همانندیهای نسیم شمال و فرّخی یزدی[1](2)
حسین مسرّت
دکتر آجودانی، شعر این سخنوران را شعر واقعی عصر مشروطه میداند:
«خلفترین شاعران این دوره، آنانی هستند که به مقتضیات سیاسی و اجتماعی و ضروریتهای تاریخی زمان خود پاسخی مناسب دادهاند. شاعرانی چون: اشرفالدّین حسینی، عشقی، عارف قزوینی، فرّخی یزدی، لاهوتی از این زمرهاند ... شعر این شاعران، شعر واقعی دورۀ مشروطه است که هم از حیث زبان و هم از حیث محتوا، با شعر دورۀ بازگشت، دارای تفاوتهای اساسی است. کاری را که نویسندگان این دوره در نثر در پیش گرفتند، اینان در شعر ادامه دادند؛ یعنی سعی کردند زبان شعر و زبان نوشتار را به زبان تخاطب و گفتار نزدیک کرده ... شعری با زبانی نزدیک به زبان مردم و برای مردم که رسالت آن همانند رسالت روزنامهها خبررسانی و آگاه کردن مردم از اخبار و وقایع سیاسی به شیوۀ درست و انقلابی آن بوده است. این نوع شعر با توجّه به موازین نقد کلاسیک و نقد جدید از ارزش والای هنری برخوردار نیست، امّا متناسب با شرایط زمانی و متناسب با نیازهای فضای انقلابی آن زمان، صمیمیترین و واقعیترین شعر دورۀ خود بوده است. در حقیقت، شعر واقعی مشروطه حاصل کار همین شاعران است که شعرشان، زبانشان و سبکشان، رنگ و بوی تازهای دارد.»[1]
اشرفالدّین، حتی در میان شاعران عصر مشروطه، پا را فراتر نهاده و «هرگونه لفظ و ترکیب و اشاره و تعبیر و مثل و نیز هر جا زبان شکسته را برای بیان مقصود خود لازم دیده، بیپروا در شعر آورده، زیرا منظور او انتقال افکار و معانی به مردم، هم به زبان مردم بود. بهطوریکه هرچه زودتر و آسانتر و بهتر بهمنظور پی برند.»[2] پناهی سمنانی در کتاب خود «ترانه و ترانهسرایی در ایران» در میان گویندگان پیشین، قائممقام فراهانی را پیشوای شاعرانی میداند که اصطلاحات کوچه و بازار را وارد شعر خود کردهاند و پیرو او را یغمای جندقی میداند.[3]
سخنوران مشروطه برای بهرهوری کامل و استادانه از زبان عامیانه، ترجیح دادند برخلاف سخنوران پیشین که از کاربرد زبان عوام در شعر خود پرهیز داشتند، به واردکردن لغات، ترکیبات، تعبیرات، عبارات و ضربالمثلها دست زنند که سهم اشرفالدّین بیش از دیگران است. وی «بیشتر از دیگر شعرای عهد مشروطه، از واژهها و اصطلاحات عامیانه در شعر خود استفاده کرده است. اجزای مضمونی و بافت کلامی شعر اشرفالدّین حسینی را سیاق محاورات عامیانه تشکیل میدهد. او به طرز دلنشینی، فرهنگعامه را در خدمت شعر طنز خود گرفت و آن را بهمثابه ابزاری مؤثر در مبارزات سیاسی دوران مشروطه به کار بست.» سیّد اشرف در ترکیب شعر خود از اجزای ساختارهای کلام عوام، اصطلاحات عامیانه، اشکال ساییده شدۀ جملهها، واژهها و افعال، نامهای عوام ساخته، ضربالمثلها، واژگان صوتی، لالاییها و ... استفاده شایانی برده است.»[4] استفاده از ضربالمثلها و تمثیل از ویژگیهای شعر نسیم شمال هست و انگار هر شعری که از این دو عنصر خالی باشد، شعر نیست.
هر دو سخنور بهتناوب و بنا بر آنچه آمد از واژهها و تعابیر عامیانه سود جستهاند که بهعنوان نمونه به آن اشاره میشود:[5]
داخل آدم شدن:
ای فعله تو هم داخل آدم شدی امروز | بیچاره چرا میرزا قشمشم شدی امروز |
(سیّد اشرفالدّین)
با این اصول غلط، باز چشم آن داری | زمانه، داخل آدم تو را حساب کند |
(فرّخی یزدی)
پوستکلفت:
چون پول نداری همهجا حرف تو مفت است | مردم همه گویند که این پوستکلفت است |
(سیّد اشرفالدّین)
کز بهر زمامدار امروزی نیست | سرمایهای از پوستکلفتی بهتر |
(فرخی یزدی)
خانهخراب:
آخ که این احمق خانهخراب | دو زن داره، بازم دلش زن میخواد |
(سیّد اشرفالدّین)
صد خانهخراب کردی ای خانهخراب | تا کاخ بلند خود عمارت کردی |
(فرخ یزدی)
لاتولوت:
ایّها المرنارد، پول عاجزان را خوردهای | حقّ جمعی لاتولوت ناتوان را خوردهای |
(سیّد اشرفالدّین)
گر تویی سرمایهدار باوقار تازهچرخ | کهنه رند لاتولوت خانه بر دوشیم ما |
(فرخی یزدی)
خواب خرگوشی:
خواب خرگوش که بیدار نگردد مائیم | رمز سربسته که اظهار نگردد مائیم |
(سیّد اشرفالدّین)
خصم از روباه بازی بشکند چون پشت شیر
من چرا از روی غفلت خواب خرگوشی کنم
(فرخی یزدی)
بغداد خراب بودن:
بگذر از دجله که بغداد خراب است حاجی
دل ز پیش ما آمد این دفعه، کباب است حاجی
(سیّد اشرفالدّین)
2ـ آجودانی، ماشاءالله؛ یا مرگ یا تجدّد، تهران: اختران، 1382: 159 ـ 158.
2ـ یوسفی، غلامحسین؛ چشمۀ روشن، تهران: علمی، 1374: 387.
3ـ احمدپناه سمنانی، محمّد؛ ترانه و ترانهسرایی در ایران، تهران: سروش، 1376: 44.
1ـ همانجا؛ 469 ـ 467.
2ـ شواهد از دو کتاب زیر برگزیدهشده است: نمینی، حسین؛ جاودانه سیّد اشرفالدّین حسینی، تهران: فرزان، 1363. فرّخی یزدی، محمّد؛ دیوان فرّخی یزدی، به کوشش: حسین مسرّت، تهران: قطره، ویرایش دوم، 1380.
1 ـ شاعر مردم؛ یادنامۀ سیّد اشرف الدّین حسینی (نسیم شمال)، به کوشش: علیاصغر محمّدخانی، تهران: سخن، 1384: 516 ـ 479.
حسین مسرّت