ادبیّات ایران در عصر قاجار (2)*
حسین مسرّت
در دورۀ قاجار هیأت هایی به سرپرستی سِر جان مَلکُم درسال 1215 ق ، برای برقراری رابطۀ ایران و انگلستان ، رومئو فرستادۀ ناپلئون در سال 1220 ق ، ژنرال گاردان، آجودان مخصوص ناپلئون در سال 1222 ق ، سِرهارفورد جونز در سال 1224 ق با نامۀ ژرژ سوم پادشاه انگلستان و یک قطعۀ الماس برای برقراری رابطۀ دوستانه با انگلیس ، آماد ژوبر ، سفیر ناپلئون و سر گور اوزلی از سوی دربار انگلیس روانۀ ایران شد ، تا هر کدام سهمی در چپاول این کشور غنی ، امّا فقیر زده داشته باشند .
از پدیده های بسیار مثبت این عهد ، اعزام معلّمانی از فرانسه و انگلیس برای تعلیم نظامیان به ایران بود ، که پیرو آن ، محصّلانی از ایران راهی خارج شدند و کم کم با فرهنگ اروپا و تمدّن جدید آشنا گشتند و دست به ترجمۀ آثار اروپایی زدند . به واقع نخستین نهضت آشنایی ایرانیان با تمدّن اروپایی جدید در زمان فتحعلی شاه بود ، زیرا از یک سو هیأت های نظامی ، اطّلاعات جغرافیایی ، نقشه برداری و نظامی را با خود به ایران می آوردند و از سویی عبّاس میرزا با همفکری میرزا عیسی ( قائم مقام اوّل ) با فرستادن محصّلان و کارگران به انگلیس و روسیه و ورود کارخانجات توپ ریزی ، باروت سازی ، پارچه بافی ، چاپخانه و ایجاد مدارس نظامی و فنّی در آذربایجان ، زمینه های دیگر آشنایی ایرانیان را با تمدّن اروپایی فراهم می کردند .
از محصّلینی که در حدود سال های 1227 تا 1230 ق به لندن فرستاده شدند و تخصّصی اندوختند ، اینان را می توان نام برد : حاجی بابا ( در طب ) ، میرزا رضا ( صاحب منصب توپخانه ) ، استاد محمّد علی چخماق ساز ( اسلحه سازی ) ، میرزا جعفر ( در طب ) که به دنبال آن نخستین چاپخانۀ سربی به سال 1227ق در تبریز تأسیس شد و کتاب هایی به طرز جدید را به زیر چاپ بُردند .
هرچند گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای اروپایی در توجّه ترقّی خواهان ایرانی به تمدّن غربی و انقلاب فرانسه بی تأثیر نبود ، امّا به علّت وجود جامعۀ بسته و برقراری مناسب اجتماعی-اقتصادی واپس مانده ، این اقدامات آن چنانکه باید و شاید سودمند نبود .
یک بار هم علی خان ظلّ السّلطان در سال 1243ق بر تخت سلطنت جلوس کرد و خود را عادل شاه خواند ، امّا پس از 90 روز مغلوب شد و به روسیه رفت ( صدرالتورایخ ، ص 132 ).
تلخ ترین حادثۀ زندگی فتحعلی شاه ، مرگ عبّاس میرزا ، فرزند و ولیعهد دانشمندش به سال 1249 ق در مشهد بود که به جای وی ، نوه اش محمّد میرزا را به ولیعهدی برگزید و حکومت آذربایجان را به او داد .
فتحعلی شاه قاجار پس از 37 سال فرمانروایی مطلق در ایران که همراه با حوادث داخلی و خارجی ، آزمندی ، استبداد ، خوشگذرانی و زنبارگی او بود ، در 19 جمادی الثانی 1250ق در شهر اصفهان درگذشت و از خود کشوری پس مانده ، ویران و محدود شده همراه با 156 زوجه و 57 پسر و 46 دختر و مردمی فقیر و ستم زده به جای گذاشت که می بایست بارگران بدهی ها و سختی های درباریان و شاهزادگان را به دوش کشند و هرگاه عصبانیّت هایی در گوشه و کنار رخ می نمود ، با شدیدترین وجهی سرکوب شود .
پس از مرگ فتحعلی شاه ، نوه اش محمّد میرزا در ششم رجب 1250 ق به یاری میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی ( قائم مقام ثانی ) بر تخت پادشاهی نشست و با عمویش علی شاه ( ظلّ السّلطان ) و برادرش حسینعلی میرزا ( فرمانفرما ) که مدّعی تاج و تخت بوده و کشور را به هرج و مرج کشانده بود ، درگیر شد . امّا با تدبیر قائم مقام و بدون دردسر جدّی تمامی سرکوب شدند . (2)
از اقدامات نابخردانه و خودکامانۀ محمّد شاه قاجار ، برکناری و اعدام نخست وزیر لایق و دانشمند قائم مقام فراهانی در سال 1251 ق به راهنمایی حاج میرزا آقاسی ، چهرۀ منحوس دربار و مرشد و معلّم محمّد شاه بود . قائم مقام به غیر از سیاست ، در ادبیّات نیز دستی قوی داشت و منشآت او شهرتی بسزا دارد.
تسلّط و خودنمایی حاج میرزا آقاسی بر دربار محمّد شاه نشان داد که اقدامات سودمند و قائم مقام برای نوسازی اجتماعی و اقتصادی ولع وابستگی ایران به بیگانگان ، مخالفان جدّی در دربار و در بین اقشار بالادست اجتماع و شاهزادگان دارد که به دنبال سودسرشار و بادآورده بودند و نیز نتیجۀ نفوذ دولت های استعماری بویژه انگلیس در میان وزرا و دربار بود ، سیاستی که حکومت ایران را به قهقرا می برد .
دشمنان سر سخت قائم مقام به گرد ِ حاج میرزا آقاسی که شخص بانفوذی بود ، حلقه زده و سرانجام شاه بی اراده را وادار به خفه کردن قائم مقام در باغ نگارستان نموده و آقاسی را به صدارت رساندند . با روی کار آمدن آقاسی ، نفوذ بیگانگان در کشور بویژه در دربار فزونی گرفت و باعث افزونی فساد و ناخرسندی مردم از حکومت و دربار و بروز طغیان های سیاسی و نظامی در گوشه و کنار ایران شد . برخی بر این باورند که « ناخشنودی ایرانیان از حکومت قاجار از حدود سال 1250ق یعنی سال جلوس محمّد شاه و اعمال ناروای او آغاز شد و در دوره های بعد به نهایت رسید . »
دیگر از حوادث زمان محمّد شاه ، سرکشی اسماعیلیان به رهبری آقاخانی محلّاتی بود که شاه با دلجویی از وی در سال 1251 حکومت کرمان را بدو گمارد .
به سال 1253 ق لشکرکشی بیهودۀ محمّد شاه به هرات که به تحریک روس ها انجام شده بود با اقدامات جان مک نیل مأمور انگلیس در هرات و تشویق مردم آن شهر به پایداری و تصرّف جزیرۀ خارک و تهدید کشتی های انگلیسی مستقر در خلیج فارس و اعلان جنگ دولت انگلیس ، علیرغم تصرّف بخشی از هرات و محاصرۀ یک سالۀ این شهر بدون نتیجه پایان یافت و ایران ناچار شد با تحمّل خسارات سنگین و تلفات انسانی ، سپاه خود را به درون ایران برگرداند و افغانستان به آسانی و به خواست انگلستان و برای همیشه از ایران جدا شود .
هم در این سال نخستین روزنامۀ فارسی به وسیلۀ میرزا صالح شیرازی در تهران چاپ شد .
اقدامات سیّد علی محمّد شیرازی ( باب ) و پیدایش مذهب بابیه در سال 1260 ق . مصادف با هزارمین سال غیبت امام دوازدهم شیعیان ، رویداد مهمّ سیاسی – اجتماعی این دوره بود .شیرازی خود را امام غائب خواند که اکنون با عرضۀ کتابی به نام « بیان » که آن را ناسخ قرآن کریم می دانست ، ظهور کرده است . وی هواخواهانی در شیراز و بوشهر یافت و منوچهر خان معتمدالدّوله گرجی ( حاکم اصفهان ) از او حمایت کرد . امّا سرانجام به فرمان محمّد شاه از اصفهان به زندان چهریق تبریز برده شد و بعدها به فتوای روحانیون تبریز و به فرمان ناصرالدّین شاه در سال 1266 ق به دار آویخته شد .
در سال 1263 ق در پی بروز اختلاف شدید با دولت عثمانی بر سر مسائل مرزی و رفت و آمد ایلات ، سرانجام بر اساس معاهدۀ قبلی ارزنة الرّوم( 1239 ق ) ایران از حقّ حاکمیّت خود دربارۀ منطقۀ سلیمانیّه و مغرب زهاب دست کشید و در برابر ، دولت عثمانی مالکیّت ایران را بر بندر بوشهر ، خرمشهر تا ساحل چپ شطّالعرب ( اروندرود ) به رسمیّت شناخت و متعهد شد که از آزار زوّار ایرانی عتبات عالیات خودداری کند .
حسین مسرّت