حسین مسرّت

دکتر محمّدعلی اسلامی ندوشن (1304- 1401 ش) این نویسندۀ نامور ادب فارسی که سال‌هاست نثر و نوشته‌هایش معیار نثر کنونی زبان فارسی است؛ بنا برآوردی که انجام‌شده، سه کتاب مستقل دربارۀ حافظ دارد که نخستینش «ماجرای پایان‌ناپذیر حافظ» به سال 1368 است و بخشی‌هایی از نامی‌ترین کتاب‌هایش مانند: از رودکی تا بهار، جام جهان‌بین، سرو سخنگو و صفیر سیمرغ را به نام‌آشناترین سخنور ادب فارسی یعنی حافظ شیرین‌سخن اختصاص داده و در کمتر سخنرانی و گفتار ادبی و کتاب اوست که نامی از حافظ این بزرگ‌ترین سخنور ایرانی نباشد. در بین نزدیک به بیست گفتار مستقل (هرچند کتاب‌های مستقل وی دربارۀ حافظ نیز به‌نوعی مجموعه مقاله است که شمار آن را به 50 گفتار می‌رساند) حافظ را شاعر دانندۀ راز، می‌داند و دیوانش را سیاسی‌ترین کتاب عصر خودش می‌خواند. در بین گفتارهایش بوی را و آهوی وحشی را در نزد حافظ کاویده، معشوق حافظ را شناسانده، بررسی شعر متوازی او را با سعدی سنجیده، برخی ابیاتش را شرح کرده و شیوۀ شاعری او را بیان کرده است. حتی روشنی بینی او را چنان سنجیده که 500 سال بعد کارل مارکس، فیلسوف و جامعه‌شناس آلمانی بدان سخنی رسیده که حافظ ما در سدۀ هشتم قمری رسیده بود.

دکتر اسلامی ندوشن در تمامی کتاب‌های خود بر یک نکته تأکید دارد و آن اینکه از میان گونه‌گون سخنوران زبان و ادب فارسی، تنها چهار تن به‌تمام‌معنا و در حقیقت سخنگوی وجدان ایرانی هستند نه آنکه دیگران نباشند، ولی این چهار تن را بر صدر نشانده و بر این باوراست که فردوسی، مولوی، سعدی و حافظ، باز گویندۀ آرزوها و آماج‌های ایرانیان در طول تاریخ هستند. وی در کتاب چهار سخنگوی وجدان ایرانی، در بخش حافظ و در زیر عنوان: «حافظ، سخنگوی ضمیر ناآگاه ایرانی» چنین می‌گوید: «حافظ، حرف تمام‌نشدنی است؛ برای اینکه حرف این مردم است. حرف گذشته دورودراز یک کشور. حافظ، فشردۀ کلّ تاریخ ایران را در این مجموعۀ نسبتاً کم‌حجم جای‌داده که یکی از عجایب است.» (ص 183)

در دهۀ 1370 که نگارنده مشغول پژوهش دربارۀ سفر حافظ به یزد بود و یادداشت‌هایی را فراهم کرده و امیدوار است روزی چاپ کند و بخشی از آن در گفتار «نگاهی دیگر به زندان سکندر»[1]، هنگامی‌که از دکتر اسلامی ندوشن پرسید: آیا حافظ به یزد آمده است؟ بیان داشت: نخست باید برادری‌مان را ثابت کنیم. بعد وارد مقولات دیگر شویم. نخست باید پرسید که: او آیا از شیراز بیرون رفته است؟ که به نظر من نه و آنچه برخی می‌گویند زاییده و پرداختۀ ذهن نویسندگان مقالات است. در دیوان‌های معتبر او ببینید، هیچ جا نامی از یزد نیست، حتی زندان اسکندر، تلمیحی است که بسیاری از شاعران دارند مانند ملک سلیمان که هر شاعری یکجایی مرادش است. یکی شیراز یکی خراسان و دیگری تبریز. نگارنده این سطور نام چند تن را مانند سید ابوالقاسم انجوی شیرازی، سیروس نیرو را برد که بر این باور بودند که او به یزد آمده و شواهد محکمی دارند، ولی ایشان نپذیرفت.

نگارنده هم پیش‌تر در گفتاری به نام «حافظ رازی در یزد» از اکبر آزاد در شمارۀ ویژه سالنامۀ ایساتیس یزد، در آبان سال 1348 خوانده بود: آن حافظی که به یزد آمده، حافظ رازی بوده است نه شیرازی و همۀ اشعاری که به نام حافظ مشهور شده، از اوست. بگذریم.

در زیر فهرست آثار دکتر اسلامی ندوشن دربارۀ حافظ می‌آید:

الف- کتاب مستقل:

ماجرای پایان‌ناپذیر حافظ؛ تهران: یزدان، چاپ چهارم، 1388، (چاپ نخست، 1368)، وزیری، 318 ص.

(مجموعه گفتارها در چندوچون شعر و پیام انسانی و اخلاقی حافظ شیرازی)

چهار سخنگوی وجدان ایران (فردوسی، مولوی، حافظ و سعدی)، تهران: قطره (ن‍ش‍ر ق‍طره‌‏؛ ۳۰۵. هنر و ادبیات ایران‏؛ ۷۵.)، چاپ چهاردهم، 1397(چاپ نخست، 1381)، وزیری، 254 ص.

تأمّل در حافظ؛ تهران: شرکت سهامی انتشار، [چاپ چهارم]، 1397 (چاپ نخست، 1382)، وزیری، 373 ص.

(بررسی، نقد و نگرشی نو به هفتادوهفت غزل حافظ دربارۀ تاریخ و فرهنگ ایران)

ب- بخشی از کتاب:

از رودکی تا بهار: تهران: یزدان، چاپ سوم، 1392، وزیری، 2 ج، 344 + 358 ص.

(دربارۀ زندگی و نقد شعر 22 شاعر بزرگ ایرانی و سیری در تاریخ شعر و ادب پارسی)

جام جهان‌بین؛ تهران: قطره، چاپ هشتم، 1397، وزیری، 408 ص.

(درزمینۀ نقد ادبی و ادبیّات تطبیقی)

سرو سخنگو....، تهران: یزدان،1394، وزیری،122 ص.

(دربردارندۀ تک‌بیت‌های زیبا و مفهومی از چهار شاعر بزرگ ایران)

صفیر سیمرغ ...، تهران: یزدان، چاپ ششم، 1381، رقعی، 488 ص.

(یادداشت‌های سفر نویسنده به گوشه و کنار ایران و جهان).

پ. گفتارهای مستقل:

«آیا حافظ یک معمّاست»، سخنرانی ارائه‌شده به دومین کنگره انجمن ایران‌شناسان بامبورگ آلمان، اکتبر 1991 (مهر 1370) به زبان انگلیسی.

«بررسی متوازی سعدی و حافظ»، 1-3، هستی، س 1، ش 1 (بهار 1372) تا س 1، ش 3 (پاییز 1372).

«بر گرداگرد چند بیت حافظ»، حافظ‌شناسی: سعید نیاز کرمانی، تهران: پاژنگ، 1367، ج 72-81: 8.

«چند نکته در چند بیت حافظ»، نشر دانش، س 5، ش 3 (فروردین – اردیبهشت 1364) 78-80.

«چه کتابی سیاسی‌تر از شاهنامه و دیوان حافظ؟» (گفت‌وگو)، اطّلاعات (25/9/1355): 4.

«دفع وصله از شعر حافظ»، یغما، س 31، ش 9 (آذر 1357) 572-573.

«دنباله حکایت حافظ»، مجلّه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، س 26، ش 4-1 (پاییز 1367)100-120.

«رابطۀ حافظ با کرمان»، فرهنگ و ادب کرمان، س 2، ش 1 (بهار 1374) 67.

«روشن‌بینی حافظ، پانصد سال بعد در کاپیتال مارکس منعکس شد»، اطّلاعات، ش 4: (10/6/1358): 15943.

«کیم یا که‌ام» (بحثی در غزل حافظ) نشر دانش، س 7، ش 3 (فروردین – اردیبهشت 1366): 73-74.

«یک غزل برهنه» (دربارۀ حافظ) یکی قطره باران، جشن‌نامه استاد دکتر عبّاس زریاب خویی، به کوشش: احمد تفضّلی، تهران: نشر نو، 447-470: 1370.

«یک نگاه اجمالی بر حافظ، به سعی سایه»، هستی، س 2، ش 5 ، (بهار 1373): 217-220.

ترجمه: حافظ شاعر داننده راز

Tra... by: M.Hillman. The muslim world, spring, 1791.

*پرگار. شماره 195.


[1] - یزد، یادگار تاریخ: حسین مسرّت، تهران: دف، ویرایش دوم ، 1395: 360-367.