حسین مسرت

 

«انجمن‌هاي ولايتي»

چون بحث روزنامة انجمن ولايتي است، خوب است يادداشت‌هايي كه دربارة انجمن‌هاي ولايتي، به ويژه انجمن يزد فراهم گشته آورده شود. انجمن‌ها يكي از دستاوردهاي انقلاب مشروطه و قانون اساسي آن است. براون چنين مي نويسد:

«انجمن‌ها دو گونه بوده‌اند: رسمي و غير رسمي، اوّلي‌ها كه طبق قانون تشكيل يافته، سه گونه بوده‌اند: 1) بلديّه (انجمن شهرداري)، 2) انجمن ايالتي (انجمن استاني)، 3) انجمن ولايتي (شهرستاني). انجمن‌هاي رسمي داراي وزن اساسي و تأثير واقعي در بهبود حال مردم بوده و در هيئت و تشكيل حكومت كشور، مقام مهمّي را دارا بوده‌اند. تكاليف نظارت در امر انتخابات، امور اجتماعي و مراقبت كاركنان و تحصيلداران ماليّه و جلوگيري از هر گونه كارهاي حكمرانان را كه ممكن بود بنا به نحوي پيشين، روش خود سرانة رژيم استبدادي را نسبت به مردم پيش گيرند، به عهده داشته‌اند. آن‌ها وسايل عمده و عملي براي نجات ماليات دهندگان از تحميلات طاقت فرسايي بوده‌اند.»[1]

از همان آغاز، مخالفين انجمن، بناي ناسازگاري گذاشته وامنيّت آن را بر هم زدند: «در 1325 انجمن‌ها از مجلس، اجازة تشكيل نظام خواستند و تهديد كردند اگر خواستة آنان تصويب نشود، خود اقدام خواهند كرد ... آنان به نداشتن امنيّت معتذر شدند.»[2]حتّي بر اثر توطئه‌اي دَرِ ورودي انجمن ولايتي يزد سوزانده مي‌شود. فرّخي يزدي در اين باره مي‌گويد:

گاه اندر يزد، با عنوانِ شورِ انقلاب
 

 

انجمن سازيم و ننديشيم از اين ارتكاب
 

غيرِ ما مردم كه نارِ جهلمان افروخته
 

 

تا به اكنون كي درِ بيت‌المقدّس سوخته[3]؟
 

سفير انگليس «باركلي» هم در تلگرامي كه به ادواردگري مي‌زند، خواستار تعديل قانون انجمن‌هاي ولايتي ايران، مطابق نظر سفارتخانه‌ها مي‌شود، زيرا اختيار انفصال آ‌ن‌ها دست دولت نيست.[4]

انجمن‌ها و پيشرفت‌ مطبوعات

«گشايش انجمن‌هاي ملّي در شهرهاي مختلف ايران كه يكي از اقدامات مجلس شوراي ملّي بود و در حقيقت امور داخلي هر شهر را به دست مردم مي سپرد، تأثير مهمّي در توسعة مطبوعات شهرستان‌ها بخشيد. تشكيل هر انجمني، تأسيس روزنامه‌اي نيز به دنبال داشت تا اخبار و مذاكرات و مباحثات انجمن را به اطّلاع مردم برساند. توجّه افكار عمومي به مذاكرات و تصميمات انجمن‌ها گسترش مطبوعات را بيش از پيش تشويق مي‌نمود. بدين ترتيب، به آزادي مطبوعات و تشكيل انجمن‌ها منتهي مي‌شد و تشكيل انجمن‌ها به گسترش و نمو مطبوعات مي‌انجاميد.»[5]

گزارش برپايي انجمن ولايتي يزد، در تاريخ يزد: احمد طاهري (ص 81- 80) آمده كه چكيدة آن به همراه گزارشي از كشتن يكي از كوشندگان انجمن، يعني محمّد‌تقي مازار در بخش نگاهي به تاريخ مشروطة يزد آمد. در اينجا نامه‌اي كه با امضاي 49 نفر به روزنامة صوراسرافيل فرستاده شده بود، چون دربارة انجمن ولايتي يزد است، مي‌آيد:

«خلاصة مجلّه و مكتوب‌هاي يزد كه به اداره رسيده، دهم شوّال 1325.

به واسطة حادثة عظيمي كه به تازگي روي داد، پشت تمام مظلومين و مشروطه خواهان شكست و سكتة بزرگي در تشكيل انجمن ايالتي [ولايتي] روي داد. شرح ماجرا اين است كه در ايران، هر ايالت و ولايتي كه دور از مركز است، به همان درجة مسافت و بُعد تا پايتخت، ظلم و ستم، ضعف و شدّت دارد، چنانچه در يزد به همين جهت، اجحاف و تعدّي سال‌هاست شيوع داشته و دارد.

و در اين اوقات كه كلّية اهالي به جان و به ستوه آمده و در خيال حفظ حقوق خود برآمده و يكي از آنان كه كمال جدّ و جهد و كوشش در اجراي پيشرفت معني مشروطيّت و انعقاد انجمن ايالتي [ولايتي] داشت، مرحوم حاج محمّدتقي مازار بود كه در صفات حسنه و حبّ نوع وطن‌دوستي مشهور است، و اين مرحوم، بدون خوف و بيم از مستبدّين تا توانست در اين مقصد مقدّس خودداري نكرد و شب و روز آني آسوده نبود و براي انجمن ايالتي [ولايتي] خانة آقاي سيّد ابوالقاسم ازغندي را از نو ساخت و تهيّۀ اثاثية آنجا را مي‌ديد كه مستبدّين امانش ندادند كه جلو غلط كاري‌هاي آن‌ها را بگيرد و مردم را از دست ظلم و بي‌حسابی آنان خلاص ‌نمايد.

 


[1]. انقلاب ايران: ادوارد براون، ترجمه: احمد پژوه، تهران: معرفت، 1338، ج 2: 262.

[2]. دست پنهان سياست انگليس: احمد خان‌ملك ساساني، تهران: هدايت و بابك 1352.

[3]. ديوان فرّخي يزدي: حسين مسرّت، تهران: قطره، 1380: 277، نيز بنگريد: پيشواي آزادي، حسين مسرّت، تهران: ثالث، 1384: 67.

[4]. كتاب آبي: وزارت امور خارجۀ انگليس، ترجمه: ميرزاحسن‌ خان، به كوشش: احمد بشيري، تهران: نشر نو، 1363، ج 5: 1239.

[5]. سير ارتباطات اجتماعي، همان: 151- 150.