حسین مسرّت

چنانکه به نظر استاد خرّمی، بهترین شکل هندسی ساخت بادگیر، مستطیلی با ضلع‌های بلند در موازات جنوب غرب است. البتّه نمونه‌های زیادی به شکل مربّع و تعداد کمی نیز به صورت هشت ضلعی اجرا شده است، ولی پلان مستطیل برای بادگیر مناسب‌تر است. (شهرم: 31)

بیشترین اندازۀ ضخامت بر قسمت بدنۀ بادگیر از مکان آغاز ساخت که چسبیده به تنوره است، دو خشت، معادل 45 سانتی‌متر است. همین روند تا کف بام رعایت می‌شده و از آنجا تا زیر قفسه (هواکش)، معادل نیم خشت (10 سانتی‌متر) از بیرون کم می‌شود. هر چند بادگیرهایی با ضخامت کمتر و یا بیشتر از این نیز ساخته شده، ولی معمولاً به ترتیب بیان شده ساخته می‌شود. این نکته را نیز باید بیان داشت که هر چه بادگیر، اندام (ساقۀ) بلندتری داشته، قابلیّت بیشتری برای جذب باد دارد و این بلندی هم به تناسب حجم مخزن است و هم به تناسب وضع مالی سازندگان. (شهرم: 31، به نقل از استاد خرّمی) امّا بیشتر ساقه‌ها ارتفاعی بین 4 تا 5 متر دارند.

بر ساقۀ گنبد، درهایی برای ورود به مخزن تعبیّه می‌شد تا بعدها افرادی که برای لجن‌کشی و دیگر کارها از این دریچه که قفل و بند هم داشت، وارد می‌شدند، بتوانند به وسیلۀ قرقره‌ای چوبی که در بادگیر کار گذاشته بودند، (در گویش یزدی بدان غَرغَر می‌گویند. ) طناب را به دور کمر خود پیچیده و به پایین مخزن بروند. این طناب به وسیلۀ چرخ چوبی که مقنّی در روی زمین کار نهاده بود، هدایت می‌شد. (این چرخ درگویش یزدی «چرخ چاه» خوانده می‌شد). سپس به وسیلۀ همان مقنّی، دلو یا ظرف لجن به بالا می‌آمد و تخلیّه می‌شد. این قرقرۀ چوبی، در داخل بادگیر جای ثابتی داشت.

ساقه‌های بادگیر به وسیلۀ کانال از طریق دیواره یا حاشیۀ سقف (گنبد) راهی به مخزن داشتند که این راه «L» مانند بود و به هر صورت عمود بر مخزن نبود، زیرا در غیر این صورت، گرد و غبار یا هر شیء و یا حیوانی مستقیماً وارد مخزن شده و آب آلوده می‌شد. در زیر بیشتر این ساقه‌ها، فضایی (چاله) خاکریز وجود داشت که گرد و غبار و حیوان به درون آن می‌افتاد و به راحتی می‌توانستند آن را از آنجا بیرون برده و تمیز کنند. مقطع این کانال در این قسمت نسبت به اندازۀ ساقه بیشتر بود تا سرعت باد کاهش یافته، گرد و غبار در آنجا بریزد و سپس هوای تمیز و صاف وارد مخزن شود. (قبادیان: 28)

2- دهانه (قفسه)

از روی دیوارۀ ساقه، طول هر ضلع را به اندازۀ حدود 20 سانتی‌متر برای هر دهانه و 8 الی 10 سانتیمتر برای تیغۀ جداکنندۀ هواکش در نظر می‌گیرند و به این ترتیب تعداد دهانه‌ها مشخّص می‌شود. با توجّه به طول و عرض هر ضلع ممکن است، فاصلۀ هر تیغه اندکی بیشتر از مقدار گفته شده درآید. پس از اجرای تیغه‌ها و حصول ارتفاع لازم، کار قفسه‌سازی به اتمام می‌رسد. برای ایجاد نمایی مطلوب می‌توان قسمت بالای هواکش را با گچبری آراست.

قابل توجّه است که در روند احداث قفسه‌ها در فاصلۀ هر 2 یا حداکثر 4/1 2 متر، که به یک قفسه مشهور است، چوب‌هایی در بدنۀ خارجی مشاهده می‌شود که به صورت متقاطع در جریان احداث کار گذاشته شده است. این چوب‌ها علاوه بر عملکرد کلاف (شناژ) و نگهدارنگی تیغه‌ها، در انتقال بار قسمت‌های میانی کار به بدنۀ خارجی کاربرد دارد. ضمن اینکه با قرار دادن تخته روی آن به عنوان داربست استفاده می‌شده است.» (شهرم: 32 به نقل از استاد خرّمی(

تفاوت قفسۀ بادگیر آب‌انبار با بادگیرخانه‌ها در این است که قفسۀ بادگیرخانه تا نزدیک زمین آمده است، اما بادگیر آب‌انبار، قفسۀ بالا دارد و زیر آن خالی است. (علی اکبر باغبان‌زاده، مصاحبه(

3- تیغه

معماران برای هدایت باد، درون قفسه را تیغه می‌سازند و برای اینکه باد بهتر و بیشتری داخل مخزن شود، بر تعداد تیغه‌ها می‌افزودند. در قدیم روی تیغه‌ها را با «نی» می‌پوشاندند تا پرندگان داخل بادگیر نشوند، امّا درسالیان اخیر با پدید آمدن تورهای فلزی، جلوی دهانه را تور می‌کشیدند. (علی اکبر باغبان‌زاده، مصاحبه)

جهت تقسیم‌بندی تنوره به دو شیوه عمل می‌شود. یکی توسّط کلاف چوبی و دوم گذاشتن تویزه (طوقه یا کلاف گچی برای زدن سقف محدّب) با قالب گچی، سپس روی آن را شروع به تیغه‌زدن می‌کنند. این تیغه‌ها تا زیر سقف بادگیر ادامه پیدا می‌کند. در صورت برخورداری بادگیر از اندامی بلند، شایسته است که هر دو متر یک بار، کلاف چوبی تکرار شود. البتّه بهتر است این تقسیم‌بندی از پایین‌ترین ارتفاع ممکن (حدّاکثر دو متر از سطح هم کف یا در حدّ قامت انسان) به اجرا درآید. زیرا در صورت عدم رعایت این مطلب، باد رانده شده به داخل، از دهانۀ مقابل خارج خواهد شد. مرغوب‌ترین نوع چوب برای ایجاد کلاف‌ها، یا دیگر موارد مربوط به ساخت بادگیر، چوب شورونه است. تقسیم‌بندی تنوره به دو روش صورت می‌گیرد. یکی به موازات بدنه‌های خارجی و دوم به این نحو که گوشۀ بدنه‌ها به صورت ضربدر تقسیم شده و دو قطر در وسط مربّع یا مستطیل، یکدیگر را قطع می‌کنند....

نکته‌ای که باید در اینجا به آن اشاره نمود، این است که در پایین‌ترین نقطۀ بادگیر که درون فضای داخلی قرار می‌گیرد، نیاز به نازک‌کاری می‌باشد، امّا گچ به چوب نمی‌چسبد. برای حلّ این مسأله، دور چوب انتهایی، ریسمانی به نام «سازو» می‌پیچند تا در این بخش چسبندگی ایجاد شود.» (شهرم: 35-34 به نقل از استاد خرّمی)

4- سقف (سر بادگیر)

«بعد از اتمام ساختن هواکش‌ها با قرار دادن یک کلاف چوبی ... به سر بادگیر، هر دهانه را که از پایین تنوره تا بالا به صورت تیغه ساخته شده، از نوع پوشش چیله، سقف می‌زنند و با یک رج پالومه (دیوار محافظ دیوار از لحاظ محکم‌کاری) روی آن کار بام‌سازی از قبیل خاک‌ریزی و شیب‌بندی انجام می‌شود. در بادگیرهایی با ابعاد بزرگ، معمولاً چند کاسۀ سفالین تعبیّه می‌کنند که آب‌های ناشی از بارندگی داخل آن جمع شده و به تدریج بخار می‌شود. بدین ترتیب کار بام‌سازی تمام است.... و امّا زنجیره (کنگرۀ محاط شدۀ سر بادگیر) و شرفی (آجر مخصوص که در نمای ساختمان‌های قدیمی به کار می‌رود) سر بادگیر بدین شرح است که بعد از نصب کلاف، جلوی آن یک رج [آجر] قلمدونی و در ادامه، روی آن یک رج زنجیرۀ [آجر] دندانه موشی و سپس یک رج بَر (نبش کار، نمای کار) کار می‌شود. عمل زنجیره و بَر آن‌قدر تکرار می‌شود تا سر بادگیر هیأت لازم را به خود بگیرد. در نهایت شرفی را روی کار قرار داده، با فرش کردن یک رج آجر چهارگوش به مقدار 10 سانتی‌متر، عقب‌تر، کار تمام می‌شود.

نبش بادگیرهای مربّع و مستطیل را به صورت پَخ یا گرد به طرف داخل اجرا می‌کنند. این حالت باعث می‌شود باد در حال وزش، جز مقداری که از طریق هواکش جذب می‌شود، با سطح صاف برخورد نکرده، در نتیجه از گوشه‌های مورّب عبور می‌کند و به ضلع دیگری می‌رود. حالت مذکور، ایستایی بیشتری در برابر رانش سقف قفسه‌ها دارد.

در مواردی که ارتفاع تنوره خیلی بلند باشد، جهت کاهش بار، به میزان هر متر تنوره، نیم خشت از ضخامت بیرون کاسته می‌شود.» (شهرم: 34-33 به نقل از استاد خرّمی) سقف بام بیشتر بادگیرهای یزد را صاف و کمی شیبدار می‌ساختند تا آب باران به وسیلۀ ناودان بر روی بام آب‌انبار یا کوچه بریزد و در برخی جاها مانند اردکان و میبد که سطح بادگیر شیب کاملی دارد و به صورت خرپشته است، آب باران را به خود نمی‌گیرد. بادگیر دو سویۀ باغ دولت‌آباد به صورت عدد 7 ساخته شده که به گونۀ بادگیرهای میبد عمل می‌کند.