حسین مسرت

پلّه‌های سنگی، عبدالحسین جلالیان (جلالی)، تهران: یزدان، 1373، وزیری، 327ص، ج2.

از زمانی که محظوظانه نخستین «پلّه‌های سنگی» را درنوردیدیم، شش سال می‌گذرد، استقبالی که از نخستین جلد آن انجام گرفت، به دور از برخی جنبه‌های ظاهری، نشان از توجه و عنایت مردم این سامان به فرهنگ پربار و توانمند و غنی یزد داشت. سراینده با تسلّطی که بر زبان و واژگان یزدی دارد، توانسته اشعار و تصانیف دلنشینی از گویش یزد را بر کاغذ بنگارد و بر همین سان است، دفتر دوم که اینک پیش روی ماست. *

دومین ردیف «پلّه‌های سنگی» شامل غزل‌ها، غزلواره‌ها برای مشاعره، غزلواره و مقطّعات، اخوانیّات، متفرقّات، مراثی، اشعاری به لهجۀ یزدی، هِلِ پوک، ساقینامه، رباعیّات و غیره است.

دکتر جلالیان که در نزد اهل ادب، به خوش ذوقی مشهور است، در این دفتر نیز در هر زمینه ذوقی را به کار بسته و حقایقی ظریف و دقایقی لطیف را آفریده است، اگر محدودیت جا نبود، در هر زمینه، بیتی گواه سخن می‌آمد تا خوانندگان نیز از آن بهره‌ برند. در این کوتاه جای، به یک دوبیتی و بندی از مجموعۀ ابیات یزدی وی که نشانی از تسلّط و روانی طبع او دارد، بسنده می‌شود:

درسی از نیلوفر وحشی گرفتم در کویر
 

 

 

بوته سبزی که یک دم درجهان،خندیده بود
 

در بیابان، تکیه گاهی چون کنار خود نداشت
 

 

 

ساقه‌هایش را به گرد خویشتن پیچیده بود
 

   

(ص313)

«شاگرد شعرباف»

وَرخیز مَمَلُک، دوده را یک جوری عَلَم کُن
شَلغَم بیجوشون صُب، بَرا ظهر فکرِ کَلَم کُن
هر مُشتری پاش هِش تو، بزن پاشا قَلَم کن


*. ویرایش نخست: نشریّۀ خبری- پژوهشی دانشگاه یزد، س5، ش25 (شهریور74): 35.

*. دفتر سوم نیز همچون دو دفتر دیگر دربردارندۀ اشعار گوناگون، بویژه اشعاری به گویش یزدی است که در سال 1388 توسّط نشر یزدان چاپ شده است.