حسین مسرت

 

روزنامـه‌هاي يزد*

«1» ]اتّحاد[

«روزنامه‌اي است كه به سال هزار و سيصد و بيست و هشت هجري (1910 ميلادي) در يزد با چاپ سنگي منتشر شده است. به رديف چهار از رسالة رابينو مراجعه شود. مشاراليه متذكّر مي‌شود كه فقط دو يا سه شماره از آن انتشار يافته.»[1] تنها صدرهاشمي افزوده، هفتگي بوده،[2]در هيچ جاي ديگر سخني از آن نرفته است. در كتاب راهنماي مطبوعات[3]نام مدير آن، علي اكبر آمده است.

«2» ]انجمن ولايتي يزد[

«نامة هفتگي است كه در يزد، در اوايل سنة هزار و سيصدو بيست و هشت هجري قمري (ژانويه- فورية 1910) به مديريّت ميرزا محمّد صادق قمي انتشار يافته. به رديف سي و هشت از رسالة رابينو بنگريد. بر حسب اين رساله، شمارة دوم مورّخ پنجم محرّم سنة هزار و سيصد و بيست و هشت (17 ژانويه 1910) است. شماره‌هاي دوم و چهارم در مجموعة اين جانب موجود مي‌باشد. اوّلي در هشت صفحه به قطع كوچك هشت و در پنج، آخري چهار صفحه به قطع دوازده در شش است. وجه اشتراك ساليانه براي يزد، دوازده قران و براي نقاط ديگر ايران، چهارده قِران مي‌باشد.»[4]

سلطاني در فهرست روزنامه‌هاي دانشگاه تهران چنين ‌آورده است:

«انجمن ولايتي يزد (هفتگي)، مدير شيخ احمد و ميرزا محمّد صادق قمي، تأسيس 1329 ق. موجودي: سال اوّل (1329) ش1.

توضيح: مرحوم برون [براون و رابينو]، سال روزنامة انجمن ولايتي را اشتباهاً (1328 ق) ذكر كرده[اند] و مرحوم صدر هاشمي به نوشتة برون در مورد اين روزنامه اكتفا كرده است. اين روزنامه، ارگان انجمن ولايتي يزد بوده و تأسيس روزنامه به منظور چاپ مذاكرات انجمن بوده است و پس از ختم مذاكرات انجمن، مقالاتي مربوط به اخبار شهري چاپ شده است.»[5]

ریزفيلم دو شمارة 4-3 روزنامة انجمن در كتابخانة مركزي دانشگاه تهران به شمارة 4481 موجود است كه از روي مجموعة اهدايي ادوارد براون به دانشگاه كمبريج لندن گرفته شده است. در شمارة دو سال اوّل كه به تاريخ محرّم 1328* چاپ شده، زير نام روزنامه نوشته است:

«الاسترشاد و يترك الاستبداد. عنوان تلگراف و صاحب امتياز: مخبر صادق. عجالتاً هفته‌اي يك مرتبه و بعد از عاشورا، هفته‌اي دو مرتبه طبع مي‌شود. مذاكرات انجمن- وقايع ولايتي - اخبار تلگرافي- مطالعات علمي و ادبي و تاريخي درج مي‌شود. يك نسخه، سه شاهي، ساليانه، 25 قِران، اين ریزفيلم تنها برگ يكم را دارد. در شمارة 4 (15 صفر 1329) (عكس پيوست گزارش بوده است) در صفحة يك و بر سر لوحه آمده است: انجمن ولايتي يزد. بالاي انجمن، كلمة اتّحاد نقش بسته است. در سويه‌هاي چپ و راست، دو دست به نشانة اتّحاد در يكديگر قرار دارند. در دو سوي نام هفته نامه اين بيت آمده است:

گر پرده ز روي كارها بردارند
 

 

معلوم شود كه در چه كاريم همه*
 

ادارة جريده، انجمن ولايتي بوده و اعلانات سطري ده شاهي است و بي درنگ مي‌پردازد به خلاصة مذاكرات و اقدامات انجمن در دوشنبه 6 صفر: صورت تلگراف ارسالي به تهران دربارة ادارة ماليۀ يزد و جريانات روي داده در يزد و اقدامات و تصميمات انجمن.

مدير نشريّه، محمّد صادق قمي (سفينه) است كه هفته‌نامه‌هاي سفينة نجات و محاكمات يزد نيز به مديريّت وي به چاپ رسيده است. گزارش زندگي‌اش به پيوست گزارش سفينة نجات خواهد آمد. نيز شيخ احمد، همان شيخ احمد مدير، سردبير شيركوه و مدير داخلي هفته نامة معرفت است كه گزارش زندگي وي نيز به پيوست گزارش شيركوه خواهد آمد.

چون كتابخانة مجلس شوراي ملّي (اسلامي) به غير از آن فهرست ناقصِ سال 1305 فهرست كاملي از جرايد خود را چاپ نكرده، دانستن آنكه در كتابخانة نامبرده چه جرايدي از يزد وجود دارد، ميسّر نشد. حتّي در سفری که نگارنده به تهران و به آن كتابخانه داشت، چيزي دربارة داشتن جرايد قديم ايران نگفتند و تنها پس از چاپ كتاب تاريخ تحليلي مطبوعات، نوشتة محيط طباطبايي، عكس شمارة يك روزنامة انجمن دركتاب ديده شد. در شمارة يك كه به تاريخ 20 محرّم 1329 چاپ شده، مديران جريدة انجمن را شيخ احمد و دكتر ميرزا سيّد حسين نام‌برده و اشاره‌اي به محمّد صادق قمي ندارد و هدف از انتشار آن را چنين برشمرده است:

«از آنجايي كه لازمة انسانيّت، حتّي‌المقدور خدمت به ملّت و نوع هموطنان است

و به علاوه، مذاكرات و اقدامات اعضاي محترم انجمن ولايتي، نزد ملّت مکشوف نبود، لهذا اين خادم ملّت برخود لازم دانسته، محض كسب افتخار و خدمت به هموطنان در طبع و نشر جريدۀ انجمن اقدام نموده و مذاكرات آن هيئت محترم را گوشزد عموم ملّت نمايم.»[6] 

 


*. در سال 1390، کتابی با عنوان تاریخ مطبوعات در ایران به کوشش: امیر ترقّی‌نژاد و احمد سیّد علی زاده چاپ شده که عیناً بخش‌های اوّل و دوم و فهرست مطبوعات این گفتار را با اندک دگرگونی در افعال، در آن کتاب به نام خود چاپ کرده‌اند و در پی اعتراض نگارنده، در برخی از کتاب‌ها و با مُهری که ساخته‌اند، عبارت برگرفته از یزد، یادگار تاریخ را درج کرده‌اند. که به هر حال امر ناپسند و غیراخلاقی است. این مطلب برای آیندگانی درج شد که زمانی ممکن است از همانندی این گفتارها با مطالب آن کتاب، از خود بپرسند. چرا این گونه است.

[1] . تاريخ مطبوعات و ادبيّات ايران، همان، ج 2: 189، ش 26.

 

[2] . تاريخ جرايد و مجلاّت ايران: محمّد صدر هاشمي، اصفهان: كمال، چاپ دوم، 1363، ج 1: 45، ش 19.

[3] . راهنماي مطبوعات ايران: فريد قاسمي، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات رسانه‌ها، 1372: 63.

[4]. تاريخ مطبوعات و ادبيّات ايران: همان: 237، ش 70.

[5]. فهرست روزنامه‌هاي فارسي در مجموعة كتابخانة مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران: مرتضي سلطاني، تهران: دانشگاه تهران، 1354، ش: 21-20.

*. مي‌بايست اشتباه چاپي باشد، زيرا كه شمارة 1 و 4 بوده و شمارة 2 نمي‌تواند سال 1328 باشد.

*. اين بيت از ابوسعيد ابوالخير است. و در مصرع نخست «برگيرند» آمده است. (مسرّت)

 

[6]. تاريخ تحليلي مطبوعات ايران: محمّد محيط طباطبائي، تهران: بعثت، 1366: 280.