حسین مسرّت

پیش‌درآمد

در اهمیّت کتاب و کتابخوانی سخن‌ها گفته شده و خواهند گفت و ما را در این گفتار، مجال چنین کاری نیست، چنان‌که در اهمیّت کتاب آمده است: «کتاب بزرگترین سرمایة بشر است.»[2] و در اهمّیت کتاب‌خوانی است: «هر جامعه که کتاب‌خوان بیشتری دارد، پیشرفته‌تر است.»[3] کتابخانه‌ها، امروزه دیگر برای بیشتر مردم جهان به منزلة خانۀ دوم شده است، هنگامی که بدین مکان پای گذارده می‌شود، انبوه دانش‌پژوهان را می‌بینیم که از پگاه تا شام، چشم از کتاب برنمی‌دارند، چنان در این دریای دانش غوطه‌ورند که دیگر پروای چیز دیگری را ندارند.

در ایران کنونی هم کتابخانه‌های بزرگی در دسترس پژوهشگران و دوستداران کتاب قرار دارد، همچون: کتابخانة ملّی در تهران و تبریز ، آستان قدس رضوی در مشهد، مجلس شورا، آیت الله مرعشی در قم، دانشگاه تهران، وزیری یزد و ... ولی شوربختاانه آمارِ کتاب هیچ کدام از این کتابخانه‌ها از 500 هزار جلد فراتر نمی‌رود. در حالی‌که کتابخانۀ رودکی در شهر دوشنبۀ تاجیکستان شش میلیون جلد کتاب دارد.

کتاب و کتابخانه در ایران

«کتاب و کتابخانه که از آثار مبارکِ تمدّن بشری است، در ایران، سابقة دراز دارد. اگر چه از دوران پیش از اسلام، اطّلاعات کافی و بسیط در این باب نداریم، امّا به حکم اشاره‌ای که ابن‌الندیم در الفهرست دارد، در اصطخر (تخت جمشید) الواح گِلی زیادی وجود داشته که بر آن‌ها علوم مختلف نقر شده و نبشته بوده است و اسکندر دستور می‌دهد تا مطالب آن‌ها را استنساخ و به کتابخانة اسکندریّه حمل کنند. این اشارة ابن‌الندیم با کشف سی‌هزار لوح گِلین که در سال 1312 شمسی از زیر ویرانه‌های تخت‌ جمشید به دست آمد، بی‌ارتباط نیست... از قدیمی‌ترین کتابخانه‌های ایران که در کتب، ذکر آن‌ها آمده: کتابخانة ابوالغابن سلمه در همدان، کتابخانۀ عضدالدّولۀ دیلمی در شیراز و کتابخانة ابن عمید وزیر در ری و... کتابخانة رکنیّه در یزد (جامع مفیدی 3: 655) است».[4]

همایونفرّخ پس از سال‌ها جستجو و بررسی می‌نویسد: «تا قرن اخیر، هیچ‌گونه اثر مستقل و جداگانه‌ای در زبان فارسی و یا عربی دربارة کتابخانه‌ها و مدارس قدیمة ایران، تألیف و تنظیم نیافته بوده است، تنها در برخی از تاریخچه‌های محلّی و تذکره‌ها و احیاناً تاریخ دودمان‌ها، به شرح حالِ بانیان مدارس و یا کتابخانه‌ها مختصر اشارتی رفته است، و به همین علّت و جهت و سبب، شرح مستند .. از چگونگی اداره و سازمان کتابخانه‌ها و مدرسه‌ها در دست نیست و پژوهندگان و محقّقان باید با امارات و قراینی که از لابه‌لای آثار مختلف به دست می‌آید، از آن اشارات و نشانه‌ها، مطالبی استدراک و استنتاج کنند.»[5]

«کتابخانه‌های متعلّق به مدارس و یا افراد و یا اشخاص در قرون گذشته، چه بسا که بیش از چند صد جلد کتاب نداشته‌اند. لیکن توجّه به اهمیّت و ارزش این گونه کتابخانه‌ها از نقطه نظر کیفیّت است، نه کمیّت. باید توجّه داشت که فراهم‌آوردن سیصد یا چهارصد جلد کتاب خطّی، کاری بسیار مهمّ و ارزنده بوده است، زیرا بهایی که برای خرید چهارصد جلد کتاب دستنویس پرداخت می‌شده، حدّاقل معادل بهایی است که امروز برای خرید پنج‌هزار جلد کتاب [در آبان 47] مطبوع داده می‌شود.

باید به یاد داشت که مثلاً در قرن پنجم و ششم، مگر چه تعداد تألیف و تصنیف در رشته‌های مختلف در ایران انجام گرفته بوده است که انتظار داشته باشیم مثلاً کتابخانة بلعمی یا سمعانی یا غیاث‌الدیّن کیخسرو سلجوقی ده هزار جلد کتاب می‌داشت تا در مقیاس امروزی آن را در شمار کتابخانه‌های مهمّ به شمار آوریم.»[6]

همچنین آیتی می‌نویسد: «در قرن هفتم و هشتم و نهم هجری، به قدری در یزد مدرسه و مسجد و خانقاه ساخته شده ... که گویی در آن قرون، جز حرف مدرسه و... سخنی در میان مردم نبوده».[7]

***

کتابخانه‌های یزد

قدیمی‌ترین سندی که نشان‌دهندة وجود کتابخانه در یزد بوده، در شرح مسجد جامع عتیق است که جعفری می‌نویسد:

«آن مسجد از استحداث گرشاسب بن علیّ بن فرامرز علاءالدّوله* و دو مسجد است، متّصل آن و کتابخانه و جماعت‌خانه و غرفه‌های نیکو دارد.»[8]

***

کتابخانه‌های یزد در دورۀ صفوی

پس از دوران پر آشوب و فتنۀ تیموریان و برادرکشی ها و مناره‌سازی از سر مردم و نا‌امنی ها ، با جنگاوری شاه اسماعیل یکم (892- 930 ق)، دورة صفوی در سال 907 ق بر سر کار آمد و تا سال 1148 ق، یعنی 235 سال دوام داشت. با اقتدار و تثبیت دولت صفوی، کشور و مردم به آرامشی رسیدند و از نو توجّه به ساخت مدارس فزونی یافت. مدارسی در سراسر ایران و از جمله یزد بنیان گشت که می‌بایست در کنارش کتابخانه‌ای فراهم آید، تا جویندگان علم را یاور باشد. ولی روشن نیست که چه بر سر آن کتابخانه ها و کتاب های آن آمده است. در منابع این عصر به ویژه کتاب جامع مفیدی اثر محمّدمفید مستوفی بافقی نشانی از مدارس در دیگر شهرها و روستاهای ایالت یزد مانند: اردکان، بافق، بهاباد، تفت و میبد نیست و تنها نام و نشان مدارس شهر یزد است. آنچه در منابع گوناگون دربارۀ کتابخانه های این عصرآمده، در اینجا می آید ( وگرنه برخی از مدارس مانند رکنیّه و غیره که در سده های گذشته ساخته شد و کتابخانۀ دایری داشتند و به گفتۀ مفیدی مدرسۀ رکنیه «امّ البقاع »[9] یزد بوده است، سخنی نمی رود) و بدین‌گونه است:

1. کتابخانۀ شاه نعمت‌الله باقی

«شاه نعمت‌الله باقی، نوة شاه نعمت‌الله ولی کرمانی و از اُمرای دورة صفوی است که در یزد می‌زیسته. کتابخانة بزرگی در یزد ترتیب داده بود که مرجع دانشمندان و عارفان اهل حق بوده است. ملاّحسین یزدی، متخلّص به مؤمن که از شاگردان میرزاجان شیرازی بوده، تصدّی کتابخانه را بر عهده داشته است.»[10]

شاه نورالدین نعمت‌الله یزدی (باقی) (912- 971 ق) فرزند امیر نظام الدین عبدالباقی در سال های 943 تا 971ق در یزد فرمانروایی می کرده است. و ملا مؤمن حسین یزدی(948-1018ق) ، شاعر و رباعی سرای نامی عصر صفوی است که مجموعۀ رباعیّات او چاپ شده است.[11]


[1]. اطلس خط: حبیب فضائلی، تهران: سروش، 1363.

[2]. کتاب از نظر شاعران و نویسندگان، تهران: 116.

[3]. همان: 115. «بی‌حکومت می‌توان زندگی کرد، بی‌کتاب نه» (آبراهام لینکُلن)

[4]. کتابخانه‌های ایران: ایرج افشار: 8- 5

[5]. کتاب و کتابخانه‌های ایران: رکن‌الدّین همایونفرّخ: 65.

[6]. کتاب و کتابخانه: 71.

[7]. تاریخ یزد: آیتی: 138.

* از دورة کاکوئیان، یعنی از دودمان آل‌بویه است که در سال 504 به حکومت یزد رسید، و در 527 ق در یزد درگذشت- مسرّت.

[8]. تاریخ یزد: جعفری: 94.

[9] - جامع مفیدی، 3: 655 و 654.

[10]. کتاب و کتابخانه‌: 145.

[11] - رباعیّات مؤمن یزدی (به همراه چند غزل و قطعه): مؤمن حسین یزدی، به کوشش: حسین مسرّت، تهران: مرکز پژوهشی میراث مکتوب ، 1394.