زندگینامۀ ارباب کیخسرو مهربان، بنیانگذار دبیرستان کیخسروی یزد*
ارباب کیخسرو پور مهربان پور رستم کیخسروی، به سال ۱۲۰۷ ش در برزن «پشت خان علی یزد»، زاده شد. در نوجوانی پدر خود را از دست داد و هم چون بسیاری از زرتشتیان ایران برای جست و جوی کار در ۱۵ سالگی به همراه دایی خود، «هرمزدیار اردشیر» پس از دشواریهای بسیار از راه بندرعبّاس راهی شهر بمبئی در هند شد. چند سالی را به آموختن زبانهای فارسی و گجراتی پرداخت و همراه آموزش به کار بازرگانی روی آورد؛ و پس از چند سال از بازرگانان نامی ایرانی شد و به شَوند کردار نیک و پشتکار خوب، خود بنگاه بازرگانی فراگیری را در آن شهر بنیان گذاشت. وی در سال ۱۲۳۷ ش با گوهر از خاندان کامه پیوند زناشویی بست.
گوهر پس از به دنیا آوردن فرزند خود «اسفندیار»، چشم از جهان فروبست و شوهر جوان خود را دچار اندوه و پریشانی کرد. بهگونهای که کیخسرو از این پیشآمد، از جهان و هرچه در آن هست دلزده شد و کارهای بازرگانی خود را به دست برادر کوچکترش «اردشیر» سپرد و خود آوارۀ کوههای هیمالیا نزدیک «میسوری» گردید و با گوشهگیری از دنیا، همراه گروه «جوکیان» هند شد که چون درویشان میزیستند.
از آنسو «ملاخسرو»، برادر دیگر دیگرش که در بندرعبّاس به کار بازرگانی میپرداخت و ابزار کوچ و آسایش زرتشتیان به هند و برگشت به ایران را فراهم میکرد و تا جایی که مهمانخانۀ همگانی در رفسنجان و بندرعبّاس برای آنان ساخته بود، در جوانی و براثر پیش آمدی ناگوار کشته شد و سرشناسان و بازرگانان آن سرزمین، پیکر او را در نزدیکی بندرعبّاس به خاک سپردند و هنوز هم به «آرامگاه خسرو» نامور است. ازاینرو فیروزه همسر جوانش که دختر داییاش هم بود بیوه و بیسروسامان شد. با این رخداد، ارباب رستم مهربان، برادر بزرگتر کیخسرو از یزد راهی هندوستان شد و به هر شیوهای بود او را در کوههای هیمالیا پیدا کرد و سرگذشت درگذشت برادر را با او در میان نهاد و با تلاش و سخن و اندرز بسیار او را به ایران آورد و بانو فیروزه را به همسری وی درآورد. کیخسرو پسازاین پیوند، دوباره به زندگی امیدوار شد و به بمبئی بازگشت و به کار بازرگانی خود پرداخت.
این زرتشتی دانشدوست و نیکوکار در سال ۱۲۶۸ ش بنا به سفارش بزرگان زرتشتی مانند: مانِکجی لیمجی هوشنگ هاتَریا (1192-1269 ش) و دیگران، به بایستگی ساخت یک دبستان آبرومند در شهر یزد پی برد، ازاینرو دبستان کیخسروی را با سرمایۀ خود در نزدیک خانۀ پیشین خود در یزد ساخت که اینک به نام «دبیرستان کیخسروی»، نامور گردیده است. (دربارۀ این کار نیک وی در بخش پیشینۀ دبیرستان سخن گفته خواهد شد.)
به گفتۀ خاضع در سال 1333 ش: «درجۀ معارف دوستی مرحوم ارباب کیخسرو ازاینجا معلوم میگردد که وی متجاوز از پنجاه سال قبل به فکر ساختن مدرسهای به نام دبیرستان کیخسروی در محلّه خلف خان علی یزد افتاد و دیگران را نیز تشویق کرد که در اثر تشویق وی، چهارده باب مدرسۀ دیگر در دهات اطراف یزد بنا گردید.» (خاضع :؟)
ارباب کیخسرو و برادر بزرگترش ارباب رستم کارهای نیک فراوانی را در یزد و پیرامون آن انجام دادند که میتوان بناهای زیر را نام برد:
1-ساخت آبانبار هفت بادگیری در «عصرآباد» یا «عطرآباد» نزدیک زارچ یزد که آب «اله آباد» را از مسافت یکفرسخی به آنجا میآورد. چنانکه خاضع در گزارش آن نوشته است: «ارباب کیخسرو مهربان از وجه خود در دهکدۀ عطرآباد در نزدیکی اله آباد که آب آن بسیار تلخ و شور و غیرقابلنوشیدن است، آبانباری ساخته که از آب شیرین اله آباد پر میشود تا ساکنین و عابرین بنوشند و تاکنون عموم مردم آن سامان از آن استفاده میکنند و فقط از پرتو وجود این عمل خیر است که زارعین توانستهاند در این دهکده اقامت گزینند و این آبادی را حفظ کنند که در غیر این صورت ممکن بود این آبادی از بین برود. هزینۀ زیرآب و سایر مخارجات لازمه را بانی و بعداً اعقاب او میپردازند». (خاضع:35) (دربارۀ این آبانبار بنگرید به کتاب کنونی)
۲- ساخت آبانباری از سوی ارباب رستم مهربان در میان بیابانی که فرسنگها پیرامون آن آب و آبادی نیست و در راه انجیرک و بیابانک و پیر سبز و به یادبود برادرشان رشید مهربان (درگذشته به سال ۱۲۵۳ ش در یزد) ساخته شد. (خاضع: 37-36)
۳- ساخت دخمهای با هزینهای بیش از ۱۲ هزار تومان بر فراز کوه زارچ، نزدیک اله آباد، از سوی ارباب کیخسرو و ارباب رستم به یادبود برادرشان ملاخسرو که تا زمان برپایی دخمه، هزینههای جانبی آنهم با آن دو و بستگانشان بود.
همچنین دیگر برادران کیخسرو نیکوکار بودند. بهگونهای که «ارباب رستم مهربان»، درِ مِهری در اله آباد و «ارباب گودرز مهربان»، دبستانی را در «اله آباد» بنا کرد.
ارباب کیخسرو در سال ۱۲۸۵ ش و در ۷۸ سالگی با تراموای برقی در شهر بمبئی برخورد نمود و به سرای جاوید رهسپار شد.
کتابنامه
مرزبان اله آبادی (خاضع)، اردشیر خدارحم: تاریخچۀ اله آباد رستاق شهرستان یزد، بمبئی: [قادری پریس]، 1333.
*برگرفته از : یادگار نیک : حسین مسرّت.
حسین مسرّت