دیوان شاعری که دهانش را دوختند

دیوان شاعری که دهانش را دوختند

زندگی فرخی مقارن است با یک دوران پرمعنای تاریخ ایران، یعنی زمانی که مشروطه در گیرودار آمدن است.

استعدادهای تازه ای برای نوشتن سر برآورده‌اند و در واقع یک جشن روحی برای مردم حاصل شده بدان امید که دوران استبداد به سر آمده است و آزادی روی خواهد نمود.

ما در دوران مشروطه و اندکی بعد از آن چهار شاعر داریم که قدری به هم شبیه هستند و آن‌ها در واقع منادیان و چاووشان یک دوران برزخی می‌باشند و فریادشان آن است که باید از حرف به عمل آمد و وعده‌ها را به جا آورد. یکی از این چهار تن فرخی یزدی است. سه تن دیگر را می‌توان عارف قزوینی، عشقی و اشرف‌الدّین گیلانی نام برد. این هر چهار را باید شهید قلم قلمداد کرد ولی در میان آنان فرخی از همه رنج کشیده تر شد. زیرا سال‌ها زندان و دربدری و شکنجه دید. شاید برای اینکه از همه لجوج‌تر و گردنکش‌تر بود. عشقی هم تا حدی این‌گونه بود ولی زود کشته شد و خلاص گشت. نسیم شمال و عارف در تلخ‌کامی و تنهایی مردند.

آنچه خواندید متنی است که دکتر اسلامی ندوشن بر مقدمه کتاب «دیوان فرخی یزدی» که به کوشش حسین مسرّت همراه با اشعار نو یافته‌ای منتشر شده است، نگاشته است.

فهرست مطالب کتاب به این شرح است:

سخن نخست.

  • فرخی یزدی: دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن.
  • روزشمار و سال‌شمار زندگی فرخی یزدی.

دیباچه.

  • زندگی‌نامه.
  • آثار فرخی.
  • اشعار بازیافته فرخی.
  • بایستگی چاپ پیراسته دیوان فرخی.

دیوان فرخی یزدی.

  • غزلیات.
  • قصاید.
  • قطعات.
  • مسمّطات.
  • رباعیات.
  • فتح‌نامه.
  • ابیات پراکنده.
  • منسوبات.

فهارس.

  • فهرست اشعار دیوان.
  • کتاب‌نامه.
  • نمایه متن دیوان.
  • فهرست گزیده آثار کوشنده دیوان.

یکی از شعرهای وطنی فرخی:

مرا بارد از دیدگان اشک خونی              بر احوال ایران و حال کنونی.

غریقم سراپای در آب و آتش            ز آه درونی، ز اشک برونی.

چه شد ملّتی را که یزدان ز قدرت           همی داد بر اهل عالم فزونی؟

فرخی در نخستین تجربه‌اش در مبارزهٔ علنی، سرودن مسمّطی محکم و استادانه علیه ستمگری‌های ضیغم‌الدوله قشقایی حاکم مستبد یزد در نوروز سال 1290 ش بود که چنین آغاز به سخن کرد:

عید جم شد ای فریدون‌خو، بتِ ایران پرست          مستبدّی، خوی ضحّاکی است، این خو، نِه ز دست.

و به واسطه همین شعر بلند، نه تنها شکنجه و آزار دید و مدّت‌ها در سیاه‌چال ماند، بلکه برای اولین بار در تاریخ بشریت، به واسطه خشم ضیغم، محکوم به دوختن دهان شد و بدین سبب از سوی آزادیخواهان یزد و تهران به او لقب لسان الملْه (زبان ملت) داده شد.

«دیوان فرخی یزدی» همراه با اشعار نو یافته به کوشش حسین مسرّت در 582 صفحه نگاشته شده است و انتشارات مولی آن را در سال جاری منتشر کرده است. مقدمه این کتاب را دکتر محمد علی اسلامی ندوشن نوشته است.

 این کتاب که در 1100 نسخه منتشر شده است با شماره ثبت 484998 در کتابخانه شماره یک کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است.

 ماخذ : تارنمای کتابخانه مجلسچهارشنبه, 19 مهر 1391