حسین مسرّت

سعادت، كسي يابد از روزگار

كه خُلقِ نكو، يادگارش بود

(جواهرالاخلاق)

پريبرز نسيمي، فرزند رستم بهرام به سال 1295 خورشيدي در شهر يزد به دنيا آمد، آموزش ابتدايي را در دبستان خسروي گذرانده و به شوند هوش و توانایی فراواني كه داشت، در رديف شاگردان ممتاز شهرستان يزد جاي گرفت و در همان زمان او فراخوانده شد تا همزمان با آموختن خود ، به كار آموزش در دبستان دخترانة جهانيان بپردازد. وي آموزش متوسّطه را در دبيرستان كيخسروي يزد به انجام رسانيد و پس از برگشت از سربازي به تدريس زبان انگليسي و ادبيّات فارسي در همان دبيرستان پرداخت.

چندي نگذشت كه در اثر كارداني و شايستگي كه از خود نشان داده بود، به معاونت دبيرستان كيخسروي برگزيده شد و به گونۀ پیش‌تر، سرپرستي دبستان‌هاي برزن‌ها و ديه‌هاي زرتشتی نشین شهر يزد همچون: اله ‌آباد، اهرستان، تفت، چم، خرّمشاه، خيرآباد، رحمت‌آباد، حسن‌آباد، شریف‌آباد، قاسم‌آباد، كوچه بيوك، مباركه، مريم‌آباد و نصرت‌آباد نيز بر دوش او جای گرفت. پس از ماستر فرامرز که از فرهنگیان بسیار نامور یزد بود، مديريّت دبيرستان کیخسروی که آن هنگام از بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین دبیرستان‌های یزد بود بدو سپرده شد و با شايستگي، هفت سال را در اين جایگاه ارزنده تلاش كرد. چند سالي نيز مديريّت دبستان دينياري را داشت.

وي چون شمع فروزاني بود كه شيفتگان دانش در پرتو نور او دانش‌اندوزي مي‌كردند، امروزه كمتر دكتر، مهندس، مدیر و دانش‌آموختۀ یزدی است كه خود را شاگرد و وامدار تلاش‌ها و كوشش‌هاي نسيمي نداند.

در سال 1314 خورشيدي با پشتکار او و با همكاري جمشيد بُندريان‌زاده، سالنامة دبيرستان كيخسروي چاپ شد. وي در گردآوري و چاپ سالنامة دبيرستان ماركار نيز كوشا بود.[1] همچنين رياست سازمان جوانان زرتشتيان يزد را چند سالي بر دوش داشت و دستاورد اين سال‌ها، چاپ و نشر مجلّۀ پندارها بود که در آن هنگام یکی از بهترین مجلات کشور شمرده می‌شد و در سال‌هاي 1332- 1331 با مدیریّت گشتاسب كرماني در يزد و تهران چاپ مي‌شد. تلاش در انجمن زرتشتيان تهران، همكاري در راه بنياد در مِهر و كتابخانة هَورِشت يزد، هموندی(عضویّت) در هیئت‌امنای بيمارستان گودرز از ديگر كوشش‌هاي اوست. در هر كار خير، پيشگام و در هر دشواري ياور و در هر رنج و اندوهي، غمگسار بود. بارها نگارنده پیشگاه وی رسیده بود، همیشه با روی گشاده به همۀ پرسش‌ها پاسخ می‌گفتند.

نسيمي از همان جواني، شيفتة فرهنگ و ادب پارسي به‌ویژه شاهنامه شد و در اين زمينه به پژوهش‌هاي دامنه‌داري دست زد. از نخستين سال‌هاي بنيان ماهنامه های: هوخت، فروهر، پشوتن، پندار (پندارها)، چیستا و ديگر نشريات جامعة زرتشتيان ايران و نيز ماهنامۀ ارمغان، نوشته هایش را زينت‌بخش آن نشريات گرداند، نوشته‌هايش بيشتر در زمينة فرهنگ، زندگي‌نامة فرزانگان، بنگاه ها و بناهاي زرتشتي يزد و به‌ویژه در زمينة داستان‌هاي شاهنامه است كه در شماره‌هاي گوناگون ماهنامۀ فروهر و چيستا چاپ‌شده است. يكي از اين داستان‌ها «سياوش» است كه نسيمي آن را به نثر روان پارسي بازنويسي كرده است و یکی از ناشران در همان سال‌های زندگی نسیمی زیر چاپ داشت و شوربختانه هنوز این کتاب چاپ‌نشده، به گونه ای‌که خانواده‌اش گفته‌اند دو، سه دفتر دیگر از این داستان‌ها را هم ایشان داده است، واژه‌چینی‌اش پایان یافته، ولی هنوز چاپ‌نشده است. سروده هایي چند از او نيز برجای‌مانده است.

اين دهشمند فرزانه، سرانجام پس از 75 سال زندگي همراه با نيك‌انديشي، نيك گفتاري و نیک کرداری در روز 28 مرداد 1370 از این دنیا رخت بربست و به سراي جاودان شتافت. روانش شاد و نام نيكش پايدار باد.[2]

*برگرفته از یادگار نیک : حسین مسرّت.


[1] - بنگرید بخش مطبوعات همین کتاب.

[2]. در نگارش اين گفتار از نوشتة آقاي سروش نارنجي بهره برده‌ام.