پیوندهای فرهنگی یزد و کرمان (1)
حسین مسرّت
استان کرمان در میان استان های هم مرز با استان یزد بیشترین پیوندهای اجتماعی، علمی، اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را دارد. دلایل آن را باید از دل تاریخ ایران جست.
در بخش های گوناگون این پیوندها سده ها برقرار بوده است . نگاهی به گذرا به افرادی که به گونۀ برابر در دو استان تأثیر گذار بودند از حوصلۀ این گفتار بیرون است. تنها اشاره می شود به معماری مسجد جامع مظفری کرمان توسّط استاد حاج محمّد یزدی که در دوران حکومت امیر مبارزالدین محمّد مظفر میبدی سر سلسلۀ آل مظفر در سال 750 ق بنا گردیده است؛ ساخت حمّام و کاروانسرای گنجعلی خان کرمان توسّط سلطان محمّد یزدی معمار در سده یازدهم قمری؛ زمانی افشارهای کرمان در عصر صفوی دایرمدار شهر یزد بودند و آثاری از خود برجای گذاشته اند ، فرمانروایی محمّد تقی خان بافقی (حاکم خوشنام یزد) و فرزندانش در کرمان و پا در میانی برای گذشتن از قتل عام از سوی شاهان قاجاری؛ سفر میرزا رضا عقدایی (کرمانی) به کرمان[1]؛ کوچ کشاورزان استان یزد به شهرهای انار، بم[2] ، جیرفت و رفسنجان و رونق کشاورزی آن سرزمین ها؛ سفر بلند مدّت دکتر عبّاس افلاطونیان پزشک نامی به بم[3] ؛ سفر با خیر و برکت غلامرضا آگاه از یزد به رفسنجان و کرمان و بنیان صنعتی به نام کاشت و برداشت پسته که نام رفسنجان را در جهان گرداند[4]؛ کارهای مهمّ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ابوالقاسم هرندی مانند: بنیان کارخانۀ برق ، مشارکت در ساخت و راه اندازی کارخانۀ خورشید ، بنیان کتابخانۀ هرندی و اهدای خانه اش به میراث فرهنگی ؛ اقامت دکتر محمّدعلی امامی میبدی، آناتومیست و استادیار کالبدشناسی انسانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در کرمان؛ اقامت ده ها پزشک کرمانی به ویژه از شهربابک در یزد و...
یادآوری اینکه : آقای سید محمّدعلی گلاب زاده در دو کتاب خود به نام های : «تاریخ تجارت و اقتصاد کرمان» [5]و « پیوندهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی یزد و کرمان »[6] به طور کامل گزارشی تاریخی از پیوندهای گوناگون این دو استان را ارائه داده است. در اینجا نگارنده تنها بر پایۀ نوشته ها ، شنیده ها و مشاهدات میدانی خود و برای رعایت وقت، فقط اشاره ای کوتاه و گذرا به پیوندهای فرهنگی دو استان می کند؛ زیرا برشمردن تمامی آن ها در اندازۀ کتابی بزرگ است.
پیوندهای فرهنگی یزد و کرمان
در سدۀ هشتم قمری سفر کمالالدین ابوالعطاء محمودبن علیبن محمود، معروف به خواجوی کرمانی (نخلبند شعرا) (۶۸۹–۷۵۲ ق) به یزد رویدادی مهم در تاریخ ادبی و فرهنگی یزد بود. او در این سفر چند ساله راهی به دربار فرمانروایان یزد جست و سروده های زیادی از خود در وصف بناها و مادّه تاریخ آثار تاریخی یزد بر جای نهاد که در کتاب های «تاریخ یزد» ، «تاریخ جدید یزد» و «جامع مفیدی» و نیز دیوان خواجوی کرمانی بازتاب دارد.[7]
مولانا کمال الدین وحشی بافقی (939- 991ق ) یکی از شاعران نامدار سدهٔ دهم ایران است که سرودن منظومه های فرهاد وشیرین وخلدبرین و ناظر ومنظور جهانی شده است، به واسطۀ تولد در شهر بافق که در عصر صفوی در قلمرو ایالت کرمان بوده ، واکنون سده هاست جزو استان یزد است، برخی وی کرمانی را و برخی یزدی دانسته اند.[8]
درعصر قاجار سفر و سکونت سخنورانی چون: زینالعابدین ثاقب کرمانی (درگذشتۀ 1271 یا 1272ق ) وی نزدیک به سی سال در کرمان به تحصیل علوم پرداخت. سپس به یزد رفت و در آنجا مشغول تحصیل انواع علوم بهویژه طب شد و مدّت چهل و پنج سال در آن دیار بود.[9] وی در سرودن انواع شعر مهارت داشت. در اواخر عمر به تدوین دیوان اشعار خود پرداخت؛ و نزدیک به چهارهزار بیت از قصاید و غزلیات و مثنویات را گردآوری کرد.
میرزا امین راقم کرمانی (درگذشتۀ حدود 1240ق) از سلسلهٔ منشیان کرمان بود که در سال های پایانی عمر به یزد آمد و به تحریر احکام فرمانروایان مشغول شد و در همان شهر درگذشت. وی با وامق یزدی معاصر بود.[10]
ملا بمانعلی راجی کرمانی (زنده ۱۲۴۰ ق ) سرایندۀ منظومۀ حماسی دینی «حملۀ حیدری» که سال ها در یزد زیست و سپس به کرمان برگشت و درهمان شهر درگذشت و در مسجد جامع کرمان به خاک است.[11]
و خواجه محمّد صادق منشی کرمانی متخلص به بی غش[12]، شاعر عصر قاجار و جدّ مادری محمّدعلی مدرّس وامق یزدی، صاحب تذکرۀ میکده را می توان اشاره کرد که اثری از زندگی و شعر آن ها در تذکرۀ میکده اثر محمّدعلی مدرّس وامق یزدی ، نگارش 1262ق برجای مانده است . هرکدام از اینان مراودات خوبی با سخنوران یزد داشتند.
در همان عصر می توان به کوچ میرزا محمّد جیحون یزدی ملقب به «نواب»، مشهور به «تاجالشعرا» و متخلّص به «جیحون» (زادهٔ ۱۲۵۰ ق در یزد، درگذشتهٔ ۱۳۰۱ ق در کرمان) ، صاحب دیوان و منظومۀ نمکدان بر شیوۀ پریشان قاآنی به شهر کرمان اشاره نمود . او سرانجام در همان شهر درگذشت و آرامگاهش در برزن خواجه خضر جای دارد.[13]
[1] - بنگرید به گفتار: «میرزا رضای شاه شکار، مهاجری از عقدا» ، یزد، یادگار تاریخ: حسین مسرّت،تهران: دف، ویرایش دوم، 1395 ، ج 1: 151.
[2] - بنگرید به گفتار: «پیوندهای فرهنگی یزد و بم»، ارائه و سخنرانی در جمع مردم بم در جشنوارۀ حنای بم (16/12/1397)// طلوع بم،ش201(22/12/1397) باعنوان: «پیوندهای فرهنگی یزد و بم، یادداشتی بر پیمان خواهرخواندگی بم و یزد»// کتاب یزد، یادگار تاریخ : حسین مسرّت، یزد: اندیشمندان یزد، 1400، ج3: 629-631.
[3] - بنگرید به همانجا.
[4] - بنگرید به کتابچۀ «زندگی، آثار و خدمات غلامرضا آگاه»، ارائۀ به خانوادۀ آگاه،1397. (زیرچاپ)
[5] - تاریخ تجارت و اقتصاد کرمان،کرمان : ولی، 1393، 2ج.
[6] - پیوندهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی یزد و کرمان، کرمان: مرکز کرمان شناسی، 1397.
[7] - بنگرید به گفتار: «خواجو و گوشۀ چشمی به یزد» : حسین مسرّت، در کتاب نخلبند شعرا، مجموعۀ مقالات کنگرۀ جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی، به کوشش: احمد امیری خراسانی و یحیی طالبیان، کرمان: دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، مرکز کرمان شناسی، 1379، ج 2: 1156 – 1141.
[8] - بنگرید دیباچۀ کتاب: آتش جانسوز (زندگی، آثار و اشعار وحشی بافقی): حسین مسرّت، یزد: طلوع فردا، 1392.
[9] - بنگرید: تذکرۀ میکده، همراه با تاریخ ادبیّات یزد در عصر قاجار: سید محمّدعلی وامق یزدی، به کوشش و پژوهش: حسین مسرّت، يزد: انديشمندان يزد و بنياد ريحانهالرّسول یزد، [ويرايش دوم]، 1381: 322-324 و 539-541.
[10] - بنگرید: تذکرۀ میکده، همان: 374-375 و 585- 595 و نیز گفتار :«بلبل اندر خروش و من خاموش»، جنگ هنر مس ، ش22 (تابستان – زمستان 1401): 197-207.
[11] - بنگرید: تذکرۀ میکده، همان: 371 – 373 و 571- 585 و نیز گفتار: «راجی کرمانی، حماسهسرایی ناشناخته» : حسین مسرّت، فصلنامۀ فرهنگ و ادب کرمان، س 4، ش 9 – 8 (بهار – زمستان 76): 14 – 5 .
[12] - بنگرید : میکده، همان: 250.
[13] - بنگرید به کتاب : تاریخچۀ محله و مسجد خواجه خضر کرمان : محمّد دانشور ، کرمان: مرکز کرمان شناسی، 1375.
حسین مسرّت