ديوان شهید قلمي كه دهانش را دوختند*
تازه هاي كتاب يزد/ |
«دیوان فرخی یزدی» همراه با اشعار نو یافته به کوشش حسین مسرّت در 582 صفحه نگاشته شده است و انتشارات مولی آن را در سال جاری منتشر کرده است. مقدّمه این کتاب را دکتر محمّد علی اسلامی ندوشن نوشته است. حسين مسرّت کوشندۀ «دیوان فرّخی یزدی» در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) – منطقۀ یزد، اظهار داشت: اين کتاب در 1100 نسخه منتشر شده است. وي گفت: بخش دیباچه ديوان فرخي يزدي شامل: زندگینامه، آثار فرّخی، اشعار بازیافته فرّخی وبایستگی چاپ پیراسته دیوان فرّخی است. اين نويسندۀ يزدي افزود: در متن دیوان فرّخی یزدی نيز: غزلیات، قصاید، قطعات، مسمّطات، رباعیّات، فتحنامه، ابیات پراکنده، منسوبات را در بر مي گيرد. وي اضافه كرد: فهارس كتاب هم شامل فهرست اشعار دیوان، کتابنامه، نمایۀ متن دیوان است. مسرّت بيان كرد: دکتر اسلامی ندوشن بر کتاب «دیوان فرّخی یزدی» که به همراه با اشعار نو یافته است، مقدمه ای استادانه نگاشته و از جمله نوشته است: زندگی فرّخی مقارن است با یک دوران پرمعنای تاریخ ایران، یعنی زمانی که مشروطه در گیرودار آمدن است. استعدادهای تازه ای برای نوشتن سر برآوردهاند و در واقع یک جشن روحی برای مردم حاصل شده، بدان امید که دوران استبداد به سر آمده است و آزادی روی خواهد نمود. ما در دوران مشروطه و اندکی بعد از آن، چهار شاعر داریم که قدری به هم شبیه هستند و آنها در واقع منادیان و چاووشان یک دوران برزخی میباشند و فریادشان آن است که باید از حرف به عمل آمد و وعدهها را به جا آورد. یکی از این چهار تن ،فرّخی یزدی است. سه تن دیگر را میتوان: عارف قزوینی، عشقی و اشرفالدّین گیلانی نام برد. این هر چهار را باید شهید قلم قلمداد کرد ولی در میان آنان فرّخی از همه رنج کشیده تر شد. زیرا سالها زندان و دربه دری و شکنجه دید. شاید برای اینکه از همه لجوجتر و گردنکش تر بود. عشقی هم تا حدّی اینگونه بود، ولی زود کشته شد و خلاص گشت. نسیم شمال و عارف در تلخکامی و تنهایی مردند. اين پژوهشگر همچنين گفت: فرخی در نخستین تجربهاش در مبارزۀ علنی، سرودن مسمّطی محکم و استادانه علیه ستمگریهای ضیغمالدّوله قشقایی حاکم مستبد یزد در نوروز سال 1290 ش بود که چنین آغاز به سخن کرد: مسرت ادامه داد: به واسطۀ همین شعر بلند، فرّخي نه تنها شکنجه و آزار دید و مدّتها در سیاهچال ماند، بلکه برای نخستین بار در تاریخ بشریّت، به واسطۀ خشم ضیغم، محکوم به دوختن دهان شد و بدین سبب از سوی آزادیخواهان یزد و تهران به او لقب لسان الملّْه (زبان ملّت) داده شد. |
* خبرگزاری ایسنای منطقۀ یزد(1392/2/17).
حسین مسرّت