واژه های همانند و رایج در اشعار طبری نیما و گویش یزدی* (3)
حسین مسرّت
در اینباره محمّد عظیمی میگوید: «همانگونه که نیما در حوزۀ شعر نو با تبیین تئوری قدرتمندش، سر فصل نوینی را در دگرگونی شکل و محتوا به دست داد، به امکانات زبان بومی نیز قدرتی شگرف بخشید و لایههای زبان کهن این دیار را کاوید و سرود تا قبیله آن را فراموش نکند».[1]
تفاوت زبان کنونی تبری با زبان کهن، هنگام مقایسۀ اشعار منسوب به امیر پازواری و دو بیتیهای طبری نیما آشکار میشود.
نیما در«روجا» دربارۀ زبانش میگوید:
طَبری مُنیِ می گَپِ مُنِ گواءُ |
| کُجهی گَپ دَیر بوتُم سَواءُ؟ |
گفتار من، شاهد آن است که طبرستانی هستم / کجای صحبتهای من از این قضیّه جداست؟»[2]
از تاریخ دقیق سرودن این مجموعه اطّلاعی در دست نیست، امّا در دیباچۀ روجا آمده است: «نیما یوشیج پیرامون سالهای 1300خورشیدی، تقریباً همزمان با سرودن شعرهای فارسی، سرودن شعرهای به زبان مادری، مازندرانی خود را نیز آغاز کرده بود.»[3] نیما افزون بر دلبستگی به دیار و یاد ایّام جوانی و بازگویی رازهای درونی، انگیزۀ دیگری نیز در سرودن این اشعار به زبان طبری داشته است و آن:
«زنده کردن زبان مازندرانی و دادن قاعده و دستور و بررسی آن بوده است. کـما
آنکه خود میخواسته است. دستوری در این مورد بنویسد، در مجموعۀ روجا ما به یافتههای جدیدی از آداب و رسوم، داستانها، ضربالمثل و واژهها میرسیم.»[4]
جلال آل احمد نیز مینویسد: «زبان طبری را نیک می دانست»[5] و در مقالۀ دیگرش آورده است:«در روجا مجموعهای از ترانه ساخت به لهجه طبری و هر یک دُردانهای»[6].
نیما خوانندگان اشعار فارسی خود را نیز از حلاوت واژگان طبری بینصیب نگذاشته و حتّی برخی از واژهها که در مجموعۀ روجا نیامده است، در اشعار فارسی خود وارد کرده است، چنانکه گوید:
دارْوَگ= قورباغه
قاصد روزانِ ابری، داروگ، کی میرسد باران؟
کِله = اجاق دست ساز
در درون کله دیری است که آتش مرده
نیز: سریویلی= خانۀ رها شده/ سیولیشه= سوسک سیاه/ آقا توکا= نام مرغی شبیه سار.
محقِق گویش مازندرانی، حسین صمدی بیان میدارد: «نیما به عنوان معمار شعر نوین، یکی از ویژگیهای شعر امروز جهان را به کارگیری واژههای بومی میدانست و در این راه چندان کوشید که اکنون یکی از شناسههای وی و شاعرانی از این دست (همچون: منوچهر آتشی در زمینۀ شعر جنوب) است. شاید برخی بگویند که نیما از روی تصادف گفت، امّا بهترین سند ردّ این نابخردیها، کوشش نیما برای گردآوری اشعار شعرای مازندرانی، شعرهای بومی و به جا گذاردن آثاری چون: تاریخ مازندرانی، تاریخ ادبیّات ولایتی و گردآوری سروده های منسوب به امیر پازواری است. نیما میدانست که چگونه واژگان بومی را با باورهای جهانی همسو سازد».[7]
[1]. متن سخنرانی وی در دانشگاه علم و صنعت تهران، 1374.
[2]. مجموعه اشعار: 624.
[3]. همان: 611.
[4]. مجید اسدی. دیباچۀ روجا. چاپ دوم: 617.
[5]. مشکل نیما یوشیج، همان جا.
[6]. «نیما دیگر شعر نخواهد گفت» ارزیابی شتابزده: 36.
[7]. مصاحبه (20/2/1375) در قائم شهر.
*. ویرایش نخست: ارائه و قرائت در سمینار بزرگداشت یکصدمین سال تولّد نیما یوشیج، تهران+یوش (خرداد 1375)، زیر چاپ در مجموعۀ مقالات سمینار، جلد دوم.
حسین مسرّت