X
تبلیغات
کاریز یزد

کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سال ست نقاش طبیعت بردامن کوير رفو کرده است

درس های همایش وحشی بافقی

حسین مسرت

     روزهای 17 و18 مهر1392 فرصت نیک و خوشایندی دست داد تا مهمان شهر نخل های سرفراز و مردمان ساده و صمیمی بافق ، دیار پاکان باشیم و از نزدیک با تلاش این مردمان کویری در یکی از سترون ترین سرزمین های گیاهی استان یزدآشنا شویم و شاهد تلاش بی وقفۀ آنا ن در راه سربلندی و شکوفایی ایران باشیم .مردمی که بر زمینی گسترده از آهن زندگی می کنند وخود کمتر بهره ای از این آهن دارند و گرنه باید به مدد هرسنگ آهنی که از بافق بیرون می رود، یک بنای فاخر و یک بوستان دلگشا ساخته شود و مردم این سامان در حسرت بوستان های سرسبز نباشند .باید به سان کشورهای کوچک حاشیۀ خلیج فارس که به مدد پول نفت ،بیابان های سوزناک و پراز مور و ملخ را به سرزمینی زیبا تبدیل کرده اند، به مدد پول سنگ آهن ،این دیار نیز آبادان و سرسبز باشد. با توجّه به اینکه گفته می شود :شهر بافق به دلیل واقع شدن در گودی مشکل کمبود آب ندارد؛ امّا این مردم صبور نیم قرن است ،تنها شاهد رفت آمد واگن های سنگ آهن هستند و کمترین بهره را از این موهبت خدادای و عظیم دارند .همۀ شرکت کنندگان در این دو روزه از نردیک شاهد تلاش بی وقفۀ مردان سختکوش دیار بافق بودند که چه سان با عرق جبین و کدّ یمین سرفراز ایستاده اند ؛بگذریم.


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم مهر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
جایزه ایرج افشار

به منظور بزرگداشت و تجدید یاد استاد ایرج افشار، «هیأت امنای گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار»، جایزه‌ای برقرار کرده است. منبع مالی، اصول و شرایط اعطای جایزه و شرایط جایزه‌گیرندگان به شرح زیر است:
1. این جایزه هر سال در 16 مهر ماه، به مناسبت سالروز تولد استاد ایرج افشار، به فرد حائز شرایط در آئین‌نامه اعطا خواهد شد. 
2. این جایزه به بهترین پایان‌نامۀ تحصیلی دانشجویان دورۀ کارشناسی ارشد یا دکتری در رشتۀ کتابداری (نام مصوب جدید: علم اطلاعات و دانش‌شناس) اعطا می‌شود. 
3. داوران جایزه، اعضای هیأت امنای گنجینۀ پژوهشی ایرج افشاراند و در صورت لزوم از نظر مشورتی اعضای شورای عالی علمی، یا اعضای هیأت علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، یا سایر متخصصان در آن رشته بهره‌مند خواهند شد. 
4. فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد و دکتری رشتۀ کتابداری که مایل به دریافت این جایزه باشند، باید یک نسخه از پایان‌نامۀ خود را که در سال 1389 یا 1390 از تصویب گذشته است، تا تاریخ 30 خرداد 1392 به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، هیأت امنای گنجینۀ پژوهشی تحویل دهند. نخستین جایزه طی مراسمی در 16 مهر 1392 به پایان‌نامۀ برگزیده اعطا می‌شود. از آن پس و در سال‌های بعد داوطلبان می‌توانند پایان‌نامۀ خود را تا تاریخ سی خرداد هر سال به همان هیأت امنا تسلیم کنند. 
5. مبلغ جایزه فعلاً سالی 40 میلیون ریال است که از سوی فرزندان فرهنگ‌دوست آن شادروان: آقایان بهرام، کوشیار و آرش افشار تأمین می‌شود. ممکن است این مبلغ در سال‌های آینده افزایش هم بیابد. 
6. پایان‌نامه‌ای که به دریافت جایزه نایل شود، از سوی انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی به گونه‌ای مناسب چاپ و منتشر خواهد شد.


سید کاظم موسوی بجنوردی، کامران فانی، کاوه بیات، سید فرید قاسمی، عنایت الله مجیدی،  سید علی آل داود (مشاور حقوقی)، بهرام افشار، کوشیار افشار، آرش افشار

[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
وحشی آن دستانسرای معنوی

بخش نخست: زندگاني وحشي بافقي

 

زندگـي

 

مولانا «كمال‌الدّين» و به قولي «شمس‌الدّين محمّد» متخلّص به «وحشي»** به سال 939 ق (و به گفته‌اي نادرست 929 ق) در بافق*** (يزد) به دنيا آمد. نام پدرش دانسته نشد، ولي آن گونه كه برمي‌آيد، پدرش مردي گمنام و زراعت پيشه بوده است[1]. نوجواني بيش نبود كه به محضر سخنور تواناي بافق «شرف‌الدّين علي بافقي****» راه يافت و در محضر او زانوي شاگردي به زمين زد. آنگاه با اشراف برادر بزرگش «مرادي بافقي» به كسب علم و فضايل همّت گماشت، سرانجام به انجمن‌هاي ادبي راه يافت و توانست از محضر سخنوران توانمند روزگار خود چون: نجاتي بافقي و همّتي بافقي بهره‌ها ببرد.

 

كمال‌الدّين، تازه پا به دوران شباب گذاشته بود كه يكباره زادگاه خويش را رها كرد و همراه برادرش به يزد آمد. چندي نيز در اين شهر از محضر دانشمندان و سخنوران آن كسب فيض كرد و سپس به كاشان رفت.

 


ادامه مطلب
[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
نقش يزد در پيكار پيروز تنباكو*

25 ارديبهشت برابر با سالگرد لغو امتياز تنباكو در سال 1270 ش است. در چنين روزي مردم ايران موفّق شدند، يكي از اسارت بارترين قراردادها را لغو نموده، پيروزي خود را بر شاه و درباريان فاسدش به نمايش بگذارند. حال بايد ديد چه عواملي سبب شد كه اين قرار داد بسته شود و چگونه در اثر مبارزات مردم، اين قرار داد لغو گرديد.

ناصر‌الدّين شاه پس از دادن تعهّدات و اخذ وام‌های زياد از خارجه و سفرهای پی‌درپی به فرنگ، در حالي كه ميليون‌ها نفر از مردم از فقر و گرسنگي و زير فشار حكّام، در حال مرگ بودند، ايران را هر چه بيشتر وابسته مي‌كرد و چنانكه واضح است پرداخت آن يا از وصول مالياتي بود كه رعاياي مملكت به خان و مباشر و مستوفي و غيره مي‌پرداختند و آن‌ها به اسم خود به دولت مي‌دادند يا از فروش معادن و واگذاري گمرك شهرها و از ‌جمله امتياز تنباكو بود.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم مهر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
یزد عصر صفوی

http://www.mirasmaktoob.ir/www/photonews/yazdasrsafavi.jpgميراث مكتوب - یزد عصر صفوی درباره تاریخ تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و معماری یزد در دوران صفویه منتشر شد.
یزد عصر صفوی نخستین کتاب در ارتباط با حکومت صفویه در یزد است که در واقع بخش نخست از کتابی دو جلدی به شمار می رود. این جلد از کتاب دوره هایی از تاسیس سلسله صفوی تا پایان حکومت شاه عباس اول را بررسی کرده است.
کتاب با استفاده از حدود 600 منبع و ماخذ دست اول چون «جهانگشای خاقان»، «خلاصه التواریخ»، انواع تذکره های ادبی با عنوان کلی «تراجم احوال» نوشته شده است.
کتاب یزد عصر صفوی در 6 فصل با عناوین «جغرافیای تاریخی و تحولات سیاسی اجتماعی یزد (از سقوط آل مظفر تا پایان اوزون حسن آق قویونلو)»، «اوضاع سیاسی یزد (از مرگ اوزون حسن تا پایان شاه عباس اول»، «حیات اجتماعی یزد»،«ساختار و حیات اقتصادی یزد»، «حیات فرهنگی یزد» و «حیات فیزیکی و آثار و ابنیه یزد» نوشته شده، همچنین در پایان کتاب فهرست اعلام و اشخاص، جای ها و مکان ها، تصویرها و کتابنامه آمده است.
فصل «حیات اجتماعی یزد» ساختار اجتماعی عصر صفوی در یزد را تحلیل می کند و در بخشی از آن با بررسی طبقه های اجتماعی، فصلی را به زرتشتیان یزد اختصاص داده است. یزد به عنوان مهم ترین مرکز زرتشتی گری و ارتباط این گروه با هند تاثیر بسیاری بر مسایل داخلی این بخش از ایران گذاشته است. مباحث فرهنگی اقلیت های دینی و وضعیت آن ها علاوه بر زرتشتیان در گروه های یهودیان یزد نیز در این کتاب بررسی شده است.
در بخش «ساختار و حیات اقتصادی یزد» اقتصاد یزد بر مبنای کشاوزی، صنعت و تجارت بررسی شده است. همچنین در بخش «حیات فرهنگی یزد» به وضعیت تصوف و خاندان نعمت اللهی، علمای دینی و شیوخ اسلام، موقوفات، هنروران و شعرا پرداخته شده است. خاندان نعمت اللهی از نوادگان شاه نعمت الله ولی به شمار می رفتند و در یزد ساکن بوده و به دلیل ارتباط خانوادگی با شاهان صفوی از قدرت بسیاری برخوردار بودند.
چاپ نخست «یزد عصر صفوی» تالیف علی اکبر تشکری بافقی در 506 صفحه، شمارگان یک هزار نسخه از سوی انتشارت اندیشمندان یزد به چاپ رسیده است.

منبع: انجمن ايراني تاريخ

[ چهارشنبه سوم مهر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
دیباچه های آثار دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن


ميراث مكتوب - دیباچه ها عنوان چهل دیباچۀ برگزیده از آثار دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن است که به کوشش حسین مسرت و از سوی شرکت سهامی انتشار راهی بازار نشر شده است.
دیرزمانی بود که خوانندگان آثار دکتر اسلامی ندوشن در دیباچه های پنجاه کتاب ماندگار وی با گفتارهای ارزنده و وزینی در قلمرو فرهنگ، ادب، جامعه و تاریخ بر می خوردند که جای آن در بین مجموعه مقالات ایشان خالی بود.
دیباچه (مقدمه، پیش درآمد، سرآغاز، پیش سخن، پیش گفتار و ...) هر کتاب، دیباچه ای است برای ورود و آشنایی با متن کتاب که بسته به هنر و توانمندی صاحب اثر این دیباچه می تواند راهگشا و کارگشا و یا عکس آن باشد، چه بسا متون بسیار ارزنده ای که به واسطۀ نگارش دیباچه ای ناکارآمد، به کناری نهاده شده و چه بسا متون ساده ای که به دلیل نگارش دیباچه ای زیبا و استادانه باعث جذب و کشش خواننده به سوی آن شده است. کم نیستند آثاری که ارزش دیباچه های آن ها بر متن فزونی دارد که نمونه های بسیاری را می توان سراغ گرفت. کم نیستند آثاری که ارزش دیباچه های آن بر متن فزونی دارد که نمونه های بسیاری را می توان سراغ گرفت.
در این اثر حدود چهل دیباچه گرد آمده که خوانندۀ امروزی را با جان کلام بزرگان ادب پارسی آشنا می کند. مانند دیباچه هایی که بر کتاب نامۀ نامور (گزیدۀ شاهنامه)، تأمل در حافظ، باغ سبز عشق (گزیدۀ مثنوی)، داستان داستان ها (رستم و اسفندیار) و زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه نوشته است که بی گمان خواننده با خواندن این گفتارها چشم انداز روشن تری از ادب فارسی را در پیش روی خود دیده و زیبایی های کلام بیشتر بر دلش نشسته و به اهتمام بزرگان در بازتاب دیدگاه ها و جهان بینی و افکار و آزموده های زندگی آنان پی می برد.
جامعه و فرهنگ، ادب و تاریخ، دربارۀ فردوسی، دربارۀ مولوی، سفرنامه ها، روزها، ترجمه ها و کتاب شناسی آثار دکتر اسلامی عنوان بخش های اصلی این کتاب است.
در بخشی از دیباچه ایران و تنهائیش دکتر اسلامی ندوشن با یادآوری ضرورت شناخت بهتر از تاریخ ایران چنین می نویسد: «هر گذشته ای درسی برای امروز در بردارد به شرط آنکه درست به آن نگاه شود. ما تاریخ خود را بیشتر در ضمیر ناآگاه خود حمل می کنیم، در حالی که نگرش آگاهانه تری از آن مورد نیاز است. هر روبه رویی محتاج شناخت است و ما در هر حال با ایران روبه روییم.
ایران در یکی از حساس ترین نقطه های جهان قرار داشته، برخوردگاه تمدن ها و ماجراهای بزرگ بوده است. تاریخ او در آسیا با تاریخ چین و شبه قارۀ هند و میانرودان (بابل و آشور) و آسیای صغیر (ترکیه) و عربستان و سایر کشورهای خاورمیانه و به طریق اولی، افغانستان و آسیای مرکزی و در غرب با یونان و روم و بخشی از اروپا و نیزمصر و شمال آفریقا آمیخته است.
شاید نباشد کشور دیگری چون ایران که در طی یک دوران سه هزارسال با این همه سرزمین و قوم و تمدن سر و کار یافته باشد، که تعدادی از آن ها از صفحۀ روزگار محو شده و برخی دگرگونی عمیق یافته اند. نتیجه آن که ما گذشته از تاریخ سرزمین خود، یک تاریخ مشترک با دنیا داریم. مثلا ایران و هند، ایران و یونان، ایران و عرب و غیره که باید به آن بپردازیم.»
دیباچه ها برگرفته از کتاب های دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن به کوشش حسین مسرت در شمارگان 1100 نسخه به بهای 165000 ریال از سوی شرکت سهامی انتشار به چاپ رسیده است.


تاريخ  ارسال:يكشنبه 24 شهريور 1392 - 

[ یکشنبه سی و یکم شهریور 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
بخاراي ويژه صدسالگي دكتر خانلري منتشر شد

array(1) { ["display_type"]=> array(1) { [0]=> string(20) "Invalid display type" } }

94 email

سرانجام شماره نود و چهارم مجله بخارا که بخش مهمی از آن به یادنامۀ یکصد سالگی دکتر خانلری اختصاص دارد در ۶۳۲ صفحه از صبح یکشنبه ۲۴ شهریور ماه در کتابفروشی‎ها و دکه‎های مطبوعاتی عرضه می‎شود.

در این شماره مقالاتی می‎خوانیم از : مهدی محقق، احمد مهدوی دامغانی، داریوش شایگان، ژاله آموزگار، شفیعی کدکنی، عبدالله انوار ، محمدرضا باطنی، نوش آفرین انصاری، پرویز دوایی، کامران فانی، ترانه مسکوب، بهاءالدین خرمشاهی، مینو مشیری، حسن انوری، فتح‎الله مجتبایی، جمال میرصادقی و مقالاتی منتشر نشده از شفیعی کدکنی و دکتر خانلری.

با هم مروری داریم بر فهرست بخارای نود و چهار :



ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
اولین «کنگره وحشی بافقی» با حضور وزير ارشاد پايان خواهد يافت


ابراهیم زبرجدی معاون فرهنگ و ارشاد شهرستان بافق با اشاره به برگزاری اولین کنگره وحشی بافقی در مهر ماه گفت: در این مراسم وزیر ارشاد و به احتمال فراوان رییس جمهوری حضور خواهند داشت.-
ابراهیم زبرجدی، معاون فرهنگ و ارشاد بافق در استان یزد با اشاره به زمان برگزاری اولین «کنگره وحشی بافقی» در این شهرستان گفت: مراسم اختتامیه این کنگره در روزهای 17 تا 18 مهرماه در بافق یزد برگزار خواهد شد.

وی درباره آثار ارایه شده به این کنگره گفت: بیش از 400 مقاله به این کنگره ارسال شده است و از مجموع این مقالات 45 مقاله به عنوان اثر برگزیده انتخاب شده‌اند. در اين مراسم از تمامی نویسندگان آثار برگزیده تقدیر خواهد شد.

زبرجدی با اشاره به جوایز برگزیدگان کنگره وحشی بافقی گفت: به برگزیدگان این کنگره در حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پکیج (بسته) فرهنگی اهدا خواهد شد. همچنین تندیس برنزی از وحشی بافقی شاعر بلند آوازه ایرانی نیز به رسم یادبود به نویسندگان آثار برگزیده ارایه می‌شود.

وی با اشاره به رونمایی از شش جلد کتاب جدید درباره وحشی بافقی گفت: در مراسم اختتامیه این کنگره از کتاب‌های «آتش جانسوز» تالیف حسین مسرت در شرح آثار وحشی بافقی، «شرح پریشانی» نگاهی به زندگی و آثار وحشی بافقی، تصحیح جدید دیوان وحشی بافقی، دیوان نفیس وحشی بافقی و تاثیر  قرآن و حدیث در اشعار وحشی بافقی رونمایی خواهد شد.

معاون اداره ارشاد بافق در انتها یادآور شد: مقالات انتخاب شده در قالب دو کتاب مجزا منتشر خواهند شد.

اولین کنگره وحشی بافقی در روزهای17 تا 18 مهرماه در شهرستان بافق برگزار خواهد شد.

[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
اندر فواید اتول مبین

طنزی از :حسین مسرّت

      از زمان اختراع اوّلین اتول به دست با کفایت موسیو کارل بنز به سنۀ 1302 قمری تاکنون، فواید عدیده  و کثیره ای بر انسان ها حاصل گشته که هیچ یک را قدر ندانستند و از کنارش به آسانی گذ شتند.گو آنکه خود نیز نخست بر نیّات خیر خواهانۀ مخترعینش در جهت آسایش و تنظیم نفوس جامعه به دیدۀ تردید نگریسته و گمان بردند کاسه ای زیر نیم کاسه است و بر ایشان نگاه های چپ چپ روا داشتند. کوتاه سخن آنکه به گفتۀ رودکی جنّت مکان :

هر که نامخت از گذشت روزگار                            نیز ناموزد زهیچ آموزگار

اکنون چند ین ده سال است سپری گردیده و آشکار گشته برما فواید گران قدر کالسکه دودی و آن چنین باشد:



ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
دیباچه های دکتر اسلامی ندوشن چاپ شد

989.jpg

مجموعه‌ای از نوشته‌های محمدعلی اسلامی ندوشن در یک کتاب منتشر شد.

به گزارش خبرنگار کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، کتاب «دیباچه‌ها» شامل نوشتارهای محمدعلی اسلامی‌ ندوشن از سوی نشر شرکت سهامی انتشار به چاپ رسیده است.

این کتاب دربرگیرنده‌ی مقدمه‌ها و پیش‌گفتار‌های محمدعلی اسلامی ندوشن بر آثار خودش و دیگران است. به گفته‌ی حسین مسرت - گردآورنده‌ی کتاب -، دیر زمانی بود خوانندگان آثار دکتر اسلامی ندوشن در دیباچه‌های 60 کتاب ماندگار وی با گفتار‌های ارزنده و وزینی در قلمرو فرهنگ، ادب، جامعه و تاریخ بر‌می‌خوردند که جای آن در بین مجموعه مقاله‌های ایشان خالی بود.

او می‌گوید: چند سال پیش، موضوع گردآوری و چاپ دیباچه‌ها با نویسنده توانمند آن در میان نهاده شد که خوشبختانه با روی باز پذیرفتند و کار گردآوری‌اش را به عهده‌ی من گذاشتند. مقدمه‌ها و پیش‌گفتار‌هایی که ایشان بر آثار متعدد نوشته‌اند، از جمله کتاب‌های خودشان و آثار دیگران، اهمیت زیادی دارد. گاه این مقدمه‌ها پرمایه‌تر از اصل کتاب بودند. من آن‌ها را استخراج کردم، به رؤیت ایشان رسید و بعد از حذف برخی پیش‌گفتار‌ها و مقدمه‌هایی که نمی‌خواستند در کتاب باشد، در نهایت، 40 دیباچه در این کتاب ارائه شد.

محمدعلی اسلامی ندوشن سال 1304 در ندوشن یزد به دنیا آمده است. «ماجرای‌ پایان‌ناپذیر حافظ»، «زندگی‌ و مرگ‌ پهلوانان‌ در شاهنامه»، «ایران را از یاد نبریم»، «روزها» (سرگذشت - در سه جلد)، «دیدن‌ دگر آموز، شنیدن‌ دگر آموز» (گزیده‌ی شعرهای‌ اقبال‌ لاهوری‌)، «کارنامه‌ی سفر چین»، «فرهنگ‌ و شبه‌ فرهنگ»، «نوشته‌های بی‌سرنوشت»، «ایران و جهان از نگاه شاهنامه»، «جام جهان‌بین»، «نامه‌ی نامور» و «صفحه‌ای‌ از تاریخ‌ ایران‌ و یونان‌ در بستر باستان» از جمله کتاب‌های او هستند.

 ماخذ: ایسنادوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۲ -

[ چهارشنبه ششم شهریور 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
یکم شهریور روز بنیان یزد


       بنا بر نوشتۀ جعفر بن محمد بن حسن جعفری در« تاریخ یزد» ، کهن ترین کتاب برجای مانده دربارۀ تاریخ یزد  ، ذیل گزارش فرمانوایی پادشاهان ساسانی: « بعد از بهرام ، مملکت به یزد جرد بن بهرام رسید و پادشاه ذی شوکت بود و عرب و عجم در فرمان او بود و طوف مملکت خود می کرد . چون به کثه رسید ، آب و هوای کثه وی را موافق آمد .گفت: نذر کردم که این مقام شهری سازم به نام یزدان. و بنّایان ممالک را جمع کردند و منجّمان ، به طالع سنبله ، یزد را بساختند» ( ص139)

      بنابر شیوۀ متون کهن و تاریخی ، جعفری ، نشانی از ماخذ خود در این باره نمی دهد. امّا آنچه روشن است اینکه او از متنی کهن آن را برگرفته و در کتاب خود به گواه آورده است.

    ما نیز به ارجمندی این سخن، روز بنیان یزد را به همۀ همشهریان خود تبریک می گوییم.

 

[ شنبه دوم شهریور 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
نکوداشت دکتر دادبه یزدی

         دومين جلسه برگزاري نكوداشت دكتر اصغر دادبه ، مدير گروه ادبيّات دايرة المعارف بزرگ اسلامي و از مشاهير يزد، عصر روز 26/5/92 در محلّ كتابخانة وزيري با حضور آقايان : محمّدرضا انتظاري (مدير كتابخانة وزيري) حسين بشارت (مدير گنجينة فرهنگي بشارت)،سيد عبدالعظيم پويا(مدير بنياد ميبدي) دكتر يدالله جلالي پندري(مدير گروه ادبيّات دانشكدة ادبيّات و علوم انساني دانشگاه يزد ) دكتر علي اكبر جعفري ندوشن( استاد دانشگاه آزاد اسلامي يزد ) استاد محمود رهبران و حسين مسرّت (كارشناسان كتابخانة وزيري يزد) برگزار شد.

         در اين جلسه مقرّر شد كه در روز 5 اسفند ، مراسم نكوداشت همراه با رونمايي آخرين اثر آقاي دكتر دادبه در محلّ تالار اجتماعات كتابخانة وزيري يزد برگزار شود. اين همايش با مشاركت كتابخانة وزيري ، بنياد ميبدي، دانشكدة ادبيّات و علوم انساني دانشگاه يزد و گنجينة حسين بشارت برگزار مي شود. قرار شد هزينه ها با مشارك بنياد ميبدي و گنجينة حسين بشارت باشد و از دوستان و ارادتمندان دكتر دادبه براي ارائه مقالات و سخنراني دعوت شود.

         نيز قرار شد با حمايت مالي بنياد ميبدي ، كتابچه اي در شرح زندگي و آثار دكتر داد به ، گردآوري و چاپ گردد.

[ پنجشنبه سی و یکم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
محمد زهرایی ناشر مهریزی تبار درگذشت
فرهنگ > ادبیات - محمد زهرایی مدیر انتشارات کارنامه شامگاه گذشته 26 مرداد دارفانی را وداع گفت.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، او که بیش از نیم قرت سابقه فعالیت در زمینه تولید و انتشار آثار فاخر فرهنگی را داشت، بر اثر سکته قلبی دارفانی را وداع گفت.

محمد زهرایی سال 1327 به دنیا آمده بود و علاوه بر مدیریت نشر کارنامه مدیر شهر کتاب نیاوران هم بود.

زهرایی از جمله ناشرانی بود که دقت و وسواس خاصی در زمینه صفحه‌آرایی و حروفچینی کتاب‌ها داشت. اوج ان دقت نظر «کتاب مستطاب آشپزی» نوشته نجف دریابندری و زنده یاد فهیمه راستکاراست که تولید آن زیر نظر نشر کارنامه صورت گرفت و در حال حاضر یک کتاب مرجع در زمینه آشپزی است.

در هر صفحه  این کتاب، بدون آن که مخاطب متوجه تغییر یا شلوغی خاصی شود با فونت‌های مختلف و اندازه‌های گوناگون حروف مواجه می‌شود که نقش زیادی در انتقال مفهوم دارد.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
ولش کن بی خیالش

 

      ( بر وزن برفتم بر در شمس العماره )

 حسین مسرّت

 

اگر اتول نداری                    یکی موتول نداری                 

            

اگر جنسا گرونه                   اتوبوس صد قرونه          

               

اگر گوشت 30 تومن شد        اجاره یک تومن شد               

               

اگر یک ماه دراومد             به این زودی سراومد           

                ولش کن بی خیالش ( 2 بار )


ادامه مطلب
[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]

 

مسابقات آزاد تنيس روي ميز ویژه مردان در رشته انفرادی

یادواره زنده یاد نیما مسرت در شهرستان يزد برگزار شد...


در اين دوره از مسابقات كه در سالن تخصصي تنيس روي ميز شهيد مديري مجموعه ورزشی شهید پاکنژاد  يزد برگزار شد

پس از انجام بازي های دوره اي و حذفي و دو حذفی در بين 82 راكت به دست برتر استان یزد

مصطفی نورمحمدزاد از يزد موفق به كسب مدال طلا شد و

امیرمحمد صادقی و صالح ایمانی از يزد به ترتیب دوم و سوم شدند.

تیم داوری این مسابقات امیر گوهرشاد داور درجه یک و سید علی محمد حسینی داور درجه 2 یزدی بودند .

 

گالری تصاویر

 

 

 

 

[ شنبه بیست و ششم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
اقیانوس بی کران

   گنجینۀ شایگان ادب، عرفان و حکمت پارسی آکنده از درّهای گرانمایه ای است ک در گذر ایّام از دید جویندگان مشتاق آن پنهان مانده است. گه گاهی پارسی زبانان ،این توفیق را می یابند که از تلألوی این گوهرها چشم هایشان خیره و منوّر می گردد.




ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
والاتر از همه این ها ، انسان بود

حسین مسرت 

     استاد لاری پور ، شاعری نقّاش و یا به گفته ای نقّاشی شاعر بود، امّا والاتر از همه این ها انسان بود، انسانی فروتن و خاکسار، مؤدّب و مهربان و همیشه دست به سینه. صدایش طنین مهر و دوستی داشت. نگارنده فرصت دیدار دو نمایشگاه نقّاشی او را داشتم، یکی در موزۀ قصر آیینه در حدودده سال پیش و دیگری همین ماه گذشته در حوزۀ هنری یزد، با خرسندی در وصف تابلوهایش می گفت که چگونه شعرهای مصوّرش را نقّاشی کرده یا اینکه نقّاشی هایش را منظوم نموده است. به درستی نمی شد این دو را از هم تفکیک کرد. نقّاشی هایش مانند خودش، ساده و بی ریا بودند، سبک خاصّ خود را داشت، رنگ های شاد و زیبا را می پسندید. دنبال شیوه های نوین و غربی و به گفته ای مدرنیته نبود. نقّاشی هایش بوی ایران زنده و شاد را می داد.

     بارها از نگارنده خواسته بود که به هرات سرسبزش بروم، می گفت باغچه ای دارد و نون و پنیری هم آن جا پیدا می شود، هی این وعده موکول به بهاری دیگر می شد و چه بسا آرزوها که بر خاک شد.  روانش شاد که همیشه خنده بر لب داشت و همه را خندان می خواست. 

[ چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
بازار يزد و بازارچه هاي پيراموني آن

 

تازه هاي كتاب كتابخانة وزيري يزد(4)

 

بازار يزد و بازارچه هاي پيراموني آن

نگارش : حسين مسرّت

      بازار يزد و بازارچه هاي پيراموني آن در دويست سال اخير : مسعود حاجي زادة ميمندي و ديگران ، تهران : بنياد ايران شناسي ، 1391، رحلي ، 264ص ، مصوّر ، رنگي ، جدول.

      دوّمين دفتر از كتاب هاي مجموعه بازارهاي ايران، ويژة شهر يزد است ، آن هم به دليل نقش ارزنده اي كه بازار و بازاريان يزد در اقتصاد ايران از گذشته هاي دور تاكنون داشته اند. ساليان سال است كه كالاهاي خارجي نه در بنادر جنوبي ايران كه در بارانداز كاروانسراهاي يزد فرود مي آمده و به گونه اي كه در حقيقت، يزد بندري بوده بر ساحل كوير. فراواني كاروانسراهاي يزد و ناموري بازرگانان يزدي در نزد ايرانيان و حتّي بيگانگان، از هندوستان گرفته تا شانگهاي و از درياي سياه تا مصر، همه جا نام بازرگانان يزدي، سرشناس بوده، و از اينروست كه اين شهر كهن، بازارهاي كهن و سرزنده اي داشته است.

     كتاب نامبرده كه در هشت بخش و هر بخش با چند بهره ساماندهي شده، به نقش تاريخي ، اجتماعي ، اقتصادي و كاركرد بازار پرداخته و با ياري گرفتن از عكس هاي گويا به رسايي گفتارهاي خودكمك كرده است.

     تقريباً مي توان گفت كمتر نكته اي است كه از زير دست نويسندگان آن بيرون رفته باشد. در اين كتاب دوستداران معماري كهن ايران نيز مي توانند، بهرة خود را بگيرند. بايد از ناشر و گروه نويسندگان اين كتاب سپاسگزار بود كه الگويي خوب را براي نگارش ديگر مباحث معماري، تاريخي ايران پيش پاي پژوهندگان گذاردند.

 

[ چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
مسابقات پینگ پنگ (یادوارۀ زنده یاد نیمامسرّت)

    مسابقات انفرادی پینگ پنگ شهر یزد یاد وارۀ زنده یاد نیما مسرّت ،بازیکن پینگ پنگ استان یزد در روزجمعه 25 مرداد 1392 در سالن شهید مدیری ورزشگاه شهید نصیری یزد برگزار می شود.

    علاقمندان می توانند به هیئت پینگ پنگ یزد و آقایان گوهرشاد و  مهدی تجمّلیان تماس بگیرند.

   اطّلاعات تکمیلی بعدا اعلام می شود.

[ یکشنبه بیستم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
يـزد، شهري آباد*

شهري كه اكنون در اثر قهرِ طبيعت و بيشتر، انسان‌هاي باشنده در آن به كويري خشك و بي‌كشتزار تبديل شده، در گذشته‌اي نه چندان دور (از لحاظِ عمر زمين) ناحيه‌اي سرسبز و آباد بوده است، گواه اين سخن، نوشته‌هاي جغرافيدانان و جهانگرداني است كه از اين سرزمين گذشته‌اند.

نخستين كس كه اشاره بر آباداني يزد دارد، «ابن حوقل» است كه در حدود سال 331 ق مي‌نويسد: «... مانندِ شهرهاي كوهستاني، فراخ نعمت است ... اين شهر بسيار با صفاست و روستاهايي پهناور و فراخ نعمت دارد و خود شهر و روستاهايش به فراواني ميوه معروف است و مقداري از ميوه‌هاي تر يا خشك آن به اصفهان و جاهاي ديگر حمل مي‌شود. كوه‌هاي آن پُر درخت و پُر گياه است.»[1] همين نكته را نويسندۀ «حدودالعالم» در حدود 372 ق به بياني ديگر مي‌نويسد: «انار و بَهره (فهرج) و كثه (يزد) و ميبد و نائين شهرك‌هايي از سردسير با نعمت بسيار بر حدّ ميان پارس و بيابان.»[2]


ادامه مطلب
[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
بخارا شماره 93 آمد

سرانجام بخارا پس از یک وقفه منتشر شد.

Bukhara 93

شماره ۹۳ بخارا با پرتره دکتر منوچهر ستوده بر روی جلد درست در سالگرد زادروزش ۲۸ تیر ماه به مناسبت یکصد سالگی ایشان ، بخش ویژه‎ای را به زندگی و آثارش اختصاص داده است.

در این شماره همچنین مقالاتی از شفیعی کدکنی، حسن انوری، فتح الله مجتبایی، داریوش شایگان ، محمدرضا باطنی، ایرج افشار،جلیل دوستخواه، پرویز دوایی، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، ، احمد مهدوی دامغانی کامران فانی و … را خواهید خواند.


ادامه مطلب
[ شنبه پنجم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
این دفتر بی‌معنی با 500 عکس مرتبط

فرهنگ > کتاب - ایسنا گزارش داد: کتاب خاطرات ایرج افشار با نام «این دفتر بی‌معنی» حروف‌چینی شده و در دست انتشار است.

علی دهباشی درباره‌ کتاب خاطرات ایرج افشار عنوان کرد: شیوه‌ خاطره‌نویسی ایرج افشار در این کتاب به شکل خاصی است و جنبه‌ی تاریخی ندارد و بر اساس موضوع نوشته شده است. برای مثال «ماجرای کتابخانه‌ دانشگاه تهران» (ایرج افشار زیر این موضوع همه‌ خاطرات خودش را از تأسیس دانشگاه تهران آورده است)، «مجتبی مینوی»،‌«نه گفتن‌های من» (او هرجا در طول زندگی به پیشنهادی نه گفته، زیر این عنوان روایت کرده است)،‌ «ترس‌های من»، «ماجرای مجله‌ آینده»، «ماجرای نسخ خطی»، «سیدحسن تقی‌زاده»، «حبیب یغما» و... از سرفصل‌های این کتاب هستند.

او افزود: کتاب در حدود 1000 صفحه نوشته شده و دارای مدخل‌های بسیاری است که همراه با 500 عکس مرتبط با موضوعات می‌آید. این عکس‌ها از آرشیو گنجینه‌ پژوهشی ایرج افشار توسط آرش افشار انتخاب شده است.

دهباشی درباره‌ ویژگی‌های این کتاب اظهار کرد: بسیاری از نکاتی که در خاطره‌های ایرج افشار آمده، جزوی از تاریخ و فرهنگ ایران است و چون هیچ‌کس مثل او در مرکز بسیاری از فعالیت‌های پژوهشی و تاریخی کشور نبوده، این کتاب منحصر به فرد است و یک دوره‌ کامل از تاریخ فرهنگ ایران را روایت می‎کند و بدون تردید هر کسی بخواهد درباره‌ تاریخ، فرهنگ و نسخه‌شناسی بنویسد، باید به آن مراجعه کند.

او در پایان گفت: حروف‌چینی کتاب «این دفتر بی‌معنی» تمام شده است و به زودی در انتشارات سخن منتشر خواهد شد.

[ سه شنبه یکم مرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
کتاب سیمای یزد منتشر می شود

«سيماي یزد » عنوان كتابي است كه توسط حسين مسرّت نويسنده بنام يزدي در سال جاري منتشر خواهد شد.

 

اين نويسنده در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجوان ايران (ایسنا) - منطقه یزد، دربارۀ معرّفي اين كتاب بيان كرد: سيماي یزد كتابي است مصور كه درباره آثار تاريخي، ديدني ها، مناطق گردشگري، جاذبه هاي گردشگري و طبيعي، صنايع دستي، مناطق حفاظت شده، آيين ها و سنّت ها، آداب و رسوم استان يزد در 10 بخش و 10 شهرستان است.

 

وي اضافه كرد: موارد ذكر شده در هر شهرستان همراه با تصاوير رنگي آمده  است.

 

مسرّت گفت: اين كتاب زيرنظر اداره كلّ ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد و با همكاري تصويربرداري آن سازمان با ترجمه عليرضا قديري در قطع رحلي حدود 250 صفحه به صورت نفيس و داخل قاب چاپ خواهد شد.

 

وي افزود: عكاس اين كتاب، آقايان ابوترابي، رضايي و ديگر پژوهشگران ادارۀ كلّ ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان يزد هستند ومدت یکسال برای گردآوری و تدوین نهایی آن وفت صرف شده است.

 

اين نويسنده هدف از نگارش اين كتاب را معرفي توانمند ي هاي گردشگري و غناي تاريخي استان يزد به ايرانيان عنوان كرد.

 

مسرّت اظهار اميدواري كرد: اين كتاب كه توسط انتشارات انديشمندان يزد چاپ مي شود تا پايان مردادماه سال جاري منتشر شود.

[ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
مردم فقط می‌خرند!

 گربه تنبل را ارشاد اجازه چاپ نداد، اصلاً فلج شدم

فرهنگ > کتاب - فارس نوشت: مجموعه مقالات «یار آینه‌دار» به کوشش «اسدالله شکرانه» به یاد پیر نیک اندیش ادبیات کودک و نوجوان استاد مهدی آذریزدی منتشر شد.

مجموعه مقالات «یار آینه‌دار» به کوشش «اسدالله شکرانه» به یاد پیر نیک اندیش ادبیات کودک و نوجوان استاد مهدی آذریزدی از سوی انتشارات «اندیشمندان یزد» منتشر شد.

در این کتاب نویسندگانی نظیر «آرمان آرین»، «حسن اسماعیلی طاهری»، «راضیه ایمانی خوشخو»، «محمد برآبادی»، «رضا بردستانی»، «محمد جعفری قنواتی»، «مهدی حجوانی»، «سیدفرید قاسمی» و «یدالله جلالی پندری» به ارائه مقالاتی درباره مرحوم آمهدی آذریزدی پرداخته‌اند.

از جمله عناوین مقالات می‌توان به «آذریزدی و جغرافیای زمانش»، «همه زندگی آذریزدی در کتاب‌هایش خلاصه می‌شود»،‌ «درباره مهدی آذریزدی»، «نامه‌های استاد مهدی آذریزدی به امیر کاووس بالازاده»، «قطعه‌ای در سوگ آذریزدی» و «اهمیت تاریخی بازنویسی‌های آذریزدی» اشاره کرد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه هجدهم تیر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
گردونه روزگار، (زندگی و کارنامه دکتر شیرین بیانی)

بستن این پنجره

این کتاب گفتگو کریم فیضی روزنامه نگار محقق در روزنامه اطلاعات با خانم دکتر شیرین بیانی همسر دکتر اسلامی ندوشن است وی که ﺍﺳــﺘﺎﺩ ﺭﺷﺘﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺸــﮕﺎﻩ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺍﺳــﺖ  ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ،ﺗﺎﺭﻳﺦ، ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺁﻳﻨﺪﻩ، ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﺒﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺯﻥ ﻭ ﻣﺮﺩ، ﻳﺎﺩ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩﮔﺎﻥ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺧﻴﺎﻡ ﻧﻴﺸﺎﺑﻮﺭﻱ، ﻋﺸﻖ، ﺟﻬﺎﻥ ﺟﺪﻳﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ 

ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﻗﻠﻢ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.ﺑﺨﺶ ﺩﻭﻡ ﻛﺘﺎﺏ، ﺷــﺎﻣﻞ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺩﻛﺘــﺮ ﺑﻴﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻛﻮﺩﻛﻲ، 

ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﻲ ﻭ ﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﻲ ﻭ ﻣﺴﺘﻨﺪ ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻛﺘﺎﺏ «ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﻛﻮﭼﻮﻟﻮ» ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﻫﻪ 40 ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻛﺘﺎﺏ، ﺑﺎ ﺷﺮﺡ ﺣﺎﻝ، ﺁﺛﺎﺭ، ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻭ ﺗﺄﻟﻴﻔﺎﺕ ﻛﺎﺭ ﻭ ﻛﺎﺭﻧﺎﻣﻪ ﻭ ﺗﻼﺵﻫﺎﻱ ﺑﺎﻧﻮﻳﻲ ﻣﻮﻓﻖ ﺁﺷﻨﺎ ﻣﻲﺷﻮﻳﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ، ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻧﺴــﻞ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺧﺘﮕﺎﻥ ﺭﺷــﺘﻪ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺭﺍ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻋﻠﻤﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.  ﭼﺎپﺍﻭﻝاین کتاب در680،1392ﺻﻔﺤﻪ با جلدﮔﺎﻟﻴﻨﮕﻮﺭتوسط انتشارات اطلاعات منتشر شده است.

[ دوشنبه هفدهم تیر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
قلم گفتا که من شاه جهانم


به مناسبت 14 تیر روز قلم

حسین مسرت


از قلم نوشتن ،هم سخت است هم آسان ، سخت از آن رو که حرمت دارد، قرآن بدان سوگند خورده است. جایگاه دارد، چه بسیار سرها که از برای آن بردار رفته است و چه خون ها که ریخته شده است ؛ شهیدان اهل قلم داریم . سده هاست از وقتی که بیهقی قلم را در شرح مرگ جانگداز حسنک وزیر گریانده است، گذشته است و پس از آن چه قلم ها که تا امروز گریانده نشده است.

 درتاریخ شهیدانی داریم که بواسطۀ قلم جاودانه شده اند، که فرّخی یزدی هم یکی از آنان است. از روزی که با قلم و ارزش آن آشنا شد تا روزی که بواسطه نگارش اشعار طوفانی اش خشم شاه را برانگیخت و سبب مرگ سرخش شد، همواره بر پیمانی که بسته بود وفادار ماند. او سال ها پیش از مرگ سروده بود:

 

در دفتر زمانه فتد نامش از قلم            هرملّتی که مردم صاحب قلم نداشت

در پیشگاه اهل خرد نیست محترم        آن کس که فکر جامعه را محترم نداشت

    

و سالیان بعد شاعری این چنین سرود:

بشکنی ای قلم ای دست اگر           پیچی از خدمت محرومان سر

 

 و آسان از این جهت که مردم ما هر روزه با قلم و آنچه برآن جاری می شود، آشنا وآگاهند. روزنامه ها ومطبوعات، حتّی رسانه های دیداری و شنیداری سرفراز از قدرت این قلم اند.

 می توان ساعت ها در وصف قلم سخن گفت وبه قول قدما گفت:

قلم گفتا که من شاه جهانم         قلمزن را به دولت می رسانم

   و یا چنین گفت :

تا توانی به جهان خدمت محتاجان کن        به دمی یا درمی یا قلمی یا قدمی

 قلم می تواند به هر رنگی باشد، سفید که بر زبانش آیه های صلح و دوستی جاری باشد، یا سبز که از آن بوی طبیعت و سرزندگی به مشام برسد، یا قرمز که بوی خون و شهادت بدهد و یا سیاه که گروهی را به وادی گمراهی و کژ راهی بکشاند.

   اینک قلم در دست تو و به فرمان توست، کوشش کن که  قلمت را به راه راستی و درستی و انسانی بگردانی

ماخذ: تارنمای سرو 1392/4/13

[ شنبه پانزدهم تیر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
یاد مهدی آذر یزدی گرامی داشته شد+تصاویر



مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
پنجشنبه, 13 تیر 1392 ساعت 23:59

مجتمع کانون پروش فکر استان یزد عصر دیروز پذیرای دوستان و علاقه مندان پیرمرد دوست داشتنی قصه های خوب ، بچه های خوب ایرانی بود.پیرمردی که هر کدام از بچه های ایران از نسل 50 تا80 حداقل با یک خاطره شیرین از داستان هایش بزرگ شده اند.

سرو: مراسم سالگرد مهدی آذر یزدی نویسنده مطرح معاصر در ادبیات کودک و نوجوان چهارشنبه 12 تیر در مجتمع کانون پرورش فکری و با همکاری کانون و دبیرخانه دائمی آذر یزدی در حضور مسئولین و چهره های شناخته شده فرهنگ و هنر یزد برگزار شد. در ابتدای این مراسم اسدا....شکرانه به بیان نکانی در وصف آذر و کارهای او پرداخت .

در ادامه مراسم بهرام عبدالحسینی رئیس اداره ارشاد یزد  به لزوم توجه به جایگاه این نویسنده فقید و نوشته های او پرداخت و گفت: همه هنرمندان و فرهنگیان از جمله خوشنویسان و نقاشان و .... باید دست به دست هم بدهند تا راه آذر ادامه پیدا کند.

در بین بخش های مختلف این مراسم گروهی از کودکان و نوجوان گروه موسیقی بنیاد آذر و همچنین یکی از اعضای کودک مرکز شماره 3 کانون به اجرای برنامه پرداختند.

حسین مسرت  و محمود رهبران دیگر سخنران این برنامه بود که به بیان خاطرات خود در دیدارهایشان با آذر و جملاتی در یاد او پرداختند. در انتهای این مراسم از کتابی که به یاد آذر یزدی تهیه شده بود رونمایی شد.

[ شنبه پانزدهم تیر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
آذرکولا

نوشته :اصغر پور انتظاری

آذر کولا ازترکیب چندین نوشیدنی یزدی که در تابستانها اهل یزد برای مقابله با گرمای سوزان آن را می نوشند مثل عرق کاسنی ، بیدو شاطره، به لیمو و ازاین دست  را  مهدی آذر یزدی در هم کرده و نوشابه ای درست کرده و نام “آذرکولا” را بر آن نهاده بوده است . هرگاه کسی به دیدن آذر میرفته است از دست مبارک استاد “آذرکولا”می نوشیده است . این یکی از خاطراتی بود که کتابدار ارشد کتابخانه وزیری یزد آقای حسین مسرت در مراسم بزرگ داشت آذر یزدی در سالن آمفی تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یزد در گرامی داشت چهارمین سال در گذشت نویسنده کودک “مهدی آذریزدی” که روز ۱۸ تیر را به یاد او در تقویم رسمی جمهوری اسلامی روز ادبیات کودک نامگذاری کرده اند  به عنوان خاطره بیان داشت .مراسم با حضور مقامات فرهنگی شهریزد  و آذردوستان با میزبانی کانون کودکان و نوجوانان یزد که مخاطب اصلی مهدی آذریزدی بوده اند برگذار می شد. در و دیوار محل بزرگداشت با عکس ها و طرح هائی از استاد پوشیده شده بود .از بخش های بیاد ماندیی این مراسم
اجرای بخشی ازداستان شعرقند و عسل آذر یزدی توسط یک دختر خردسال بود.
اجرای یک سرود بسیار زیبا در حال و هوای ستودن قصه های آذر توسط گروه شعر و موسیقی کانون بود
قصه خوانی توسط خانم زهرا اتحاد ی مربی و مسول شماره ۳کانون .بالهجه یزدی که نوشته های   مهدی آذریزدی بود

رونمایی از کتاب” یادآذر” . مقالاتی  در ستایش استادمهدی آذر یزدی

اما آن چیزی که مرا بیشتر تحت تاثیر قرارداد جایگاه ویژه کتابداران کتابخانه وزیری یزد بود در جمع فرهیختگان یزدی وقتی که مدیر کل ارشاد یزد گفت حضور استاد رهبران خوشنویس برجسته کشوربر رونق و شکوه این مراسم افزوده است یا هنگامی که استاد مسرت به عنوان دوست صمیمی آذر پشت تریبون قرار گرفت تا خاطراتی از آذر ذکر کند مزه شیرینی یزدی و شربت خنک پذیرائی را هرچند “آذرکولا” نبود در کام من شیرین تر نمود

 ماخذ:وبلاگ دژنبشت

[ شنبه پانزدهم تیر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
چهار سال گذ شت


      روزها و ماه ها از پی هم می گذرد،امّا داغ آن دو جوان مهربان و نجیب در دل ما هنوز تازه است و چگونه از یاد ببریم آن نگاه پر مهرشان را که برسینۀ ما نقش بسته و تا ابد از سینه ستردنی نیست.

     چهار سال از سیزدهم سوزان تیرماه 1388 می گذرد که آن دوعزیز سفر کرده : نیما مسرّت و همسر باوفایش وحیدۀ مهرافزا در کنار هم به آسمان ها پرکشیدند.

      امسال بنای آن داریم که برای شادی روح و آمرزش روان آن دو عزیز،هزینه های آیین سوکواری را به آزادی زندانیانی اختصاص دهیم که خانواده هایی چشم براه دیدارشان هستند.ازاینرو با هماهنگی ستاد دیه شهرستان یزد،مبلغ محاسبه شده به حساب جاری آن ستاد واریز شد . باشد که بر اثر این اقدام خرسندانه،روان آمرزی آنان را از در گاه ایزد یگانه خواستار شویم .

    ازینرو عصر پنج شنبه ساعت 6در قطعۀ مشاهیر خلدبرین گرد هم می آییم وبه یاد آن ها اشک می ریزیم و شبانگاه در مجلس امام حسین ( ع) به عزاداری می نشینیم.

حسین مسرّت /مرضیّۀ گلکار

[ شنبه هشتم تیر 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
معرفی نسخه های نادر کتابخانه وزیری یزد(1)

تذکرۀ شبستان

شاهدی شد در «شبستانِ»خیالم جلوه گر

نکته پرداز و سخن سازی که پُر مکر است و فنّ

«طلعت یزدی»[1]

تذکرۀ شبستان: محمّد علی بن عبدالوهّاب حسنی حسینی مدرّسی یزدی(شهلا). نسخۀ خطّی کتابخانۀ وزیری یزد، ش 2702، در 1274-1282ق، رحلی، 214 گ.

«اگر تذکره‌نویسان، رنج خواندن صدها هزار شعر اکثراً مُغلق و سست را متحمّل نمی‌شدند، نه تنها عموم مردم از مطالعۀ ظریف‌ترین و شیواترین آثار بُلغا محروم مي‌ماندند، بلکه نام بسیاری از شعرا که دیوانشان ارزش چاپ را نداشت، یا جز معدودی شعر از آنان در دست نیست، به کلّی از قلم افتاده بود، بنابراین یک تذکرۀ کامل، جایگزین یک کتابخانه از بهترین آثار ادبی است.»[2]

در زمان پرداختن به تصحیح تذکرۀ میکده[3] و نگارش دیباچۀ آن با عنوان: «تاریخچۀ تذکره‌های یزد» [4] به تذکره‌ای ارزشمند از محمّد علی مدرّس «شهلای یزدی»[5] از شعرای نامور قرن سیزده (که فعلاً روشن است تا 1282ق زنده بوده است) برخورد شد که خوشبختانه جزء چند تذکره‌ای است که در ایران منحصر به شعرای قرن سیزده قمری است و «در حقیقت، ذیلی است بر آتشکده، تألیف لطفعلی بیگ آذر»[6] و به گفتۀ عبدالحسین آیتی: «کم از تذکرۀ نصرآبادی نیست».


ادامه مطلب
[ شنبه یازدهم خرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
گلبن کتابشناس

آنچه در ادامه می خوانید یادداشت جمشید کیانفر مصحح و پژوهشگر، در سوگ مرحوم محمد گلبن است.

وز ملک ادب حکم‌گزاران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
گوئی بهار این شعر را در حق شاگردش «گلبن» هم سروده.
«گلبن» دوستی بی‌آلایش و تکلف بود. بودن با او بسیار راحت؛ چرا که انسانی بی‌توقع بود و صمیمی. «گلبن» تحصیلات آکادمیک نداشت اما بیش از بسیاری از شخصیت‌های آکادمیک پخته خوار امروزی به فرهنگ و تاریخ و ادب سرزمین‌مان خدمت کرد. وقتی نگاهی به کارنامه او می‌اندازیم پی به این حقیقت می‌بریم. گلبن عاشق و شیدای متون بود و در این مورد بیش از همه به شاهنامه فردوسی و تاریخ بیهقی علاقه داشت وبه تصحیحی از مرحوم ادیب نیشابوری عشق می ورزید و با وجودی تصحیحات دیگری از تاریخ بیهقی از دکتر فیاض و سعید نفیسی را هم داشت.
آثار «گلبن» را می‌توان در شش گروه تقسیم‌بندی کرد:
یک- تصحیحات: گلبن علاقه وافری به متون تاریخی و ادبی داشت و از این‌رو کتاب‌هایی چون سفرنامه خسرو میرزا، سفرنامه میرزا ابوالحسن‌خان ایلچی و سفرنامه صفاءالسلطنه نایینی را تصحیح کرده. هریک از تصحیحات او دلایل خاصی داشت.
دو- تالیفات: در زمینۀ تألیف، گلبن از فعالان بود و آثاری چون «محاکمه محاکمه‌گران» را باید نام برد.
سه- تدوین: کتاب‌هایی که «گلبن» در جمع‌آوری‌شان کوشید فراوانند. مثل «بهار و ادب پارسی» و«مجموعه مقالات فردوسی » یا مجموعه مقالاتی که از دیگر شخصیت‌ها و بزرگان به کوشش او منتشر شده است.
چهار- کتابشناسی: کتابشناسی صادق هدایت و کتاب‌شناسی نگارگری.ازجمله آثار اوست
پنج- فهرست مقالات: باید توضیح دهم که «گلبن» کتابدار نبود اما مجموعه‌دار خوبی بود. کتابخانه‌ای بسیار ارزنده و پربار داشت و مجموعه‌ای از نشریات ادواری را هم گردآورده بود. به همین دلیل برای دسترسی به محتوای مجموعه نشریات ادواری ناگزیر بود برای خودش فهرستی از مقالات مجلات را گردآوری کند ،بعدها همان یادداشت ها و گردآوری‌ها سبب تدوین چند جلد فهرست مقالات توسط او شد که سایر افراد جامعه فرهنگی هم بتوانند از آن فهرست‌ها بهره‌مند شوند. وازینرو کار زنده یاد ایرج افشار در باب فهرست مقالات فارسی را می ستود و ارج می نهاد.
«گلبن» بسیار عاطفی و بااحساس بود و وقتی همسرش را از دست داد درصدد تدوین مجموعه‌ای با عنوان «گلزار خاموش» برآمد که در حقیقت یادنامه‌ای پیشکش به بانو «راضیه دانشیان» یعنی همسرش بود. و این را ششمین دسته از فعالیت‌های او باید یاد کرد.

وپایان سخن : گلبن شاعری توانمندی بود و اشعار زیبایی از او به یادگار مانده گرچه هیچ گاه در صدد تدوین و جمع آوری اشعارش برنیامد و افزون بر آن ترانه سرای قهاری بود و برخی از سروده های او را مرحوم خوانساری خوانده و تحریرکرده است.
وقتی به کارنامه گلبن نگاه می‌کنیم می‌بینیم این مرد بی‌ادعا و آرام چقدر در اعتلای فرهنگی ایران کوشید. روانش شاد و جایش در مینو باد.

میراث مکتوب

[ شنبه چهارم خرداد 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
"شازده حمام" پاپلی یزدی با حضور اهالی فرهنگی-هنری و سیاسی یزد نقد شد


شنبه, 28 اردیبهشت 1392 ساعت 21:41

نشست بررسی جنبه های دراماتیک کتاب " شازده حمام" شب گذشته ( 27 اردی بهشت) در تالار هنر با استقبال شخصیت های فرهنگی و سیاسی برگزار شد.

عاطفه ابراهیمی: در این نشست که به همت واحد آموزش انجمن نمایش یزد برگزار شد، دکتر پاپلی نویسنده ی کتاب، جمعی از هنرمندان اهالی تئاتر و بسیاری از علاقه مندان این کتاب حضور داشتند.

در ابتدای مراسم حسین مسرت نویسنده و پژوهشگر یزدی به خواندن نقدی در رابطه با این کتاب پرداخت. مسرت گفت: خاطره نویسی از دوره ی قاجار باب شده است. خاطره نویس بنا به موقعیت خود با دنیایی از بایدها و نبایدها روبرو می شود. بی گمان بخشی از خاطرات هرگز نه بازگو می شوند و نه نوشته می شوند.

مسرت ادامه داد: کتاب شازده حمام در بردارنده ی دیده ها، شنیده ها، سرگذشت ها و یادبودهای پروفسور پاپلی است. پیش از این هر آنچه از پاپلی دیده بودیم در حوزه ی جغرافیا بوده و این اولین اثر اجتماعی اوست.

حسین مسرت گفت: شازده حمام ضمن بیان خاطرات گوشه هایی از اوضاع سیاسی، اجتماعی، مبارزات صنفی و کارگری و سیاسی، درد و رنج گروه های اجتماعی و شیوه ی آموزش در مکتب خانه ها بین سال های 1320 تا 1340 را نشان می دهد.

حسین مسرت ذکر نام خانوادگی بعضی از اشخاص، نداشتن مقدمه ی جامع درباره ی شیوه و انگیزه و روش کار، نبود اعلام در پایان کتاب و همچنین نبودن عکس های مستند را از نقاط ضعف کتاب شازده حمام بر شمرد و ادامه داد: قلم روان و جذاب نویسنده و احساس تعهد ایشان شایسته ی تقدیر است.

در ادامه دکتر پاپلی نویسنده ی کتاب نیز درباره ی ساده نویسی متن کتاب گفت: تلاش کرده ام کتاب را به گونه ای بنویسم که حتی کسانی که معمولا کتاب نمی خوانند شازده حمام را بخوانند. در این کتاب بر خلاف نوشته های علمی، جملات را ساده و کوتاه نوشتم تا خوانش راحت تری داشته باشد.

محمد حسین پاپلی ادامه داد: همیشه افرادی که خاطره نوشتند آدم های سیاسی بودند و از این منظر به خاطرات نگاه شده در نتیجه من تصمیم گرفتم زندگی افراد محله ی خودمان را بنویسم. آنچه در این کتاب نوشته شده چیزی غیر از واقعیت نیست.

در ادامه ی این نشست جلسه ی پرسش و پاسخ برگزار شد و دکتر پاپلی به سوالات خوانندگان کتاب پاسخ داد.

گفتنی است دکتر محمدحسین پاپلی یزدی در سال  ۱۳۲۷ در یزد متولد شده وی جغرافیدان، محقق و نویسنده برجسته ایرانی است که علاوه بر صدها تالیف علمی در زمنیه جغرافیا کتاب خاطراتش با عنوان " شازده حمام" را در سه جلد روانه ی بازار کرده است.

ماخذ تارنمای سرو1392/2/27

[ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
نشر وپژوهش استان یزد در سال 1389


در این شماره همچون گذشته به معرفی تازه‌های نشر، پژوهش و پایان نامه‌های وابسته به استان یزد پرداخته می شوددر گروه پژوهش و پایان نامه کوشش شده، در زمینه‌های گوناگون و حتماً دربارۀ یزد باشد وگرنه دانشجویان دانشگاههای یزد، هرساله شمار فراوانی پایان نامه می نگارند. اما در گروه نشر استان یزد کوشش شده در زمینۀ علوم انسانی و یا زمینه‌های علمی و فنی مربوط به یزد باشد، مانند: معماری، نساجی و کشاورزی و در گروه نشر دیگر استان‌ها، تنها کتاب‌های وابسته به یزدشناسی شده اند.

در اینجا، همچون این سالیان نگارنده سپاسگذار ناشرانی است که تازه ترین آاثر خود را در دسترس ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد یا اینجانب می گذارند و گله مند از ناشرانی که به رغم پیگیریهای چندباره، آثار خود را نشان نمی دهند و نگارنده ناچار است از راههای دیگر آنها را گردآوری کند تا این سلسله گفتارها کمبودی نداشته باشد، به دلیل فراوانی کتابها، به ناچار گزارش‌ها کوتاه شده است. در آستانۀ دومین سالگرد درگذشت زنده یاد استاد ایرج افشار، یاد نیکی از او می شود که همواره به این سلسله گفتارها نگاهی مهربانانه و رهنمودهای ارزنده داشت..


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
نشست با نویسندۀ شازده حمّام
      به همّت انجمن نمایش یزد نشست صمیمی با حضور دکتر محمّدحسین پاپلی یزدی نویسندۀ کتاب گرانسنگ خاطرات شازده حمّام در محل تالار هنر واقع در بلوار شهید صدوقی در روز جمعه27 اردی بهشت ساعت 19برگزار می شود.

    در این نشست نویسندۀ نامبرده به پرسش های حاضران در بارۀ این کتاب وهدف خود از نگارش آن را بیان می دارد.خاطرات شازدۀ حمّام با آنکه خاطرات نویسنده است ، امّا بواقع ،تاریخ سیاسی اجتماعی یزد در دروران معاصر است که نویسنده با نکته سنجی و ریز بینی به بیان آن پرداخته است.

[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
همزمان با همایش بزرگداشت وحشي بافقي؛ كتاب شناسي وحشي بافقي و باديۀ عشق منتشر مي شود

کتاب هاي «كتاب شناسي وحشي بافقي» و «باديۀ عشق» همزمان با همایش بزرگداشت وحشي بافقي، منتشر و توزيع مي شود.

 

حسين مسرّت گردآورندۀ اين دو كتاب در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقۀ یزد، در مورد كتاب شناسي وحشي بافقي اظهار داشت: اين كتاب، شامل كتاب، مقاله، بخشي از كتاب، بخشي از مقاله، نسخه هاي خطي آثار وحشي بافقي در كتابخانه های ايران و جهان است.

 

وي ادامه داد: اطّلاعات اين كتاب شناسي نزديك به 30 سال وقت صرف برده و در سال جاري همزمان با همایش وحشي بافقي چاپ و توزيع خواهد شد.

مسرّت تصريح كرد: مقدّمات تدوين اين كتاب از مهر1391 به پيشنهاد دكتر غلامرضا محمّدي دبير اجرايي همایش بزرگداشت وحشي بافقي تهيّه و تدوين شد و نگارنده، بخشي از فيش هايي كه در طول 30 سال گذشته درباره رجال و مشاهير يزد داشت، فیش هاي مربوط به وحشي بافقي آن ها را استخراج كرده و براي اين كتاب تهيّه و تدوين نمود.

وي اضافه كرد: كتاب شناسي وحشي بافقي حدود 300 صفحه است و در آن از چندين هزار كتاب و مقاله كه دربارۀ وحشي بافقي سخن گفته شده، تدوين شده است.

وي افزود: اين كتاب زير نظر كميتۀ علمي همايش بزرگداشت وحشي بافقي چاپ و منتشر مي شود.

اين نويسنده يزدي بيان كرد: كتاب «باديۀ عشق» شامل گلچيني از بهترين گفتارها دربارۀ شرح زندگي، آثار و افكار وحشي بافقي است كه در طول ساليان گذشته و تا پيش از برگزاري همايش وحشي بافقي نوشته و چاپ شده و از خلال صدها كتاب، مجله و روزنامۀ ايراني و خارجي استخراج شده است.

وي افزود: اين كتاب حدود 1000 صفحه است و احتمالا در دو جلد چاپ و منتشر مي شود. مقالات كتاب نيز به تريب الفباي نام نويسندگان درج خواهد شد.

اين نويسنده با اشاره به انتشار كتاب «آتش جانسوز» كه دربارۀ وحشي بافقي است، خاطرنشان كرد: هر سه كتاب براي اولين بار و همزمان با همایش وحشي بافقي در استان يزد منتشر مي شود.

 

[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
بيست و يكمين جايزه ادبي و تاريخي بنياد موقوفات دكتر افشار اهدا شد
بيست و يكمين جايزه ادبي و تاريخي بنياد موقوفات دكتر افشار اهدا شد


سرويس فرهنگي‌-‌‌ هنري: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، بيست و يكمين جايزه ادبي و تاريخي خود را به استاد احمد اقتداري اهدا كرد. 

به گزارش خبرنگار ما، در مراسمي كه ديروز در كانون زبان فارسي واقع در باغ موقوفات دكتر محمود افشار يزدي برگزار شد، نخست دكتر سيد مصطفي محقق داماد، رئيس شوراي توليت موقوفات با اشاره به بنيانگذاري اين بنياد گفت: اين مكان، نتيجه خلوص عمل مردي مخلص است كه آنچه داشته و فرآورده‌هاي ‌مالي خود را براي ارتقاي فرهنگ ايران تقديم كرده است. به گونه‌اي كه شنيده‌ام، مرحوم دكتر محمود افشار، در هنگام زيارت خانه خدا، از خداوند خواسته است كه براي ايران، بتواند موقوفه‌اي تاسيس كند و خداوند اين دعا را مستجاب كرده است. 

وي افزود: اين موقوفه تمامي برون رفتش، فرهنگ ايران، حمايت از زبان فارسي، جغرافيا و تمدن ايران است و افتخار دارد كه چندين جايزه به موجب وقف‌نامه خود اهدا كرده است. بر اين اساس به عنوان تكريم و بزرگداشت مردي كه تمامي عمر خود را به پاي شناسايي جاي جاي ايران نهاده است، امروز اين جايزه را به احمد اقتداري تقديم مي‌كنيم. 

بنابراين گزارش، استاد باستاني پاريزي با بيان اينكه، تخصص و رويه دكتر احمد اقتداري در انتخاب موضوع خاص، سرزمين خود و اطراف آب‌هاي خليج فارس كه مايه حيات قسمت عمده ايران است، ستودني است گفت: چنين پژوهشي و رويه‌اي خود افتخار بزرگي است و بر اين اساس امروز يكي از جوايز بنياد به استاد اقتداري كه قاليچه‌اي از نائين است، تقديم مي‌شود.

دكتر باستاني پاريزي با اشاره به اينكه دليل حيات شهرهاي كويري، تجارت و داد و ستد كالاست، افزود: اين قاليچه‌ هم بافت كوير است. روزگاري از سرزمين پر ثروت هند تا سرزمين پر نعمت مديترانه، كالا منتقل مي‌شد كه به‌ناچاراز كوير ايران مي‌گذشت. 

امپراطورهاي بزرگ روم اگر مي‌خواستند فلفل روي كباب خود بريزند بايد آن را از هند و از كوير ايران بياورند.

اين مورخ اديب با اشاره به مقاله‌اي كه با عنوان اقتصاد يزدي چوب كبريتي نوشته است، گفت: آن ثروتمندي كه براي چوب نيم سوخته‌اي نوكرش را مورد عتاب قرار مي‌داد، بيش از همه خيرين به موقوفه كمك كرد و 10 هزار سكه طلا در كيسه چرمي بخشيد. اقتصاد چوب‌كبريتي يزدي‌ها اينگونه بود. اين مردم، مقتصد و حسابگر هستند. امروز نيز جناب اقتداري كه راه فلفل را معرفي كرده است، بر اساس اينكه در كتاب‌هاي نفيس و مستند و مصور راه‌هاي تجارت را در كوير نشان داده است، از همان محصول چوب‌كبريتي يزد و نائين، اين قاليچه را دريافت مي‌كند.

پس از سخنراني دكتر نصرالله پورجوادي، دكتر آل داوود، دكتر وثوقي، دكتر دولت آبادي، دكتر اشراقي و دكتر حسن‌نيا، دكتر اقتداري با سپاس از همه حضار و هيأت مديره موقوفات افشار، گفت: از لطف آقاي آرش افشار، فرزند برومند روانشاد ايرج افشار، كه زحمت كشيده‌است از آمريكا، براي حضور در اين مراسم به ايران آمده است،‌ صميمانه و بي‌ريب و ريا سپاسگزارم.

من خود را لايق هيچ‌گونه تشويق و تجليل نمي‌دانم. اگر گام كوچكي در زمينه فرهنگ، ادب و تاريخ ميهن مقدسمان، ايران لايزال بر داشته‌ام آن را جزو وظايفم مي‌دانم. به آن مباهات مي‌كنم ولي آن گام كوچك را شايسته تقدير و تمجيد نمي‌دانم.

راستي را، در بوستان پربار و بر فرهنگ ايران زمين و ادب شكوهمند زبان فارسي، من، نهال بي‌بار و بري بودم كه اكنون به صورت درختي تكيده و خشكيده هستم.

اما به اين دل خوشم كه اگرچه، ميوه مشك اين بوستانم، اما در جمع دوستانم.

يكي قطره باران زابري چكيد خجل شد چو پهناي دريا بديد 

بگفتا چو درياست،‌من چيستم؟ 

گراو هست، حقا كه من نيستم زبان حال من، زبان حال همان قطره ناچيز است.

آفتاب پريده رنگ عمر من، بر لب بام است و دير يا زود ناگهان بانگي برآيد كه خواجه مرد. مغفرت و رحمت خداوند بر روح ايرج افشار و دكتر محمود افشار و درود بر همه خادمين ايران زمين. اي دوستان، ياديار مهربان آيدهمي، بوي ياد مهربان آيدهمي.

زخاك ايرج افشار بوي عشق مي‌آيد، هزار سال بعد از مرگ او.

پس از سخنان دكتر احمد اقتداري، بيست و يكمين جايزه ادبي و تاريخي دكتر محمود افشار توسط رئيس شوراي توليت به وي تقديم شد.در اين مراسم، بسياري از استادان دانشگاه و ادبيان و مورخان و پژوهشگران نام آشناي كشور همچون دكتر شفيعي كدكني، محمدرضا شريفي و دكتر حسن انوري حضور داشتند.

[ یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
كتاب آتش جانسوز به كوشش حسين مسرّت به زودي در يزد منتشر مي شود.

http://yazd.isna.ir/Files/News/Image/13922/15281t.JPG


حسين مسرّت کوشندۀ كتاب «آتش جانسوز» در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقۀ یزد، اظهار داشت:  كتاب آتش جانسوز شامل مقدمه اي بر زندگي وحشي بافقي، گزيده اي از گفتار بزرگان درباره وحشي بافقي با عنوان «آينه در آينه»، ديدگاه هاي صاحبنظران شعر و ادب فارسي اعم از ايراني و خارجي دربارۀ وحشي بافقي و جايگاه او در تاريخ ادبيّات ايران بويژه ادبيّات عصر صفوي است.

وي ادامه داد: در مقدّمه كتاب كه زندگي نامۀ وحشي بافقي است، دربارۀ مسافرت ها، استادان، شاگردان، گذران زندگي و اوضاع زمانه و روايت هاي گوناگون دربارۀ مرگ او بحث شده است.

کوشندۀ كتاب آتش جانسوز افزود: در متن اصلي كتاب برگزيده اي از زيباترين غزل ها (100 غزل)، رباعي ها، قطعه ها، ترجيع بند و تركيب بند وحشي بافقي آمده است.

مسرّت تصريح كرد: آتش جانسوز قرار است همزمان با برگزاري همایش وحشي بافقي در مهرماه 92 توزيع شود.

اين كتاب به همّت ادارۀ كلّ فرهنگ وارشاد اسلامي استان يزد در قطع وزيري به كوشش حسين مسرّت و در 250 صفحه منتشر مي شود.

وي هدف از گردآوری اين كتاب را شناسایي جايگاه وحشي بافقي به اهل قلم و پژوهشگران ايران و با انگيزۀ برگزاري همایش بزرگداشت او عنوان كرد.

مسرّت گفت: دو كتاب ديگر در بارۀوحشي بافقي را با نام هاي: «كتاب شناسي وحشي بافقي»، «بادیۀ عشق» (دربردارنده گفتارهایی دربارۀ وحشی بافقی) آماده نموده ام كه امیدوارم در زمان برگزاري همایش بزرگداشت وحشي بافقي رونمايي شود.

 

[ چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]

دیوان شاعری که دهانش را دوختند

دیوان شاعری که دهانش را دوختند

زندگی فرخی مقارن است با یک دوران پرمعنای تاریخ ایران، یعنی زمانی که مشروطه در گیرودار آمدن است.

استعدادهای تازه ای برای نوشتن سر برآورده‌اند و در واقع یک جشن روحی برای مردم حاصل شده بدان امید که دوران استبداد به سر آمده است و آزادی روی خواهد نمود.

ما در دوران مشروطه و اندکی بعد از آن چهار شاعر داریم که قدری به هم شبیه هستند و آن‌ها در واقع منادیان و چاووشان یک دوران برزخی می‌باشند و فریادشان آن است که باید از حرف به عمل آمد و وعده‌ها را به جا آورد. یکی از این چهار تن فرخی یزدی است. سه تن دیگر را می‌توان عارف قزوینی، عشقی و اشرف‌الدّین گیلانی نام برد. این هر چهار را باید شهید قلم قلمداد کرد ولی در میان آنان فرخی از همه رنج کشیده تر شد. زیرا سال‌ها زندان و دربدری و شکنجه دید. شاید برای اینکه از همه لجوج‌تر و گردنکش‌تر بود. عشقی هم تا حدی این‌گونه بود ولی زود کشته شد و خلاص گشت. نسیم شمال و عارف در تلخ‌کامی و تنهایی مردند.


ادامه مطلب
[ شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]

برجسته‌ترین خدمت مرحوم صدوقی، بنیانگذاری کتابخانة عظیم و منحصر به فرد شخصی او است که با علاقه‌مندی و پشتکار توانسته بود صدها نسخة خطّی ارزنده را در گوشه و کنار ایران، به ویژه استان یزد فراهم آورد.

نقش فرهنگی مرحوم صدوقی

        «جناب حجّت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمّد علی صدوقی یزدی، امام جمعه محترم یزد، از خاندان پر سابقه منسوب به محدّث بزرگوار، شیخ صدوق، محمّد بن علی بن بابویه قمی (381ق) است و همواره با علوم و دانش‌های اسلام سر و کار داشته‌اند».[2]

حجّت‌الاسلام و المسلمین صدوقی، از روحانیون علاقه‌مند به مباحث فرهنگی بود. وی به غیر از شرکت مستمر و علاقه‌مندانه در جلسات شورای فرهنگ عمومی استان یزد که به ریاست خود او تشکیل می‌شد و پیوسته رهنمودهای سودمند و راهگشایانه‌ای داشت و همین حضور مستمر و سامان‌مند وی در این جلسات، باعث شده بود که شورای فرهنگ عمومی استان یزد، همواره در جایگاه برتر شوراهای کشور قرار گیرد.

از جمله خدمات ماندگار مرحوم صدوقی در این شورا، پیشگامی چاپ کتاب ارزنده و مستند «فرهنگ عامة اردکان» اثر دکتر سید محمود طباطبایی اردکانی بود که پس از چاپ این کتاب و بازتاب خوبی که بین مجامع علمی و فرهنگی و اصحاب قلم داشت، باعث شد دیگر شوراهای فرهنگ عمومی استان‌های کشور موظّف شوند به مقولة فرهنگ بومی و عامیانه، بهایی بیشتر بدهند و چاپ این گونه کتاب‌ها و انجام این‌گونه پژوهش‌ها در دستور کار آنان قرار گیرد.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]

بافق فردا
تاریخ انتشار: اردیبهشت ۳, ۱۳۹۲

admin-ajax.php

دیرگاهی است ، دل خوش کرده ایم به برگزاری همایش بزرگداشت، چکامه سرای بزرگ شهرمان؛ وحشی  بافقی . مردی شوریده، عارف و عاشق که در حیات و ممات ، مظلوم واقع گشته است . همشهریان عاشق وحشی، چون کودکان سرگردانی شده اند که هر روز و هر سال ، آنها را به امید واهی برگزاری همایش، شاد     می کنند و هنگام اجرای وعده ، تا بهاری دیگر آرزومند، نگهشان می دارند . نمی دانیم این وعده ها تا کی ادامه خواهد داشت و چه زمانی، صورت تحقق پیدا خواهد کرد . از سال ۱۳۶۹ که استاد حسین مسرت ، در نشریه ندای یزد، لزوم برگزاری همایشی درخور نام وحشی را عنوان نمود، سالها می گذرد و مسئولین بزرگوار شهر ، به دلایلی که هیچگاه دانشتن آن را برای مردم لازم ندانسته اند ، همایش را به عقب انداخته اند . فروردین ماهی که رسیدنش را روزشماری می کردیم، آمد و رفت . برنامه ریزی کردند ، فراخوان دادند ، هیأت اجرایی مشخص کردند ، بالغ بر ۷۰۰ مقاله علمی و پربار ،روانه دانشگاه یزد شد . عاشقان وحشی، از گوشه و کنار ایران بزرگ ، در انتظار همایش خود را آماده سفر به بافق می کردند، که باز همه چیز تغییر کرد . میزگردی برگزار شد و بدون توجه به احساسات چندین هزار نفر ، تنها گفتند : به دلایلی همایش به تعویق افتاده است .

نمی دانم چرا این تعویق افتادنها ، تنها دامن وحشی ستمدیده ما را می گیرد؟ و نمی دانم چرا جوانان پرشور بافقی و مردمی که به نام شاعر شهرشان افتخار می کنند، هیچگاه علت برگزار نشدن همایش را جویا نمی شوند !  آیا به اندیشه ما راه نیافته است ، باید از دلیل برخی تصمیمات که به شهر و آبروی مردممان مربوط می شود ، آگاه شویم و باید باشند دلسوزانی که با دلایلی محکمه پسند، پاسخ ما را بدهند ؟ برخی در جواب پرسشهای ما گفتند، شرکت سنگ آهن به وعده هایش عمل نکرد . این دلیل برگزار نشدن همایشی به این بزرگی است ؟ می خواهم بدانم ، اگر بافق سنگ آهن نداشت چه اتفاقی برایش رخ می داد ؟ این جواب پرسشهای بی پاسخ مردم ما نیست . زمانی که برای همایش تصمیم می گرفتند، مدیر عامل سنگ آهن در بستر بیماری بود و اطمینان دارم اگر می گذاشتند، همایش برگزار گردد، سنگ آهن که تنها شرکت حامی فرهنگ بافق است ، از هیچ کمکی دریغ نمی کرد .

حال باید بنشینیم ، تا شهریور و مهر از راه برسد . به یاری یزدان امیدوار هستیم تا همه بی مهریهایی  را که نسبت به وحشی بافقی روا داشته ایم ، جبران نمائیم . با افتخار سر بلند کنیم و از اندیشه والای شاعر بزرگ بافقی ، سخن بگوئیم . شاعری که یزد، به افتخار نام او شناخته شده است . در پایان ، امید دارم مسئولین بزرگوار ، مردم را در جریان علت تعویق افتادن همایش قرار دهند .

عالیه نقیب الذاکرین

===============================

حسین مسرت
از اظهار لطف نویسنده سپاسگزارم.

نگارنده که بارها در جلسات برای برگزاری همایش در دوران های مدیریت های مختلف اداره کل ارشاد یزد شرکت کردم به این نتیجه رسیدم که اگر عزمی جدی در نزد بافقی ها( اعم از مدیران سازمانهای گوناگون و مردم)دیده می شد تاکنون این همایش برگزار شده بود.

00

[ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
ياد آن «روزها»


ياد
ياد آن «روزها»
{دکتر علی اکبر جعفری ندوشن}


درباره صادق هدايت مي‌گويد: «او که پرورده فرهنگ شرق و غرب بود،در وجودش دو چيز با هم تلاقي کرد و اخت شد. يکي حزن و انکسار ايراني که در ادب فارسي لانه کرده است،و در حالت فروبستگي که بر تاريخ او سايه افکنده. ديگر بدبيني رمانتيک مآب فرنگي»

نويسنده در آخرين جلد «روزها» بخشي مجزا را در معرفي برخي از شخصيت‌هاي نام‌آوري که خود با آنان مراوده يافته است مي‌گشايد و درحالي که کمتر نشاني از مدح و ذم بي پايه درآن ديده مي‌شود اسباب آشنايي نزديکتري براي خواننده امروزي با دانش مردان صاحب نامي همچون دکترمعين فروزانفر، جمال‌زاده، دانش‌پژوه، مينوي، يوسفي، زرين‌کوب، زرياب و... حتي فيلسوفي چون فرديد فراهم مي‌گردد. درهمين بخش اهميت اشارات وي به برخي رجال سياسي نظير الهيار صالح، نواب، سنجابي، بازرگان و... نيز مي‌تواند ازنظر پژوهشگران تاريخ معاصر ايران دورنماند. بدين ترتيب به نظر مي‌رسد خواننده «روزها» مي‌تواند با وجوه جديدي از شخصيت برخي چهره‌هاي نام آشناي معاصر را دراين بخش کتاب آشنا شود. چون در اين باب،نويسنده همواره جانب انصاف را نگه داشته وبه قول بيهقي سخني نرانده که به تعصبي و تزيدي کشد. اگر با کسي آشنايي مستقيم نيافته، از ذکر سخن درباره او در گذشته است.‏


ادامه مطلب
[ پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
پژوهشکده کودکان ونوجوانان یزد
       شب گذشته نخستین پژوهشکده کودکان و نوجوان استان یزد واقع در بلوار دانشجو با حضور جمعی از علاقمندان وخانواده ها آغاز بکار کرد.این پژوهشکده مجری فعالیت های کتابک و نماینده کتاب های شورای کودک در یزد است ومی تواند با ارائه مقالات و کتاب ها و ارتباط با کارشناسان فرهنگی وهنری نقشی در پژوهش های این دو گروه سنی داشته باشد.

نشانی : یزد - میدان امام حسین - کوچه جنب کباب باباکوهی

تلفن تماس 09386252629

[ سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
پیام خط

در اين سي چهل ساله دگرگونيهايي در بعضي از شئون زندگي ايراني پديد آمده است و بر اثر آن ذوق‌ها و سليقه‌ها نيز تا اندازه‌اي تغيير جهت يافته. با اين حال روح ايراني در ژرفاي خود همان است كه هست. يكي از نشانه‌هايش آنكه از توجه به زيبايي باز نمانده، يا لااقل حسرت آن را در دل نگاه داشته است.
زيبايي از تركيب يك سلسله اجزاي هماهنگ، يا گاه متعارض شكل مي‌گيرد كه در نهايت به هنجار منتهي گردد. مي‌دانيم كه هنجار پاية كارهاست. گردش كائنات بر هنجار استوار است؛ يعني تركيب متوازن. براي نمونه نگاه كنيم به توالي منظم شب و روز و فصول. 
پس زيبايي آن‌گونه كه ظاهرش مي‌نمايد، يك تجمل و تفنن نيست، يك اصل است، يك نياز. هرچه در يك جامعه از بُرد آن كم شود، به همان نسبت حاكي از رويكرد انحطاط مي‌گردد، و اين انحطاط در ساير شئون هم، چون اقتصاد و اجتماع اثرگذار مي‌شود.
خوشنويسي 
در اينجا مجال نيست كه وارد جزئيات موضوع شويم، خاصه آنكه كم و بيش در جاهاي ديگر حرفش را به ميان آورده‌ايم. تنها مي‌خواهيم از يك نمونه ساده ياد كنيم و آن «زيبايي خط» است. اين سالها به طرز نويدبخشي بر تعداد كتابهاي نفيس افزوده گرديده، خوشنويسي رونق گرفته، و خط نستعليق در ميان هنرها، جاي نماياني يافته. آثار بزرگ ادب فارسي، چون سعدي و حافظ و شاهنامه و خيام، هريك چند بار به خط خوش، نگارش يافته‌اند و خريدار فراوان هم داشته‌اند.
يك نكته آن است كه بشر براي اثبات وجود انساني خود، احتياج به آفرينش هنر دارد، و چون خطه هنر بي‌گناه است، يعني وابسته به ايدئولوژي و مرام خاصي نيست، در هر شرايطي مي‌توان به آن روي برد.
از آنجا كه ايراني نمي‌توانسته است از زيبايي چشم بپوشد، اگر يك راه بسته مي‌شده، راه ديگري را در برابر مي‌گشوده، و اينجا نيز چون نقش صورت، از ديدگاه مذهب مردود شناخته مي‌شده، خط نستعليق (و نيز شكسته) را جانشين آن كرده كه تركيبي نقش‌گونه دارند. 
براي آنكه نموده شود كه تا چه اندازه، خط از روحيه مردم خود حكايت دارد، نستعليق را با نسخ مقايسه كنيم. نسخ، زاويه‌دار است؛ يعني تيز و قاطع، در حالي كه نستعليق انحنايي است؛ يعني نرم و گردان. هر يك از آن دو تاريخ قوم خود را بازگو مي‌كنند. 

نكتة ديگر آنكه نستعليق حالت زنده دارد؛ يعني پيچ و خم‌هاي آن نشأت گرفته از اجزاي بدن آدمي است. در آن باريك شويم. انحناها و خم‌هاي حروف آن، كه پر از غنج و نازند، يادآور چشم و ابرو و كسمه و طرّه و دهان و لب و لالة گوش مي‌گردند. خوشنويسان گذشته، به نحو آگاه يا نيمه‌آگاه به آن واقف بوده‌اند و به آن اشاره كرده‌اند. پيامي كه از خط فارسي شنيده مي‌شود، حاكي از نرمي و اعتدال است، و ارتباط رازگونة آن با اجزاي بدن انسان، آن را با سرنوشت آدمي پيوند مي‌دهد.
خط و كلام 
موضوع ديگر ارتباط خط با كلام است. در غزل فارسي، خط به نقش نزديك مي‌شود و نقش به كلام، و كلام به نهاد انساني. يك ارتباط سه‌گانه در مباني آنها پديد مي‌آيد؛ بنابراين در اين دنياي متصنع، براي شكار اندكي زيبايي ناب، مي‌توان بر هر دري كوفت. از اين رو، نه‌تنها بايد از هنرمند خوشنويس و نگارگر (تذهيب‌كار) قدرشناسي داشت، بلكه اين قدرشناسي را شامل حال ناشراني نيز كرد كه سرمايه و همت خود را صرف نشر آثاري مي‌كنند، كه فضاي دلگشايي در برابر مي‌نهند. فردوسي مي‌گفت: 
سخن چون برابر شود با خرد روان سراينده رامش برد........محمدعلی اسلامی ندوشن-اطلاعات 27/1/92

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]

خواجـو و گوشۀ چشمي به يزد*

كنون كه فصلِ بهاران رسيد و موسمِ گل
خوشا نواحي يزد و نسيمِ اهرستان

«خـواجو»

خواجۀ كرمان مرد سفر بود؛ آرام و قرار نداشت و چنانكه دولتشاهِ سمرقندي گويد: «او را نخلبند شعرا مي‌نامند و او همواره سياحت كردي و در كرمان قرار نيافتي».[1] «نخستين كسب فضايل را در زادگاهِ خود كرد، سپس به مسافرت پرداخت و با اشخاص و طوايف گوناگون گرد آمد و جهان و جهانيان را بيازمود، خود گويد:

من كه گُل از باغِ فلك چيده‌ام

 

چار حدِ مُلك و مَلَك ديده‌ام»[2]

و صاحب هفت اقليم آورده است: «خواجه در اثناي مسافرت‌هاي خويش با بسياري از معاريف و معاصرين خود از شعرا و ادبا آشنا شد».[3] «خواجو، كرمانِ آباد آن عصر و زمان را براي زندگاني خويش شايسته نمي‌ديد و پيوسته مرغ روحش فراتر از آن قفس تنگ پرواز مي‌كرد. از اشعارش اين معني روشن بر مي‌آيد:


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
«آینده»، مجله‌ای سودمند و گرامی
  • «آینده»، مجله‌ای سودمند و گرامی
  • احمد مهدوی‌دامغانی

  • ان‌شاءالله نام نیک و یاد خیر فقید سعید روانشاد ایرج افشار، آن جوانمردِ بزرگمنشِ آزاده که به‌راستی: «نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند» گرامی بماناد، قریب 20سال پیش یا پیشترک، از این ناچیز خواست تا شرح مختصری درباره «بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی» برای درج در آن مجموعه‌هایی که ایرج بر طبع و نشرِ آن همّت گماشته بود خدمتش عرض کنم، در اطاعت از امر او آنچه را نوشتم مُصدَّر و مزین به دو حدیث شریف نبوی (ص) ساختم که: 
    «إذا ماتَ الإنسانُ انقَطَعَ عَمَلُهُ إلّا مِن ثلاثٍ، إلّا مِن صدَقَه جارِیه، أو عِلمٍ ینتَفَعُ بهِ، أو ولدٍ صالحٍ یدعُو لَهُ» (کنز العُمّال، حدیث 43656) و «خَیرُ ما یخلِفُ الإنسانُ بَعدَهُ ثلاثٌ: وَلَدٌ صالحٌ یدعُو لَهُ و صَدَقَه تَجرِی یبلُغُهُ أجرُها و عِلمٌ ینتَفَعُ بِهِ مِن بَعدِهِ» (أیضا 43659) 
    خوشا به حال زنده‌نامان، دکتر محمود افشار و ایرج افشار که مُفادِ هر دو حدیثِ شریفِ مذکور وصف‌الحالِ آن ناموران است که هر دوی آنان به توفیق و عنایتِ الهی از هر سه این مواهب برخوردارند که هم فرزندِ صالح و شایسته از خود به جای گذاشتند و هم صدقه جاریه، که از آن جمله، بنیاد موقوفات است و هم علم و معرفت که از مهم‌ترینِ آن گرامی‌مجلّه آینده است و سایر تالیفات و تصنیفات یا انتشاراتِ بنیاد است به‌یادگار گذاشتند و با نامِ نیک گذشتند. خداشان بیامرزاد و درجاتشان را متعالی فرمایاد. 

    دانش‌آموزِ دبیرستان بودم و هم به تکلیفِ پدرم رحمه‌الله علیه و هم به ارشاد دبیرانِ ادبیات هفته‌ای دو سه روز بعد از تعطیلی دبیرستان باید به کتابخانه مبارکه آستانِ قُدسِ رضوی‌(ع) که آن ایام در بالاخانه‌های مدرسه معروف به «علینقی میرزا» که صحنِ مدرسه آن جزوِ رواق‌های حرمِ مطهّر شده بود، مشرّف می‌شدم (مدخلِ کتابخانه از پلّکانِ کم‌عرضی در صحنِ نو می‌بود) و همواره اشتیاق داشتم که در ساعتِ اولیه صرفِ وقتم در آن مکانِ مقدّس، یکی از مجلداتِ مجموعه‌ای از مجلّه گرامی «آینده» یا «ارمغان» یا شماره آخرینِ مجلّه «مهر» را درخواست کنم و چون درخواستم را که بر ورقه چاپی کوچکی باید می‌نوشتم به مرحوم «آقاسید میرزا آقای گیفانی» آن کتابدارِ بسیار پرهیزگار و فاضل که خداوند او را با اجدادِ والامقامش محشور فرمایاد، می‌دادم و آن سیدِ شریف به‌من می‌فرمود: نمی‌توان هر سه را آورد باید فقط یا آینده یا ارمغان یا مهر را بنویسی و به لحنِ ملایم و در عینِ حال مشوّقی می‌گفت یک مجلّدِ «آینده» را که حاوی چند شماره از آن است برایت می‌آورم و بعد از چند دقیقه آن مجلّد را به من مرحمت می‌کرد و من بنده با این‌که بسیاری از مطالبِ آن را به‌خوبی و درستی نمی‌فهمیدم آن را ورق می‌زدم و گاهی اشعاری یا ابیاتی از آن را که به نظرم سودمند می‌آمد و می‌توانستم برای موضوعاتِ انشایی که مرحوم پروین گنابادی معلّم انشاء معین می‌فرمود از آن استفاده کنم در دفترچه شعرم می‌نوشتم. از جاهای دیگری که در آن سال‌ها یعنی سال‌های 1320-1318 به مجلّه آینده دسترسی داشتم کتابخانه نوبنیادِ معارف بود که فاصله‌اش با منزلِ مسکونی‌مان نسبتا زیاد بود و کمتر می‌توانستم به آنجا بروم. این ابتدای آشنایی این ناچیز با مجله «آینده» بود ولی معرفتم بدان در سال‌های بعد و با مطالعه دقیقِ آن برایم حاصل شد: 
    اوایلِ دهه 40 مرحوم مغفور استاد مسلّمِ ریاضیات و عربی‌دانِ معروف و ادیبِ دانشمندِ مشهورِ آن ایام روانشاد محمّدضیاء هشترودی رحمه‌الله علیه (برادرِ ارجمند و بزرگ و نیز معلّمِ دکتر محسن هشترودی) به رحمت خدا رفت و از آنجا که آن نازنین‌مرد، پسری چون ایرج افشار نداشت، همسر و دخترِ او کتابخانه نفیسِ او را فروختند و از جمله کتاب‌ها و مواریثِ ادبی او: دیوان بُحتُری چاپ جوائب و یک مجلّد محتوی یکسال مجلّه آینده و چند کتاب دیگر (بُلُوغُ الإرَبِ آلوسی و فقه‌اللّغه ثعالبی چاپ بیروت) را من بنده خریدم و آن وقت بود که به اهمّیت و سودمندی مجلّه آینده واقف شدم- مجله نازنینی که تقدیر و تحسینِ گوهرشناسِ نامی و بی‌بدیلِ این قرن یعنی علّامه قزوینی رحمه‌الله‌علیه را جلب کرده است و نامه‌های آن بزرگمرد به مرحوم دکتر افشار شاهدِ صادقی بر آن است. 

    ایرج خدابیامرز که پای جای پای پدر گذاشته بود پس از فَترتی طولانی و پس از آن‌که از انتشارِ مجلّه سودمند و وزینِ «راهنمای کتاب» منصرف شد، دوباره مجلّه آینده را زنده‌تر کرد و چندین شماره از آن را منتشر فرمود، آیا در آینده باز چنان مجلّه گرامی‌ای به جامعه ادبی فارسی‌زبانان هدیه خواهد شد؟ 

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
ز شمیران تا نوبهار بلخ
روزهای پایانی اکتبر 2008 بود. نزدیک به پنج ماه پیش از امروز. برابر نخستین هفتۀ آبان ماه. دوستی دیرینه و گرامی که دوستی اش ونامش یادآوربسی روزهای نیکو و یادهای خوش است، به شهرما آمده بود وآن روزسخنرانی داشت. مژدۀ رسیدن آن دوست را همشهری ما، دانشمند بزرگ، جناب پروفسور رضا به من رسانیدند و فرمودند که فردا در دانشگاه کارلتن اتاوا سخنرانی دارد. دریغا که آن روزسرمای توفنده و راه دراز، دیدۀ انتظاررا از دیدارو گوش جان را از شنیدن سخنان روانبخش آن دوست بی نصیب ساخت. دوستی گفت که شما که گاهی چهل و چند درجه زیرصفررا به آسانی تحمّل می کنید، چگونه ازاندک سرمای اکتبرو آبان چنین هراسانید. گفتم که ما اول از سرما گریزان و هراسانیم اما به تدریج کار به جایی می رسد که سرما را از یاد می بریم و همۀ همّت ما بر این تدبیراست که چگونه از زیر برف بدرآییم. اما دوستان بزرگ و دانا محرومیت ارادتمندان را نمی پسندند. شبانه جناب پروفسور مکرراً عنایت فرموده و زنگ زدند که دوستان فردا در خانۀ مایند و خوش است که تو هم باشی. بدین مژده گرجان فشانم رواست.


ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
آفتابی شدن سایه
شعر نو به علت وجود توللي و من (سايه) و نادرپور و بعد اخوان و حتي دکتر اسلامي ندوشن به کرسي نشست «پير پرنيان انديش» ج 2 ص 955سايه آفتابي شد و گفته ها و ناگفته هاي او به بيان آمد تا امروز با بخش ديگري از تاريخ زندگي شاعري که سال ها در سايه زيسته آشنا شويم. بي ترديد بخشي از صفحات تاريخ شعر امروزايران به زندگي و شعر هوشنگ ابتهاج (هـ . الف سايه) اختصاص دارد. در اين مختصر تنها ديدگاه سايه را درباره شعر و شاعران امروز براساس گفته هاي ايشان در کتاب پيرپرنيان انديش بررسي خواهم کرد.
ادامه مطلب
[ دوشنبه نوزدهم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]

يـزد، شهري آباد*

شهري كه اكنون در اثر قهرِ طبيعت و بيشتر، انسان‌هاي باشنده در آن به كويري خشك و بي‌كشتزار تبديل شده، در گذشته‌اي نه چندان دور (از لحاظِ عمر زمين) ناحيه‌اي سرسبز و آباد بوده است، گواه اين سخن، نوشته‌هاي جغرافيدانان و جهانگرداني است كه از اين سرزمين گذشته‌اند.

نخستين كس كه اشاره بر آباداني يزد دارد، «ابن حوقل» است كه در حدود سال 331 ق مي‌نويسد: «... مانندِ شهرهاي كوهستاني، فراخ نعمت است ... اين شهر بسيار با صفاست و روستاهايي پهناور و فراخ نعمت دارد و خود شهر و روستاهايش به فراواني ميوه معروف است و مقداري از ميوه‌هاي تر يا خشك آن به اصفهان و جاهاي ديگر حمل مي‌شود. كوه‌هاي آن پُر درخت و پُر گياه است.»[1] همين نكته را نويسندۀ «حدودالعالم» در حدود 372 ق به بياني ديگر مي‌نويسد: «انار و بَهره (فهرج) و كثه (يزد) و ميبد و نائين شهرك‌هايي از سردسير با نعمت بسيار بر حدّ ميان پارس و بيابان.»


ادامه مطلب
[ پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
آخرین سروده های شاعربنفشه ها

طی چند سال اخیر مجموعه شعر تازه‎ای ازاستاد شفیعی کدکنی به چاپ نرسیده است . وی در یک اقدام بسیار جذاب و دلپذیر، دفتری از شعرهای منتشر نشده خود ( پنچاه شعر) را برای اولین بار در شماره نوروزی بخارا منتشر کرده است، به عنوان هدیه نوروزی به دوستداران شعر فارسی .

آنچه می‎خوانید هفت شعر از آن پنچاه شعر است. ۴۳ شعر باقی مانده از این مجموعه را در شماره ۹۲  بخارا، ویژه بهار، خواهید خواند که در دکه‎های روزنامه‎فروشی و کتاب‎فروشی‎ها در دسترس علاقمندان قرار دارد.

دکتر شفیعی کدکنی

دکتر شفیعی کدکنی

در لحظۀ حضور

آخرین روزهای اسفند است

از سرِ شاخِِِ این برهنه چنار

مرغکی با ترنّمی بیدار

می‎زند نغمه،

         نیست معلوم

آخرین شِکوه از زمستان است

یا نخستین ترانه‎های بهار؟

پارادوکس

اینجا که منم، کفری و ایمانی کو؟

وین دغدغه را حدیثِ پایانی کو؟

شیطان آمد وسوسه‎ام کرد، امروز،

که « ای آدمِ ساده‎لوح! شیطانی کو؟»

آوارگی

یک چند زمانه‎ام به تردید گذشت

و ایّامِ دگر به بیم و امّید گذشت

زین واژه به واژۀ دگر، آواره،

عمرم همه، در وطن، به تبعید گذشت.

وصل

تا قبلۀ عشق را مقابل نشود

دل، گرچه دل است، باز هم دل نشود

دریای دو روح تا نیامیخت به هم

ز آمیزش جسم، وصل حاصل نشود.

دور و تسلسل

عمرم همه صرف شد، خدایا

در چنبرِ این سخن که آیا،

حُسن است که عشق را گزیند

یا عشق که حُسن آفریند؟

انتظار

در خانه هیچ کس نه و

                               بیرون

یارانِ بیقرار

چتری گشوده ، باز،

بسته گلی و دستۀ عشقی

بر در ،

در انتظار.

حکایت

آن یکی افتاد ناگاهان به رود

موج پیچان گشت و او را درربود

گفت یاری: « هان کجا با این شتاب؟»

گفت:« از من پرسی این را یا ز آب

[ شنبه دهم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
سفری به دیار پاکان
     روزهای خوش بهار امسال که همراه با طراوت وسرسبزی بود ،فرصت خوبی به دست داد که ایرانگردی را از یزد گردی آغاز کنم .سال ها بود در اندیشۀ سفر به دور دست های استان یزد بودم .در اندیشۀ سفر به هرات ،هرابرجان ، مروست ،عقدا ،عشق آباد،ارنان ،آسفیچ ،سبزدشت، خرانق ، قطرم، شادکام و ده ها آبادی دیگرتا اینکه این فرصت به دست آمد و در یک روز بهاری همراه با دخترم مینا و یکی از پژوهشگران بافق راهی دیار سرسبز قطرم و شادکام شویم.


ادامه مطلب
[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ ] [ حسین مسرت ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه