کاریز یزد

کاريز قلب کوير است و يزد ،شهر ديرينه تاريخ،شهری که هزاران سال ست نقاش طبیعت بردامن کوير رفو کرده است

ين‌ سالها برخي‌ از محققان‌ در سخنان‌ و نوشته‌هايشان‌، از اصطلاح‌ «زيبايي‌شناسي‌ سخن‌پارسي‌» استفاده‌ كرده‌اند و مي‌كنند. مرادشان‌ از زيبايي‌شناسي‌ سخن‌ پارسي‌، تحليل‌ شعر فارسي‌ از ديدگاه ‌بديعي‌ و بياني‌ و به‌ طور كلي‌ از ديدگاه‌ بلاغي‌ است‌. از اين‌ ديدگاه‌ بازشناسي‌ و بيان‌ اين‌ معنا كه‌ في‌المثل‌ «عهد» در مصراع‌ دوم‌ اين‌ بيت‌ حافظ‌:

دي‌ مي‌شد و گفتم:‌ صنما عهد به‌ جا آر

گفتا: غلطي‌ خواجه‌، در اين‌ عهد وفانيست‌

موهّم‌ دو معناست‌: 1) روزگار، 2) پيمان‌ نكورويان‌، تحليل‌ زيبايي‌شناختي‌ بيت‌ يا نگرش‌ بر بيت‌ از ديدگاه‌زيبايي‌شناسي‌ است‌. همچنين‌ تحليل زيبايي‌شناختي‌ و نگرش‌ از ديدگاه‌ زيبايي‌شناسي‌ است‌ توضيح‌ اين ‌معنا كه‌ حافظ‌ از يك‌ سو و در يك‌ معنا اشاره‌ كرده‌ است،‌ به‌ سخن‌ هميشگي‌ شاعرانه‌ مبني‌ بر بي‌وفايي‌زيبارويان‌، نازنكويان‌ و نياز دلدادگان‌ و از سوي‌ ديگر و در معناي‌ ديگر (= روزگار) به‌ نقدي‌ اجتماعي‌ و اخلاقي‌پرداخته‌ و كوشيده‌ است‌ تا از زبان‌ صنمي‌ عهدشكن‌ از تنزلي‌ اخلاقي‌، كه‌ همانا فراموشي‌ فضيلت‌ وفا و ازدست‌ نهادن‌ اين‌ فضيلت‌ است،‌ سخن‌ بگويد و بدين‌سان‌ هشداري‌ بدهد؛ چنان‌ كه‌ در بيتي‌ ديگر از يك‌ غزل‌، دردمندانه‌ از اين‌ تنزل‌ و افول‌ و انحطاط‌ سخن‌ گفته‌ است‌:

وفا مجوي‌ ز كس،‌ ور سخن‌ نمي‌شنوي‌

به‌ هرزه‌ طالب‌ سيمرغ‌ و كيميا مي‌باش‌

ادامه مطلب |  

نشست علمی بزرگداشت سعدی با حضور اصغر دادبه، میرجلال‌الدین كزازی، سیروس شمیسا، غلامرضا خاكی و خواگین رودیگز بارگاس برگزار می‌شود.

نشست بزرگداشت روز سعدی ساعت 9 صبح دوشنبه اول اردیبهشت ماه در تالار همایش‌های مركز اسناد و كتابخانه ملی استان فارس در شهر شیراز برگزار خواهد شد.

در این روز اصغر دادبه درباره «سعدی و سنت‌های پایدار انسانی–ایرانی»، میرجلال‌الدین كزازی درباره «سعدی كهن‌گرای نوآور»، سیروس شمیسا درباره «سعدی متجدد معتدل»، غلامرضا خاكی درباره «آموزه‌های سعدی در تدبیر اجتماعی» و خواگین رودیگز بارگاس مترجم اسپانیایی گلستان سعدی درباره «گلستان در دیار سروانتس و چالش‌های ترجمه» سخنرانی خواهند كرد. همچنین هم‌اندیشی و پرسش و پاسخ با حضور سعدی پژوهان و سعدی دوستان برگزار می‌شود.

 

جامع اللغات 

نگارش : حسين مسرّت 

 

        يكي ديگر از نسخه هاي نادر و منحصر بفرد در جهان كه در كتابخانة وزيري يزد قرار دارد، جامع اللغات، اثر ماندگار ملاّمحمّدجعفر ندوشني يزدي است.

        چنانكه از محتواي نوشتة پاپاني كتاب برمي آيد، اين فرهنگ به خطّ مؤلّف و نگارش 14جمادي الاوّل 1258 ق است.كتاب نامبرده در يك مقدّمه، سه مقصد و يك خاتمه بوده كه هر مقصد، در بردارندة چند بهره بوده و به قرار زير سامان يافته است :  مقصد نخست، در بيان معاني مصادر ابواب ثلاثي مجرّد،مقصد دوم، در شرح معاني مصادر ثلاثي مزيد فيه، ابواب رباعي مجرّد و رباعي مزيد، مقصد سوم در بيان معاني اسماء متمكّنة غير مصدريه و سرانجام نسخه را با يك خاتمه در توضيح معاني حروف و آنچه متضمّن معني حروف و افعال است به پايان آورده است.

ادامه مطلب |  
حسین مسرّت


     آخ ،آخ که چه حظّی داشت صبح زود که از خانه بیرون می آمدی و بوی آجر آب خورده و نم و خاک تازه و نسیم صبحگاهی به مشامت می خورد ،انگار یک پیوستگی عجیبی این خاک با تو داشت، مگر نه اینکه گفته اند: آدمی از خاک است و سرانجام خاک خواهد شد.آن گاه بود که صبح ،سرشاد و قبراق می خواستی یک روز خوب و با برکت را آغاز کنی ، به همه سلام کنی و پاسخ سلام همۀ بچه ها را بدهی.

    آیین دیر پای آب و جارو کردن در خانه ها هنوز هم در برخی کوچه های قدیمی یزد برپاست و مادران امروزی به پیروی از سنّتی که از مادران خود آموخته اند ، کوچه و در ورودی خانه را آب و جارو می کنند و هرکس حریم خانه اش را آب می پاشد و این بود که در نهایت همۀ کوچه تمیز می شد.

     زنان یزدی بر این باور بودند که اگر صبح در خانه را آب و جارو کنی، خضر پیامبر به در خانه ات می آید و قدمش خوش یمن و مبارک است. آن گاه هر حاجتی داشته باشی، برآورده می کند . این باور که ریشه در اعتقادات پاک ایرانیان داشت از سوی زرتشتیان و یهودیان یزد هم رعایت می شد و این چیزی نبود جز پایبندی مردم ایران زمین به پاکی و پاکیزگی و بهداشت روح و تن . آن وقت ها که شهرداری به معنای امروزی نبود که رفتگر داشته باشد و کوچه و خیابان را جارو کند .این وظیفه را خود مردم برعهده داشتند و چون این وظیفه را از یاد بردند ،به یکباره شهر ها آلوده گشت وهر کسی به خود حق می داد زباله اش را هرجا دلش خواست بریزد و شهرها را زشت کند واز این رو شعار: شهرما خانۀ ما باب گشت تا آن وظیفۀ از یاد رفته را یاد آوری کند.

     آخ ،آخ که چه آیین ها و سنّت های زیبایی داشتیم و یکی یکی، زندگی ماشینی و کور امروزه از یادمان می برد: دید و بازدید بزرگان و خویشان ،دستگیری از نیازمندان ،حلّ اختلاف ها با ریش سفیدی بزرگان، زندگی های شصت تا هشتاد ساله بدون طلاق ،با کم ساختن و قناعت ،جلوی بزرگترها با ادب نشستن ،کسب و روزی حلال با سود منطقی ،سلام و پیش دستی در سلام کردن،جوانمردی و لوطی گری، ناموس وناموس پرستی، احترام به بزرگترها و ریش سفیدها و وووو.

ماخذ: یزد فردا

 

حسين مسرّت

 

        تذكره اي از شعراي عصر صفوي كه زندگي  و اشعار هزار سخنور را در بردارد.محمّدطاهر نصرآبادي (ت 1027ق) اديب و شاعر عصر صفوي بين سال هاي 1083-1090 ق، به گردآوري اين تذكره همّت گماشته است. اين تذكره تاكنون با سه تصحيح از آقايان : حسن وحيد دستگردي(1317ش)،احمد مدقّق يزدي و محسن ناجي نصرآبادي(1378ش) چاپ شده است كه دو تصحيح آخري بر مبناي نسخه هاي گوناگون خطّي در كتابخانه هاي ايران و جهان صورت گرفته و داراي ديباچه هايي ارزشمند و پيوست ها و فهرست هاي سودمندي است. تذكرة نصر آبادي در بردارندة ديباچه،مقدمه،پنج صف و خاتمه است در ديباچه از تذكره هاي پيش يادي كرده است. در مقدّمه يادي از شاهان وشاهزادگان شده است و در صف هاي پنج گانه ، به ترتيب يادي از اميران ايران وهند و خوانين و ديگر ملازمان آن ها ، سادات ، نجبا، علما ، فضلا، خوشنويسان، صوفيان،سرايندگان عراق و خراسان،ميان رودان و هندوستان، اقوام كمينه و خود مؤلّف، و خاتمه دربارة تاريخ ها و لغز و معمّا از گذشتگان و متأخّران است.(آل داود، ج 2 ، ص 340).

ادامه مطلب |  


فرهنگ > ادبیات - سال ۹۲ سال از دست دادن چهره‌های سر‌شناسی در حوزه ادبیات بود. چهره‌هایی که ادبیات ایران دین سنگینی به یک عمر تلاش و کوشش آن‌ها داشت.

 

الهه خسروی یگانه:   اگرچه سال 93 با از دست دادن یکی از ستون‌های استوار ادبیات و تاریخ، محمدابراهیم باستانی پاریزی آغاز شد، اما سال 92 نیز، پر از رفتن چهره هایی بود که در ادبیات شناخته شده بودند. از آن میان می‌توان به بهمن فرزانه، منصور کوشان، محمود استادمحمد، عبدالمحمد آیتی، ناصر می‌ناچی، علیشاه مولوی، محمود عبادیان، محمد زهرایی، فهمیه رحیمی و امیرحسین فردی اشاره کرد که در سال ۹۲ چشم از جهان فروبستند.

ادامه مطلب |  

 

حسین مسرت



منظومۀ به یادگار ماندنی زنده‌یاد مهدی آذریزدی ،قصّه گوی خوب بچّه های خوب به نام «شعر قند وعسل یا حکایت پشّه و زنبور عسل و گاو» برای سومین ‌بار به‌ وسیلۀ هنرمندان یزدی اجرا شد تا یک‌بار دیگر یاد استاد آذریزدی زنده نگه داشته شود.

این شاهکار بومی استان، نخستین بار به همّت گروه تئاتر سپهر جوان به کارگردانی عبّاس ملاّزینلی در25/12/1374 در محلّ تالار مخابرات هفتم تیر یزد با بازی محمّدرضا عبّاسیان، عبّاس گلرسان و سید حسام‌الدّین قرشی و روایت رقیّۀ دوست فاطمی‌ها و بار دوم به کارگردانی، بازیگری و نویسندگی سید حسام‌الدّین قرشی در سال 1382 با عنوان « گاوها را کجا دفن می‌کنند» در حضور مهدی آذریزدی در محلّ تالار فرهنگ یزد و اکنون برای سومین بار به همّت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان یزد، به کارگردانی منیره‌السادات سیدمورتی و با بازی هنرجویان کودک بخش موسیقی و تئاتر کانون پرورش فکری یزد و بازآفرینی اشعار فاطمۀ احمدزاده، این داستان منظوم در روزهای 14 تا 16/12/1392 به روی صحنه رفت.

نگارنده که هرسه بار شاهد این اجراها بوده است، می‌بیند که هر کار نسبت به کارهای پیشین متفاوت‌تر و با رویکردی دیگر عرضه شده است. به‌ویژه اجرای نهایی که با موسیقی و هم‌خوانی همراه شده بود و بازیگران به رغم سنّ پایین، در کار خود بسیار موفّق بودند و گروه موسیقی که مجتبی حبیبی، آهنگ‌ساز جوان و پر آتیۀ یزد، رهبری آن را بر عهده داشت، توانسته بود از یک گروه پنجاه نفرۀ خردسال و نوجوان، کاری بسامان را عرضه کند.

آنچه دربارۀ این داستان که تا اندازه‌ای گویای جهان‌بینی آذریزدی است آن است که به گفتۀ آذریزدی : این حکایت، داستان زندگی من است که بارها در زندگی خود، بر پایۀ قضاوت‌های گاوی آسیب‌ها دیدم و سعی کردم در قالب یک داستان منظوم آزموده‌های خود را برای کودکان بازگو کنم.

امید می رود کانون پرورش فکری یزد که هرسال با همّت کارشناسان آن بویژه آقایان: مهدی آرایی و آخوندی ،کارهای موسیقیایی ارجمندی را به جامعۀ هنری یزد عرضه می کنند ،توفیق یابند بر پایۀ دیگر آثار آذر یزدی مانند :«مثنوی بچّۀ خوب» یا آثار ارزشمند وحشی بافقی مانند :«فرهاد و شیرین» و «خلد برین» یا اثر ماندگار «هنرستان مرغان »زنده یاد ریاضی یزدی ،کارهای دیگری را آماده و اجرا کند.
نکته قابل توجّه در اجرای نخست و سوم این داستان، وجود فاطمۀ ملازینلی در بازی‌گری و عروسک‌گردانی نقش پشه بود که در زمان اجرای اوّل به کارگردانی پدرش عبّاس ملازینلی و روایت مادرش رقیّۀ دوست فاطمی‌ها هنوز به دنیا نیامده بود و اکنون خود بازیگر موفّق این کار شده است.

ماخذ : تارنمای سرو

 


     اسفند که به نیمۀ راه می رسد ،چشم به راه بهاریم. بوی بهار و صدای پای بهار در طبیعت سرمازده و لرزان می پیچد .مانند صدای نازک شکستن پوسته در ختان .آن گاه است که نسیم نوروزی بر پوست صورتمان می خورد و بشارت روزگار دگری را برای طبیعت می دهد وآن ،نوشدگی طبیعت است .

    پیام می دهد که : به بهاران بیا ،به فصل رویش و کوشش ،زندگی و جوشش .زمستان گذشت ،رخت تازه تن کن وبه باغ خرام. بلبلان در باغ ،سراغ شهد گل های تازه را می گیرند، توچرا هنوز در اندرونی ؟

     ببین پیک های بهاری نامه های او را آورده اند .برف در حال آب شدن است و باد در حال وزیدن . یعنی باید آب و جاروکرد راهگذار بهار را.هرسوی غلغله است و هرکوی زمزمه. پس بلند شو وبه بهار نو سلامی تازه کن که هرچند عمری سه ماهه دارد، امّا عمقی میلیون ساله دارد.

     این روزهای خجسته را که رو به سوی نور و امید دارد به همه خوانندگان خوب و یکرنگ کاریز یزد تبریک می گویم.

 

روزنامه شرق 19 اسفند 1390


چهره یک جامعه مشوّش


محمد صادقی

1 در میان مقاله‌های کتاب «شهرزاد قصه‌گو» اثر دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، مقاله‌ای با نام «محاکمه سه شاعر» بیشتر جلب توجه می‌کند. اگر چهار خط اول مقاله را بخوانید، خیلی بعید است بتوانید آن را رها کنید. نویسنده با آوردن نمونه‌هایی از شعر سنایی، عطار و حافظ، به طور خیالی این سه را در برابر حاکم شرع نشانده و با بیرون کشیدن شمه‌ای از مضامینی که در درون شعر فارسی نهفته است، پرسش‌هایی را درباره اندیشه‌هایشان و آنچه در سر می‌پرورانده‌اند طرح می‌کند. در این مقاله وی به بیت‌هایی از این سه شاعر اشاره کرده که هزاران بیت شبیه آنها را در دیگر دفترهای شعر فارسی می‌توان یافت. از این رو مسأله جدی‌تر و جذاب‌تر هم می‌شود. پرسش اصلی نویسنده این است که چگونه در همه این سال‌ها، مردم این شعرها را خوانده و شنیده‌اند اما از خود نپرسیده‌اند (یا کمتر از خود پرسیده‌اند) که چگونه این همه تضاد با برخی باورهای از پیش تعیین شده و به ارث رسیده، در این سروده‌ها جاری است؟ وقتی موضوع را از نگاه عارفان بررسی می‌کند، پاسخ این است که این نوعی مقابله با حاکمان و دنیامدارانی بوده که هر حرامی را برای خود حلال دانسته، مردم بی‌خبر و بینوا را آلت دست خود قرار داده و با همدستی سخنگویان فربه‌ترین بخش از جهان سنت، ستم زیادی را بر مردم وارد می‌کرده‌اند.

ادامه مطلب |  
امروز (18 اسفندماه) سه سال از درگذشت ایرج افشار، ایرانشناس و پدر کتابشناسی ایران می‌گذرد.
وی که از ارزشمندترین پژوهشگران معاصر ایران به‌شمار می‌آید، عشق به ایران را در تمام زندگی‌اش با تار و پود و گوشت و خونش دنبال کرد و در سینه‌های مردم دانا جای گرفت.
 
یکشنبه (18 اسفندماه)، سومین سال درگذشت ایرج افشار، ایران‌شناس و پدر علم کتاب‌شناسی ایران است که آثار ارزشمند بسیاری را در حوزه‌های مختلف تاریخی، جغرافیایی و ادبی تالیف، تصحیح و نگارش کرد. نام ایرج افشار، بی‌شک افراد اهل کتاب را یاد ایران می‌اندازد. آن‌جا که می‌خوانیم فریدون، پادشاه پیشدادی سه پسر داشت، ایرج و سلم و تور و جهان را بین آن‌ها تقسیم کرد و ایران را که بهترین بخش بود به ایرج سپرد و افشار، به گرامیداشت نامش، عشق به ایران را در تمام زندگی‌اش با تار و پود و گوشت و خونش دنبال کرد.

ادامه مطلب |  

دكتر نسرين شايگان


در سالهايي که دکتر محمد علي اسلامي ندوشن در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران دروس «نقد ادبي» و «ادبيات تطبيقي» را تدريس مي‌کرد، کلاسهايش با استقبال کم‌نظير دانشجويان برگزار مي‌شد. حال و هواي کلاسهاي او را دانشجويانش براي ما تعريف مي‌کردند. در آن دوران به‌رغم فضاي حاکم بر محافل روشنفکري، زاويه نگاه او با سايرين تفاوتهايي داشت که نسل امروز از آن مطلع نيست. آن زمان گرايشهاي مختلفي در محافل ادبي و روشنفکري وجود داشت. مطالعه در بين دانشجويان يک علاقه عمومي بود. ساعات زيادي از وقت دانشجويان صرف مطالعه آثار مختلف مي‌شد. کتابها دست به دست مي‌شد. بعضي عنوانها و اسامي بيشتر طرفدار داشتند، بعضي کمتر.

ادامه مطلب |  
س.م.ا.مدرسي

به نام خدا,

    مقالۀ استاد مسرّت را که خواندم ،اوّل يادم از آيه اي هشداري وعبرت آموز از قرآن افتادم که بارها بادوستان در گذر از کنار خرابه ها خوانده ام:فهي خاويه علي عروشها, و بئرمعطله, وقصر مشيد, افلم يسيرو في الارض فتکون لهم قلوب يعقلون بها, اواذان يسمعون بها, فانهالاتعمي الابصار ولکن تعمي القلوب التي في الصدور.... اينک آن آبادي ها بر سقفهايش فروريخته و بساچاه هاي آب وقصرهاي افراشته که رها شده. آيا در زمين گردش نکردند تا صاحب دل هایي شوندکه با آن بينديشند؟يا گوش هایي که با آن بشنوند. براستي که چشم ها نابينا نمي گردد, بلکه دل هاي در نهادها کور مي شود!

ادامه مطلب |  



دكتر محمدعلي اسلامي ندوشن

ناشر: شركت سهامي انتشار

چاپ اول: 1392

212ص ـ 9500 تومان

«شهرزاد قصه‌گو» مجموعه‌اي ديگر از مقاله‌هاي دكتر اسلامي ندوشن درباره ايران، تاريخ ايران زمين و ايران در جهان مي‌باشد. مراد از «شهرزاد قصه‌گو» ايران است كه گويي براي جهانيان قصه‌ها مي‌گويد.

مؤلف محترم در آغاز كتاب مي‌نويسد: «اين نوشته حدود چهل سال پيش بر قلم آمد و در سه شمارة مجله «يغما» انتشار يافت، ولي مشغله‌هاي ديگر آن را ناتمام گذارد. اينك پس از چهل سال آن را از نو به انتشار مي‌گذارم. آزمايش‌گونه‌اي است براي بازنمود چكيده‌اي از روح تاريخ ايران به زبان كنايه و به كوتاه‌ترين بيان: نام آن را «شهرزاد قصه‌گو» گذاردم كه منظور ايران پيرو هميشه جوان است... 

به هر كجا برويد، از «غار كمربند» تا «تپه گيان» و از «سيلك» تا «شوش» و از «مارليك» تا «حسنلو» سايه‌اي مي‌بينيد كه بر سنگي نشسته و قصه مي‌گويد، قصه‌اي كهن، پايان‌ناپذير... اين شهرزاد ايران است كه قصه مي‌گويد. عروس كهنسال و هميشه جوان، قرن‌ها و قرن‌هاست كه قصه مي‌گويد، براي آن كه خوابش نبرد، براي آن كه نميرد. هر شب را به شب ديگر مي‌پيوندد و شهرزاد از نو حديث خود را آغاز مي‌كند... گويي هرگز رشته اين شب‌هاي افسانه‌آلود گسيخته نخواهد شد و اين قصه پايان نخواهد يافت.»

«چشم‌انداز جهان فردا»، «محاكمه سه شاعر»، «گره كور تهران»، «حافظ و پيري»، «چين در سه آهنگ»، «سه چشمه از شگفتي‌ها»، «درنگي بر كتاب «روزها»، «تأمل‌ها»، «اجر صبري است كه آن شاخ نباتم دادند»، «چند گفت و شنود»، «از زندگي بگوييم» و «بر مرز دو فرهنگ» عناوين مقالات اين كتاب را تشكيل مي‌دهد.
 

   حسین مسرت

همیشه خوانده ایم که :

   بناهای آباد گردند خراب               ز باران و از تابش آفتاب        

     امّا گویا آفتاب و باران هم به رغم گذشت سال ها مهربان تر از ما آدم ها بودند که در این صد ساله ، نخست با بیل و کلنگ و پس از آن با بولدزر به جان آثار تاریخی خود افتاده ایم . یک روز آرامگاه800 سالۀ « سلطان رشید » میبد که جایگاه آرامش ابوالفضل رشید الدین میبدی نویسندۀ تفسیر گرانسنگ کشف الاسرار را خاک می کنیم . یک روز « حسینیۀ سید صدر الدین قنبر» میبد را ویران می کنیم . روزی دیگر « مسجد علیا نعیم آباد » یزد و اکنون هم « مجموعۀ بازار مظفّری » در شهر میبد را و در این صدساله می توان سیاهۀ بلند بالایی از ویرانی بناهای تاریخی را گزارش داد : دیوار بلند یزد ؛ گنبد آب انبار عطاالله نقشبند در چهارسوق؛ و چندین آب انبار دیگر ؛ خانۀ تاریخی در ابرکوه ؛ خانه های کهن برزن امامزاده جعفر یزد وووو.

ادامه مطلب |  
جامعه > میراث فرهنگی و گردشگری - فارس نوشت:

در حالی که شیوخ امارات در تلاش برای مصادره شاهکار معماری «بادگیرهای ایرانی» به نام خود هستند، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از تهیه و تدوین پرونده «ثبت جهانی فناوری بادگیرها» توسط ایران برای ارسال به یونسکو خبر می‌دهد.

بهمن ماه سال گذشته بود که اماراتی‌ها در حرکتی گستاخانه،شاهکار معماری ایرانی یعنی «بادگیرها» را در قالب تندیس مسابقات معماری امارات به عنوان اثر معماری عربی جا زدند و بعد از آن هم شیوخ این کشور در تلاش برآمدند تا «بادگیرها» را در یونسکو به نام اعراب به ثبت برسانند.

ادامه مطلب |  


    امسال اتنشارات اندیشمندان یزد پس از سال 1386 و وقفه ای چندساله در ششمین نمایشگاه کتاب ملّی استان یزد با ده ها عنوان کتاب جدید شرکت کرد . این انتشارات تازه ترین آثار خود را مانند : زندگانی پروفسور عدل / معدن تلاش( معدن چغارت بافق ) / سیمای یزد( مجموعه تصویری از استان یزد)  / و مسجد جامع کبیر  ارائه کرده است.

 
گزارش تصویری

گروه خبر: آیین پاسداشت سی سال تلاش خاضعانه استاد محمود رهبران در کتابخانه وزیری شب گذشته در تالار فرهنگ اداره ارشاد یزد با حضور جمعی از هنرمندان برگزار شد.

محمد حسین ملک احمدی دبیرکل نهاد کتابخانه های عمومی، استاد کاوه تیموری از اساتید برجسته خوشنویسی کشور در این مراسم حضور داشتند. غلامرضا محمدی «کویر» اجرای این برنامه را به عهده داشت.

محمدعلی طالبی معاون سیاسی امنیتی استانداری یزد و حسین مسرت از سخنرانان این مراسم بودند. تجلیل و اهدا جوائز به استاد رهبران، پخش کلیپ از زندگی وی و اجرای موسیقی سنتی از دیگر بخش های این مراسم بود

ادامه مطلب |  

    استاد محمود رهبران پس از سی سال کارهنری بویژه خوشنویسی از کتابخانۀ وزیری  یزد بازنشسته شده است ، ازینرو به پاس سی سال تلاش خالصانه ،مراسمی در تالار فرهنگ یزد برگزار می شود تا در آینده نزدیک به همّت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان یزد و انجمن خوشنویسان ایران و دیگر نهادهای فرهنگی استان یزد ،آیین نکوداشت این هنرمند فروتن و فرزانه با شکوه بی مانندی در یزد برگزار گردد.

 
     آیین تودیع استاد محمود رهبران ،خوشنویس برجسته ایران و یزد همراه سخنرانی استاد کاوه تیموری و استاد حیدری دو تن از خوشنویسان معاصر همراه با قرائت پیام استاد غلامحسین امیر خانی و دکتر محمد علی اسلامی ندوشن درروز ۱شنبه ۴ اسفند 1392 در تالار فرهنگ یزد ساعت ۳۰/۱۸برگزار می شود .

در این باره اطلاعات کامل تر به آگاهی خواهد رسید.

 

نوشته : حسین مسرت

جای خط، از نیِ کِلکِ تو هنر می‌ریزد


از سرْانگشتِ هنرمندِ تو زر می‌ریزد

میر[1] اگر گشت به یک نوعِ هنر، شهرۀ دهر

از هر انگشت تو، صد گونه هنر می‌ریزد
ج

کاظم کشمیرشکن (حسرت)[2]

در قلب ايران، آن‌جايي كه دير زماني مهد هنر و معماري بوده است، هنرمند پرتوان و وارسته‌اي بر بياض كاغذ، سواد خطوط زيبا و منقّشي را ترسيم مي‌كند كه در نگاه نخست، هر بيننده‌اي را به شگفتي وا مي‌دارد.

سخن از استاد محمود رهبران است كه بسيار پخته و قانونمند مي‌نگارد. كِلكِ هنربار او، خطوط استادان بزرگ را به ياد مي‌آورد، نگارنده‌ بارها در مصاحبت استادان: غلامحسين اميرخاني، یدالله كابلي خوانساری، حميد ديرين، کرمعلی شیرازی، امیر احمد فلسفی و تني چند ديگر، از زبان ايشان شنيده است كه: رهبران آيند‌ه‌اي درخشان در پيش دارد.

ادامه مطلب |  

محمود رهبران خطاط و خوشنویس زبردست وصاحب نام  دیارمان پس از عمری تلاش در مجموعه کتابخانه وزیری بازنشسته شد تا با فراغت بال به عشق دیرین خود هنر خوشنویسی بپردازد.او که عاشق فرهنگ و هنر این سرزمین است و همواره با بزرگان اهل ادب و هنر مجالست داشته و از خرمن حکمت و معرفت آن ها خوشه ها چیده  ، قدر این فنّ شریف را به نیکی می داند و آن را جز در راه اعتلای فرهنگ این سرزمین مصروف نمی دارد. از این رو او سزاوار تکریم است و شایستۀ تجلیل. هرچند وجود خاضع و بی مدّعایش ،وی را همواره از این وادی ها پرهیز داده است.

      برای این خوشنویس صاحبدل و محجوب مجلسی در تکریم وپاسداشت مقام هنری اش برپا خواهیم داشت و ویژه نامه ای منشر می کنیم .هم قلمی دوستان فاضل واهل فرهنگ موجب افتخار است.

 

http://www.mirasmaktoob.ir/www/photonews/mohagheh-mehdi-m.jpgميراث مكتوب - بنا به پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامي و تایید رئیس جمهوری و دیگر اعضای هیئت امنا، دكتر مهدی محقق به عنوان رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منصوب شد.

در حکم وزیر ارشاد آمده است:

جناب آقای دکتر مهدی محقق

نظر به مراتب علمی، شایستگی و سوابق ممتد فرهنگی جناب‌عالی و به استناد ماده 3 اساسنامه انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و با عنایت به مصوبه هیئت امنای انجمن به موجب این حکم به عنوان رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منصوب می‌شوید.

امید می‌رود با استعانت از خداوند متعال و بهره‌گیری از همکاری اعضای هیئت مدیره و نیروهای کارآمد در جهت معرفی و بزرگداشت عالمان و متفکران عرصه فرهنگ و تمدن اسلام و ایران و احیای آثار ارزنده آنان و نقش ایرانیان در اعتلای فرهنگ اسلامی و انجام سایر وظایف محوله موق و مؤید باشید.

آشنایی با سوابق علمی دکتر مهدی محقق

دكتر مهدي محقق در سال 1308 شمسي در مشهد به دنيا آمد. وي پس از تحصيلات مقدماتي، علوم حوزه‌اي را در مشهد و تهران تا حد اجتهاد طي كرد. پس از اخذ ليسانس از سال 1330 تا سال 1339به دبيري دبيرستانها و اداره بخش نسخ خطي كتابخانۀ ملي فرهنگ پرداخت. در سال 1337 دكتراي الهيات و معارف اسلامي را به پايان رسانيد و در سال 1338 دكتراي زبان و ادبيات فارسي را اخذ نمود. در سال 1339 به دانشياري دانشكدۀ ادبيات دانشگاه تهران برگزيده شد و در سال 1346 به درجۀ استادي ارتقا يافت. استاد از سال 1348 تا 1357 مدير گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تهران و بعد از انقلاب نيز به مدت يك سال عهده‌دار رياست دانشكده دماوند گرديد. او به مدت دو سال به عنوان استاد مهمان در دانشگاه لندن و مدت هشت سال به تناوب در دانشگاه مك‌گيل كانادا به تدريس پرداخت و در سال 1347 شعبه موسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك‌گيل را در تهران تاسيس كرد.

دكتر محقق عضو و رئيس انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي و عضو هيئت امناي انجمن فلسفه ايران بوده و اكنون مشاور علمي و عضو هيئت امناي بنياد دائرة‌المعارف بزرگ اسلامي و عضو پيوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسي است.

ايشان همچنين از اعضاي هيات امناي مركز پژوهشي ميراث مكتوب هستند.

از آثار دكتر مهدي محقق مي توان به بيست گفتار در مباحث فلسفي و كلامي تأثير قرآن در اشعار ناصرخسرو، تحليل اشعار ناصر خسرو، ترجمه شرح منظومه غررالفرائد سبزواري، تصحيح كتاب «مفتاح الطب و منهاج الطلاب»، تعليقات، مقدمه و تصحيح اشترنامه عطار، تعليقات، مقدمه و تصحيح وجوه قرآن تفليسي
شرح الهيات شفا ملا مهدي نراقي، شرح باب حادي عشر علامه حلي
شرح مشكلات و مقدمه بر پانزده قصيده از ناصرخسرو، شيعه در حديث ديگران، مقدمه در شرح احوال و آثار و افكار السيره الفلسفيه رازي، مقدمه و فرهنگ لغات لسان التنزيل
اشاره كرد.

 





همایش ملی کمال الدین محمد وحشی بافقی را در یک مجموعه لوح های فشرده ببینید.
IMG_10008561
عذرا کریمی در گفت  و گو با خبرنگار «بافق فردا» عنوان کرد: همایش ملی کمال الدین محمدوحشی بافقی نقطه عطفی در معرفی این شاعر نامی و بستر مناسبی برای هم اندیشی و تبادل نظر برای ادب دوستان و علاقه مندان این شاعر دلسوخته بود.
رئیس ارشاد بافق، با اشاره به ضرورت استمرار برنامه های فرهنگی برای شناخت این شاعر بزرگ و دیگر شعرا و مفاخر شهرستان، ادامه داد: برای ماندگارتر نمودن این همایش ملی مجموعه نسبتا کاملی از برنامه های مختلف این همایش توسط اداره فرهنگ و ارشاد بافق تهیه شده است.
IMG_10005054
وی گفت: مجموعه ای نسبتا کامل فیلم، تصاویر و خلاصه ای از مقالات همایش کمال الدین محمد وحشی بافقی در قالب یک مجموعه لوح های فشرده برای علاقه مندان تهیه شد.
وی افزود: در این مجموعه لوح ها آئین افتتاحیه، اختتامیه و همچنین کلیه مقالات ارائه شده و نیز عکس هایی از این همایش در کنار یکدیگر گردآوری شده است.
کریمی خاطرنشان کرد: این مجموعه لوح های فشرده در قالب یک جلد زیبا با قیمت مناسب ۱۲۰ هزار ریال قیمت گذاری و علاقه مندان برای تهیه می توانند به روابط عمومی اداره فرهنگ ارشاد اسلامی بافق مراجعه نمایند.
رئیس ارشاد بافق عنوان کرد: همچنین علاقه مندان برای دریافت سایر محصولات فرهنگی و تمبر یادبود این همایش نیز نیز باید از همین طریق اقدام نمایند.
کمال الدین محمدوحشی بافقی، از شعرای بنام ایران در قرن ۱۰ هجری  از مفاخر و افتخارات بزرگ استان یزد است.

 
 

    حسین مسرّت

  نخستین جلسۀ هم اندیشی با فعّالان و دوستداران میراث فرهنگی استان یزد با حضور 15 تن از چهره های فرهنگی و علمی استان بویژه کارشناسان وخبرگان معماری وشهرسازی در محلّ دفتر مدیر میراث فرهنگی یزد در روز پنج شنبه سوم بهمن 1392 برگزار شد.

     در آغاز این جلسه، مدیر میراث ضمن برشمردن دغدغه های خود، دست یاری به سوی همۀ پژوهشگران و کارشناسان و دوستداران فرهنگ و تاریخ دراز کرد واز همه آنان خواست تا او را در راه رسیدن به اهداف عالیۀ میراث فرهنگی و تبدیل یزد به شهری آرمانی و درخور یاری کنند. سپس حاضران ضمن تبریک مدیریّت فردی کاردان و آشنا در راس اداره یزد ، برای وی آرزوی موّفقیّت کرده و به بیان نظرات خود پرداختند.

     در این جلسه در بارۀ مباحثی همچون : بازگشت مردم به بافت تاریخی و دشواری های فرا رو ؛ لزوم خروج اتباع بیگانه از بافت تاریخی ؛ اوضاع نابسامان محیط زیست و همکاری میراث فرهنگی با سازمان محیط زیست در جهت ایجاد محیطی سالم برای پایداری شهر تاریخی یزد؛ نقش سازمان های مردم نهاد به عنوان بازوهای توانمند میراث فرهنگی در امر حفظ بناهای تاریخی؛ شایستگی به کارگیری علاقمندان و نیروهای مردمی در تعطیلات عید و تابستان برای راهنمایی مهمانان ؛ همکاری با شهرداری یزد در جهت تسهیل باز سازی بناها و خانه های تاریخی و رفع دشواری های قانونی آن ؛ حمایت از پژوهش های فرهنگی و تاریخی در بارۀ استان و بایستگی چاپ آن ها ؛ بایستگی احیا پایگاه میراث فرهنگی شهر تاریخی یزد و بهره وری از تجربه های پژوهشگران خانه نشین آن و سرانجام استمرار این جلسات که می تواند همراه با ارائۀ  راهکارهای راه گشایانه و کارگشایانه باشد ،بحث و نظر شد.

      این جلسه که در محیطی بسیار صمیمی برگزار شد ، می تواند نوید بخش روزهای خوبی برای میراث فرهنگی استان یزد باشد و امّید آنکه جلسات آن هرماهه تداوم یابد و مدیر میراث یزد بتواند هربار از نظرات گروهی دیگر از علاقمندان بهره ببرد.

=========

ماخذ: یزدان نیوز

 

        حسین مسرّت

     یزد را یادگار تاریخ  و کهن دیار ی بر جای ما نده از اعصار و سده های گذشته خوانده اند. دیاری که به اندازۀ ستاره های  آسمان  پر ستاره اش  ؛ مردان و زنان نامور و فرزانه و فرهیخته دارد . نام هایی چون :  شرف الد ین علی یزدی  ، رشید الدین میبدی  ، قاضی میرحسین ، وحشی بافقی  ؛ فرخی یزدی  ، سید محمد کاظم طبا طبایی ،   شیخ عبدالکریم حایری ووو.... دارد و هز اران اثر ماندگار مکتوب از آن در دل گنجینه های کتاب های چاپی و خطی ایران وجهان وجود دارد .

        سی سالی بود که بحث بنیان " انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان یزد " مطرح بود و علی رغم تلاش های مدیران فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد به گونه جدی تصویب نشده بود.نخستین بار همزمان با برپایی دبیرخانۀ کنگرۀ بزرگداشت  رشید الدین میبدی در سال 1373 بنیان  آن جدی پیگیری شد و هر چند  کتاب ها یی به نام این انجمن مانند : " کتابشناسی میبدی "   و " زبان اهل اشارت " چاپ شد ؛ اما به واقع ،حتی انجمن مرکزی تهران هم از چاپ آن ها بی خبر بود .دگر بار در سال 1378 همزمان با برگزاری کنگرۀ بزرگداشت فرّخی یزدی این بحث مطرح شد و باز بدون آگاهی انجمن مرکزی تهران ، چند کتاب به نام های : "دیوان فرّخی یزدی "و "کتا بشناسی فرّخی" و " فرّخی ،شاعر لب دوخته " چاپ شد. تا اینکه در سال 1390 اعضای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی یزد معرفی شدند ، اما از آن زمان تاکنون دریغ از یک جلسه و یک نمونه کارکرد فرهنگی.

     امید می رود که اکنون که دولتی فرهنگ مدار مستقر شده و کماکان دراندیشۀ برگزاری همایش دو چهرۀ دینی ماندگار استان یزد "سید یزدی" و "شیخ میبدی" هستند  ، ضمن معرفی چهر های موجه و برجستۀ فرهنگی به عنوان اعضای جدید ،بحث آغاز به کار " انجمن  آثار و مفاخر فرهنگی استای یزد " به گونه جدّی پیگیری شود. همواره نبود این انجمن باعث شده که همه به دنبال متولّی برگزاری این گونه یادمان ها باشند و مثلاً طرح برگزاری همایش سید یزدی ؛ نخستین بار در شورای شهر یزد مطرح شود.

 ======

نقل از یزدان نیوز

 

نوشته: حسین مسرت

حدس ها و ابطال ها ؛ رشد معرفت علمی:کارل پوپر ، ترجمه : رحمت الله جبّاری ، تهران : انتشار ، 1392، رقعی ،840 ص.

      به تازگی ترجمۀ نوینی از کتاب نامی جامعه شناس و فیلسوف معاصر، کارل پوپر روانۀ بازار نشر شده که دوباره ذهن ها را متوجّه این پرسش کلیدی می کند : آزموده ها را چگونه باید آزمود ،تجربه ها را چگونه باید اندوخت ؟ امّا اینکه چرا ناشر، پس از ترجمۀ روان و دلنشین زنده یاد احمد آرام ،دوباره در اندیشۀ ترجمه و باز چاپ آن افتاده ،مترجم کنونی در دیباچۀ کتاب می نگارد: « روان شاد استاد احمد آرام ، این کتاب را در سال 1363 ه ش به زبان فارسی برگردانید و شرکت سهامی انتشار آن را چاپ ومنتشر کرد و پس از سال ها برای نشر نوین آن ، مترجم یا ویراستاری می جست؛ تا بتواند تعقیدات لفظی و معنوی آن را برگشاید و ویراسته را در لباسی نو، عرضه کند ، قضا را آقای امیر راسخی نژاد به اشارت ناشر ،متن انگلیسی  و ترجمۀ فارسی مذکور را برایم فرستاد ومرا به ویرایش آن برانگیخت . متن فارسی را با اصل کتاب سنجیدم و در یافتم که همۀ کتاب، از آغاز تا انجام باید پس از ادراک کامل ، با گزینش واژه ها و اصطلاحات نوین و اختیار ساختاری مناسب ، به زبان فارسی گویا و شیوا ترجمه شود ».( ص9)

ادامه مطلب |  

مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل

سیدمحمد بهشتی در دومین نشست هم اندیشی حامیان بزرگ ترین بافت خشتی زنده جهان گفت: یزدی ها مدیریت کردند وگرنه بلای «بلوار بسیج» بر سر همه بافت می آمد.

 

به گزارش روابط عمومی تابا، مشاور ارشد رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در دومین هم‌اندیشی حامیان بزرگ ترین بافت خشتی زنده جهان گفت: گاه از سرِ ناچاری، منظورمان از بافت، بخشی از کالبد شهر است که سابقه تاریخی دارد. اگر مخاطب اهل فهم باشد نباید گفت بافت تاریخی یزد. باید گفت شهر تاریخی یزد؛ با همه بسترش و منظومه زیستی شهر؛ یزدی بودن یزدی ها، یزد بودن یزد، همه جزو بافت تاریخی و ثروت شهر است. ارزش های بافت، تنها کالبدی نیست، همه چیزهایی که «یزد» هست ارزش دارد. یزدی ها باید متوجه باشند و نسبت به یزدی بودن خود و یزد بودن یزد، خشوع پیدا کنند.

 


ادامه مطلب |  

نوشته : حسین مسرّت

     تاکنون کتاب های زیادی به نام : تکمله ،تتمه، تحشیه ، تذ ییل و پیوست در تکمیل برخی کتاب های تاریخی، فرهنگی و ادبی بویژه در حوزۀ علوم انسانی نگارش و سامان یافته است که نویسندگان آن کوشش نمودند کاستی های کتاب اصلی را برطرف کرده و به سوی کمال مقصود نویسنده یا نویسندگان اصلی رهنمون سازند. امّا اخیراً کتابی با نام «فرهنگ ناقص» در پی همین وظیفه از سوی دکتر محّمدحسین پاپلی یزدی و دیگر همکاران او گرد آوری و چاپ  شده که می کوشد برخی کاستی های فرهنگ های رایج  و زبانزد را بیان کند، امّا اینکه چرا این نام به کتاب داده شده دکتر پاپلی یزدی در دیباچۀ کتاب می نویسد:

ادامه مطلب |  

*
*ناشران ناچارند كتاب را با سرمايۀ مؤلّف چاپ كنند

يك نويسندۀ يزدي با اشاره به گراني كاغذ گفت: ناشران شهرستاني ناچار هستند كتاب را با سرمايۀ مؤلّف چاپ كنند.

حسين مسرّت در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منطقۀ يزد، در مورد مشكلات ناشران استان يزد اظهار كرد: يكي از بزرگترين مشكلات ناشران شهرستاني از جمله استان يزد ،مشكل توزيع است به عبارتي؛ سازماني كه كتابهاي ناشران را توزيع كند در استان وجود ندارد.

وي مشكل ديگر ناشران شهرستاني را عدم سرمايه دانست.

مسرّت ادامه داد: همچنين مشكل ديگري كه چند سالي است گريبانگير ناشران شده، عدم خريد كتاب توسط وزارت ارشاد است به حدي كه در  سالهاي گذشته وزارت ارشاد 60 حداقل جلد از كتب ناشران استانها را خريداري مي كرد در حالي كه در دو سه سال اخير خريداري كتاب از ناشران قطع شده است. 

وي به تعدد مراكز تصميم گيري دربارۀ نشر  و مجوز كتاب به عنوان مشكل ديگر ناشران اشاره كرد و افزود: يك ناشر شهرستاني بايستي هم از ادارۀ ارشاد شهرستان و هم از ارشاد تهران مجوّز بگيرد.

اين نويسنده با اشاره به گراني كاغذ، فيلم و زينك و خدمات چاپ گفت: بدين دليل ناشران شهرستاني ناچار هستند كتاب را با سرمايۀ مؤلّف چاپ كنند.

وي تصريح كرد: هركدام از اين مشكلات از جلوي پاي ناشران برداشته شود ،يك راه حلي براي رفع مشكلات ناشران محسوب مي شود به طوري كه خريد كتاب و سوبسيد براي كاغذ مي تواند در اين راستا راهگشا باشد.

وي ادامه داد: اگر نهاد كتابخانه ها كتاب هاي ناشران را براي كتابخانه هاي عمومي اين نهاد خريداري كند، ناشران نيز با آرامش بيشتري مي توانند كتاب هايشان را منتشر كنند.

مسرّت با اشاره به رابطه كاهش كتابخواني و نشر كتاب اضافه كرد: از سوي ديگر با توجّه به گران شدن قيمت كتاب، مطالعه در جامعه وجود ندارد و همين موضوع نيز مزيد بر آن شده است چراكه زماني كه قيمت كتاب 1500 توماني به 15 هزارتومان افزايش يابد ،رغبت به مطالعه هم كاهش مي يابد و کتاب از سبد کالاهای ضروری حذف می شود.

وي عدم خريد كتاب از سوي ارشاد براي كتابخانه هاي اين سازمان و روزآمد نبودن كتاب ها را از ديگر مشكلات عنوان كرد. 

وي با اشاره به مشكلات اقتصادي در جامعه نيز گفت: زماني كه كتاب از سبد كالايي مردم بنا به دلايل اقتصادي حذف شود، خود به خود مطالعه نيز حذف مي شود چراكه مايحتاج زندگي مردم ضروري تر از خريد كتاب و مطالعه آن است.

اين نويسنده يزدي، روزآمد كردن كتب كتابخانه ها، ارزان شدن كتاب، برپايي نمايشگاه هاي كتاب با تخفيف مناسب و كتاب هاي مناسب، به روز و كتاب هايي را كه طالب زيادي داشته باشد ، از جمله راهكارهاي افزايش كتابخواني برشمرد.

 

 

از چهره هاي شناخته شده در حوزه هاي ادبيات، حكمت، فلسفه، كلام و حافظ شناسي به شمار مي آيد. اصغر دادبه سال 25 در شهر يزد ديده به جهان گشود. وي در زمينه ادبيات از محضر استاداني همچون مرحوم اميرحسن يزدگردي بهره مند شده و در زمينه فلسفه اسلامي نيز از محضر استاداني چون مرحوم جواد مصلح، شهيدمطهري و... و در فلسفه غرب هم از استاداني چون دکتر صديقي و اميرحسين آريان پور بهره برده است. دادبه علاوه بر اين يکي از حافظ شناسان برجسته کشور به شمار مي آيد و از سال 1378 مديريت گروه ادبيات دايره المعارف بزرگ اسلامي را به عهده داشته است. وي در سال ۸۱ به عنوان چهره ماندگار درعرصه ادبيات عرفاني و فلسفه اسلامي معرفي شد. او مولف حدود 300 مقاله فلسفي، عرفاني، کلامي، ادبي در دايره المعارف ها، مجلات دانشگاهي و مجلات غيردانشگاهي است

 
 

     اکنون که پس از سال ها یک یزدی آن هم از نوع علاقمند و تحصیل کرده در زمینۀ معماری ،در سرنشینی سازمان میراث فرهنگی استان یزد قرار گرفته است ،به عنوان یک یزدی دوستدار میراث فرهنگی یزد ،چند نکته با ایشان در میان گذاشته می شود.امّید که مقبول افتد.

1 – هویّت بخشی به بافت کهن و تاریخی استان یزد به عنوان نشانه و سند هویّتی این دیار باز مانده از تاریخ.

2 – پیشگیری ازویرانه سازی : آثار ، بناها و بافت تاریخی استان یزد.

3 – برقرای پیوند و اشتراک نظر با سازمان های مردم نهاد ( سمن) پشتی بان میراث فرهنگی به عنوان بازوهای حفظ و نگهداری شهر کهن یزد.

4 – تعامل و هم اندیشی با سازمان های فرهنگی وعمرانی مدیریّت شهری مانند شهرداری، سازمان نظام مهندسی ،بویژه شهرداری ناحیۀ تاریخی.

 5 – توزیع و فروش انبوه کتاب های ارزنده ای  که از سوی میراث فرهنگی استان یزد در این ده ساله چاپ شده و در انبار میراث فرهنگی یزد جاخوش کرده است.

6 – اعتلاء و شکوفایی جایگاه سازمان میراث فرهنگی یزد به عنوان تنها سازمان حامی یزد ، یادگار تاریخ.

7 – تشویق نویسندگانی که در حوزه های فرهنگی وابسته به هدف ها و وظیفه های سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان یزد قلم می زنند و پشتی بانی از چاپ و خرید آثار آنان.

8 – برگزاری همایش و نشست هایی درجهت شناسایی و ارجمندی میراث معنوی ، معماری ، آثار تاریخی و بزرگان معماری یزد ( بویژه استاد محمّد کریم پیرنیا).

9 – بهره وری ازنظرات کارشناسی استادان دانشگاه ها ، صاحب نظران ، نخبگان و معماران یزدی برای رسیدن به هدف نهایی شهر آرمانی یزد.

10 – تشویق  وحمایت از سرمایه گذارانی که مایل به بازسازی بناهای کهن در جهت کاربری دوباره و یا جدید آنان هستند.

11 -  شناسایی برخی ازبنا های تاریخی ناشناس که واجد ثبت در فهرست آثار کشوری هستند.

 12- توجّه به برخی از بناها که ظاهرأ در ردیف آثار تاریخی نیستند، امّا در حقیقت جزء شاهکارهای معماری استان یزد هستند ، مانند برخی حمّام ها و آسیاب ها و غیره.

13- تقویّت بنیۀ علمی و پژوهشی میراث فرهنگی یزد.

14- احیاء پایگاه میراث فرهنگی یزد.

 

 


میراث مکتوب - نام دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن، بیش از هرچیز، با شاهنامه و ایرانشناسی رقم خورده است. آثار این استاد مسلم حقوق، در زمینه‌ های ادب و فرهنگ دارای نقاط قوت بسیاری است. وی متولد سال 1304 و دارای مدرک دکتری حقوق بین‌ الملل، از دانشکدۀ حقوق دانشگاه سوربن پاریس است. دکتر اسلامی ندوشن، در مدت ۵۰ سال، بیش از ۴۵ کتاب و صدها مقاله در باب فرهنگ و تاریخ ایران و ادبیات فارسی به رشتۀ تحریر درآورده‌ است که از آن میان می توان به کتاب های« ایران را از یاد نبریم»، «داستان داستانها»، «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه»، «ایران و تنهائیش»، «هشدار روزگار»، «ایران چه حرفی برای گفتن دارد»، «راه و بی راه»، «سخن ها را بشنویم» و ... اشاره کرد.
تأسیس فرهنگ‌سرای فردوسی و انتشار فصل‌نامۀ هستی از اقدامات او در زمینۀ اعتلای فرهنگ و ادب فارسی است.

ادامه مطلب |  

     در این گرانی سرسام آور کتاب که به پیروی از گرانی کاغذ و خدمات چاپ پیش آمده ، وجود بازاری که کتاب را به بهای ارزان در دسترس همه بگذارد ، آرزوی همۀ کتابدوستان و خوانندگان است. سی سالی است که جمعه بازار کتاب در بوستان هشت بهشت اصفهان برگزار می شود و هنوز هم رونق سالیان گذشته را  دارد و چه بسا بیشتر شده است ؛ گروهی کتابفروش حرفه ای به همراه گروهی دستفروش کتاب وافراد عادّی ، جمعه را در محیطی با صفا دور هم جمع می شوند و خوانده های خود را در معرض فروش می گذارند. در آن بازرار خواندنی ترین کتاب های دست دوم و شاید نو را می توان به بهای اندکی به دست آورد.هم فروشنده خرسند است و هم خریدار . این بهترین شیوۀ گردش کتاب های خوانده است .آن که خوانده دیگر نیازی ندارد و آن که ناخوانده از دسترسی به کتابی نایاب یا کم یاب شادان است .

    چند سالی است نگارنده بارها این سخن را با دست اندر کاران فرهنگی یزد در میان نهاده ، امّا سودی نداشته است. امید است اکنون که سازمان فرهنگی و هنری شهر داری یزد، پیشگام دگرگونی در فضای هنری و فرهنگی یزد شده بتواند این طرح را به پیش ببرد. عجالتأ می توان جمعه بازار کتاب را در میدان خان یزد برگزار کرد که هم فضایی سنّتی و کهن است وهم سقفی دارد که برای روزهای تابستان و زمستان مناسب است تا شاید در آینده جایگاهی مناسب تر یافت شود.

 
|۸:۲۸,۱۳۹۲/۱۰/۳|

 

 

 

اشاره: اين روزها به مناسبت درگذشت نلسون ماندلا، حرف آفريقاي جنوبي زياد بر سر زبانهاست، از اين رو نابجا ندانستم كه مقاله‌اي را كه حدود پنجاه سال پيش (سال 1339) دربارة اين كشور نوشته بودم، در اين جا بياورم، تا تجديد يادي باشد از‌ آن دوران كه «آپارتايد» ناميده مي‌شد. اين مقاله صد و سي سال پيش از رفع تبعيض در اين كشور برقلم آمد، و در كتاب «ايران را از ياد نبريم» انتشار يافت. (م.ع.ن.الف)

***

ادامه مطلب |  


علیرضا احرامیان‌پور/ شاعر و روزنامه نگار

اشاره:گفتگو با استاد حسین مسرت، آنقدر شیرین بود و جذابیت داشت که به درازا بکشد. از اینرو انتشار آن به دو شماره رسید. اما این گفتگو، حرف‌های خوبی در برداشت و حاوی پیشنهادهای ارزنده‌ای بود که اگر مسئولین به آن توجه کنند گره‌های کوری در استان باز خواهد شد. اگرچه معمولا برای حرف‌های اینچنینی گوش شنوایی وجود ندارد. اما رسالت ما حکم می‌کند که نقطه نظرات صاحبنظران را منعکس سازیم..

ادامه مطلب |  


  نگارش : حسین مسرّت

  همانند دفترهای پیشین، این شماره نیز کتاب ها و پژوهش ها در حوزۀ علوم انسانی و در سه زمینۀ : نشر یزد، در بارۀ یزد و نویسندۀ نامور یزدی، فراهم گشته و در زمینۀ پایان نامۀ به دلیل فراوانی، تنها آنچه مربوط به یزد بوده، گرد آمده است. بی گمان در بخش پژوهش ها، به دلیل عدم نشر کارنامۀ مراکز آموزشی و پژوهشی استان یزد، شناخت چندانی در دست نیست و شاید با کاستی هایی روبرو باشد.

     اگر این سلسله گفتارها در این 14 سال پر بار و در بردارندۀ انبوهی از کتاب و پژوهش است، نه از سر شوق ناشران و نویسندگان آن، که از سر رنج و بردباری و دشواری است. برای هر موردی بارۀا مراجعه و تلفن شده است.

     در سالیان پیش با دشواری های فراوان این گفتار فراهم می گشت و برخی ناشران یزدی بر خلاف این پندار که باید راغب به معرّفی اثر خود باشند، آن را پنهان می کردند. اکنون که دیگر گرانی کتاب مزید بر علّت شده و کمتر ناشری رغبتی به معرّفی کتاب خود دارد. دانشگاه یزد و دانشگاه آزاد اسلامی یزد از سال 1388 تاکنون هیچ نمونه از آثار خود را به نگارنده ارائه نکرده اند و آنچه در این گفتار است، حاصل گشت زدن در کتابفروشی ها و کتابخانه هاست. به هر روی آنچه پیش روست بر پایۀ اطّلاعات کتابخانۀ شخصی نگارنده، کتابخانۀ وزیری، کتابخانۀ شخصی آقای سید کاظم حیدری، واحد نشر ادارۀ کلّ فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد، نرم افزار سیمرغ آستان قدس و محبّت چند ناشر یزدی مانند : علم نوین، شاهنده، لالۀ کویر، سید علی زاده، نیکو روش و اندیشمندان یزد و تعدادی نویسنده یزدی فراهم گشته است.

ادامه مطلب |  

ار آرزوهای من است که باروری دانشنامه یزد را ببینم

علی رضا احرامیان پور/ شاعر و روزنامه نگار

به مناسبت هفته کتاب، به سراغ یکی از مؤانسان کتاب در استان یزد رفتیم. کسی که هم کتابدار است و هم نویسنده کتاب و هم دوستدار این یار مهربان به شمار می‌رود...

حسین مسرت از نویسندگان و پژوهشگران برجسته یزدی است که با تالیف بیش از 30 عنوان کتاب و 600 مقاله منتشر شده، جزء پرکارترین نویسندگان و محققین یزدی به حساب می‌آید.

با حسین مسرت پیرامون اهمیت  پژوهش و چگونگی انجام فعالیت‌‌های پژوهشی به گفتگو نشستیم.

استاد مسرت ضمن تشکر از وقتی که به ما دادید، بفرمایید از کی، کجا و چرا پژوهش را انتخاب کردید؟

راستش من از کودکی با کتاب موانس بوده‌ام. پدرم کتابخانه بزرگی داشت اما به دلایلی مجبور به جابجایی شدیم ... پس از مدتی  که به همان خانه برگشت، حدود دو سه هزار جلد از کتاب‌های کتابخانه شخصی‌اش طعمه موریانه شده بود... با این حال هنوز هم چند هزار کتاب داشتیم و من می توانستم به آن‌ها دسترسی داشته باشم... این همنفسی با کتاب، از همان کودکی زندگی من را متحول کرد و شخصیت دیگری از من ساخت...

ادامه مطلب |  

طنزی از :حسین مسرّت

      آنچه براین جام اشکار است این باشد که در سدۀ چهاردۀ شمسی خواهد آمد کجاوه های آهنینی که رنگ آن همچون رنگ پوست نارنج باشد که رنگرزان در نتیجۀ دانش کیمیا به دست آورده و بربدنۀ آن پاشیده اند. آن مرکوب ، در کوی وبرزن روان باشد واز برای سوار شدنش نرخی ستانند که هم راکب خرسند !! باشد و هم دارندۀ مرکوب. آن چنان نیاز بدان پیدا شدندی که از بهر آن ،جماعت ،صف های طویل کشیدندی و گروهی در سر هر گذر و معبر، چشم به راه آمدنش شدندی؛ چنانکه این زمان برزیگران ما چشم به آسمان همی دارند تا چه هنگام باران آید.

       رانندگان مرکوب را طریقتی حاصل آید که جز ره راست ، ره دگری نپویند و نروند و از این بابت راکبین در رنج باشند و بنای ناسازگاری با آنان بگذارند.، گاه به جنگ و جدل خواهد کشید و گاه آنکه دستش از چاره کوتاه است، کوتاه  آمده، ره خود در پیش خواهد گرفت و بر زبان جملات ناروا خواهد راند.

       دیگر آنکه جماعت منتظر ،گاه به سان دوندگانی تیز پا خواهند شد که بسیار از پس این کجاوه نارنجی بدوند تا سرانجام ره خود را تا به انجام پیاده طی کنند . جماعت منتظر، خویی پیدا خواهند کرد که پیوسته برمچ دست خود خواهند نگریست و چیزی را که بدان ساعت خواهند گفت، دم به دم از جلوی دیدگان گذرانیده و در دل نگران وقت هستند . آنان چشم به مسیر ،کوله بار به دست ،آمادۀ پریدن درون کجاوه اند. در دارالخلافۀ طهران ،کجاوه ها مجهّز به گزشمار ی هستند که از بابت هر گز ،سکّه های دوچندان از راکبین خواهند گرفت . کجاوه ها از اسب ،بادپاتر بوده و چنانکه می بینم درون شکم شان مشتقاتی از نفت خواهند ریخت تا طیّ مسیر کند . جماعتی سخنور و سخن پرداز در باب آن مضامین طنز و هزل خواهند گفت و در دفتر ها به طبع خواهند رسانید ،گو آنکه هیچکس بدان توجّه نخواهد کرد و تره ای هم خرد نمی کنند.

ماخذ :نشریه برف

 

       دهم آذر ، برابر با 29 مین  سالروز تولد جوان رشیدم ، زنده یاد نیما مسرت است ؛ او که با جان آبش دادم و ثمره زندگی و عمر م بود .پسری نجیب و مودب ، اهل دل ، بازیکن  ، داور و مربی شایسته تیم پینگ پنگ استان یزد . بازیگر و کارگردان با اخلاق تیاتر و راد یو یزد و مدیر وبلاگ هنری بامداد  .او در آغاز جوانی کارگردان تیاتر یزد شد و با بی تدبیری برخی از پیشکسوتان تیاتر یزد، به مدت 2 سال به جرم اینکه در جوانی کارگردانی کرده بود ،از کارگردانی محروم شده بود.

      اما او مصمم و باهمت ، کار کارگردانی می کرد و نام دیگری را بر پوستر هایش می نهاد .وی در فیلم داستانی یک قلب به اعتراف کارگردان و تهیه کننده آن در حد بسیار خوبی بازی کرد و نوید بازیگر خوبی را در سینما می داد که آینده ای درخشان را داشت .

        نیما از نویسندگان مقالات ورزشی و پزشکی ورزشی در روزنامه خاتم یزد هم بود و ناظر چاپ چندین کتاب و با بنیاد ریحانه الرسول  یزد ،در طرح گردآوری زندگی نامه مشاهیر یزد و نیز انجام مصاحبه با آنان کوشا بود.وی در کنار همسر با وفایش که تا واپسین دم حیات در کنارش ماند و سرانجام هم با یکدیگر رهسپار دیار جاوید شدند، کارهای هنری را به پیش می برد . همسرش وحیده مهرافزا ، چند ماهی با کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان یزد همکاری می کرد و در برپایی نمایشگاه آثار آذر یزدی در کانون، جد یتی تمام داشت ، آن گاه  رهسپار موسسه مهر طلبان یزد شد ؛  زیرا کار در آن بنگاه توان بخشی را دوست می داشت .، افسوس که فلک کژ مدار، نه آن می کند که خواسته ماست .چرخ باژگون و دست روزگار نامرد ، آن دو گل نورس را در آغاز جوانی از ما گرفت و دو خانواده را تا ابد در سوگ آن دو عزیز نشاند . باشد ؛ این هم سهم ما بود از روزگار ، تقدیر بود یا حادثه که آن دو در آتش برق  آن هم در گرمترین روز تیر تابستان 1388 ، بسوزند ، نمی دانم .lما ما که تسلیم هستیم.

      اکنون ماه هاست در این آتش می سوزم و تنها به عشق دو فرزندم ، زنده و  برجا هستم. برخی از دوستان و خویشان ، پس ازاین واقعه درد ناک خود را به کناری کشیده و چون کبک سر در زیر برف کرده اند ؛ انگار مصیبت قرار نیست هیچ گاه به سراغ  آنان بیاید. براستی که تلخ تر از غم از دست دادن عزیزان ، شاید غم کناره جستن برخی ازدوستان و یا مدعیان دوستی باشد .  که در شادی ها در کنار ؛  و درغم ها  برکنارند . با شد ؛ گله ای نیست . هیچ گاه آروزی تکرار چنین تجربه تلخی را حتی برای دشمنان خود ندارم . چون بسیار غم جانکاهی است ،فقط ؛ سوختن  است و سوختن و سوختن .

آن که از دور هوس سوختن ما می کرد/کاش می آمد و از نزدیک تماشا می کرد

      روزها را  دیوانه وار به شب می رسانم و شب ها را درحسرت از دست دادن گلی چون او به صبح می رسانم ، شاید روزها ، بارها مسیر ها و پله ها را بی هدف طی می کنم.  تا شاید لحظه ای بگذرد ، تا روزی که عمرم به سر آید و در کنار او آرام بگیرم.

     اگر خدای ناکرده انسان ها روزی تجربه  این روز های مرا می دیدند ؛ هیچ گاه از زندگی آسان خود گله مند نبودند ؛ زیرا که دشواری های کنونی در برابر سختی مرگ عزیزان هیچ است .

      روز1شنبه خانواده کوچک ما در کنار آرامگاه آن دو در قطعه مشاهیر خلد برین جمع می شود و در سوگ آنان  می گرید ؛ که جز گریستن بر  این عزیزان راهی دیگر ندارد .  

 

 

مرده آن است که نامش به نیکویی نبرند

 

آری او زنده است . زنده بودنش را می توانی در تمام قلب ها حس کنی . مردم ستمدیده ، مردم دردمندو رنج کشیده . آری او در قلب آنان است و به همین دلیل است که زنده است . زنده بودنش را

 می توانی از تک تک مولکولهای هوای پاک در قطره قطره آبهای زلال . ودر تک تک سلولهای آدمهایی که دلشان به خاطر عشق به انسان می تپد . آری او دلش مملواز عشق به مردم بود .

او جداً از مردم هیچ بود و نمی توانست باشد .

     گرچه فقدان پدر روح ما را می آزاردامّا مهم نیست . مهم این است که زندگی و مرگ او چه تأثیری در زندگی دیگران داشته ---- که مرگ او آغاز زندگی است . برای آن کس که دوست دارد عاشق باشد .

    عاشق مردم و کوچیکترین کاری که می توانیم در حقّ او بکنیم ،ادامه راهش است، راهی که به اوج شرافت و سعادت انسانها منتهی خواهد شد .

29آبان برابر با 33 مین سال در گذشت روانشاد عباس مسرت است که در 29 آبان 1359 به دنیایی دیگر رهسپار شد.

 

حسین مسرت

                                                

                                      یزدی ها همچنان انسان های  پاکی هستند*

    21  سال پیش در مقاله ای با عنوان « یزد عروس  کویر.....» درمجلّۀ گزارش پیش بینی کرده بودم :

    « مهاجرت ، شهر یزد را از هویّت اصلی خود  انداخته و انبوه چهرهای نا آشنا با رنگ  و تیره های گوناگون درسراسر شهر یزد در آمد و شدند ، روستاهای یزد ، خالی و بر جمعیّت شهرهای آن افزوده شده .... اگر آب و گاز به شهر یزد برسد ،باز این شهر چهره ای دگرگون خواهد یافت،آن هنگام است که باید درکوچه محلات یزد ، دنبال یزدی اصیل گشت .»( ر.ک:یزد یادگارتاریخ:8)

ادامه مطلب |  

حسین مسرّت

به همین کوتاهی : علی میر افضلی ، کرمان: نون ، 1392، وزیری، 304ص.

     سیدعلی میر افضلی را اهل کتاب با شعر های کوتاه ، زیبا و ساده ( هایکو گونه) او و البتّه مجموعه گفتارهایش در بارۀ چهار گانه ها (رباعی ها) می شناسند.کاوش و پژوهشی که او در این چند ساله در زمینۀ رباعی و رباعی سرایان ، بویژه شناخت سرایندگان رباعی های کهن نموده واز درون ده ها  دست نوشت کهن و گردگرفته ، سره را از ناسره روشن نموده ، اورا در شمار ناموران رباعی شناس ایران جای داده است.

    همزمان با آیین نکوداشت میر افضلی، سخنور و پژوهشگر کرمانی به پشتکار بنگاه های صنایع مس ایران و مس سرچشمه ، مجموعه ای دربر دارندۀ گفتار و نقد گفتگو از او چاپ شد که تا اندازه ای تشنه کامی دوستداران رباعی را فرونشاند؛ امّا آنان که دنبال گفتارهای روشنگرانه و کاوشگرانۀ او در زمینۀ شناخت رباعی های کهن بویژه رباعی های سرگردان ادب پارسی بودند ،تشنه کام برگشتند.

    در این دفتر 21 گفتار و نقد وسه گفتگو از میان انبوه گفتارهای موشکافانۀ چاپ شده میر افضلی  در نشریه ها وکتاب ها گزینش و در سه فصل ساماندهی شده است:

فصل نخست ،گفتارها در ده مقاله ،فصل دوم نقد ونظر در11 مقاله و فصل سوم گفتگو .

     امید که فرصتی فراهم شود تا دیگر گفتارهای پژوهشی او که در زمینۀ تاریخ رباعی و رباعی سرایان است و بسیار سودمند افتاده چاپ شود.، زیرا دست یابی به همۀ آنان با نگرش به وضعیّت نابسامان نشریه ها در کتابخانه های همگانی ایران بویژه شهر ستان ها دشوار است.

نقل از : جهان کتاب

 

      استاد  دینیار شهزادی از گروه باستانشناسان آگاه و کارکشتۀ سازمان میراث فرهنگی یزد بود که با شوق وعلاقۀ ویژه ای به پژوهش وتحقیق می پرداخت و همگان می توانستند از آگاهی های سرشار وی بهره ببرند. گزارش های موشکافانه ای که از او در دست است ،گویای این دلبستگی است بویژه پژوهش هایی که در بارۀ سنگ نگاره های 12 هزار ساله روستای ارنان مهریز داشت .حیف که هیچ گاه دستاورد های پژوهشی خود را چاپ نکرد و به گونۀ گزارش های کارشناسی در میان پرونده های بناهای تاریخی وباستانی در سازمان میراث فرهنگی یزد برجای مانده است.

     او را همواره می شد خندان و سرشاد دید .  و نواخته شدن کوس مرگ برای چنین فرهیخته ای زود بود . چه می شود کرد که چرخ گردون هنوز بر سر ناسازگاری است و به گلچینی فرزانگان ،روزش را به شب می رساند.

     از آنجا که تاکنون شوربختانه هیچ جا گزارشی از زندگی زنده یاد شهزادی درج نشده بود ، به گزارش شایسته ای  که اخیراً دوست یکرنگ وی ، شهریار هیربد در نشریۀ امرداد درج کرده، مبادرت شد تا شاید در آینده ،گزارشی از کارنامۀ در خشان وی فراهم شود.

ادامه مطلب |  

کتح حسین مسرت

عاقل داند که گنج آسایش را

                                                                       درگنج کتابخانه می باید جست

(فروزانفر)

پیش درآمد

کتاب و کتابخانه که از خجسته ترین آثار تمدن بشری است، در ایران پیشینه ای کهن دارد، در ایران پیش از اسلام بنا بر اشاره ابن ندیم در الفهرست به وجود الواح گلی در اصطخر که علوم مختلف بر آنها نقر شده، پی برده می شود ؛ و پس از سلام نام کتابخانه های چون ابوالفابن سلمه در همدان و عضدالدوله دیلمی در شیراز و ابن عمید وزیر در ری در کتب تاریخ ثبت است. اما نخستین سندی که از وجود کتابخانه در یزد نشان می داد، در شرح مسجد جامع عتیق در کتاب تاریخ یزد است

بنا بر کتب تاریخ یزد و تاریخچه کتابخانه های ایران تألیف رکن الدین  همایون فرخ، مابین سده ششم تا یورش ویرانگر مغول، کتابخانه های چند همچون کتابخانه های مدارس: کیا شجاع (520هـ ق.)، فخریه ( 520هـ)، دومناره (523هـ ق .)، وردانروز (585هـ ق )، کیکاوس سام ( 590 هـ ق)، عطاخان، اتابک وجود داشته است.

ادامه مطلب |  

    کتاب نخستین اکتشاف بشر برای ثبت اندیشه های خود بوده است. با ایجاد خط و ثبت وقایع گذشته زمان حال به آینده پیوند خورد، و تاریخ ایجاد گردید.

از آن پس، بشر از مرحلۀ یک زمانی گذشت و چند زمانی شد، و توانست نسل های آینده را از حال خود با خبر دارد. کتابخانه مهم ترین نشانۀ تمدّن قرار گرفت.

از آن زمان تاکنون هزاران سال گذشته است، ولی کتاب، به عنوان نخستین عامل ثبت اندیشه، اعتبار خود را از دست نداده است.

در دورۀ معاصر رقیب هائی به عنوان تلویزیون و اینترنت و ویدئو به بازار آمده اند، امّا هیچ یک از آنها نتوانسته اند جای کتاب را بگیرند. زیرا خواندن با  تأنّی وارد سراچۀ ذهن می­شود و تفکّر را به پویش می­آورد، در حالی که تماشا و تصویر، از طریق تجسّم، القاء فکر می­کند که این مجالی برای تأمّل باقی نمی­گذارد.

به این حساب، هنوز بهترین وسیله برای تبادل و پخش اندیشه کتاب است. تعدّد کتابخانه و کتابخوان نشانۀ پیشرفتگی و خردورزی یک قوم شناخته می­­شود.

این است که ما در بعضی از شهرهای پیشرفتۀ جهان، در هر محلّه یک کتابخانۀ عمومی می­بینیم که کتابهای مهم و کتابهای روز را در معرض دید خواننده می­گذارند، و گاه کتابفروشی هائی به وسعت یک زمین والیبال دیده می­شوند.

این حرف دیروز و امروز نیست. هر زمان برحسب امکانات خود چنین بوده. حافظ ششصد سال پیش می­گفت: جز صراحیّ و کتابم نبود یا روندیم                 تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

باید آرزو کرد که در هر شهر، کتابخانه های عمومی تعددّ پیدا کنند و کانونی باشند برای جوانان که بهترین وقت خود را در آنجا بگذرانند.

زندگی برگذر است، بنابراین از دو چیز نباید غافل بود: پرورش تن از طریق ورزش و پرورش روان از طریق آموختن.

و از یاد نبرد که هیچ پیشرفت واقعی و از جمله پیشرفت مادّی و اقتصادی، بدون کمک فرهنگ میسّر نیست و اعتبار یک جامعه نه تنها به رونق بازار، بلکه به رونق معرفت است که باز هم حافظ می­گفت:

گوهر معرفت اندوز که با خود ببری                   که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

امید می­رود که کسانی که دسترس دارند از کمک به گسترش کتابخانه غفلت نفرمایند که بهترین پاداش و بهترین یادگار از طریق علم به دست می­آید.

 

                                                                                 محمّدعلی اسلامی ندوشن


 

 

شب « سایه » برگزار شد

امیر هوشنگ ابتهاج ـ ( ه.ا.سایه) در کانون زبان فارسی ـ عکس از جواد آتشباری

امیر هوشنگ ابتهاج ـ ( ه.ا.سایه) در کانون زبان فارسی ـ عکس از جواد آتشباری

صد و سی و هفتمین شب از شبهای مجله بخارا به بزرگداشت ه.ا.سایه ( هوشنگ ابتهاج) اختصاص داشت که با همکاری مؤسسه فرهنگی هنری ملت، دایر‎المعارف بزرگ اسلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار و گنجینه پژوهشی ایرج افشار غروب یکشنبه ۵ آبان ماه ۱۳۹۲ در کانون زبان فارسی و با حضور سیمین بهبهانی، پوری سلطانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، شهرام ناظری، داریوش طلایی، یلدا ابتهاج ، محمد افشین وفایی و پیامی از محمود دولت آبادی برگزار شد.

علی دهباشی در ابتدای این نکوداشت، از حاضران خواست تا فاتحه‎ای برای زنده یاد ایرج افشار بخوانند که اگر امروز در قید حیات بود بی‎شک از حاضران این جمع بود . دهباشی افزود که مجله بخارا تا کنون در عرصه شعر شب‎هایی را برای مولانا ،حافظ، سعدی، خیام و از شاعران معاصر برای فریدون مشیری ، محمد حقوقی، منوچهر آتشی و حمید مصدق برگزار کرده است . مدیر مجله بخارا در ادامه از سایه چنین یاد کرد:

« امیرهوشنگ ابتهاج که بعدها نام شاعری سایه را برای خود برگزید در ۶ اسفند ۱۳۰۶ چشم به جهان گشود. او خیلی زود به یکی از قله‎های غزلسرائی در شعر معاصر تبدیل شد ، چنان که شهریار دربارۀ او گفت : ” سایه تمام غزل بعد از من است ” . او سرودن غزل را در کنار سرودن شعر در قوالب دیگر سنتی تجربه کرد همچنین نمونه‎های موفقی نیز از شعر نو سرود . گواه این مدعا چاپ مکرر مجموعه اشعار وی در طی این سالیان است .

ادامه مطلب |  
      نامۀ دکتر وحید ذوالفقاری :

    چند روز است شده ام مثل کارگران گود زباله! دارم نامه های ردّ و بدل شده میان سید ابوالقاسم انجوی شیرازی و یکی از گردآورندگان بزرگ  فولکلور یزد و چیزهای دیگر را جمع می کنم و بازرس شهرداری و... را راضی می کنم!

 

سازمان های میراث فرهنگی و اسناد ملّی یزد باید برای کاغذها و کتاب ها و نوارها و... در اینجاها ناظر بگذارند:

       -  خانه های در حال تخریب.

      - ویرانه های بی در و پیکر  .

   - مقواسازی ها

- خانه های در دست مرّمت میراث فرهنگی یا شخصی.

- ضایعاتی ها. به تازگی دو کتاب خطّی که قرار بود مقوا شود و مجموعه بزرگی از نوارهای درس آقای علاقبند که  بنا بود ذوب شود از این ضایعاتی ها خریده ام!

       - مراکز تجزیه و بازیافت زباله.

         - گودهای زباله که شنیده شد چندی پیش آنجاها مجموعه یک میلیاردی کتاب خطّی پیدا شده است.

 

 

 
 طنزی از حسین مسرّت

         آدم گاهی وقت ها از نادانی خودش خنده می گیرد. مثلاً این جانب تا چندی پیش می پنداشتم که کیوسک تلفن را برای این ساخته اند که مردم در زمستان از سرما ودر تابستان از گرما ودر کلّ، از صداهای مزاحم در امان باشند.

       سال ها براین گمان نادرست بودم ، حتّی از هنگامی هم که این کیوسک های نیم تنۀ ساقه کوتاه را آورده بودند ، از آن استفاده نمی کردم و با اینکه در تلویزیون دیده بودم که از این کیوسک ها در مکان های عمومی مانند : ایستگاه ها و بیمارستان ها استفاده می کنند، امّا از حکمت و فواید بی شمار آن در  خیابان و کوچه آگاه نبودم.

ادامه مطلب |  

حسین مسرت

     روزهای 17 و18 مهر1392 فرصت نیک و خوشایندی دست داد تا مهمان شهر نخل های سرفراز و مردمان ساده و صمیمی بافق ، دیار پاکان باشیم و از نزدیک با تلاش این مردمان کویری در یکی از سترون ترین سرزمین های گیاهی استان یزدآشنا شویم و شاهد تلاش بی وقفۀ آنا ن در راه سربلندی و شکوفایی ایران باشیم .مردمی که بر زمینی گسترده از آهن زندگی می کنند وخود کمتر بهره ای از این آهن دارند و گرنه باید به مدد هرسنگ آهنی که از بافق بیرون می رود، یک بنای فاخر و یک بوستان دلگشا ساخته شود و مردم این سامان در حسرت بوستان های سرسبز نباشند .باید به سان کشورهای کوچک حاشیۀ خلیج فارس که به مدد پول نفت ،بیابان های سوزناک و پراز مور و ملخ را به سرزمینی زیبا تبدیل کرده اند، به مدد پول سنگ آهن ،این دیار نیز آبادان و سرسبز باشد. با توجّه به اینکه گفته می شود :شهر بافق به دلیل واقع شدن در گودی مشکل کمبود آب ندارد؛ امّا این مردم صبور نیم قرن است ،تنها شاهد رفت آمد واگن های سنگ آهن هستند و کمترین بهره را از این موهبت خدادای و عظیم دارند .همۀ شرکت کنندگان در این دو روزه از نردیک شاهد تلاش بی وقفۀ مردان سختکوش دیار بافق بودند که چه سان با عرق جبین و کدّ یمین سرفراز ایستاده اند ؛بگذریم.

ادامه مطلب |  

به منظور بزرگداشت و تجدید یاد استاد ایرج افشار، «هیأت امنای گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار»، جایزه‌ای برقرار کرده است. منبع مالی، اصول و شرایط اعطای جایزه و شرایط جایزه‌گیرندگان به شرح زیر است:
1. این جایزه هر سال در 16 مهر ماه، به مناسبت سالروز تولد استاد ایرج افشار، به فرد حائز شرایط در آئین‌نامه اعطا خواهد شد. 
2. این جایزه به بهترین پایان‌نامۀ تحصیلی دانشجویان دورۀ کارشناسی ارشد یا دکتری در رشتۀ کتابداری (نام مصوب جدید: علم اطلاعات و دانش‌شناس) اعطا می‌شود. 
3. داوران جایزه، اعضای هیأت امنای گنجینۀ پژوهشی ایرج افشاراند و در صورت لزوم از نظر مشورتی اعضای شورای عالی علمی، یا اعضای هیأت علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، یا سایر متخصصان در آن رشته بهره‌مند خواهند شد. 
4. فارغ التحصیلان کارشناسی ارشد و دکتری رشتۀ کتابداری که مایل به دریافت این جایزه باشند، باید یک نسخه از پایان‌نامۀ خود را که در سال 1389 یا 1390 از تصویب گذشته است، تا تاریخ 30 خرداد 1392 به مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، هیأت امنای گنجینۀ پژوهشی تحویل دهند. نخستین جایزه طی مراسمی در 16 مهر 1392 به پایان‌نامۀ برگزیده اعطا می‌شود. از آن پس و در سال‌های بعد داوطلبان می‌توانند پایان‌نامۀ خود را تا تاریخ سی خرداد هر سال به همان هیأت امنا تسلیم کنند. 
5. مبلغ جایزه فعلاً سالی 40 میلیون ریال است که از سوی فرزندان فرهنگ‌دوست آن شادروان: آقایان بهرام، کوشیار و آرش افشار تأمین می‌شود. ممکن است این مبلغ در سال‌های آینده افزایش هم بیابد. 
6. پایان‌نامه‌ای که به دریافت جایزه نایل شود، از سوی انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی به گونه‌ای مناسب چاپ و منتشر خواهد شد.


سید کاظم موسوی بجنوردی، کامران فانی، کاوه بیات، سید فرید قاسمی، عنایت الله مجیدی،  سید علی آل داود (مشاور حقوقی)، بهرام افشار، کوشیار افشار، آرش افشار