حسین مسرّت

ارزش‌های ادبی مجموعۀ روجا

مجموعۀ روجا به واسطۀ دیر چاپ شدن، کمتر مورد عنایت و توجّه اهل ادب و فرهنگ بوده است و در مقالات و کتاب‌های گوناگون، تنها چند جایی اشاره‌ای کوتاه بدان دارند که نه رهگشاست و نه کارگشا. تنها در دیباچۀ جدید مجید اسدی بر چاپ دوم روجاست[1] که به برخی از ارزش‌های اجتماعی، واژگانی و ادبی آن اشاره شده است.

امّا آنچه روشن است آگاهی ما از انگیزۀ نیما در سرودن این اشعار و انتخاب قالب کهن برخلاف اشعار نو خود برای مجموعۀ روجاست. نیما ترانه‌های خود را در قالب دو بیتی که اصطلاحاً بدان فهلویات (پهلویات) گفته می‌شود، سروده و این قالب، چنانکه در کتاب موسیقی شعر، نیز تصریح شده از قالب‌های اصیل شعر فارسی و از خصایص شعر فارسی کهن است، زیرا در این قالب می‌توان «اندیشه‌های لطیف و لحظه‌های کوتاه تأمّلات شاعرانه را[2] به خوبی» نمایاند و به خواننده انتقال داد. به عبارت دیگر: «فهلویّات، زبان تودۀ مردم است»4 و «نیمی از ادبیّات توده و فرهنگ عوام ما در قالب دو بیتی است».5

تعریفی که از این نوع شعر در ادبیّات فارسی در دست داریم، این است: «ترانه‌های محلّی (دو بیتی) و شعرهایی را که به لهجه‌های محلّی غیر از فارسی دری، در ایران معمول است، فهلویّات نامیده‌اند. وزنی که برای فهلویّات به کار رفته، مفاعلین، مفاعیلن فعولن، از متفرّعات بحر هَزَج»* است.

بنابر قرائن تا قبل از قوّت گرفتن و رسمی شدن زبان فارسی دری، یعنی تا قبل از قرن پنجم و حتّی تا اوایل قرن هفتم هجری، در بسیاری از نواحی ایران به خصوص در بخش مرکزی و غربی ایران، سرودن شعر به لهجه‌های محلّی بسیار متداول بوده است. اسپهبد مرزبان بن رستم بن شروین (اواخرقرن چهارم) نویسندۀ متن طبری مرزبان نامه که دیوانی به نام «نیکی نامه» به زبان طبری داشته، مسته مرد، ملقّب به دیواره‌‌وز (قرن چهارم) و باباطاهر عریان از جمله شاعرانی هستند که به زبان محلّی شعر سروده‌اند. با وجود غلبۀ زبان فارسی، لهجۀ محلّی در تمام ادوار، حتّی در دورۀ معاصر معمول بوده است».[3]

دربارۀ اهمیّت فهلویّات، شمیسا می‌نویسد: «دو بیتی‌ها را غالباً خود مردم (نه شاعران رسمی) از روی نیاز روحی سروده، و در آن، آمال خود و زندگی و محیط خود و به طور کلّی، خویشتن خویش را با زبان مردم بیان کرده‌اند و این از نظر مردم‌شناسی و جامعه‌شناسی حائز کمال اهمّیت است. از نظر زبانشناسی نیز مطالعه در لهجه‌ها و تطوّر آن‌ها و پیوند آن‌ها بر مبنای فهلویّات بسیار پرثمر خواهد بود».[4]

اکنون که ارزش و اهمیّت دو بیتی‌های محلّی روشن گشت، بیشتر به ارزش و اهمّیت اقدام بنیادی نیما پی می‌بریم. نیما با این کار، هم به احیای زبان مازندرانی خدمت نموده و هم به استمرار پهلوی‌سرایی در عصر حاضر به عنوان وسیله‌ای که می‌تواند زبان گویای تودۀ مردم در بازگویی مکنونات درونی آنان باشد:

«چه خوش بود که برآید ز یک کرشمه دوکار»


[1]. مجموعه کامل اشعار نیمایوشیج: سیروس طاهباز.

[2] و 4 و 5. موسیقی شعر: محمّدرضا شفیعی کدکنی، تهران: آگاه، چاپ دوم، 1368: 17.

*. تمامی دو بیتی‌های نیما بر وزن اشاره شده نیست.

[3]. واژه‌نامۀ هنر شاعری: میمنت میر صادقی، تهران: مهناز، 196:1373 با تلخیص.

[4]. سیر رباعی در شعر فارسی: سیروس شمیسا، تهران: آشتیانی، 1363: 283.


*. ویرایش نخست: ارائه و قرائت در سمینار بزرگداشت یکصدمین سال تولّد نیما یوشیج، تهران+یوش (خرداد 1375)، زیر چاپ در مجموعۀ مقالات سمینار، جلد دوم.