چهلمین خزان (یادنامۀ عبّاس آقا مسرّت )
حسین مسرّت
29 آبان 1399ش برابر است با چهلمین سالروز درگذشت و یک صدودهمین سال تولّد زنده یاد عباس آقا مسرّت ،سردفتر اسناد رسمی . او که در نزد مردم یزد به « کارگشای مردم » شهره بود و همواره دفترخانۀ 25 اسناد او به رغم شلوغی آن ، کم درآمد بود ، زیرا سفارش به رعایت مردم ناتوان و کم درآمد داشت.
عبّاس مسرّت ، فعّال اجتماعی ، در سال 1289 ه.ش در یزد به دنیا آمد.وی ، فرزند علی بمانی بود. در جوانی وارد بازار کار شد و به حرفه عطّاری پرداخت وی خطّی خوش داشت و به حساب سیاق و سیاق نویسی هم مسلّط بود .مسرّت پس از پایان خدمت سربازی در کرمان، در دفتر خانه های اسناد رسمی یزد شروع به کار کرد و پس از بیست سال و گذراندن آزمون های سردفتری در کازرون و تهران به عنوان سر دفتر مشغول به کار شد. وی سرانجام در 29 آبان 1359 ش بر اثر سکتۀ قلبی در یزد درگذشت و در بارگاه امامزاده سید جعفرمحمّد (ع) یزد به خاک سپرده شد.
عبّاس مسرّت پیش از آنکه به سردفتری روی بیاورد ، در کنار دکّان خود در زیر بازارچۀ دومنار یزد در خیابان سیّد گلسرخ کنونی کتابخانه ای کوچک داشت و کتاب به امانت می داد. وی به همراه پدرش در مجامع آزادی خواهان یزد شرکت می کرد ، و به کتابفروشی گلبهار که معیادگاه دوستداران کتاب بود ، پا می نهاد و با اهل کتاب دوست می شد .خود نیز طبعی شاعرانه داشت و با تخلّص « مسرّت » شعر می سرود. او از خردی در مکتب آزادمنشی پدرش بزرگ شده بود و با سخنوران خوب آن دوره مانند : عبدالحسین آیتی یزدی ، ناصر ترک یزدی و نواب آقا حسین معاشرت داشت. هرچند دفتری از سروده هایش را گرد آورده بود.امّا در کشاکش روزگار سخت سال های 1290 تا 1330ش بسیاری از داشته هایش از جمله خانه ، چند هزار جلد کتاب کتابخانه و اشعارش بر باد رفت ،. امّا درلابلای اسناد بر جای ماندۀ او چند شعر و نامه دیده می شود از جمله : نامۀ منظوم به عبدالحسین آیتی یزدی ( نویسندۀ تاریخ یزد ) و پاسخ آیتی بدو. که در اینجا دو بیت از مسرّت و پاسخ آیتی آورده می شود:
آیتی ای ناظم و ناشر به عصر ای ز کلکت دیده ها نور البصر
از قلم کردی جهان ، رشک برین وز لسان کردی بیانی بس متین
پاسخ آیتی:
آمد به برم تازه جوانی دو سه کرّت پر سود وجود وی و خالی ز مضرّت
پس رفت و یکی قطعۀ اشعار فرستاد منظومۀ با معنی و بی عیب و معرّت
افسوس که ممدوح نبُد قابل آن مدح جز آنکه گرفتم به تبرّک به مبرّت
امید که من بعد خجالت نفزاید بر ( آیتی ) از خامۀ عبّاس مسرّت

حسین مسرّت