پیشینه و جایگاه علمی سادات مدرّسی یزد (1)*
حسین مسرّت
اشاره
دیار یزد از دیر باز یکی از شهرهای مهم و دین مدار ایران بود، چنانکه از نامش نیز هویداست، یزد از ایزد، یکی از نام های خداوند گرفته شده است و از هنگامی که علا الدولۀ کالنجار شهر یزد را به واسطۀ خوشنامی که نزد ایران داشت برگزید که تا پایان عمر در آن زندگی کند و به عبادت مشغول شود،از سوی حاکم سلجوقی به دارالعبادۀ مشهور گردید . امّا پیش از آن یزد در سده های پنجم و ششم قمری از کانون های مهمّ شیعی گری در ایران بود و این بواسطۀ وجود خاندان آل بویه که با عنوان آل کاکویه (356-443ق) در یزد بود که فرمانروایانی کاردان داشتند. شاید بتوان بقعۀ دوازده امام را در کوی یوزداران (فهادان) یزد، یکی از آثار تاریخی برجای مانده از آن دوران دانست. پس از روی کار آمدن اتابکان یزد (۷۲۸–۵۳۶ هجری) در سدۀ ششم وغالب شدن مذهب تسنّن در ایران، شیعیان یزد در اقلیّت قرار گرفتند .با این حال یزد تا پیش از روی کار آمدن دولت شیعی صفوی (۱۱۴۸–۹۰۷ قمری) از شهرهای مهمّ شافعی مذهب ایران بود که این گروه دینی، گرایش و علاقه ای به شیعیان و اهل بیت (ع) دارند. امّا با روی کار آمدن دولت صفوی و رواج مذهب تشیّع ، باز شاهد اوج گیری نهضت شیعه در دیار یزد و توجه و احترام به سادات بودیم.
سادات چه گروهی هستند؟
واژۀ سادات جمع سیّد و در زبان عربی به معنی آقا و سرور است، اما این واژه در نزد شیعیان مفهومی بس مقدّس و فراتر از یک واژه دارد و به کسانی گفته میشود که از طرف پدر از نسل «هاشم» (جدّ محمّد بن عبدالله، پیامبر اسلام) باشند و به بیانی دیگر وابسته به قبیلۀ بنی هاشم باشند. لقب سیادت به فرزندان حضرت محمّد(ص) از طریق حضرت فاطمه (س) دختر ایشان و علی ابن ابی ابوطالب (امام اوّل شیعیان و داماد پیامبر اسلام) میرسد.
سادات چنانکه گفته می شود، دو شاخهٔ اصلی دارند:
نوادگان حضرت علی (ع) از طریق سه تن از پسران او که عبارت اند از: 1-محمّد حنفیه از همسر وی به نام خوله دختر قیس، 2-حضرت عبّاس بن علی (ابوالفضل) از همسر وی با نام امّالبنین 3-عمر بن علی از همسر سوم ایشان با نام صهباءِ ثعلبیه. به این گروه از سادات ، سادات علوی میگویند.
نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین(ع) (فرزندان حضرت علی از همسر اوّل ایشان حضرت فاطمۀ زهرا ) که به آنان سادات هاشمی نیز می گویند و به سبب انتساب به هرکدام از این امامان ،به سادات حسنی یا سادات حسینی معروف هستند .
آنچه تاریخ اسلام گواهی می دهد، سادات، بویژه سادات فاطمی (یعنی امامان معصوم ) و پیروان آنان را که شیعه می خوانند، پیوسته در سرزمین وحی، مورد آزار و شکنجۀ خلفای اموی ( 41-132 ق) و پس از آن، خلفای عبّاسی (132-656ق) قرار می گرفتند. به طوری که از امامان چهارده گانۀ شیعیان به غیر از حضرت امام مهدی (عج) که به باور شیعیان غائب از نظر است ، تمامی به مرگ طبیعی از دنیا نرفتند و به شهادت رسیدند. حال با این ها که از فرزندان و نوادگان پیامبر گرامی اسلام (که مورد احترام خلفای اموی و عبّاسی ) بودند، چنین رفتاری می شد، خود پیداست که بر فرزندان و نوادگان و پیروان آنان چه می آمده است، ازینرو مهاجرت و ترک وطن، اولی ترین کاری بود که پیش روی شیعیان قرار داشت. آنان با جامه های مبدّل که شناخته نشوند و با پنهان کردن نام و شجرۀ خانوادگی، راهی کشورهای ایران، عراق، عثمانی (ترکیۀ کنونی) ، مصر و یمن می شدند.
چنانکه ابوجعفر محمّد بن على بن عبيدالله احمد بن على العريضى ابن جعفر بن محمّد الصادق (ع) (زندگی350-متوفای424ق) از سادات عریضی که در سدۀ پنجم قمری به یزد آمد، تا مدّت ها گمنام و با نامی ناشناخته به آهنگری در یزد می پرداخت، تا اینکه براثر پیش آمدی مبارک، امیر اوجش، دخترش را به همسری او داد و تا سال 424 ق با ابرومندی در شهر یزد زیست و اکنون سده هاست نوادگان و بازماندگان او مورد احترام مردم یزد هستند و بارگاه او را به نام امامزاده جعفر (ع) می شناسند و هر روز به زیارتش می شتابند.
سادات یزد
در این سده های پرآشوب و جنگ و نبردهای خان ومان سوز و غارت و خونریزی ، استان یزد، به دلیل شرایط اقلیمی ویژه، همواره مأمن و جایگاه خاندان رسالت پناهِ سادات علوی، سادات هاشمی، سادات فاطمی، سادات مرتضوی، سادات حسنی، سادات حسینی، سادات جعفری، سادات موسوی و سادات رضوی و شاخه های وابسته بدان مانند: سادات طباطبایی، سادات عریضی و غیره بود. و خاندان هایی دیگر از سادات که هرکدام وابستگی به یکی از امامان معصوم داشتند و بعضاً خاص استان یزد بودند مانند: جلیلی، ركنالدّينی، سادات، سادات آیت اللهی، سادات اخوی، سادات الحسینی، سادات حسینی، سادات حیدری ، سادات زاده، سادات مجلسی، سادات مدرّسی، سادات مدرسی سریزدی، سادات مرعشی، سادات نجفی، سادات نعمت اللهی،ساداتی،ساداتی یزدی،شجاع السّاداتی، شمسالدّينی، صدرالسّاداتی، وکیل السّادات و غیره در این دیار با آبرومندی زندگی می کردند و کنند و شهره شدند. و چون برخی از این خاندان سادات، تعداد شان زیاد شد و همانندی هایی از لحاظ نام خانوادگی و نام های پدری یکسانی داشتند و برای شناخت آنان، دشواری به وجود آمده بود با افزودن پیشوند ها و پسوند هایی در جامعۀ یزد شهره شده اند ، مانند: سادات رضوی یزد که اکنون با نام هایی هم چون : احتشام رضوی، پور رضوی، رضوی، رضویان، رضوی پور ، رضوی زاده، رضوی مقدّم، رضوی مهر، رضوی نژاد، رضوی نیا، رضوی یزدی، رضی رضوی ، شهاب رضوی، فاضل رضوی ، مدرّس رضوی، نوّاب رضوی و الخ. در یزد زندگی می کنند.
سادات مدرّسی یزد
یکی از این سلسله های بزرگ سادات یزد ، سادات مدرّسی از جملۀ سادات طباطبائی حسنی و حسینی هستند و نسب شان به حسن مثنّی، فرزند امام حسن مجتبی (علیهالسّلام) میرسد و جدّۀ آن ها فاطمه، دختر امام حسین (علیهالسّلام) است که زوجۀ حسن مثنّی است .
سیدمحمّد صادق مصدّق در این باره می نویسد:
«حسن مثنّی، شش پسر داشت که سه تای آن ها از همسرش فاطمه، دختر امام حسین (ع) بودند . یکی از این پسرها ابراهیم بود که چون دارای سخاوت و مناعت طبع و شرافت نسب بود، او را ابراهیم غمر نامیدند . ابراهیم نیز شش پسر داشت، ولی نسل او فقط از پسرش اسماعیل باقی ماند . اسماعیل چون از حیث نیکو منظری زبانزد بود او را دیباج می خواندند . از او دو پسر باقی ماند، یکی حسن تج و دیگری ابراهیم طبا طبا. ابراهیم طبا طبا مردی بزرگ بود و در میان قوم خود بر دیگران تقدّم داشت . شخصیّت خود را آشکار ساخته و مردم را به حکومت رضای آل محمد(ع) دعوت می کرد .شیخ طوسی اورا از اصحاب امام صادق(ع) و راویان از آن حضرت شمرده است.»(شجرۀ خاندان مدرّس:9)
هم اکنون سلسله ای از سادات که با نام خانوادگی دیباجی معروف اند، در آذربایجان ایران سکونت دارند.بی بی طیّبۀ مصدّق در گفتاری مستند به نقل از منتهی الامال (جلد 1 ، ص 349) گزارشی کامل از فرزندان حسن بن الحسن بن علی ابی طالب(ع) (نامی به حسن مثنّی) دارد که خوانندگان را به آن گفتار ارجاع داده می شود.(بنگرید کتابنامه)
«آل طَباطَبا یا طَباطَباییان از خاندانهای شیعی امامی و زیدی و از نوادگان ابراهیم طباطبا هستند. این خاندان در طول سیزده قرن(قرن ۲-۱۴ق) در ایران، عراق، یمن، هند، مصر و شام میزیستند و شماری از شاخههای آن در جهان اسلام پراکندهاند. برخی از سادات این سلسله در مناطقی از جهان اسلام حکومتهای محلی تشکیل دادند و شماری از امامان زیدیه از این خاندان برخاستهاند.»(ویکی شیعه) دربارۀ چگونگی اطلاق نام طباطبا روایت های گوناگونی وجود دارد. که شاید از این میان، این گفته درست تر باشد که در زبان نبطی به سیّد السادات ، «طباطبا » می گفتند. (ویکی شیعه)
سیدمحمّد صادق مصدّق که با گردآوری و نگارش کتاب عظیم «شجرۀ خاندان مدرّس»، نام ، زندگی نامه ، آثار و عکس نزدیک به 5000 تن (3026 خانوار) از خاندان مدرّسی یزد را شناسایی و تدوین کرده و خدمتی بس بزرگ به تبار شناسی یکی از خاندان های بزرگ یزد انجام داده و در حقیقت بخشی از تاریخ ادبی ،اجتماعی ،علمی و فرهنگی یزد را روشن کرده است، سپس به چگونگی کوچ خاندان طباطبا به ایران می نویسد:
« آن دسته از فرزندان پیامبر(ع) را که از لحاظ پدری به ابراهیم طبا طبا نسبت دارند، سادات طبا طبائی می نامند . اینان در حقیقت از جانب پدر به امام حسن(ع) و از جانب مادر به امام حسین(ع) منسوب اند که به آن ها سادات حسنی حسینی نیز گفته می شود . یکی از این گروه که به ایران کوچیدند در میان آن ها شخصی به نام امیر احمد رئیس، فرزند امیر ابراهیم طبا طبا بود که چون چراغی، روشنی بخش آسمان ایران شد . و در اصفهان که آن زمان، مرکز ترویج علم و دانش بود، ساکن شد و زندگی جدیدی را شروع کرد . و نسل سادات رو به فزونی یافت تا در زمان صفویه که سادات مورد احترام و حمایت پادشاهان صفوی قرار گرفت .» (شجرۀ خاندان مدرّس:9-10)
در پی جنگ هایی که در زمان شاه سلطان حسین صفوی (۱۱۳۹ـ۱۰۷۹ق)، آخرین پادشاه صفوی بین نیروهای ایران و نیروهای محمود افغان در سال 1134ق در گلناباد اصفهان واقع شد و به شکست نیروهای ایرانی انجامید . ازینرو مقدرات ایران به دست افغانان افتاد و باز، نخستین گروهی که در تیررس آزار و تنگنا قرار گرفتند، شیعیان بودند که به ناچار راهی شهرهای دور و نزدیک ایران شدند که یکی از این ولایات، یزد بود که بواسطۀ محصور بودن در ریگزار و امنیّت نسبی آن، کمتر مورد تاخت و تاز سپاهیان بیگانه قرار می گرفت .
ازینرو فردی از سلسلۀ سادات طباطبائی به نام سید حبیب الله راهی اردکان یزد شد و به سید حبیب الله اردکانی معروف گردید . وی تا مدّت ها در آن دیار سکونت داشت، تا اینکه بواسطۀ مرکزیّت علمی و وجود مدارس علمیۀ ناموری که در یزد بود، فرزندان و نوادگان او راهی یزد شدند که دو تن از نامورترین آن ها علامه میر سید محمّد صالح طباطبایی اردکانی (صاحب زبدة الحساب) و آیت الله العظمی سید محمّدعلی مدرّس بودند.
این خاندان که اکنون پیشینه ای 400 ساله در استان یزد دارند، همواره به خوشنامی و نیک نامی در این دیار شهره بوده اند ، در طول این چند قرن، اندیشمندان ، روحانیان ، عالمان و فرزانگانی را در دامان خود پرورانده اند که هرکدام موجد آثار خیر و برکت ، بناها و تألیفات بی شماری شدند که برشمردن تمامی آثار و تالیفات آن خود به فهرستی دراز دامن نیاز است.
خرّمشاهی در بارۀ این خاندان می نویسد :« در يزد خاندانی بود كه همواره از سه ركن زعامت دينی ـ محراب و منبر و مَدرَس ـ هر سه را در اختيار داشتند و بيشتر به آخرين ركن می پرداختند : سادات مدرّسيه ." اين خاندان نزديك به 150 سال منصب امامت جمعۀ يزد را در مسجد جامع كبير عهده دار بودند و در مجالس و محافل علمی، انديشه، رفتار و كردار آن ها حرف اوّل را زده و می زند. "(نسل نور :32) جدّ اعلای اين خاندان ، مير محمّد صالح اردكاني ، در سال 1053 قمری از اردكان به يزد آمد و به عنوان مدرّس بقعۀ اسحاقيه (مصلّی صفدرخان) به تدريس علوم معقول و منقول پرداخت . نخستين كسی كه از اين خاندان رسما عنوان"مدرّسی" يافت، آيتالله العظمی سيد محمّدعلی مدرّس، متوفي به 1265 قمری،بود و پس از آن بود كه نوادگان ميرمحمدصالح به "مدرّسی" شهرت يافتند ، كرسی تدريس در مدرسۀ مصلی را به منصبی "مخصوص خاندان" خويش (نسل نور : 64) تبديل كردند ، و پدر در پسر به مدت پنج نسل متوالی چراغ نماز جمعه را در مسجد جامع كبير يزد روشن نگاه داشتند .»( زیر آسمان های یزد:7)
سید محمّدعلی مدرّسی به درستی اشاره دارد به نامداری خاندان مدرّس در طول تاریخ و براین نکته پای می فشارد که:
«پاسخ مجملی که به عنوان یک فرضیۀ قابل بحث می توانم مطرح کنم در سه نکته نهفته است ؛ فرهنگی بودن ، اجتماعی بودن و دانشی بودن افراد مرجع و نخبگان این خاندان در واقع شناسنامۀ جمعی مدرّسی ها در طول 400سال گذشته بوده اند. استمرار خاندان مدرّس نه به قدرت و ثروت، بلکه مدیون جهت گیری بنیان گذاران این خاندان به ویژه مرحوم میرزا سید صالح اردکانی و سایر بزرگان شاخص در جهت فرهنگ، اجتماعی بودن و دانشی بودن است .»( ماندگاری خاندان مدرّس: 15)
جایگاه علمی خاندان مدرّسی یزد
سادات مدرّسی یزد که با پشتوانه های قوی علمی و مذهبی در یزد زنگی می کردند و می کنند . هرکدام به فراخور هوش و ذکاوت خود در رشته های مهمّ فقه ، اصول، حدیث، رجال ، درایه ، ادب و حتی علم ریاضی از خود آثار مهمّی برجای نهادند که دانشمند جامع الاطرافی چون علامه میر محمّد صالح اردکانی افزون بر علوم دینی یکی از آثار ماندگار در علم حساب به نام زبده الحساب را از خود به یادگار نهاده که در ذیل شرح حال خودش بدان پرداخته می شود .عموم مدرّسی ها در حوزه های علمیۀ نجف، قم، یزد و تهران دانش دینی اندوخته اند که در این زمینه می توان به کتاب های « نسل نور»، « نجوم السرد» و«شجرۀ خاندان مدرّس» نگاه کرد. امّا در میان این سلسله افرادی هم وجود داشته و دارند که به زی روحانیت نرفتند و در رشته های بازرگانی، جامعه شناسی ، هنر ، معماری، فنّی ، کامیپوتر مهندسی و پزشکی و غیره درآمدند و هرکدام خود از سرآمدان این رشته ها هستند که نام و زندگی نامۀ تمامی آن ها در کتاب شجرۀ خاندان مدرّس درج است.
کهن ترین مأخذی که به یادکرد معرفت دینی این خاندان می پردازد در کتاب شجرة الاولیاء اثر سید احمد ابن محمّد حسینی اردکانی به سال 1244 ق است که وی ذیل نام سید اسماعیل دیباج و ابراهیم طباطبا ، دو تن از مشاهیر سادات طباطبائی می نویسد: «سادات طباطبائی، قاطنین دارالعبادۀ یزد، از احفاد این بزرگواران می باشند که اصحُّ نسباَ سادات یزد، بلکه مملکت محروسه ایران می باشند که نوعاً جامع علم و عمل می باشند.»(سلسلۀ مدرّسیه:1)
حسین مسرّت