تولّد
برای تولّد دوستی که سبزترین ها را باید به پایش ریخت
استاد گرامی و دوست محترم ،
مسرّت عزیز ، تولدّتان مبارک
کودکی باز به دنیا آمد
با هزاران امید
خنده بر گوشۀ لب های پدر می شکفد
مادرش می گرید، مادرش می خندد
کودکی آمده تا
دل رنجور پدر شاد کند
نام نیک پدر آباد کند
باعث شادی مادر گردد
چند روزی خنده ، شوخی و قهقهۀ مستانه
گاه مادر گوید ، گاه بابا بابا ...
روزگاران طی شده ، ماه ها از پی هم ، ناگهان هم دی شد
نوبت درس کلاس
نوجوانی برنا تیز پا مهر افزا
دین و دانش با هم
درس استاد نکو یاد گرفت ...
حال او مرد شده هم ره درد شده
خانمی زیبا رو و دختری پاک و نکو
باید او را زن داد ،
زوزگاران به همین سادگی از راه رسد
روزها در پی هم می آیند
خبر آورد صبا
کودکی در راه است
آری آن کودک دیروز خودش بابا شد .
با بهترین آرزوها
***
ارادتمند خوبی های تمام ناشدنی شما
رضا بردستانی
برای دوم شهریور 1387
حسین مسرّت