مشاهير يزد
از حسين مسرت
ديار كويرى يزد برخلاف زمين سترونش، آسمان پر ستارهاى دارد، هماره و در هر دورهاى چندين نامور، پهنه آسمانش را درخشش ديگرى داده و شبهاى تاريكش را چون روز روشن مىكنند و دير زمانى نمىگذرد كه آوازه اين دانشمردان شهرها را درنورديده، نام باستانى و مقدّس يزد، با نام پرافتخار آنها قرين مىگردد.
يزد از ديرباز مهد فرهنگ و دانش و هنر بوده است، گواه آن آثار تاريخى متعدّد اين شهرا ست كه نشان از ذوق و شوق معماران، نقّاشان، خطّاطان، هنرمندان و شاعران اين ديار فرهنگپرور دارد. آثارى كه هر كدام به نوبه خود مىتواند گوياى ديرينگى فرهنگ اين ديار باشد. در اين مجال اندك سعى داريم به اختصار تنى چند از اين ناموران را در عرصههاى مختلف دانش بشرى به خوانندگان عزيز معرّفى كنيم.
الف - نويسندگان
در اين بخش عمدهترين نويسندگان قديمى يزد بنا به قلّت آثارى كه از آن بر جاى مانده، بيشتر شامل مورّخين مىشود كه در رأس آنها شرفالدّين على يزدى مؤلّف »ظفرنامه« )تاريخ آلتيمور( جاى دارد. اين دانشمند جامعالاطراف، بر بيشتر علوم عصر خود احاطه داشته است. گواه آن آثار متعدّدى است كه در زمينه معمّا، منشآت، شعر، ادب، تاريخ و چندين موضوع ديگر دارد. پس از آن مىتوان به جعفربن محمّد جعفرى نويسنده »تاريخ يزد«، احمد كاتب نويسنده »تاريخ جديد يزد« هر دو در قرن نهم، معينالدّين بن جلالالدّين محمّد يزدى )معلّم يزدى( نويسنده روزنامه »مواهب الهى« در تاريخ آلمظفّر، محمّدمفيد مستوفىبافقى نويسنده كتاب جامع و سه جلدى »جامع مفيدى« و ملاجلال يزدى نويسنده روزنامه »ملاّ جلال« هر دو در عصر صفوى و حسنى يزدى نويسنده »جامعالتواريخ« اشاره كرد.
امّا در عصر حاضر نيز نويسندگان چندى، رونقافزاى نام يزد گشتهاند كه در صدر آنها نام دكتر محمدعلى اسلامىندوشن، اديب، جامعهشناس و شاعر خودنمايى مىكند. ديگر دكتر سيد ضياءالدّين دهشيرى )سُها( مترجم برجسته كتابهاى فرانسوى و نويسنده و شاعر نامآور، علاوه بر اين عزيزان دكتر رضا داورى اردكانى فيلسوف و جامعهشناس، دكتر اصغر دادبه، اديب و استاد فلسفه، دكتر علىمحمّد كاردان، نظريهپرداز روانشناسى و صاحب آثارى فراوان در زمينه جامعهشناسى و روانشناسى دكتريداللَّه جلالى پندرى، نويسنده كه بويژه در زمينه ادب معاصر صاحب آثارى چند است و عبدالحسين آيتى يزدى نويسنده تاريخ يزد، مهدى آذر يزدى نويسنده قصّههاى خوب براى بچّههاى خوب و دهها كتاب ديگر، از جمله نويسندگان معاصر يزد هستند.
ب - سخنوران
از پيشينه سرايندگان يزد از آغاز تا سده هفتم نشانى در دست نيست، مگر آنچه در كتيبهها و كتابهاى چندگانه تاريخ يزد آمده است، نخستين سخنور يزدى مجد همگر معاصر با سعدى است كه ديوانى از وى برجاى مانده است. پس از آن از خلال جُنگها، مجموعهها و كتب تاريخى و ادبى بويژه تذكرههاى سخنوران، با نام بيش از هزار سخنور و شاعر و ناظم آشنا مىشويم. برخى در عهد خود اشعار بديع و جاودانى سرودند و از برخى ديگر جز ابيات موزون چيزى ديگرى باقى نمانده است.
اما از اين ميان به نام برخى از شعرا كه در عرصه ادب و فرهنگ ايران جايگاهى داشتند و به تارك تاريخ ادبيّات يزد خودنمايى مىكنند، اشاره مىشود، شعرايى همچون: سيدجلال عضد، شرفالدّين على يزدى، مؤمن حسين يزدى، سالك يزدى، ادايى بفرويى، ذبيحى يزدى، فوقى يزدى، ابوالفضل رشيدالدّين ميبدى، قاضى ميرحسين ميبدى.
در يك گزينش سختگيرانه مىتوان به سخنور نامى و صاحب سبك عصر صفوى كه سوز و گدازش در تاريخ ادبيات ايران جاويدان مانده و منظومه فرهاد و شيرينش حلاوتبخش دلسوختگانِ وادى عشق و معرفت است يعنى وحشى اشاره نمود و پس از آن از ميان خيل سخنوران عصر قاجار نام سه تن برجستهتر است: طراز، قضايى و جيحون يزدى. و در عرصه ادب معاصر، بويژه ادب سياسى، فرخى يزدى جايگاهى والا دارد، آن كو »سر در پاى آزادى نهاد«، »تسليم نمود جان و تسليم نشد« و در اين سالهاى اخير نام رياضى يزدى و على صدارت اردكانى، ناصر يزدى و عباس فرات و شكوهى يزدى آشناتر از ديگران است.
علما و روحانيان
يزد را از سده ششم دارالعباده مىخوانند. از اينرو بعيد نخواهد بود كه هميشه علما و دانشمندان اسلامى، سايهگستر خوان علم طلاّب علوم دينى باشند. آيتاللَّه العظمى سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى صاحب كتاب »عروةالوثقى«، آيتاللَّه العظمى شيخ عبدالكريم حايرى بنيانگذار حوزه علميّه قم، آيتاللَّه حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانى روحانى وارسته و پرهيزكار، آيتاللَّه شيخ محمدتقى بافقى روحانى مبارز دوره رضاخانى، آيتاللَّه فاضل اردكانى از علماى طراز اوّل، آيتاللَّه حاج سيدمحمود داماد )محقّق يزدى( از استادان بزرگ حوزه قم، آيتاللَّه شهيد حاج شيخ محمّد صدوقى، و آيتاللَّه عارف حاج سيدروحاللَّه خاتمى، آيتاللَّه مدرس بزرگ و صدها عالم اسلامى ديگر، در طول قرون تابناك اسلامى راهنما و هادى دوستداران شريعت و طريقت اسلامى بودهاند.
هنرمندان
كهنترين جلوه و بازتاب ذوق و انديشه و هنر هنرمندان يزد در آثار تاريخى يزد است. رقص گلها در كاشيهاى فيروزهاى رنگ مساجد، شكوه خطوط خوش بهنگاران در زواياى مختلف ميراث تاريخى يزد، دقت و كوشش حكاكان يزدى در پردازش سنگها و كتيبهها، همه جلوههاى ديرينهاى هستند از تلاش و همّت هنرمندان يزدى. خوشبختانه به غير از استادان خوشنويسى همچون مجد حكيم يزدى، كمالالدّين عصّار يزدى، بهاءالدّين هزار اسب كه نمونه خطوطشان زينتبخش آثار تاريخى يزد است، برخى نيز مرقّعات و نوشتههايى به خط خوش دارند كه در گنجينههاى ملّى و كتابخانههاى عمومى و يا در مجموعه خصوصى افراد نگهدارى مىشود همچون خطوط طراز يزدى، احمد سهلويه يزدى )قرن 7)، عبدالرّحمن تيمى يزدى )قرن 8)، محمد شرفى يزدى )سده 9)، عارف هروى يزدى )سده 9، و حاصل هنر برخى ديگر را بر سينه ستبر سنگها مىتوان ديد. و از هنرمندان زرىباف و نقشبند نامى ايران غياثالدّين نقشبند است كه در عصر صفوى مىزيست.
از هنرمندان معاصر يزد مىتوان به استاد سيدمهدى چيتى نگارگر و مجسّمهساز صاحب سبك، مرحوم استاد مهدى ناظمى، موسيقىدان و سنتورساز برجسته ايرانى، استاد محمود رهبران خوشنويس توانمند، مرحوم استاد علىمحمد كاوه، خوشنويس و مينياتوريست، استادان عبدالحميد كشميرشكن و علىاكبر شريفى نقاش و استاد دانشكده نقاشى يزد، استدا علىاكبر شريعتى، هنرمند نمايشگر يزد اشاره كرد.
دانشمندان
تاريخ پربار و غنى يزد در طول ساليان دراز آكنده از نام دانشمندانى بوده است كه در هر سده وظيفه دانشآموزى شيفتگان علم و حقيتق را بر عهده داشتهاند، كدام رياضىدان جهانى است كه نام ملامحمّدباقر يزدى كاشف لگاريتم به گوشش نخورده باشد. سيدركنالدّين حسينى ديگر دانشمند سده هشتم است كه با برپايى مجموعه ركنيه شامل دارالكتب، دارالادويه، دارالشفاء، مدرسه، رصدخانه و بناى عظيم وقتالسّاعه نقش بس بزرگ در تحوّل علوم عصر خود داشت. در كنار اينها مىتوان به قاضى ميرحسين ميبدى كه علاوه بر فلسفه و حقوق و ادبيات در رياضيات نيز اطلاعاتى وسيع داشت از جمله آثار او در اين زمينه حاشيه تحرير اقليدس خواجه نصيرالدّين طوسى و در زمينه كتاب حاشيه شرح ملخص قاضىزاده رومى را مىتوان نام برد. شرفالدّين على يزدى كه علاوه بر تاريخنويسى و ادبيات و معميات در علم اسطرلاب دست داشته و كتابى در همين زمينه نوشته است.
فلاسفه و عرفا
چنانكه روشن است بسيارى از دانشمندان مسلّط بر تمام علوم زمانه خود بودهاند، چنانكه قاضى ميرحسين علاوه بر آنكه دستى در رياضيات و حقوق و ادبيّات داشته، در فلسفه نيز صاحب اثرى معروف به نام »جامى گيتىنما« است. وى مقدمهاى عرفانى بر شرح ديوان حضرت امير، شرحى بر هدايةالاثيريه ابهرى، همچنانكه ابوالفضل رشيدالدّين ميبدى علاوه بر آنكه مفسّرى بزرگ، منجمى توانا، اديبى بزرگ و مترجمى فرزانه بوده، در سلسله مراتب عرفان نيز جايگاهى بس رفيع داشته است. نيز معينالدّين معلّم يزدى هم علاوه بر آثارى كه در زمينه تاريخ دارد، ترجمه رشف النصايح الايمانيه و كشف الفضايح اليونانيه اثر شيخ شهابالدّين سهروردى را نيز انجام داده است. همچنين است نام عرفايى چون: شيخ تقىالدّين دادامحمّد، شيخ على بنيمان، شيخ جنيد، شيخ احمد فهادان و...
و در ميان معاصرين نام روانشاد دكتر سيداحمد فرديد )مهينى( فيلسوف برجسته و صاحب نظر حتّى در علوم سياسى و مبتكر مبحث غربزدگى در جوامع شرقى درخششى ديگر دارد، و پس از آن مىتوان به آيتاللَّه حاج شيخ غلامرضا فقيه خراسانى كه فلسفه را تدريس مىكرده، آيتاللَّه محمد مصباح يزدى، استاد حوزه علمه قم، دكتر رضا داورى اردكانى، فيلسوف و استاد دانشگاه و نظريّهپرداز در زمينههاى حكمت و علوم اجتماعى، دكتر اصغر دادبه اشاره كرد.
ورزشكاران
بانگ دراى زنگ مرشدان يزدى، هر روز پهلوانان را زير سايه مولا على در هر برزنى جمع مىكرده است. پهلوانانى كه از شنيدن نامشان لرزه بر اندام رقيبان مىافتاده و ميدان را خالى مىكردند. پهلوانان و جوانمردان بلند آوازهاى كه سالها بازوبند پهلوانى را بر بازوهاى خود داشتند و در هميشه تاريخ يار و ياور ستمديدگان و رنج كشيدگان بودند. در صدر اين پهلوانان محمّدابراهيم يزدى )يزدى بزرگ( از جلال و شكوه دو چندان برخوردار است، پهلوانى كه هر كس شرح جنگاورى وى را شنيد او را از شخصيتهاى افسانهاى و اساطيرى قلمداد كرده است. كسى كه تا پايان عمر بازوبند پهلوانى را بر بازو داشت.
پس از آن مىتوان به پهلوان محمّدعبدل يزدى، پهلوان محمّد صباغ يزدى، پهلوان على عسگر يزدى، و پهلوان نصير يزدى اشاره كرد.
حسین مسرّت