حسین مسرّت

برخی آب‌انبارها برای ساخت راهروی تخلیۀ هرز آب از روش خرطومی استفاده می‌کردند که دریچۀ کنج آن 15 × 15 سانتی‌متر بود و وقتی به نزدیک چالۀ هرز آب می‌آمد، به 22 × 22 سانتی‌متر می‌رسید. پس از شستشوی کامل تنوره، این سوراخ با چهار پنج آجر و ملات گل آهک گرفته می‌شد و برای اینکه ترک نخورد، بی‌درنگ آب درون آب‌انبار به آن‌جا سرازیر می‌شد تا آب به خوبی جذب ملات شود. (باغبان‌زاده)

در زیر شیر محلّ برداشت آب، چاله‌ای قرار داشت که آب‌های سرریز شده از ظرف‌های سفالین، چرمین سقّایان (در یزد بدان، خیک سقّایی می‌گویند) و اهالی محل بدان راه می‌یافت. در وسط این چاله، سوراخی بود که راهی به چاه هرز آب ژرف که گاه ژرفنایی برابر 15 متر داشت و یا به نزدیک‌ترین پوکۀ قنات وصل بود. مانند آب‌انبار ریسمانیان، (چاه هرزآب آب‌انبار دولت‌‌آباد سرازیر پوکه قنات گرد فرامرز می‌شد. باغبان‌زاده) برخی آب‌انبارهای بزرگ چندین چالۀ هرز آب دارند. (عابدینی 1: 34) روی این چاله، قطعه سنگ تراشیدۀ بزرگی با یک سوراخ در میان آن قرار داشت تا خطر و آسیبی برای مردمان نداشته باشد. گاه در برخی آب‌انبارها، حوضچه‌ای کوچک در پاشیر برای غسل در نظر می‌گرفتند مانند آب‌انبار قندهاری.

خنکی زیاد صفّه و فضای پاشیر، نه تنها همسایگان و مردمان کویری را در این هوای گرم و سوزان تابستان به نشستن فرا می‌خواند و گپ‌های دوستانه و درد دل‌ها گُل می‌انداخت، بل برخی همسایگان را نیز وامی داشت تا راهرویی از این جا تا خانۀ خود بکشند و هوای خنک را به درون خانه سرازیر کنند. نمونه‌های آن در یزد و نیز در آب‌انبار محمّدیان کاشان دیده شده است. (ورجاوند، آب‌انبارها: 157)  گاه نیز قصّابان محل یا همسایه، مانند آب‌انبار ریسمانیان یزد، آب‌انبار کنار بازار میبد، شقّۀ گوشت خود را در آن مکان آویخته (جانب اللهی 2 و 3: 93) تا از گنده شدن در امان باشد. در آن هنگام، پاشیرها کار یخچال‌های امروزی را می‌کرد.

صفّه یا پاگرد آب‌انبار معمولاً در میانۀ راه‌پلّه قرار دارد، امّا گاهی در بخش پاشیر ساخته می‌شد. (معماریان: 46) معماران به دلیل وابسته بودن این فضاها به هم، کوشش می‌کردند پاشیر، قلتم و صفّه را همزمان با هم بسازند تا به گفتۀ خودشان در هم «کلاف» شود. (قادری: مصاحبه: 20/1/86) طاق پاشیر بزرگتر از طاق راچینه (قادری) و بیشتر دوپوش بود. (ورجاوند: 157) و معمولاً طاق ترکین و در فضای مربّع شکل، طاق کلنبو کار شده است. (معماریان: 27)

علی‌اکبر باغبان‌زاده آب‌انبارها را به دو دستۀ کلّی: شیر و دستی تقسیم می‌کرد. چنانکه قبلاً توضیح داده شد، بیشتر آب‌انبارهایی که در صحراها، دشت‌ها و در مسیر کاروان‌ها ساخته می‌شد، پاشیر نداشت و افراد از پلّه‌هایی که درون مخزن وجود داشت، آب برمی‌داشتند. دربارۀ زیان‌های این‌گونه آب‌انبارها هم در بحث بهداشت و هم در بحث راه‌پلّه توضیح داده شد.

برخی آب‌انبارهای همگانی هم به ویژه در شهرهای جنوبی ایران وجود دارد که بدون پلّه و پاشیر بوده و از راه دریچه‌ای، مانند دهانۀ چاه که در بدنۀ گنبد مخزن بوده با دلو و سطل از آن آب برمی‌دارند.

این‌گونه مخزن‌ها در طبس، محمّدیۀ نایین و برخی شهرهای کویری نیز دیده می‌شود. (شیرازی: 34) که به جنبه‌های غیر بهداشتی این‌گونه برکه‌ها هم، در دو بحث بهداشت و ساخت آب‌انبار و هم ذیل راه‌پلّه اشارۀ کافی شد.

ب -13 سردر

چسبیده به تنوره و گاه در تناسب حجمی با بادگیر، سردر آب‌انبار قرار دارد. جایی که آغاز راچینه‌های تند و شتابان است. سردرها، بسته به جایگاه آنان در بافت هر محلّه و مکان و مقدار فضا و امکاناتی که سازندگان برای آن در نظر گرفته‌اند، دارای اندازه‌های گوناگون است و در یک نگاه کلّی «اندازۀ سردر آب‌انبارها بسته به بزرگی منبع و چگونگی موقعیّت آن در بافت مجموعه و وسعت گذر و میدان مقابل و اهمیّت بناهای همجوار یا نزدیک آن متفاوت است، ولی به طور معمول شاهد آنیم که نسبت به بناهای مجاور از ارتفاع بسیار زیادتر و حجم چشمگیرتری برخوردارند.» (ورجاوند، آب‌انبارها: 157) امّا به هر حال تناسب خوبی با تنوره، بادگیر و پلّه‌ها دارند.

سازندگان آب‌انبار، پس از پیدایی موقعیّت مکانی آب‌انبار، تمهیدات دیگری نیز برای سردر در نظر می‌گرفتند. از جمله آنکه «در برابر سردر آب‌انبارها بسته به محلّ بنای آب‌انبار، سعی بر آن بوده تا فضای باز مناسبی وجود داشته باشند تا بر جلوه و شکوه سردر بیافزاید. از این رو آب‌انبارهای هر محلّه که اغلب در کنار مسجد، قلب محلّه را تشکیل می‌داد، در کنار میدان‌ها برپا می‌شوند. حتّی برخی از آنها که در بافت بازارها ساخته شده‌‌اند، از پیش پای مناسبی برخوردارند... از جمله در برابر آب‌انبار گذرنو کاشان، هشتی مانندی وجود دارد که آب‌انبار را با راستۀ بازار پیوند می‌دهد. از این محل در روزهای سوگواری به عنوان حسینیّه استفاده می‌کنند. نکتۀ قابل ذکر آنکه، گاه برای جلوۀ بیشتر سردر آب‌انبارها در مسیرهای سقف‌دار، در آن بخش، بازارها و گذرهای سرپوشیده را بدون سقف ساخته‌اند. (ورجاوند، آب‌انبارها: 157)

سردر بیشتر برکه‌های ایران برخلاف ساختمان هوشمندانه و پیچیدۀ آن، بسیار ساده است. چنانکه بیشتر سردرها دارای دو دیوارۀ عمودی بر دو سوی پلّکان و گاه سکّوهایی در دو سمت آن است. امّا برکه‌های باشکوه معمولاً دارای عناصری چون سردر کاربندی شده با آجر، کاشی‌کاری، معرّق‌کاری، صفّه یا غرفه یا تاقچه، کتیبۀ سنگی (مرمری یا خارا)، سکّوهایی برای نشستن و آسودن، سقّاخانه در یک یا دو سوی راه‌پلّه، سنگاب در جلوی سردر (مانند آب‌انبار گذر یوزداران) و نیز اتاقی روی سردر هستند. (مانند سردر آب‌انبار حسینیۀ شهدای فهرج که در بخش زائرسرا قرار دارد و اتاقی روی آن ساخته شده است. (معماریان: 61)

بیشتر برکه‌ها دارای یک سردر بوده که با کمی عقب‌نشینی به واسطۀ پیشگیری از برخورد سرمراجعان، بر بالای پلّکان ورودی ساخته شد. امّا در برخی برکه‌ها که دارای دو مسیر پلّکان سرباز و سرپوشیده هستند، سردر اصلی و شکوهمند آن در آغاز بخش سرپوشیده قرار دارد. چنانکه بخش سرباز که وظیفۀ اصلی تأمین روشنایی آب‌انبار را بر عهده دارد، به عنوان گذرگاهی کوچک عمل می‌کند تا بیننده را در ادامۀ مسیر با پدیده‌های زیبای کاربندی و مقرنس‌کاری روبرو کند. برکه‌های بزرگ و با شکوهی چون امیر چقماق، قندهاری، کیخسروی، آتشکده، رستم‌گیو، مارکار، نظریان و غیره دارای چنین سر درهایی هستند. (معماریان: 51)

معمار آب‌انبار شش بادگیری، هر چند سردر اصلی را در آغاز بخش سر پوشیده قرار داده، امّا در آغاز بخش سرباز هم با ایجاد دو غرفه و «برآمدگی در جرزهای آن، فضای ایستایی به وجود آورده است.» (معماریان: 52)

برخی برکه‌ها هم مانند امامزاده جعفر و حمّام گودک فهادان، در آغاز هر دو بخش سرباز و سرپوشیده، سردری دارند که بر زیبایی بنا افزوده است.