استاد کاظم احرامیان پور از مرثیه سرایان نامی معاصر یزد*
حسین مسرّت
پیشینۀ مرثیه سرایی در ایران، همانند پیشینۀ تاریخ ایران از پیدایش آن تاکنون است . از همان زمان که داغی یا سوگی بر دل نشست، سوگواره ها نیز سروده شد. فردوسی توسی در شاهنامه، این کهن سرودۀ برجای مانده از سده پنجم قمری که بر مبنای تاریخ اساطیری ایران، سامان یافته است، بارها از سوگنامه ها و سوگواره ها در غم از دست دادن پهلوانان ناموری چون: ایرج، سیاوش ، سهراب و فرود و دیگران یاد کرده است:
سوگ سیاوش:
همه دیده پرخون و رخساره زرد
زبان از سیاوش پر از یادکرد
سوگ سهراب:
اگر مرگ دادست، بیداد چیست
ز داد این همه بانگ و فریاد چیست؟
از این راز، جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر، تو را راه نیست
سوگ ایرج:
به تابوت زر اندرون پرنیان
نهاده سر ایرج اندر میان
ابا ناله و آه و با روی زرد
به پیش فریدون شد آن شوخ مرد
***
در ایران پس از اسلام نیز مردم تازه مسلمان در سوگ پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) مراثی و سوگ نامه هایی سرودهاند که در تاریخ ادبیّات ایران بازتابانده شده است. شعر فارسی برجای مانده پس از اسلام آکنده از این سوگ سرودههاست که در سوگ پدر، مادر، فرزند ، برادر و دیگر عزیزان خود گفته اند:
غزل حافظ در سوگ فرزند:
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل كرد
باد غيرت به صدش خار پريشان دل كرد
طوطيی را به خيال شكری دل خوش بود
ناگهش سيل فنا نقش امل باطل كرد
قره العين من آن ميوۀ دل، يادش باد
كه چه آسان بشد و كار مرا مشكل كرد....
شعرخاقانی در سوگ فرزند:
صبح گاهى سر خوناب جگر بگشاييد
ژاله صبح دم از نرگس تر بگشاييد
دانه دانه گهر اشک بباريد چنانک
گره رشتۀ تسبيح ز سر بگشاييد.....
مطلع شعر وحشی بافقی در سوگ برادرش
آه ای فلک ز دست تو و جور اخترت
کردی چو خاک پست مرا، خاک بر سرت
یکی از مهم ترین بخش دیوان شاعران پس از اسلام، اشعاری است که درسوگ خاندان اهل بیت (ع) سروده شده است و از زمانی که تاریخ فرهنگ ایران به یاد دارد، آیین های سوگواری بزرگان دین هماره مورد توجّه شاعران بوده است. در این آیین ها چنان که روشن است شاعران نقشی بس پررنگ دارند:
خاک بالین رسول الله همه حِرز شفاست
حرز شافی بهرجانِ ناتوان آورده ام
مولوی
باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
محتشم کاشانی
بنا به گفتۀ دکتر محمّدامین ریاحی ، کسایی مروزی نخستین شاعر فارسیزبانی است که گفته میشود در سوگ امام حسین(ع) شعر سروده است، که بیتی از آن می آید:
میراث مصطفی را فرزند مرتضی را
مقتول کربلا را تازه کنم تولا
*****
در تاریخ فرهنگ و ادب یزد که نخستین نشانههای آن از سدۀ هفتم قمری با مجد همگر آغاز شده و تاکنون در دست است، در شعر سخنوران یزد، این مراثی به فراوانی دیده می شود که با تورّق در دیوان شاعران و تذکره های بر جای مانده از سخنوران یزد می توان نمونه های ناب آن را گلچین کرد.
در دیوان شاعران یزد در عصر صفوی مانند: وحشی بافقی و پس از آن در عصر قاجار همچون: طراز ، قضایی و جیحون یزدی و حتّی فرّخی یزدی که مابین دو عصر قاجار و پهلوی می زیسته است، اشعاری در سوگ شهدای حماسۀ خونبار و دردناک کربلا و رخدادهای جانسوز آن بویژه در روزهای تاسوعا ، عاشورا ، شام غریبان ، سوم و اربعین دیده می شود:
مطلع شعری از وحشی بافقی:
روزی است اینکه حادثه کوس بلازده ست
کوس بلا به معرکهٔ کربلا زده ست
بیتی از جیحون یزدی در سوگ علی اصغر:
او که بدین کودکی گناه ندارد
یا که سر رزم این سپاه ندارد
ابیاتی از طراز یزدی در سوگ شهدای کربلا:
از کربلا شنفته ای، ای دل حکایتی
هرگز به دیده نیست شباهت شنفته را
هفت آسمان هنوز بگرید بر آن که دید
در خون خضاب، کاکل ماه دو هفته را
دو بيت از اشعار فرّخی یزدی در سوگ حضرت زهرا (س)
منم آن مرغ دلخسته شکسته بال و پر بسته
که دست آسمان هر دم ز جايی می زند سنگم
اوج زمان مرثیه سرایی در یزد در ماه های محرّم و صفر و حتی یک ماه پیش از آن نمود دارد که شاعران و سخنوران بدین مناسبت اشعار سوزناک و دل نوشته های خود را سروده اند. از این رو سرپرستان و ریش سفیدان هیئت های عزاداری از ماه ها پیش از محرّم به محضر سخنوران توانمند و مرثیه سرا شتافته و زانوی ادب بر زمین زده و از آنان درخواست سروده و یا نوحه می کنند . و بی گمان هر کس برپایۀ میزان ارادت و سوز درونی خود اشعاری را می سراید و به ساحت امامان تقدیم می کند.
همزمان با گسترش شهر یزد و گسترش دسته ها و هیئتهای عزاداری، نیاز فراوانی به سخنوران توانمند بیش از پیش احساس شد.(در آغاز عصر پهلوی، یزد هم مانند بسیاری از شهرهای ایران دارای هفده محلّه بوده است و اکنون به بیش از 100 محلّه رسیده است) در میان شعرای معاصر، عبّاس شاکر یزدی از همه سرآمد تر است بویژه با قصیده ای به مطلع زیر :
گشت چون بی کس و بی یار شه جنّ و بشر
تکیه بر نی زد و فرمود چنین با لشکر
منم آن کس که لبم بوسه زده پیغمبر
پدرم حیدر و ام فاطمه و عم جعفر
یک نفرهست دراین دامن صحرا امروز
که شود یار جگر گوشۀ زهرا امروز؟....
و در دورۀ کنونی شاعران بی شماری همچون: محمّدعلی عالمی (صمصام)، کاظم ثابتی اشرف (مسعود)، کاظم احرامیان پور (شاهد) ، کاظم حلبی کار(ساقی) و مرتضی محبّی (صابر یزدی) و در نسل جدید شاعرانی چون: دکتر سید محمود الهام بخش، سید شهاب موسوی، مهدی قدکی، علیرضا احرامیان پور، عالیۀ مهرابی و ... مراثی جانسوزی را دارند .
****
هرچند تاکنون دیوان اشعار استاد کاظم احرامیان پور(شاهد) چاپ نشده است، امّا در دفتر و دستک بسیاری از دسته های عزاداری یزد که به بیش از چهل هیئت می رسد که از آن جمله اند : فهادان ، کوشک نو، یعقوبی، چهارمنار، زینبیه و... این اشعار بازتابی درخور دارد و این چیزی نیست جز عشق و ارادت خالصانه و عاشقانۀ او به خاندان اهل بیت (ع) به ویژه سالار شهیدان امام حسین (ع) که تا تاریخ پابرجاست، به یاد مظلومیّت او و خانواده اش خواهد گریست:
ای کربلاییان، من دیوانۀ حسینم
دیوانۀ حسینم
مشتاق آستان و کاشانۀ حسینم
کاشانۀ حسینم
استاد احرامیان پور که خود زمانی سرپرست انجمن مدّاحان یزد بود، از اهالی محلۀ یوزداران (فهّادان ) از کهن ترین محلات تاریخی یزد است؛ از این رو بیشترین مرثیه ها و نوحه های او در نزد این هیئت دیده می شود که از سوی نوحه خوانان پرشور آن از جمله روانشاد استاد حسین سعادتمند در این پنجاه سال خوانده شده و هزاران سوگوار عاشورایی به پای آن اشک ریختند و بر سر و سینه زدند:
عبّاس، عبّاس
ای آب آور یتیمان، ای علمدارم
برخیز، برخیز
بی تو من در این بیابان بی کس و یارم
****
گل پرپر من، اصغر من
ای امید آخر من
او را باید شاعر آیینی هم نامید. زیرا در این زمینه هم اشعاری روان و روح بخش دارد:
نمی رسد به دو عالم کسی به پای حسین
که هست ذات خداوند خون بهای حسین
تمام هستی خود را فدای قرآن کرد
بجاست آنکه شود عالمی فدای حسین
امید که به همّت و کوشش فرزند پژوهشگر و سخنورش، علیرضا احرامیان پور (نوید) که خود و برادرش حمید رضا از مدّاحان خوب و خوش آوای یزد هستند،هر چه زودتر دیوان کامل اشعار وی در دسترس دوستداران اشعار مراثی و آیینی فارسی قرار گیرد تا همگان به توانمندی او بیش از پیش اذعان کنند.
*پیمان یزد، ش 5935.
حسین مسرّت