حسین مسرت

 

     او در کتاب های عرفانی بویژه تفسیر کشف الاسرار به نام پیر هرات و شیخ الاسلام هرات می شناسند و همانی است که میبدی به عشق و ارادت او راهی سفر دور و دراز شده است ؛ و در جای جای تفسیر خود به احترام و نیکی از او یاد می کند .

      خواجه عبدالله انصاری هروی به سال 396 ق در کهن دژ هرات به دنیا آمد ، در خانواده ای که نسبت آن ها به ابوایّوب انصاری ، صحابی مشهور پیامبر اکرم می رسید . عبدالله از همان کودکی حافظه ای شگرف داشت و قرآن و اشعار عربی را حفظ می نمود . رفته رفته بر علوم حدیث و تفسیر آگاه شد . و خود مفسّر ، محدّث و نویسنده ای توانا گشت . چند سفر به نیشابور ، طوس ، بسطام و شهرهای عراق کرد تا علوم دینی را کامل فرا گیرد . دربازگشت از سفر حج به حضورابوالحسن خرقانی ، عارف نامی سدۀ پنجم رسید . که این سفر در تحوّل فکری و روحی اش سودمند افتاد. چندگاهی هم به نزد ابوسعید ابوالخیر صوفی نامدار رسید . وی سرانجام به زادگاهش هرات برگشت و به آموزش مریدان پرداخت . با آنکه به او تهمت های ناروایی زدند و قصد بیرون کردنش را از شهر داشتند ، امّا به دلیل اینکه در نزد مردم، انسانی پارسا ، پاک ، زاهد و خداپرست بود ، از این کار منصرف شدند .

     خواجه عبدالله به دو زبان فارسی و عربی مسلّط بود و به هر دو زبان، آثاری به شعر و نثر دارد . زیباترین و دلنشین ترین اثرش ، مناجات های اوست . حدود 50 اثر را به نام انصاری نوشته اند  که برخی از آن او نیست ، مانند تفسیر کشف الاسرار ، امّا کتاب های منازل السائرین ، طبقات الصوفیّه ، صد میدان ، کنزالسالکین ، صد میدان و چند اثر دیگر را می توان به یقین از او دانست . امّا دربارۀ برخی کتاب ها مانند : الهی نامه و غیره به درستی نمی توان نظر داد .

     سرانجام این عارف وارسته در سال 481 ق در هرات درگذشت و در مکانی به نام گازرگاه آرمید . آرامگاه او که اکنون در کشورافغانستان قرار دارد و هرساله پذیرای زائران بسیاری از کشورهای دور و نزدیک است . ( 64 )

 

پی نویس

64-برگرفته از : مصاحب ، غلامحسین : دایرة المعارف فارسی ، تهران : جیبی ، 1356 ، ج 2 : 1675 – 1674 / انصاری ، خواجه عبدالله : سخنان پیر هرات ، به کوشش : محمّد جواد شریعت ، تهران : جیبی ، چاپ هشتم ، 1382 ، مقدّمه : نه – شانزده .

 

 

* ماخذ:  پرده‌گشا، راز نما (مروری بر زندگی و آثار رشیدالدّین میبدی)، زیر نظر: علیرضا مختاری قهرودی، تهران: همشهری (مجموعۀ اندیشه‌مندان ایران و اسلام، 24)، 1389: 40- 42