود به سرگذشت و زندگي آذر پرداخت و در پايان خواستار همت مسوولين فرهنگي براي چاپ و نشر آثار به چاپ نرسيده آذر شد.اجراي سرود و پخش كليپي از زندگي آذر از ديگر برنامه‌هاي اين همايش بود.گفتني است؛ پس از برگزاري همايش حضار به رسم ادب بر سر مزار آذر در حسينيه خرمشاه حضور يافتند و به قرائت فاتحه پرداختند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

نوشته زنده یاد نیما مسرت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

 
 مهندس غلامعلی سفید دبیر اجرایی همایش بزرگداشت استاد مهدی آذر یزدی با گرامیداشت یاد و خاطره استاد آذر اظهار داشت : این مراسم بزرگداشت 14 آبان ماه همزمان با روز فرهنگ عمومی با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی كشوری و استانی در یزد برگزار می شود.

وی با بیان این مطلب در نشستی خبری افزود : دكتر محمد علی اسلامی ندوشن بعنوان سخنران اصلی این همایش برگزیده شده و همچنین آقایان مهندس محسن چینی فروشان مدیرعامل كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان كشور، دكتر محقق رئیس انجمن مفاخر فرهنگی ایران و مصطفی رحماندوست دیگر سخنرانان كشوری این همایش خواهند بود. 

سفید افزود : دكتر اسلامی ندوشن در خصوص زندگی استاد و مثنوی تصحیح شده توسط او و مهندس چینی فروشان به معارف قرآنی ذكر شده در آثار آذر خواهند پرداخت.

دبیر اجرایی این همایش در ادامه تصریح كرد : آقایان اسدالله شكرانه و حسین مسرت بعنوان سخنرانان استانی برگزیده شده اند. وی همچنین گفت : پخش فیلم كوتاهی از زندگی استاد آذر و اجرای سرود توسط كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان استان یزد از دیگر برنامه های این همایش می باشد.  

اسدالله شكرانه دبیر علمی همایش بزرگداشت استاد آذر یزدی نیز در ادامه این نشست خبری تصریح كرد : شخصیت استاد آذر از دو بعد قابل طرح است. بعد نخست آثار آذر در ادبیات كودك و نوجوان و اینكه وی از نخستین نویسندگان كتاب كودك در تاریخ معاصر كشور است و بعد دیگر آنكه شخصیت آذر بعنوان یك یزدی مطرح است كه شخصیت فرهنگی و هنری وی می تواند در ارتقاء فرهنگ یزد و یزدی موثر باشد و قدمی تاثیر گذار در راستای اجرای طرح مهندسی فرهنگی در دارالعباده باشد. 

وی افزود : در این همایش سعی خواهد شد تا ابعاد ناشناخته شخصیت استاد به جامعه شناسانده شود. دبیر علمی همایش نكوداشت استاد آذر یزدی گفت : استاد آذر یزدی بعنوان نویسنده توانای ادبیات كودك و نوجوان در كشور شناخته شده است در حالی كه اثر گرانقدر وی تصحیح مثوی معنوی است كه ناشناخته مانده است. 

او ادامه داد : آذر در برهه تاریخی ادبیات كشور ما حضور پیدا كرده است و تا سال 1388 دائما در عرصه های فرهنگ حضور داشته است ولی بلحاظ اینكه خیلی تمایلی به ارتباط با جهان بیرون نداشته، مورد غفلت واقع شده است و در حق او كوتاهی شده است.

 شكرانه در پایان تصریح كرد : ایجاد دبیرخانه دائمی بزرگداشت آذر یزدی و نشان استاد در این همایش اعلام عمومی خواهد شد.

لازم به ذكر است این همایش بزرگداشت با مشاركت موسسه فرهنگی هنری جواد، كانون اطلاع رسانی و همبستگی یزدی تباران، موسسه ریحانه الرسول و كانون احسان و اندیشه توحید در سالن شهید عباسپور برق منطقه ای یزد برگزار خواهد شد.

منبع:آینده نیوز
+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

 ۲۵  مهر برابر باجانباختگی یکی از رادمردان دلیر ایران زمین و یکی از سخنوران پاکباز این  دیار همیشه جاوید، فرخی یزدی است .او که جان خود را برسر آرمانش  نهاد و در این راه از هیچ کوششی دریغ  نورزید .اما ما زندگان آن چنانکه باید از او  یاد نکردیم .در بسیاری از کشورها برای پاسداشت یاد این سرافرازان و نام آوران همواره دنبال تاریخ های سرراست ومناسبت برانگیز هستند. اما مابه آسانی  از این مناسبتها می گذریم.امسال که هفتادمین  سال درگذشت فرخی بود می توانست فرصت مناسبی برای بزرگداشت او باشد مجالی برای معرفی او  به نسل نو فرصتی برای پاسداشت شجاعت ،فداکاری ،بیدارگری وآزادی خواهی.

    هرچند این ایراد به خود من نیز وارد است. اما با توجه به شرایط روحی نادرستی که برایم بواسطه در گذشت فرزندم نیما پیش آمده بود.نتوانستم مطلبی در خور یا مقاله ای ارزنده را دراین باره سامان دهم ولی از یک ماه پیش به اکثر مدیران جراید استان این روز را با پیامک یادآوری کردم.

درهر رو سستی وبی تفاوتی دستگاه های فرهنگی استان یزد را در این روز به یاد ماندنی نمی توان فراموش کرد.تنها چند نشریه بومی یزد مانند تالی خبر وندای یزدبه یک گفتاری بسنده کردند ودیگر هیچ. اخیرا با پیگیریهایی مقرر شده  نشریه خوب پرگار ویژه نامه ای در این باره منتشر کند که امیدوارم جای خالی دیگران را پرکند. 

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

از وبلاگ های خوبی که تازگی با آن آشنا شدم .وبلاگ یزدا به http://www.yazda.blogfa.com/است که نشانی بسیاری از وبلاگ های یزد ویزدی ها را دارد وبرای آشنایی و شناخت بیشتررسانه های مجازی دریزد سودمند است.به نظرمی رسد صاحب یزدا از ذوق رسانه ای وابتکار عمل ونظر خوبی هم برخوردار است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت   توسط حسین مسرت  | 

                                

 شهر مرا سالهاست

نقاش طبيعت بر دامن كوير رفو كرده است.

شهر من خشكانه‌اي در دل خاك ايران است.

من زاده سرزميني هستم؛

كه آسمان نيز، باران را از آن دريغ مي‌دارد

و آب؛

 به دشواري در آن سبز مي‌شود.

مردان شهر من سالهاست،

آبشان را از ته حلقوم كوير در مي‌آوردند.

من زاده سرزميني هستم؛

كه مردمي دارد به سرسختي پولاد

و به قدرت ايمان

مرداني كه زير نور پيه سوزها

مشقت مي‌نويسند

و با قلمهايشان، رنج و كوشش را

بر سينه‌هاي كاريز نقش مي‌زنند

آرميده در كوير سرزميني است كه پيشينه‌اي چندين هزار ساله به درازاي تاريخ به اندازه استقامت انسان و به پهناي ايمان دارد، سرزميني كه درختانش با عرق ساكنانش و با آب حياتي كه در ظلمت تيره خاك قرار دارد، آبياري مي‌شود.

آنهايي كه پس از پشت سر گذاشتن ماهورها و بيابان هاي خشك و بي آب و علف پاي بدين ديار مي‌گذارند، بسان جويندگاني مي‌مانند كه در پي قطره‌اي آب در درياي شن هستند و چون قطره را مي يابند، آن را مرواريد مي‌نامند، مرواريد كوير، يا آن را عروسي مي‌دانند كه در اين بزم ديرينه، بر تخت جواهرنشاني نشسته و خودنمايي مي‌كند؛ عروس كوير

شهر يزد اين سعادت را در طول پرفراز و نشيب ايران داشته كه كمتر اسير تاخت و تاز سپاهيان بيگانه و آشنا باشد سپاهيان سياهكاري كه خوراكشان فرهنگ، تمدن و انسان است – نيز در مقاطعي از تاريخ جان پناهي شده است، براي انديشوران و انديشمنداني كه از ستم ستمكاران جانشان بر سر راه بوده است، مدارس متعدد تاريخي آن، نشان از آن روزگاران دارد.

در اين سرزمين چند هزار ساله، مسجدي را مي بيني به اعتبار هزار و چند ساله هم بيشتر، هنوز نگاره‌هاي ساساني را بر ديوار كنگره دار خود دارد و بوي آتش و درد از لاي جرزهاي مقاوم آن كه با كاه خارشتر اندود شده مي‌‌آيد. آري سخن از مسجد جامع فهرج است.

كوچه محلاتش را بنگر كه در تابستاني مي‌تواني دمي بياسايي زير خنكاي سقف بازارها و ساباط‌هايش، در انتهاي پله‌هاي نمور آب انبارش آبي بنوش به خنكي آب كوهساران در فصل زمستان، مي‌تواني دمي قدمي بزني در كوچه‌هاي آشتي كنانش، سركي به برج و باروهايش بزني و ببيني كه اين طبيعت خشك، اگر بر انسان‌هايش خسيس بوده، بناهاي آبادش را از باران و برف مصون داشته است.

در درون خانه‌هايي كه استادانه بر پا شده است و در زير بادگيرهايش به اندازه چندين نسيم وزيده بر برف باد خنك نوش جان كني.

مي‌تواني كف پايت را بسايي بر مخمل نرم و زرد ريگزاران و از آنجا در مظهر قنات هاي طويلش كه تا عمق استقامت ادامه دارد، آب گوارايي بنوشي به زلالي صفاي محبت و صداي ايمان و تلاش را در دهليزهاي قناتش بشنوي.

مساجد و بناهاي تاريخي‌اش در تلألو كاشي‌هاي فيروزه‌اي رنگ با آن گل‌هاي روح نواز، جلوه‌اي دلربا دارد، شايد اگر گوش جان بسياري، صداي آواز خشت زن را از آن وراي هزاران سال از درون بناهايش بشنوي، با صداي خواندن دو بيتي در شيار كوزه‌هاي سفالين بر جاي مانده از قرون و اعصارش.

اگر با من بياييد:

من شما را به مهماني آب و آينه در خانه‌هاي قديمي يزد خواهم برد و به پنج دري‌هاي خانه انسانيت كه با ارسي‌هاي صفا و محبت باز و بسته مي‌شوند. و از آنجا دستتان را خواهم گرفت و تا كوچه عشق همراهي‌تان خواهم كرد.

من شما را به ميهماني گل خورشيد در سفالگري‌هاي ميبد خواهم برد، آنجا شما را با خورشيد خانم آشنايتان خواهم كرد. خورشيد خانم حوضي سفيد دارد كه ماهي‌هاي آبي رنگي درون آن شنا مي‌كنند.

من شما را به ميهماني كهن شهري بازمانده از تاريخ، شهر سرو سايه دار و كهنسال ابركوه خواهم برد، كه چونان ايران سربلند و استوار و پا برجاست.

من شما را به ميهماني گل‌هاي اسليمي فيروزه‌اي و شاه عباسي در مسند خدا خواهم برد، آنجا خدا بر ديوارهايش به قلم آفريده مؤمنش آيات قرآن را با گل ايمان پيوند زده است. 

چنانكه گويي واژه‌ها عاشقانه دست در گردن يكديگر دارند. در خانه خدا حتي خورشيد هم مي‌تواند آبي باشد، باغچه خانه خدا پر است از ترنج و گل‌هاي لچكي.

من شما را به ميهماني آتش و كندر در معبد پاك اهورا خواهم برد، آنجايي كه موبد پير آيه‌هاي سپيد اوستا را ميخواند.

من شما را به ميهماني دشت مخمل زرد خواهم برد، دشت گل هاي خودروي وحشي، دشت انسان‌هاي مقاومي كه در دل ريگ، آب سبز كرده‌اند.

من شما را به تفت، به ميهماني دانه‌هاي ياقوت و برگ‌هاي گلنار، در زير سايه شيركوه خواهم برد، آنجا كه اقليت زرتشتيان به زبان نياكان ما سخن مي‌گويند و زنانشان جامه‌هاي سبز رنگي پر گل‌هاي سوسن و ياس دارند.

من شما را به بافق، به ميهماني شهر نخل‌هاي مقاوم و انسان‌هاي شكيبايي خواهم برد كه بيش از نيمي از عمر خود را در دل كوه آهن و در زير زمين تلاش مي‌گذرانند.

من شما را به ميهماني شهر تاريخ، شهر مهريز خواهم برد، شهر نام‌هاي باستاني مهر پادين و مدوار و قرافر و استهريج، شهري كه در دامنه غربالبيزش‌، تمدن چندين هزار ساله يزد باستان غنوده است.

من شما را به ميهماني دشت شور پسته زاران اردكان خواهم برد، به زير سايه‌هاي دلچسب، ساباط، در زير سقف‌هاي سايه روشن بازار يزد، در پاي مأذنه و منار مسجد عشق، بر بالاي مناره‌هاي بلند مسجد ايمان، يا در ته پاياب، آب انبار عطش، از مخزن آب تلاش، آبي به شما خواهم نوشاند با سردي بلور يخ.

آري اگر با من بياييد، من به اندازه يك تاريخ برايتان ديدني دارم.

 

 
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت   توسط حسین مسرت  |