حسین مسرّت

۸-۱ بناهاي خشتي سالم و به‌جای مانده از پيش از اسلام

اكنون و پس از هزاران سال و از پي صدها سيل، زلزله، رانش زمين، تغييرات آب و هوايي، آمدوشد سپاهيان بيگانه به ايران و سوختارها و كشتارهاي خانمان‌سوز و ويرانگري‌ها، هنوز ده‌ها بناي خشتي و سالم در ايران به‌جای مانده كه از سويي نشانگر عظمت معماري ايران و از سويي بيانگر ژرفاي دانش و آگاهي نياكان ما نسبت به چگونگي و ويژگي مواد و مصالح ساختماني است. دانشي كه اگر از راه علم و کتاب به نسل‌های پسين منتقل مي‌شد، ايرانيان و جهانيان اكنون در جايگاه ديگري از علم و دانش درزمینۀ معماري بودند.

در ذيل نام و نشان چند بناي تاريخي و ارزشمند خشتي ايران مي‌آيد:

1 ـ بقاياي معماري كوه خواجه در زابل از زمان اشكانيان. (رحمانی، 1382)

2 _ شهر باستاني خشتي هگمتانه در همدان. اين شهر باستاني و خشتي با يك حصار خشتي به قطر 9 متر و ارتفاع 15 ـ 10 متر محصور بوده است. (صراف، 1382)

3 -باروي قديمي در محدودة چشمه‌علی، قلعة گبري، دژ رشكان، برج خاموشان، برج طغرل و تپّة باستاني چشمه‌علی، در توابع ري. (پازوکی، 1382)

4 ـ نارين قلعة ميبد يزد، آيتي مي‌نويسد كه خشت‌هاي به‌دست‌آمده در نارين قلعه، بسيار قديمي‌تر از خشت‌هاي قلعة طبرك اصفهان (متعّلق به دورة كيان) است. هر خشتي درست معادل هشت خشت اين زمان است و گل آن را طوري ورزيده‌اند كه به‌مراتب از آجر پخته محكم‌تر است و حتّي سوهان بر آن كارگر نيست. (آیتی، 1317) قراين حاكي از اين است كه خشت‌ها مربوط به دوران هخامنشي، اشكاني و ساساني است. (پویا، 1376)

و نيز: زيگورات چغازنبيل در خوزستان، قلعة پهلوان بادي تفت، قلعة مهريز، شهداد و نام و نشان ده‌ها تپّه و بناي تاريخي خشتي كه در مقاله «جستجو در معماري ايران» (طالبيان، و ابراهيمي، 1382) آمده است.

۹-۱ الواح گلي

خشت در نزد مردمان سده‌هاي گذشته نه‌تنها وسيله‌اي براي ساخت بنا، بلكه وسيله‌اي براي ثبت، نشر و انتقال دانش براي نسل‌هاي پسين بوده است، آنگاه‌که هنوز كاغذ كشف نشده و پوست بسيار گران بود، ارزان‌ترين وسيلة ثبت دانش، الواح گلي بود. آورده‌اند كه سومريان نوشته‌هاي خود را بر خشت‌ها به­وسيلة ميخ حك مي‌كردند و بابليان و آشوريان نيز كه پس از آن‌ها آمدند، بر روي خشت نوشته و آن را در آفتاب خشك مي‌كردند.

ابن النديم در كتاب نامي خود، الفهرست اشاره دارد كه در اصطخر (تخت­جمشيد) الواح گلي زيادي وجود داشته كه بر آن‌ها علوم مختلف نقر شده و نبشته بوده است و اسكندر دستور مي‌دهد تا مطالب آن‌ها را استنساخ و به كتابخانة اسكندريه حمل كنند. (افشار، 1344)

كشف كتابخانة الواح گلي متعلّق به آشور بانيپال در بين النّهرين به سال 1850 ميلادي («خطّ و حساب در بين النّهرين» ، 1341: 170) و نيز كشف سي هزار لوح گلين كه در سال 1312 ش از زير ويرانه‌هاي تخت­جمشيد به­دست آمد، گوياي اين مدّعاست. (افشار، 1344) از همين روست كه با بررسي نقوش و علامات گوناگوني كه روي خشت‌ها و ظروف گلي نگاشته شده، به سرچشمه‌هاي خطوط كنوني روي زمين دسترسي پيدا مي‌كنيم كه اين خود مبحثي در پيدايش تاريخ خط است.

كاربرد خشت در معماري پس از ساساني

در منابع و متون كهن و نو به كاربرد خشت، اين ساده‌ترين ابزار ساختمان در دوران پس از فروافتادن ساسانيان، برمی‌خوریم. از آن جمله نقل‌شده كه شهر كوفه تا حدود سال 17 ه ق تمامي از ني ساخته‌شده و «احداث خانه با گل ممنوع بود تا آنكه حريق واقع شد و كلبه‌هاي ني آتش گرفت و ازآن‌پس ساختن خانه با خشت متداول گرديد.» (گلی زواره، 1373: 31) حمدالله مستوفي در کتاب خود كه از متون كهن جغرافيايي است، مي‌آورد: «اكثر عمارات‌ ظاهري آن از خشت خام بود. جهت آنكه بارندگي كم باشد.» (مستوفی، 1336: 84-83)

صاحب كتاب عرفاني اسرارالتوحید چنين گويد: «چاكران سيّد اجل بر بام آمدند و سر خانقاه باز مي‌كردند و خشت و نيم خشت به خانقاه فرو مي‌انداختند.» (میهنی، 1367، ج 1: 221) همو در جاي ديگر مي‌گويد: «شب و روز از ويرانه‌هاي بغداد خشت پاره‌اي برمی‌چیدم.» (میهنی، 1367، ج 1: 357) حافظ حسين كربلايي ذيل شرح‌حال مولانا كمال خجندي (متوفّي 803 ق) مي‌نويسد: «چون صباح گشته، حضرت شيخ به طريق معهود بيرون نيامده، سراغش رفتند و ديدند خشتي زير سر نهاده و روي به قبله آورده‌اند، مرجع خاك به عالم پاك انتقال نموده‌اند.» (دولت ابادی، 1375: 46)

امام محمّد غزالي در شرح مكارم حضرت موسي (ع) مي‌آورد: «موسي (ع) به خفته‌اي بگذشت بر خاك خفته و خشتي فرا زير سر نهاده» (غزالی، 1374، ج 2) و در محاسن الاضداد ذيل مراسم نوروز آمده است: «ستوني از خشت خام درست كرده و دانه مي‌كاشتند. براي ايّام نوروز» (جاحظ، بی تا) مستوفي بافقي ذيل شرح ساخت مدرسة خان‌زاده خاتون به سال 687 ق با عبارت‌پردازي ويژة خود مي‌نويسد: «به چابک‌دستی معمار جهد و نازک‌کاری بناي سعيش، صورت فعليّت پذيرفته، اشكال موهومه به‌صورت خشت و گل، تصوير و تكوين يافت.» (مستوفی بافقی، 1340، ج 3: 569)

به‌طور كلّي خشت همانند گذشته به‌ویژه در مناطق خشك و كويري به­دليل عايق خوب بودن در برابر سرما و گرما كاربرد داشت. «در كاوش‌ها و گمانه‌زني‌هاي انجام‌شده در جايگاه‌ها و بناهاي تاريخي با گونه‌هاي مختلف خشت ازنظر اندازه برخورد شده است. رايج‌ترين اندازه‌هاي خشت دوران بعد از ساسانيان با توجه به­اندازة آجرهاي به‌دست‌آمده، عبارت بوده‌اند از 3×17×17 (ري) 8/3×20×2 (جامع اصفهان) 6×25×25 ، 4×22×22 و ...» (ورجاوند،1378، ج 7: 145)