پيشينة مطبوعات يزد(5)
حسین مسرت
«نسخههاي روزنامههاي مخفي كه به نام شبنامه در ايران معروف شد، هنوز در كتابخانههاي ملّي و مجلس شوراي ملّي و ... حفظ ميشود و آثار دورة بسيار فعّالي از روزنامهنگاري ملّي و انقلابي ايران به شمار ميآيد. اين گونه روزنامهها كه به قطع بسيار كوچك و به طور نامرتّب در شهرهاي مختلف توسّط انقلابيّون چاپ ميشد، معمولاً تاريخ انتشار و آدرس و محلّ چاپ با خود نداشت و فقط جهت بسيج عمومي و با انگيزة ملّي انتشار مييافت.»[1]
برابر جدول كتاب سير ارتباطات اجتماعي[2] (ص 139) تا سال 1324ق، هيچ گونه روزنامهاي در يزد منتشر نميشده است.
مطبوعات در دورة دوم انقلاب مشروطه
«توسعه و رشد ارتباطات اجتماعي در دورة دوم انقلاب مشروطه كه به مدّت چهار سال (1909- 1906) [1285 تا 1288 ش] طول كشيد، يكي از پرهيجانترين دورههاي تاريخ سياسي معاصر ايران است و در عين حال اين دوره از آزادترين ادوار مطبوعات ايران به شمار ميرود. روزنامهنگاران ايراني طيّ اين چهار سال، اوّلين جَنگ مطبوعاتي را با حكومت شروع كردند و به پايان رسانيدند. اين مبارزه همواره با موفقيّت انقلابيّون، اثراتي عميق و ناپيدا در تاريخ روزنامهنگاري ايران گذاشت. از خصايص ارتباطات اجتماعي اين دوره آن است كه به سختي ميتوان بين كوشندگان انقلابي، سياسي و مطبوعاتي مرزي كشيد. زيرا بين روزنامهنگار و شاعر و نويسنده و واعظ و سياستمدار، فرق فاحشي در اين چهار سال وجود ندارد و اين هماهنگي و اتّحاد و تسلّط به چندين كار، ارتباطات اجتماعي دورة دوم انقلاب مشروطه را مشخّص ميسازد.»[3]
«سال 1325 ش سالي پربار براي فعّاليّتهاي آزاد مطبوعاتي بود. در اين سال بيش از هشتاد روزنامه در تهران و شهرستانها منتشر ميشد كه حدود سي روزنامه در شهرها به زير چاپ ميرفت. سهم مطبوعات نوبنياد برخي از شهرها اين گونه بود: اصفهان: 8، رشت: 7، تبريز: 5، همدان: 3، مشهد، شيراز، يزد، كرمانشاه، اروميّه و انزلي هر كدام به تنهايي يك روزنامه.»[4]
توسعة مطبوعات
«يكي از اثرات انقلاب مشروطه و آزادي مطبوعات، نموّ و توسعة قابل توجّه مطبوعات در شهرستانهاي مختلف ايران بود. قبل از انقلاب مشروطه، جمعاً در حدود پنج شهر مختلف در ايران روزنامه داشتند. بعد از انقلاب و اعلام مشروطه، تعداد شهرهاي داراي روزنامه يا هفتگي به پانزده رسيد.
گشايش انجمنهاي ملّي در شهرهاي مختلف ايران كه يكي از اقدامات مجلس شوراي ملّي بود و در حقيقت امور داخلي هر شهر را به دست مردم ميسپرد، تأثير مهمّي در توسعة مطبوعات شهرستانها بخشيد. تشكيل هر انجمني، تأسيس روزنامهاي نيز به دنبال داشت، تا اخبار و مذاكرات و مباحثات انجمن را به اطّلاع مردم برسانند. توجّه افکار عمومی به مذاکرات و تصميمات انجمنها، گسترش مطبوعات را بيش از بيش تشويق مي نمود.»[5]روزنامة انجمن ولايتي يزد نيز كه در سال 1329ق چاپ ميشد، گواه اين سخن است.
محمّد علي شاه و مطبوعات
«مظفّرالدّين شاه، چند روز پس از امضاي قانون اساسي درگذشت و پسر او محمّد علي شاه در تاريخ 19 ژانويه 1907 م [27 دي 1285] به سلطنت رسيد. از آغاز سلطنت خود، به مجلس شوراي ملّي و مطبوعات، كمتر علاقه نشان داد و در مدّت حكومت خود سه بار سعي كرد قانون اساسي و مشروطيّت ايران را از ميان ببرد.»[6]چون محمّد علي شاه پس از بارها درگيري با مجلس به خواستههاي خود نرسيد، به كمك لياخوف دست به يك كودتا زد.
«بعد از كودتاي 1326ق، ديگر بار حكومت استبدادي در سرتاسر ايران حكفرما گرديد و محمّد علي شاه در صدر اين حكومت بر تخت نشست، در جريان توپ بستن مجلس، دو تن از بزرگترين روزنامهنگاران دوره اوّل، ميرزا جهانگيرخان شيرازي، مدير صور اسرافيل و ملكالمتكلّمين مدير روزنامة روحالقُدوس را دستگير كردند. در اين هنگام، تمام روزنامههاي منتشره در تهران تعطيل گرديدند و مديران آنها متواري شدند. در حقيقت ميتوان اين دوره از تاريخ را دورة فناي مطبوعات فارسي دانست زيرا جز روزنامۀ رسمي در اين زمان، روزنامة ديگري منتشر نميگرديد.»[7]
[1]. همان: 123.
[2]. همان: 139.
[3]. همان: 135.
[4]. تاريخ سانسور در مطبوعات ايران: گوئل كهن، تهران: آگاه، 1362، ج 2: 315. ولي در سال 1325 دو نشريّه در يزد چاپ ميشده است: سفينه و معرفت.
[5]. سير ارتباطات اجتماعي، همان: 150، 151.
[6]. همان: 138.
[7].تاريخ مطبوعات در ايران و جهان: جهانگير صلحجو، تهران: امير كبير، 1348.
حسین مسرّت