کتابشناسی کتابهای تلگراف و تاریخچۀ تلگراف در ایران(1)
حسین مسرّت
تلگراف که به معنای خیلی دور نوشتن است، نخستین ابزار ارتباطی پیشرفتۀ انسان متمدّن بود که در سال 1844 م بهوسیلۀ موریس آمریکایی اختراع شد (افشار، 1344، ج 1: 228) و در «ساعت 8 روز 24 مه سال 1844 میلادی برابر 19 اردیبهشت 1223 شمسی، نخستین پیام تلگرافی توسط مورس بین واشنگتن و بالتیمور مخابره شد». (معتمدی، 1376: 29) و سپس در سراسر جهان به کار گرفته شد. این وسیلۀ نوین در 24 رجب 1274 ق [20 اسفند 1236 ش] برای نخستین بار و بهطور رسمی در ایران و در زمان علیقلی میرزا اعتضادالسّلطنه، وزیر علوم در دورۀ ناصرالدّین شاه بهوسیلۀ کریشیش اتریشی در مدرسۀ دارالفنون راهاندازی شد. (باستانی پاریزی، 1389: 371) و «در سال 1255 ش وزارت تلگراف تأسیس شد. نخستین وزیر آن علیقلی هدایت، ملقّب به مخبرالدّوله بود». (معتمدی، 1376: 12) و سرانجام در روز نخست سال 2001 میلادی برابر با سال 1380 ش «الفبای مورس در طاقچۀ فراموشی و در رف بایگانی قرن بیست و یکم قرار گرفت». (باستانی پاریزی، 1389: 370)
دربارۀ تلگراف و تاریخ تلگراف در ایران کتابهای مستقلّ معدودی به زبان فارسی در دست است و در برخی کتابها مانند تاریخ مؤسّسات تمدّنی ایران، بخشی را اختصاص به این صنعت و گزارش ورود آن به ایران کرده است. مثلاً دربارۀ ورود آن به یزد و کرمان بر پایۀ نامهای که اعتضادالسّلطنه در تاریخ رجب 1282 ق [برابر آذر 1244 ش] برای ناصرالدّین شاه نوشته است، یک کلنل انگلیسی که نامش نیامده است، خودسرانه اقدام به کشیدن سیم تلگراف به یزد و کرمان کرده است. (قاضیها، 1395) امّا بهطور رسمی در سال 1296 ق [برابر 1258 ش] بهوسیلۀ آلبرت هوتوم شیندلر به یزد کشیده شد و بنا بر مندرجات کتاب منتظم ناصری ذیل وقایع سال 1300 ق تشکیلات تلگرافخانۀ یزد و توابع و عقدا و کرمانشاهان عبارتاند از محمّدجعفر میرزا سرهنگ، رئیس، تلگرافچی چهار نفر، غلامان شش نفر و فرّاشان دو نفر است. (اعتمادالسّلطنه، 1367، ج 3: 2132) و نیز در کتاب «یزد در اسناد امین الضّرب»، در 27 رجب 1303 ق، شاهزاده محمّدجعفر میرزا سرهنگ، رئیس تلگرافخانۀ یزد بوده و تا 17 رمضان 1303 ق که به کرمان رفته، این مسئولیّت را داشته است. (مهدوی، 1380: 255) امّا نوّاب رضوی ذیل وقایع سال 1322 ق مینویسد: «همیشه ویس قنسول [انگلیس] و رئیس تلگرافخانه در یزد، یکی است» (رضوی، 1388، ج 1: 372) همو، تلگرافچی یزد را در سال 1297 ق، میرزا باقر خان نائینی ملقّب به مشیرالملک مینامد و ذیل وقایع 1327 ق یزد، شاهزاده مقبل السّلطان را رئیس تلگرافخانۀ یزد نام میبرد. (همان: 207 و 482)
رودگر کیا دربارۀ بنای تلگرافخانه مینویسد: «اینجانب حین مأموریتهای اداری از چندین بنای متروکۀ ادارات تلگراف هند و اروپ در نواحی مهدیآباد یزد و... بازدید نمودهام. اکثر این اماکن در یک طبقه بنا گردیده و متشکّل از چندین اطاق مسکونی، شامل دفتر کار، اطاق نشیمن همراه با آشپزخانه است. کلیّۀ بناها را دیواری بلند احاطه کرده است». (رودگرکیا، 1385: 30)
هرچند این وسیله در سالهای اخیر بهواسطۀ وجود ابزار جدید اطّلاعرسانی، دیگر کاربرد سابق را ندارد، ولی در عصر خود، یکی از نوینترین ابزارهای اطّلاع رسانی بود که بعدها به غیر از استفادههای اقتصادی و اجتماعی که از آن میشد. در جریان پیکار پیروز تنباکو و بعدها در جریان نهضت مشروطیّت، نقشی بس مهم در آگاهی مردم و بازتاب اوضاع سیاسی اجتماعی شهرها به پایتخت بهویژه به روزنامههای آن روز مرکز و برعکس به نشریات شهرستانها داشت. افزون بر آن در جریان نهضت مشروطه، محلّ تلگرافخانه یکی از مکانهای مهمّ معترضین به دولت و عوامل استبداد بود که با تجمّع و بستنشینی به ابراز مخالفت خود میپرداختند. محبوبی دربارۀ دلایل این کار مینویسد: «برای این بود که زودتر جواب عرایض و تظلّمات خود را بگیرند و چون تلگرافخانههای خارجی هم در ایران بود، احتمالاً آنها هم برای اینکه مردم را رو به خود کنند و احیاناً اشکالی برای دولت ایجاد نمایند، عامه را در مواقع مقتضی به این کار تحریک میکردند». (محبوبی، 1357، ج 2: 230)
پژمان بختیاری در کتاب تاریخ پست و تلگراف و تلفن درباره این تحصّنها میآورد: «توجّه شدید مردم به این مؤسّسه، اندکاندک مقامی برای او گردید و بست نشستن در تلگرافخانه معمول شد. تحصّن یکی از آثار دوران استبدادی یعنی وسیلتی بوده است که مردم بیپناه برای حفظ جان و مال خود و گاهی نیز اشخاص گناهکار برای فرار از چنگال عدالت بدان متوسّل میشدند و معمولاً اماکن متبرّک محلّ تحصّن بود. این عمل کمکم عمومیّتی یافت ... تلگرافخانه نیز از آغاز تأسیس، محلّ بست نشستن محسوب گشت و این فایده را هم داشت که در آن از سیم تلگراف برای ابراز درد خود استفاده میکردند. بهزودی مردمان بیخبر از همهجا تحصّن در تلگرافخانه را توسعه داده، در تلگرافخانههای انگلیس و روس هم متحصّن شدند». (پژمان بختیاری، بیتا: 439-438) نمونۀ آن را نوّاب رضوی اشاره میکند که جمعی از اهالی یزد به سرکردگی محمّدتقی مازار در تلگرافخانۀ یزد تحصّن کردند. (رضوی، 1388، ج 1: 453) «مرحوم مخبرالسلطنۀ هدایت مینویسد: تلگرافخانه از برای متظلّمین بَست بود و از این رهگذر، حکّام احتیاط زیاد میکردند. این امر آنقدر مشکلآفرین بود که وقتی قرارداد تلگراف از طریق خاک جاسک امضاء شد، یکی از مواد آن مربوط به بستنشینی بود». (باستانی پاریزی، 1389: 399).
حسین مسرّت