(گفت وگو با آقای حسین مسرّت)

مصاحبه و گردآوری: مستانۀ شهابی­ پور

کاری که آقای اولیاء انجام دادند، این بود که با تلاش و همّت زیاد و حتّی به اقتضای زمان و مکان پیش­آمده، حتّی با بگو مگوی لفظی با برخی مدیران شهرداری، رسالت خود را نسبت به حفظ بناهای تاریخی آن محدوده به انجام رساندند.حالا هم که می بینید در کمرتا کمر بلوار بسیج، پیچ و تابی است، به دلیل حفظ همان آثار تاریخی نامبرده و البته خانه های تاریخی در طول آن است که همۀ اینها مرهون حسّ دلسوزی و مسئولیّت-پذیری و البته دورنگری جناب دکتر اولیاء است.

روزهایی بود که آقای اولیاء با چهره­ای برافروخته به اداره می­آمدند که بعداً متوجّه می­شدیم، کلّی با شهردار وقت، سر حفظ آثار تاریخی و حریم آن بگو مگو داشتند. به هرحال شهرداری ها در آن سال ها ، تمام تدبیرشان برای رفع معضل ترافیک یا ایجاد گره­های شهری مثل میدان، احداث خیابان­های مستقیم و شطرنجی یا عمود برهم است، بدون آنکه توجّهی به آثار تاریخی و پیشینه و ارزش آن داشته باشند. در واقع چشم و دست شان به لودر و فکرشان برای ویران کردن بود نه برای ساختن که اکنون خوشبختانه دیگر آن دیدگاه وجود ندارد و با ایجاد شهرداری ناحیۀ تاریخی ، شهرداری یزد هم از حامیان آثار تاریخی یزد شده است و اکنون پس از سال ها ثمرۀ تلاش های دکتر اولیاء و دیگر مدیران سازمان میراث فرهنگی یزد و علاقه مندان شهر کهن و تاریخی یزد را با ثبت جهانی شهر تاریخی یزد می بینیم.

به هرحال کار جناب دکتر اولیاء حتّی در زمان مدیریت شان در دفتر فنی آثار باستانی یزد ، حفظ بسیاری از آثار تاریخی بود. و این خیلی مهم و ارزشمند است. زیرا مرمّت که همیشه وجود داشت؛ ولی حفظ بناهایی که قرار بود ویران شود، حرف دیگری است.

پرسش: آیا بنای بخصوصی هم بود که قربانی احداث بلوار بسیج شده باشد؟

پاسخ : خوشبختانه نه . روبروی شهرداری منطقۀ دو، در طرفی از بلوار و کتابخانۀ مرکزی در طرف دیگر بلوار، یک باغی بود که تقریباً 10 متر پایین­تر از سطح زمین بود. یادم است زمانی که ما دبیرستان علی دیهیمی می­رفتیم ، اینجا را «باغ فوتبال» می­گفتند و در آن فوتبال بازی می­کردند. و برای احداث بلوار با بیش از صد کامیون خاک، این گودال پر شد.سعی شد مسیر بلوار از جای هایی بگذرد که بناهای بدون ارزش تاریخی وجود داشت.

پیش از آن ، افرادی که می­خواستند از خیابان کاشانی به خیابان سلمان فارسی بروند، به جای این بلوار، یک کوچه­ با عرض دو یا سه متر بود که درازایی با چند پیچ و خم متوالی و بعضاً در فواصل گوناگونی داشت. مثلاً اکنون که می خواهید از کوچۀ آتشکده به خیابان سلمان بروید، چندین کوچه­ باید پیچ و واپیچ بخورد. آن موقع هم مثل الان کوچۀ آتشکده بود.

حدیث خانۀ لاری ها

یکی از نخستین کسانی که در استان یزد، همّت و جرئت کرد که ادارات تاریخی را به خانه­های تاریخی منتقل کند، دکتر اولیاء بود. خیلی­ها به ایشان می گفتند: تو داری پول بیت­المال را حیف و میل می­کنی و چرا می­خواهی ادارۀ میراث فرهنگی را به خانۀ خشت و گلی لاری ها ببری؟