بیان ارزش های ادبی ، تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی تذکرۀ میکده همراه با ویژگی های آن (5)
حسین مسرّت
تذکرۀ دبیران و محررّان و کاتبان ( راقم ، دانش ، مهدی یزدی و ... )
تذکرۀ روحانیان ( محمّد علی حیران یزدی ، ناطق ، شهلا و ... )
تذکرۀ صنعتگران ( حبیب صفّار یزدی ، جلالی کلاهدوز ، مشفق حکّاک و ... )
تذکرۀعرفا ( غمامی ، محرم بافقی ، حسینی و ... )
تذکرۀ مستوفیان و کارگزاران دولتی ( روشن ، اشتری ، کوکب و ... )
تذکرۀ نویسندگان و ادبا ( طرب ، محمّد علی وامق ، فدایی و ... )
تذکرۀ هنرمندان ( قضایی ، نوای ، محرم یزدی و ... )
و به عبارتی سندی مهمّ از جامعه شناسی ادبیّات قرن سیزده یزد است .
13-سلسله ها و خاندان ها در تذکرۀ میکده
در روند تحقیقات اجتماعی و تاریخی ، پیدایش سلسله ها و خاندان هر شهر ، کمک بسیار زیادی به شناخت روابط اجتماعی و تاریخی می کند ، بسیارند از افراد کنونی خاندان های یزد که از گذشتۀ تاریخی خود بی اطّلاع هستند ، وجود برخی فامیل ها در یزد مانند : گُجراتی ، کَسمایی ، خراسانی ، نجفی و ... برای حتّی صاحبان آن ناشناس است ، امّا از طریق میکده باخبر می شویم وقتی میرزا محمّد محسن نوّاب به یزد آمد . فرزندش عبدالعلی کوکب با خاندان نوّابیّه یزد وصلت نمود و یا اینکه میرزا محمّد هادی دانش تفرشی ، به پافشاری مردم یزد در این دیار ماندگار شد و هیچ کدام از بزرگان تفرش و حتّی کتب تاریخ تفرش و رجال تفرش ، نشانی از وی را در دست ندارند . و یا ذیل صرصریزدی می خوانیم که پدرش محمّد جعفر تاجر قزوینی از آن دیار به یزد آمده و محمّد علی دراین دیار به دنیا آمد و تا پایان عمر در همین شهر زیست ، همچنین است عبدالرّحیم قضایی یزدی که اصل وی از کاشان است و الخ .
از درون شرح حال های آمده در میکده به نام و نشان این خاندان ها و سلسله ها برمی خوریم :
1-خاندان کیان ( ص 190) 2-خاندن هراتی یزدی ( ص 80 و 151 )
3-سادات بفرو میبد ( ص 159 ) 4-سادات جعفری یزد ( ص 72،98 )
5-سادت حسنی و حسینی یزد ( 247)6-سادات حسینی اصفهان ( ص 78 )
7-سادات حسینی حسنی یزد ( ص 264 ) 8-سادات حسینی یزد ( ص 104 )
9-سادات دستغیب شیراز ( ص 108 ) 10-سادات سجّادی ( ص 113 )
11-سادات طباطبایی بیاذق بیابانک ( ص 154 ) 12-سادات مدرّسی یزد ( ص 92)
13-سادات موسوی یزد ( ص 80 ) 14-سادات میبد ( ص 103 )
15-سلسلۀ پاپلی یزد ( ص 76 ) 16-سلسلۀ خوانین یزد ( ص 65 ، 157 ، 231 )
17-سلسلۀ عامری سمنان ( 239 ) 18-سلسلۀ مستوفیان یزد ( ص 70 ، 198 )
19-سلسلۀ مظفّری یزد ( ص 242 ) 20-سلسلۀ منشی کرمان ( ص 146 )
21-سلسلۀ نوّابیّۀ یزد ( ص 228 )
14-محافل ادبی یزد
به درستی نمی توان از محتوای میکده فهمید که در آن عصر در یزد انجمنی ادبی وجود داشته است ، امّا از خلال شرح حال ها به محافلی پی برده می شود که عمده ترین آن ها در مدرسۀ مصلّی صفدر خان تشکیل می شده و شاعرانی عضو آن بودند . دیگر محافل عمدۀ ادبی عبارت بوده است از : دستگاه حکومتی علی اکبر ( موالی یزدی ) ، انجم یزدی و محمّد ولی میرزا حاکمان یزد که دو نفر اوّل خود شاعر بوده و شعرای چندی را به نزد خویش فراخوانده و به تشویق آنان می پرداختند . برحسب مندرجات میکده محافل عمدۀ ادبی که نشان از روابط شاعران آن عصر دارند ، عبارتند از :
1-انجم یزدی : «شعرا را در محفل خاصّ او بار و ظرفا را در خدمتش نهایت اختصاص و اعتبار . » ( 65)
2-تمنّای یزدی : « غالب اوان در مصلّای صفدر خان ، از هم صحبتان حیران و فدایی و فیمابین آن ها کمال اتّحاد و آشنایی است . » ( ص 80 )
3-غلامرضا حیران یزدی : « مدّت العمر در مصلّای صفدرخان به سر برده و با ارباب علوم و اصحاب آداب و رسوم طریق مجالست سپرده و ... و شب وروز با شعرا و ظرفا طریق مصاحبت می پیماید . » ( ص 99 )
4-حبیب یزدی : « از شعرا بیشتر با مولانا رشحه و فدایی محشور و در مجالست و مخالطت با ایشان نهایت ادب و احترام را منظور می دارد . » ( ص 131)
5-رشحه اصفهانی : « شب و روز شرف اندوز علما و فضلاست ... و مصاحبت با ارباب فضل و کمال و مخالطت با اصحاب وجد و حالش نهایت مأمول . » ( ص 131 )
6-راجی کرمانی : « به اصل بلده ( یزد ) آمده و طالب خدمت صاحب کار ( ؟ ) گردید و به واسطۀ جمعی بار یافتۀ بزم حضور و به نظم " حملۀ حیدری " مأمور شد ... از شعرا میل تمام به صحبت جلالی داشت و شب وروز همّت بر مصاحبت او می گماشت . » ( ص 144-143 )
7-شعرای یزدی : « در این اوان که نوّاب اشرف والا ، مستعدّین این ولا را بر ساحت احوال تافته ، هریک به قدر پایۀ خود ، مایه ای یافته اند . معظّم الیه نیز به منصب ملک الشّعرایی سرافراز و به مزیدالتفات خدیوانه بین الاکفاء ممتاز . » ( ص 173 )
8-فدایی یزدی : « مدّت العمر در مصلّای صفدر خان به تعلیم و تعلّم و تفهیم و تفهّم به سر برده و با ارباب فضل و کمال طریق مجالست و مخالفت سپرده . » ( ص 200 )
9-قضایی یزدی : « همواره با ارباب دانش همنشین و از خرمن صحبت صاحبان کمال خوشه چین است . » ( ص 206 )
10-علی اکبر خان موالی یزدی : « دلش مایل به صحبت ارباب استعداد و پیوسته مستعدّین را به محفل خاصّ خود بار دادی و نکته سنجان را بر سر خوان احسان خوانده ، طبق صحبت و نعمت در میان نهادی و به گفتگوی شعر و شاعری رغبت تمام داشت . » ( ص 232 )
11-محرّم بافقی : « قریب ده سال در حُجره ای از حجرات تحتانیّۀ مصلّی ساکن و با اهل ذوق همواره مخالفت می نمود . » ( ص 234 )
12-محرم یزدی : « در حجره ای از حجرات تحتانیّۀ مصلّی روزگار می گذرانید . حجره اش محلّ آمد و شد صاحبان کمال و ارباب وجد و حال . » ( ص 236 )
13-مهدی یزدی : « غالب اوقات در محفلِ بار علی اکبر خان موالی حاضر می شد . » ( ص 239 )
14-مفتون شیرازی : «اکثر اوقات در خدمت آقا سیّد ابوالقاسم حبیب [ شیرازی ] به سر برده و با آن سیّد نجیب ، جلیس و انیس بوده . » ( ص 245 )
15-وفایی یزدی : « به قدر وسع ، دامن صحبت شعرا و ظرفا را از دست نمی گذارد و اکثر اوقات با "صفایی" محشور و در آشنایی او کمال صداقت را منظور می دارد. » ( ص 257 )
16-اختر گرجی : « شعرای مشهور این ولا مثل قضایی و جلالی از ادراک صحبتش فیوضات اندوخته ، رسوم شاعری از او آموخته اند . حقیر مکرّر از فیض صحبتش بهره ور گردیده ام . » ( ص 56 )
15-معرّفی نویسندگان دهه های 1262 – 1200 ق یزدی یا ساکن یزد
وامق 25 نفر نویسنده ، منشی ، کاتب و یا دبیر را از خلال شرح حال ها معرّفی نموده است و برای بیان شیوۀ نویسندگی و توانمندی هر یک عباراتی را آورده است ، مثلاً ذیل حیران یزدی می نویسد : « گاه گاهی نیز همّت بر انشای نظم و نثر می گمارد ... و در این فنون نیز یگانۀ دوران و سرآمد ابنای جنس و اهل زمان است ، چنانچه با عقود منثوراتش ، عقد ثریا گسیخته و با دُرر منظوماتش آب و رنگ دُرر منظومۀ دریا ریخته . » ( ص 92 ) ذیل حسینی یزدی آورده : « بر اقسام سخنوری نظماٌ و نثراً قادر ... مدّتی در سر کار یکی از امرای این دیار به رتبۀ دبیری سرافراز و بین الاکفاء ممتاز بود . » ( ص 104 )
راقم کرمانی را با این عبارات ستوده است : « از سلسلۀ منشیان عطارد نشان کرمان است و در سلک منشیان والیان این ولا ( یزد ) منسلک گردیده و رموز انشاء را درست می داند . الحق مطلب را در کمال وضوح می نگارد و در عصر خویش در این فن، ثانی ندارد و گاه گاهی که از تحریر نثر دلتنگ می شود ، خود را به ترتیب نظم شکفته خاطر می دارد . » ( ص 146 با تخلیص ) . در وصف شیدای یزدی گوید : » در مکالمات انواع ملایمات نوع بدیع را به طرزی خاص مراعات می نمود و در ادای مراتب علم معانی را به طریقی به اختصاص بیان می فرمود . » ( ص 165 ) و سرانجام ذیل طرب نائینی می آورد : « سلسلۀ علّیۀ ایشان اغلب از اهل خط و ربط و دفاتر نظم و نثر را به شیرازه بندی منشی خیال در مقام حراست و ضبط اند . معزّیُ الیه نیز به اکثر کمالات آراسته و گلشن نظم و نثر را نهالی نوخواسته است . ( ص 187 )
حسین مسرّت