گزارش تاریخی رویدادهای پاییز استان یزد (7)
حسین مسرّت
23/8/1290
سرکوب شورش استاد محمّد بنا ( محمّد شاه ) و پایان حکومت 40 روزه وی در یزد.
سازندۀ مناره های امیرچقماق بنّایی بود مشهور به استاد محمّد بنا (گِلکار). این شخص از معماران خوب و صاحب نام بود .
درست در زمان شعله ور شدن خواسته های مشروطه طلبان یزد نیز به کانون تحولات کشور می پیوندد و دستۀ استبدادی ها با مشروطه خواهان به مقابله بر می خیزند . جمعی از بزرگان مستبد آن عهد پیرامون استاد محمد بنا را می گیرند و او را ترغیب می کنند تا به کمک دوستانی که داشته، علم مخالفت با مشروطه خواهان را بردارد . این شخص که سابقۀ شرارتش بر همه عیان شده بود، لوطی ها و بزن بهادران شهر را دور خود جمع می کند . زمان استبداد صغیر و فرار محمد علی شاه فعالیت آن ها تشدید می شود تا اینکه در یک روز کارشان به قیام علیه حاکم یزد کشیده می شود . این دسته به سرکردگی استاد محمد بنا از امامزاده جعفر به سمت ارگ حکومتی یزد حرکت می کنند و در زد و خوردی با نیروهای محافظ قلعه، مقر جکومت را فتح می کنند . همین امر سبب می شود امر بر استاد محمد مشتبه شود و در بلبشو آن روزگار که ایران از حکومت مرکزی قدرتمندی برخوردار نبوده، این شخص حکومت یزد را در دست بگیرد . استاد محمد خود را «محمد شاه» می نامد و با شلیک گلولۀ توپ رسماً حکومت خود را اعلام می کند . مردم یزد به ناچار او را می پذیرند و استاد محمد چهل روز بر یزد حکم می راند . در این چهل روز فجایع زیادی به بار می آورد . از جمله اینکه شبانه به در خانۀ اعیان و ثروتمندان شهر می فرستاده و از آن ها طلب مقادیر زیادی پول می کرده . اگر کسی امتناع می کرده و یا نداشته تا بپردازد، او را در میدان شهر به چوب و فلک می بسته است.
کم کم با شکل گیری قوام حکومت مرکزی دولت در پی دفع غائلۀ استاد محمد، لشکری را به یزد گسیل می دارد و استاد محمد فرار می کند . او با همراهان خود به سمت تفت می گریزند و این شهر را مقر حکومت خود می کنند . ویژگی جغرافیایی تفت سبب می شود تا دست یابی به استاد محمد سخت شود و نیروهای دولتی چند مرتبه حمله کرده و هر بار شکست خورده و برمی گردند . تا اینکه در یک روز خبرچین ها پیغام می آورند: استاد محمد امروز مهمان فلان آقا است . نیروهای حکومتی از ارتفاعات تفت به این شهر حمله می کنند و نیروهای استاد محمد تارومار می شوند .
خود استاد محمد نیز در حین پریدن از بام خانۀ میزبان می افتد و پایش می شکند . نیروهای حکومتی تفت را فتح می کنند، اما از استاد محمد خبری نمی یابند . اوضاع یزد آرام می شود و حکومت دولتی یزد تا مدت ها دنبال استاد محمد نقاط گوناگون یزد را جستجو می کردند .غافل از اینکه استاد محمد بعد از شکستن پا توسط دو نفر از هوادارانش در داخل جعبه و یا زنبیل انار پنهان شده َ روی او را انار ریخته و از تفت به رحمت آباد منتقل شده بود . مردم یزد کم کم استاد محمد را فراموش می کنند . تا اینکه استاد محمد به گمان فروکش کردن خشم مردم یزد، نشانه هایی از زنده بودن خود را عیان می کند . از جمله یک مرتبه مأموری را گویا به نزد معاضد السلطنۀ پیرنیا حاکم وقت یزد می فرستد و از او طلب عفو می کند و می گوید: چون من مدتی پادشاه یزد بوده ، سزاوار است بزرگواری کنید و مقام و منصبی در دارالحکومه به من بدهید . حاکم می پذیرد و به طعنه برای استاد محمد پیغام می دهد که تو بیا من شغلی به تو می بخشم که خودت و فرزندانت و بعد از آنها هم از این شغل بهره مند شوند . استاد محمد خود را به حاکم تسلیم می کند . امّا حاکم که دل پری از این بنّای زیاده طلب داشته او را به مرگ محکوم می کند و ، دار مجازات او را علم می کنند .
زمانی که می خواستند استاد محمد را به دار بیاویزند از او می پرسند: خواسته ای نداری تا اجابت کنیم ؟ می گوید: چرا . می خواهم یک چپق چاق کنید تا من بکشم . وقتی داشته چپق خود را می کشیده، خطاب به مردم یزد می گوید : مردم گول آقایون (بزرگان - منظورش افرادی امثال مشیرالممالک یزدی و صدرالعلمای یزدی و ... بوده ) را نخورید . من بنّایی بودم روز مزد و داشتم زندگی ام را می کردم . کاری کردند که خیال کنم شاه شده ام و حالا مرا به دار می آویزند و آنها دارند نگاهم می کنند .
23/8/1356
درگذشت دانشمند فرزانه دکتر حسین محبوبی اردکانی در تهران .
محبوبی در سال ۱۲۹۴ ش در اردکان متولد شد. پدرش آقا شیخ احمد، نجل حاج ملاحسین (معروف به حاجی آخوند) فرزند حاج محمد علی فرزند حاج آقامحمد بود که همگی از علماء و بزرگان یزد بودهاند و در اردکان و یزد مرجعیت و حسن شهرت داشتهاند.
تحصیلات ابتدایی و مقدماتی عربی را در محضر حاج شیخ محمد مدیر فرا گرفت و دورۀ متوسطه را در یزد و تحصیلات عالیه را در دانشسرای عالی و دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران به پایان رسانید و در سال ۱۳۲۲ ش به اخذ درجۀ دکتری تاریخ نائل آمد. مدت پنج سال ریاست دبیرستان ایرانشهر یزد را بر عهده داشت و سال ها نیز دبیر آموزش و پرورش شهرستان قم بود. در سال ۱۳۴۳ش از وزارت آموزش و پرورش به ادارۀ کل انتشارات و روابط دانشگاهی تهران انتقال یافت و به سمت معاون آن اداره کل مشغول به کار شد. در طول سال های خدمت در دانشگاه، مدتی نیز در رشتۀ تاریخ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی و مؤسسه تحقیقات و مطالعات علوم اجتماعی به تدریس پرداخت. وی در ۲۳ آبانماه ۱۳۵۶ ش به دلیل بیماری سرطان مری در تهران درگذشت.
آثار و خدمات علمی
ترجمۀ الابنیه عن حقایق الادویه نوشته ابومنصور موفق هروی به کوشش: دکتر حسین محبوبی اردکانی.
تاریخ تحول دانشگاه تهران و مؤسسات عالی آموزش ایران.
راهنمای سال ۴۴–۱۳۳۵ دانشگاه تهران
راهنمای سال ۴۶–۱۳۴۵ دانشگاه تهران
راهنمای سال ۱۳۴۷ دانشگاه تهران
رباعیات منسوب به خیام.
احوال و آثار خوشنویسان. جلد سوم: تألیف دکتر مهدی بیانی به کوشش: دکتر حسین محبوبی اردکانی.
دیوان حسابی (شاعر قرن ۱۰). این کتاب به تصحیح و تحشیۀ استاد محبوبی به چاپ رسیدهاست.
فهرست تصاویر رجال اهل قاجار
کتابشناسی کتاب های خطی از دکتر مهدی بیانی به کوشش: دکتر حسین محبوبی اردکانی (۱۳۵۳).
همکاری یا دکتر اصغر مهدوی در تنظیم اسناد و مدارک بازمانده از حاج محمدحسین امینالضرب و حاج حسین آقا امینالضرب.
مجموعه اسناد و مدارک فرخ خان امینالدوله.
المآثر و الآثار از اعتمادالسلطنه.
دانشنامۀ ایران و اسلام.
مقالههای تحقیقی از وی در مجلات معتبر ادبی چون: راهنمای کتاب، یغما و مانند آن به چاپ رسیدهاست.
تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران
حسین مسرّت