رسالۀ چوب چینی(2)
نویسنده: نامعلوم
به کوشش: حسین مسرّت
مشخّصات این کتاب در فهرست نسخه های خطّی کتابخانۀ وزیری (ج5: 1794-1793) و نیز کتاب فهرستگان نسخه های خطّی فارسی ایران(ج 11: 252 – 251) اشتباه بوده و چنین آمده است :کاتب : عبدالصّمد بن ملاّ قاسم، تاریخ صفر 1232 ق ،13 ص. (380 – 368)در حالی که نام کاتب و تاریخ رساله برای رسالۀ نخست این مجموعۀ خطّی است.
کتاب نامبرده تقسیم بندی ابواب و فصول را ندارد، ولی از محتوای آن می توان به این تقسیم بندی رسید: مقدّمه در پیدایش چوب چینی، شناخت چوب چینی، طرز پخت، ایّام خوردن، طریقۀ شرب و خوردن، تنقیه بدن، سفارش غذایی و منافع.
نویسندۀ کتاب:
از آنجا که نویسنده ضمن این رساله می آورد:«فقیر،کتاب نوادرالاخبار را ضم کرده ام به آن حدیث»، نویسندۀ کتاب به احتمال زیاد محمّد جعفر خراسانی اصفهانی است زیرا، در بین نسخه های خطّی فارسی،سه کتاب بدین نام است؛ نخست از محمّد جعفر خراسانی(1080 – 1175 ق) که تألیف آن 29 ذی القعدۀ 1112 ق است، دیگری از تبریزی خیابانی(1280 – 1366 ق )؛ که چون تاریخ حیات او پس از کتابت نسخۀ ماست،نمی تواند از او باشد؛ و دیگر کتاب نوادر الاخبار فی غرائب الآثار (نسخۀ کتابخانۀ ملّی، بی تا ،ش 25691)که با نامی که مؤلّف آورده، تفاوت دارد. اتّفاقاً هر سه کتاب در موضوع حدیث و به زبان عربی است.(بنگرید: فنخا ،ج 3 :763).
نیز در بین هفت کتاب با عنوان نوادرالاخبار که در الذریعه(ج344:24 – 343 )آمده به غیر از کتاب تألیف محمّد جعفر خراسانی که تصریح شده در حدیث است، سه کتاب دیگر در زمینه حدیث نیست و دو کتاب، تألیف فیض کاشانی و نعمت الله جزائری شوشتری هم به موضوع آن اشاره نشده است. فعلاً تا زمانی که سند محکمی در این باره به دست نیامده، نمی توان به قطعیّت گفت از آن محمّد جعفر خراسانی است؛ ولی اگر از او باشد، وی صاحب آثار فراوانی از جمله: آداب المتعلّمین، اکلیل المنهج فی تحقیق المطلب، اهل الکتاب، خمسۀ ضروریّه، رسائل اصولی، الطباشیر، مدارک المدارک، المعاد، مسائل ایادی سبا، ترجمۀ صحف ادریس و غیره است(بنگرید: فهرستواره ،ج 11 :456).
مؤسّسۀ دارالحدیث، نام کامل وی را : «محمّدجعفر بن محمّدطاهر بن عبدالله الخراسانی الاصفهانی الکرباسی» آورده است.
ویژگی:
در میان رسالات بیخ یا چوب چینی موجود در کتابخانه های ایران (بنگرید ،فنخا،ج 6 :320 – 316 و ج 252:11 – 248 )، دو رساله در خواص چوب چینی از «حکیم قاضی بن کاشف الدّین رشید یزدی اردکانی و عمادالدّین محمّد بن مسعود شیرازی» تنها بر پایۀ یک نسخه به کوشش: یوسف بیگ باباپور چاپ شده است. این دو متن از لحاظ عبارات و متن به غیر از چند واژۀ کلیدی، هیچ همانندی با رسالۀ مورد تصحیح ما ندارد و از این جهت، این رساله امتیاز دارد.
دیگر آنکه برخی واژه های بومی و برساختۀ مؤلّف که بیشتر شبیه گویش یزدی است در متن دیده می شود که در فرهنگ ها نیامده است،مانند: اَتلاف (جمع تُلف)، ترپلاو (نوعی پلو )، تُلف (تُفاله. گویا یزدی)، حجریّت(سنگی )، حلوای گزانگبین، حلوای نشاسته، سفیدی (گویا شیر و لبنیات. گویا یزدی)، شکر پلاو(نوعی پلو)، شورناک(شور مزّه )، وزن شاه( گویا من شاه، برابر شش کیلوگرم). چنانکه از متن برمی آید ،نسخه گویا از روی نسخه ای دیگر کتابت شده است؛ زیرا واژه های چندی وجود دارد که روشن است چون کاتب نتوانسته بخواند، نقّاشی کرده و چند مورد هم که نسخۀ اساس،افتادگی داشته،کاتب جای آن را سفید گذاشته است.
****
بسم الله الرّحمن الرّحیم و به نستعین
الحمد لله ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی محمّد و آله الطّاهرین.
و بعد، سخن در چوب چینی که در آب آن را بجوشانند. چوب چینی را در بعضی از عبارات به بیخ چینی عبارت کرده اند و از بعضی استادان نقل شده که گفته اند که ما درخت آن را دیده ایم و آن را خوشه بسته شود و گُل کند و میوه دهد و چوب آن به جهت دوا آنچه می بُرند،بسیار خوب است و با قوّت است و ظاهر این عبارت این است که آنچه به آن دوا کنند، بیخ و ریشه نباشد و محتمل[1]است که آنچه از چوب چینی، نازک و شکننده و ترد باشد و به ثمریّت[ما]یل باشد، آن است که در اسفند بریده شده است و نباتات در آن وقت آب به پوست می اندازند و ترد و نازک می شوند و به این جهت است که پوست در مثل این چوب چینی که ذکر کردیم، خوب ظاهر نمی شود و چوب موصوف چون تفاله شود، آن تفاله، بسیار ترد و نازک باشد و به مربّای کدو ماند که بسیار ترد و نازک باشد و آنچه در غیر اسفند بریده شده باشد،آن، شجریّت در آن غالب باشد تا به حدّی که به پوست درخت عنّاب که کهن شده باشد،شبیه شود و طبیخ آن بسیار سرخ باشد و تفالۀ آن به چوب پخته ماند
[1] اصل:مجمل
حسین مسرّت