بررسی تاریخ اجتماعی یزد در عصر قاجار (1)
از آغاز تا پایان دورۀ ناصری(1191-1314ق)
حسین مسرّت
الف) سیاسی
پیش از ورود به بحث اصلی مناسبت دارد ابتدا اشارهای گذرا به تاریخ یزد پیش از روی کار آمدن سلسلۀ قاجاریه بشود. در عصر صفوی و در زمان پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، میرزا عنایت سلطان بافقی، یکی از جنگاورانی که در دربار شاه سلطان حسین در اصفهان جایگاهی بس شایسته پیدا کرده بود، پس از هجوم افغانان به ایران، به دعوت مردم یزد برای فرماندهی مبارزات و مقاومت مردم یزد به این شهر آمد و بواسطۀ رشادت و کاردانی او، شهر یزد پنج سال دیرتر از شهرهای دیگر ایران به دست افغانان افتاد. (آیتی یزدی، 1317: 260 -259) تا اینکه اشرف افغان با تصرّف شهر تفت و محاصرۀ شهر یزد و چیرگی قحطی و گرسنگی، عنایت سلطان را ناچار به تسلیم کرد. اشرف افغان پس از تصرّف یزد به رغم قول و امانی که به عنایت سلطان داده بود، کلّیۀ اعضای خانوادهاش را به اصفهان فرستاده و به غیر از دوکودک به نامهای: محمّد مؤمن و محمّدتقی، همگی را از دم تیغ گذراند. (طرب نائینی، 1353 :299)
سالها پس از این رخداد تلخ، این دو برادر که بزرگ و نامور شده و در بین مردم یزد هواخواهانی داشتند، به سال 1141ق به یزد برگشتند و با توجّه به سرکوبی افغانان بوسیلۀ نادر شاه، مورد توجّه دولت مرکزی قرار گرفته و هریک را به حکوت جایی سپردند: محمّدمؤمن خان را به کرمان و محمّدتقی خان را به یزد.
محمّدتقی خان از زمان عادل شاه افشار (1161 ق) تا زمان مرگ (1213ق)، حاکم بی چون و چرای یزد بود. (همان: 307) یکی از دلایل تدوام این فرمانروایی، یاری محمّدتقی خان به آغا محمّد خان قاجار در تصرّف شهر کرمان بود. وهم بواسطۀ میانجی گری وی، مردم کرمان از سوی آغا محمّد خان پس از چند روز بخشیده شدند و سالها حکومت کرمان و یزد در دست فرزندان محمّدتقی خان بود. دورۀ این فرمانروایی در یزد را «حکوت خوانین» گفتهاند.
یزد در عصر قاجار
الف/1ـ دورۀ آغا محمّدخان قاجار (1211 ـ 1191ق)
عبدالغفور طاهری یک جا در گزارش حال فرمانداران یزد به نادرستی مینویسد: «اوّلین فرمانداری که در اواخر زندیّه و اوایل کرّ و فرّ آقا محمّد خان قاجار به یزد آمد، زینالعابدین خان و بعد از او عبدالرّحیم خان میباشد. عبدالرّحیم خان به آبادی و عمران میل زیادی داشت ... . او در سال 1201 هجری قمری مرحوم شد!» (طاهری، عبدالغفور، 1371: 217)
امّا در جای دیگر به درستی اشاره دارد که پس از محمّدتقی خان، زینالعابدین خان و عبدالرّحیم خان به حکومت یزد رسیدند. (همان: 212) به هر حال روشن نیست که چه کسی در 1201ق در گذشته است، زیرا عبدالرّحیم خان در سال 1237ق از دنیا رفته است.
از سنۀ 1161 الی 1213ق حکومت یزد با محمّدتقی خان بافقی[1] سردار جنگاور بود. وی داماد ویس مرادخان زند (از امرای زندیّه) واز فرمانروایان خوشنام یزد بود که به غیر از احداث میدان خان، قیصریّه و مدرسۀ خان که در کنار هم بوده است، به عمران و آبادانی این شهر نیز پرداخت و با بنیان قنات دولتآباد که مسیری ده فرسنگی داشته و در عمران یزد نقشی بسزا دارد؛ باغ با شکوه دولتآباد را برپا نمود. بادگیر بلند این بنا شهره در جهان در معماری است. این باغ در سال 1212ق وقف برعام شد.
در سال 1201ق جعفرخان زند که به کازرون و بهبهان رفته بود، در بازگشت به تاریخ محرّم 1202ق به سوی یزد رهسپار شد و به جنگ محمّدتقی خان رفت .محمّدتقی خان به محض محاصره از میرمحمّد خان طبسی کمک خواست و او با دوهزار نفر به یاری محمّدتقی خان آمد و پس از شکستن محاصره، سپاه جعفرخان را مجبور به فرار و شکست کرد. محمّدتقی خان پس از تصاحب ادوات جنگی جعفرخان، با توپخانۀ وی و به همراهی لشکر یزد و خراسان عازم تسخیر اصفهان شد. (هدایت، رضاقلی، 1372: 303).
در سال 1202ق نوّاب بابا خان (فتحعلی شاه بعدی) با پنج هزار سوار جنگنده، مأمور دفع محمّدتقی خان و نظم آن حدود شد. چون به جانب یزد رسید و به تهدید و ترساندن محمّدتقی خان پرداخت، او سر به فرمانبرداری و دادن باج و خراج نهاد، سپس باباخان با لشکر و کارگزاران یزدی و اصفهانی به عمارت
سعادتآباد آمدند و خلعت ایالت و یرلیغ حکومتی به نام محمّدتقی خان صادر شد. (همان: 304)
در سال 1206ق لطفعلی خان زند پس از فرار از راه چهل پایۀ لوط به طبس رفت و بایاری میرحسین خان طبسی با سیصد سوار به سریزد آمد. با علینقی خان وارد جنگ شد واز آنجا راهی ابرقوه گردید. فتحعلی شاه قاجار، محمّدحسین خان قوانلوی کشیکچی را مأمور دفع او کرد و محمّدآقای قاجار را با سه هزار لشکر دنبال او روانه کرد. (همان: 305)
در سال 1211ق محمّد حسن خان قاجار که حکومت کرمان بدو گمارده شده بود به یزد آمد و نیابت حکومت یزد را از طرف پدر تا ششم شوّال 1213ق برعهده گرفت. (طرب نائینی، 1353: 485-484)
الف/2ـ دورۀ فتحعلی شاه قاجار (1250 -1211ق)
در ششم (یا دوم) شوّال 1213ق محمّدتقی خان بافقی در 84 سالگی بر اثر بیماری درگذشت. از وی به غیر از آثار فراوان، 24 پسر و تعداد زیادی دختر برجای مانده است.
حکومت یزد، پس از محمّدتقی خان به حکم فتحعلی شاه، به نوّاب علینقی خان، فرزند بزرگ محمّدتقی خان که تا آن زمان حاکم مقتدر کرمان بود، سپرده شد. علینقی خان از سال 1210ق که حکمرانی کرمان به او داده شد؛ توانسته بود هجوم افغانان و زندیان را درهم شکند و با اقتدار خود امنیّت را به آن سامان باز گرداند. علینقی خان در یزد قصد داشت با احداث قنات همّتآباد، شهری جدید بنا کند و با اینکه حصاری بزرگ به دور آن ولایت کشیده بود، عمرش وفا نکرد و در هفتم ذیحجّۀ 1219ق به علّت بیماری استسقاء در گذشت.آثار بر جای ماندۀ او به غیر از دولتخانه و دولت سرای همّتآباد (آیتی یزدی، 1317: 376)، باغ علینقی خان در تفت و تکمیل مدرسۀ خان بزرگ، جنب میدان خان یزد است.تنها رخداد قابل گفتن در زمان علینقی خان، ورود کامران میرزا و قیصر میرزا به یزد در 1214 ق بود که پس از شکست از سپاه محمود میرزای افغان به این دیار وارد شده و سپس به سوی اصفهان حرکت کردند. (هدایت، رضاقلی،1372: 333)
در سال 1219ق، حاجی عبدالرّحیم خان، پسر دوم محمّدتقی خان، فرمانروای یزد شد. امّا عبدالحسین آیتی در تاریخ یزد میآورد که پیش از حکمرانی عبدالرّحیم خان، برادر کوچکش زین العابدین خان[2]، پسر سوم محمّدتقی خان به حکومت یزد رسید. وی در بارۀ علّت این کار می نویسد: «زیرا در موقع وفات حاج علینقی خان، حاجی عبدالرّحیم خان در طهران بود و بدان گونه که ذکر [خواهد] شد، تقریباً حبس نظر بود. چه، دربار فتحعلی شاه از او اندیشه داشته. این بود که رقم حکومت به نام او صادر شد، ولی اجازه نیافت که به یزد آید، بلکه مأمور شد زمام امور را به برادر کهتر گذارد و چون برادرش درگذشت، خودش مستقلاً زمام را به دست گرفت». (آیتی یزدی، 1317: 379)
در شرح حکومت زین العابدین خان آمده که مردی عصبی مزاج بوده است و عاقبت به دلیل خشمی که گرفته بود و مشغول چوب زدن شخصی بود، در همان آن سکته میکند و در میگذرد. وی در مدّت چندسالی که حاکم یزد بود، آثاری نیز احداث کرد. (همان جا)
عبدالرّحیم خان مردی شجاع بود و در مدّتی که او نیز حکمروایی کرمان را داشته، توانسته بود حملۀ اشرار و لطفعلیخان زند را به کرمان و هجوم زکی خان را با چهل هزار!! سوار به یزد دفع کرده و زکی خان را شکست دهد. وی مدّتی در دربار فتحعلی شاه به دلیل آنکه شاه بیم داشت مبادا محمّدتقی خان وپسرانش هوای سلطنت داشته باشند، گروگان بود. (همان: 377) وی نیز به مانند پدر، سهمی بزرگ در آبادانی شهر یزد داشت و آبادی رحیمآباد در شمال غربی یزد در سال 1226 ق بنیان نمود که از باغهای بزرگ و محلّ آمد و شد و تفرّج اعیان و بازگانان بود. عبدالرّحیم قضایی یزدی در مادّه تاریخ این بنا گوید:
چون قلم برگرفت، رضوان گفت: | رشک فردوس من «رحیم آباد» |
1226ق
(طرب نائینی، 1353: 516)
عبدالرّحیم خان نیمی از این باغ را وقف عام کرد. وی بنا به نوشتۀ آیتی، ده قنات و دو چشمه ایجاد کرد که در این باره همّتی بیش از دیگر خوانین داشت. دیگر اثر ماندگار وی مدرسۀ عبدالرّحیم خان (مدرسۀ نو) واقع در بازار خان یزد است.
مدّت فرمانروایی این حاکم ده سال بود و توانست در این ده ساله بر رونق اقتصادی شهر یزد بیفزاید و سرانجام به دلیل عدم همکاری با مأموران مالیاتی که از تهران آمده بودند، در سال 1229ق برکنار و سپس زندانی شد.آیتی در این باره مینویسد: «مأمورین دولت برای بقایای مالیات به یزد آمدند و او مساعدتی نکرد و از مرکز احضارش نمودند، اعتنا نکرده ، به دفع الوقت گذرانید؛ تا آنکه ابراهیم خان، حاکم کرمان آمد عبور کند، اندیشه کرد که شاید بخواهد او را جلب نماید و پیش از ورود وی، رهسپار به مرکز شد و فوری به توقیف مجرّد، موقوف شد و این حبس دیرگاهی به طول انجامید». (آیتی یزدی، 1317: 378)
1ـ محمّدتقی خان، متولّد1121ق، فرزند محمّد باقر بافقی بود که در هجوم افغانها به اصفهان به دلیل کودکی جان سالم به در برده بود و از آنجا راهی یزد شده بود. (ر. ک: آیتی یزدی، 1317: 357- 374)
1ـ عبدالرّحیم خان، علی نقی خان و زین العابدین خان، سه پسراصلی محمّدتقی خان و از همسر وی که بانوی اوّل بود، متولّد شدند. این هرسه به غیر از فرزندی خان بزرگ، از مادر نیز وابستگی به طایفۀ زندیه داشتند، زیرا نوۀ ویس مرادخان زند بودند.
حسین مسرّت