حسین مسرّت

بی هراس دیده شدن:پیام شمس‌الدینی، تهران: ثالث، ۱۳۸۶.

پیام شمس‌الدینی شاعر جوانی است که به سال ۱۳۵۶ در یزد زاده و بالیده شده و اکنون نخستین دفتر شعر خود را به صورت برگزیده‌ای از میان سروده‌های سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۵ با همیاری نشر ثالث روانه بازار ادب کرده است.

پیش‌ازاین سروده‌هایی از او در صفحات ادبی نشریاتی چون اطلاعات ، قدس ، خراسان ، کیهان فرهنگی ، فصلنامه گوهران و چند نشریه دیگر به چاپ رسیده است. او که شاعری را از دوران دانش‌آموزی و با سرودن اشعاری در قالب‌های سنتی، به‌ویژه غزل آغاز کرده، حائز رتبه‌هایی در مسابقات فرهنگی و ادبی دانش آموزان و دانشجویان سراسر کشور نیز شده است.

او نخستین کتاب خود را در مجموعه‌ای فراهم آورده شامل ۲۸ قطعه شعر نو و ازجمله یک شعر بلند با نام «حالا من عینک شما هستم». شمس‌الدینی چند سالی است باشندۀ تهران است و به‌غیراز تدریس، با دانشنامه تاریخ طب در ایران و اسلام [دائرةالمعارف تاریخ پزشکی ایران و اسلام تهران: امیرکبیر، ج1، 1391، ج2، 1396] همکاری دارد، او به تصحیح چند متن کهن فارسی مشغول است.

بی هراس دیده شدن مجموعه‌ای است که به‌رغم کم‌برگی صفحاتش حاوی تجارب و رویکردهای گوناگونی در حوزۀ شعر سپید است. نمونه‌هایی همچون شعر «یک شب در کیش» که گونۀ نقیضه‌پردازانة حکایتی است از گلستان سعدی یا شعر کوتاه و مؤثر «معلم می‌پرسد» حال و هوای اشعار او را در طیف گسترده‌ای از مضامین، همچون مسائل سیاسی جهان معاصر، دغدغه‌های دین‌مدارانۀ انسان و تغزل‌هایی پاک و صمیمی نشان می‌دهد.

دایرۀ گستردۀ واژگان شعر او به‌سادگی پذیرای عناصر جدید شهرنشینی همچون کولر، پشه‌کش، تاکسی و کلاه حصیری نیز شده است، شمس‌الدینی در کار گردآوری دومین دفتر سروده‌های خود به نام وقت رسیدن به بوده است که در بردارنده شعرهای 1385 تاکنون خواهد بود.

*جهان کتاب ، سال 13، شماره 9 -10 (آذر و دی 1387)، ص 71.