میبد، دردانۀ کویر (1)
حسین مسرّت
بیفکن دیده بر اوراق تاریخ
ز عزّت فرق را با فرقدان بین
ز مردان بلند آواز میبد
بسی آثار نغز و جاودان بین
علی باقر زاده ( بقا )
میبد را گویند « میبدار » یکی از سرهنگان یزد گرد دوم، فرزند بهرام گور بساخت و در آبادی آن بکوشید (1) و برخی گویند که در زمان شاه قباد بوسیلۀ فرزندش شاه موبد ساخته شد و نامش به موبد گرد نامیده گشت ، سپس بر اثر مرور زمان به میبد تبدیل گردید . (2) اصطخری گوید ، میبد ناحیتی مهم از کورۀ اصطحز است که مسجد آدینه دارد . ( 3 ) از اینرو می توان به آبادی و اهمیّت این سرزمین در زمان ساسانی پی برد . وجود سکّه های درالضرب میبد در دورۀ توران دخت ساسانی ( 24 ق ) ، گواهی دیگر بر اهمیّت و مدنیّت این دیار تاریخی است . (4 ) یاقوت حموی ، میبد را جایی می داند که « حصن حصین » دارد . ( 5 ) یک روایت افسانه ای گواه این است که میبد به روزگار کیومرث که او را نخستین بشر وگاه نخستین پادشاه می دانند ، بنیانگذاری شده است . ( 6 )
وجود نام های باستانی چون : بارجین ( معرّب پارگین به معنای بندرگاه ) بشنیغان ، پادین آباد ، فیروز آباد ، بفروئیه ، کوچُک ( کوشک یا ارک ) ، کلار ، بیده ، مهرجرد ( معرّب مهرگرد ، منسوب به مهرنگار دختر انوشیروان ( 7) ) نشان از دیرینگی تمدّن این دیار حتّی به هزاران سال پیش از زایش مسیح ( ع ) می دهد . در کهن ترین تاریخ یزد آمده است که بیده ، عقدا و میبد سه ده بر کنار دریاچۀ ساوه بوده ، دریاچه ای بزرگ که از ساوه تا همدان کشیده شده و پارگین میبد بندر آن بوده است . ( 8 )
شایعاتی مبنی بر وجود تکّه های کشتی در حوالی بارجین میبد . پیدا شدن برخی سفال و اشیای باستانی در کاوش های نارین قلعه و دیگر مناطق این دیار و باور عامیانه مردم میبد که می گویند : بیده ، بیده ، یعنی این ده همیشه بوده است . گو آنکه مؤلّف تاریخ یزد می گوید : بیده را یکی دیگر از سرهنگان یزد دوم به نام « بیدار » ساخته است . و نیز استواری کهن دژ و دژ دالان دژ پنج اشکوب و پیچ در پیچ نارین قلعه که آن را منتسب به دیوان یعنی قوم ماد می دانند و برخی به زمان حضرت سلیمان ( ع ) ( 9 ) و برخی آن را همان دژ سفیدی می دانند که در شاهنامۀ فردوسی آمده است . ( 10 ) ، گواهانی دیگر بر دیرپایی و کهنگی بلوک میبد است .
اوج شکوه و سربلندی میبد در زمان فرمانروایی امیر مبارز الدّین محمّد و دیگر پادشاهان سلسلۀ آل مظفّر در سدۀ هشتم بر این دیار بوده که این ولایت را پایتخت و نارین قلعه را فرمانداری خود کرده بودند . ( 11 )
از اینرو جای شگفتی نیست که اگر در درازنای تاریخ پر فراز و نشیب ایران ، بزرگانی از این دیار برخاسته و روشنگر آسمان علم ، ادب و هنر ایران زمین بوده اند . بلوک میبد بدون گزافه به نسبت وسعت خود، چندین برابر دیگر سرزمین های ایران ، افراد نامور ، اندیشمند و فرزانه داشته و دارد . به همان گونه که نیشابور در خراسان ، آشتیان در استان مرکزی ، نور در مازندران ، و خور و بیابانک در کویر مرکزی ایران چنین ویژگی را دارند .
میبد کهن می تواند به خود ببالد که در طول تاریخ مفسّری عارف و نامی چون ابوالفضل رشیدالدّین میبدی، صاحب تفسیر گرانسنگ کشف الاسرار داشته که خود از بازماندگان خاندان کهن مهریزاد بوده است و نشان از وجود پایگاهی علمی فرهنگی در میبد سده های پنجم و ششم قمری می دهد . نیز ادیب و شاعری درد آشنا چون قاضی میر حسین میبدی ( منطقی ) صاحب منشآت و شرح هدایت الحکمۀ اثیرالدّین ابهری و شرح دیوان حضرت علی ( ع )؛ دانشمندی لغوی مانند قطب الدّین محمّد میبدی ؛ هنرمندی دانا چون ابوطاهر مطهّر میبدی ؛ مورّخی کاردان چون معین الدّین معلّم میبدی ، صاحب مواهب الهی ( تاریخ آل مظفّر ) و عالمی اندیشمند چون حاج شیخ عبدالکریم حایری مهرجردی ، بنیانگذار حوزۀ علمیّۀ قم و سیاستمدارانی چون: امیر مبارز الدّین محمّد ، خواجه معین الدّین علی ، خواجه شمس الدّین میبدی و جواد سعیدی فیروز آبادی را در دامان خود پرورانده و به تمدّن ایرانی عرضه کرده است .
از اینرو شایسته بود که روزی شرح زندگی ، آثار و خدمات این بزرگان در دفتری فراهم آید و به آگاهی همگان برسد . کار نیک و پسندیده ای که روز به روز هواخواهان بیشتری می یابد ، اهتمام به گرد آوری شرح حال بزرگان هر دیار است که اکنون حتّی به روستاهای کوچکی چون نصرآباد یزد رسیده و دیر نخواهد بود که به همّت آقای محمّد کاظم دهقانیان نصرآبادی مشاهیر آن جا چاپ و منتشر شود .
اکنون و پس از چندین سال که نگارنده شاهد زحمات و پیگیری های آقای محمّد کارگر شورکی بود ، می بیند که دستاورد آن همه زحمت ، مرارت و خون دل خوردن در قالب کتاب تذکرۀ مشاهیر میبد ، گردآوری و در سال1386ش چاپ شده است . بی گمان خود گردآورندۀ آن نیز بر این نکته گویاست که کاری به تمام معنی جامع و کامل را به سامان نرسانده و هنوز « هزار جرعۀ ناخورده در رگ تاک است » ، امّا تلاش ، دوندگی و کوشش خود رانموده است . پیش از این در سال 1382 ش فرزانگان میبد به کوشش محمّد فاکر میبدی چاپ شده بود و حتماً آقای کارگر ضرورت بازکاوی دوباره در شرح حال مفاخر و بزرگان آن سامان را تشخیص داده که اقدام به گردآوری و چاپ مشاهیر میبد نموده است. چنانکه خود آقای فاکر هم در دیباچۀ کتاب فرزانگان اشاره نموده که تنها به شرح حال و معرّفی رجال دینی و شاعران پرداخته است . ( 12 ) و چه کسی است که شرح حال زنان ومردان گمنام کاشی کار و سفال ساز و زیلو باف میبد را بنویسد که در کم نامی و گمنامی، نام میبد را بلند آوازه کرده و خورشید خانم را بر صدر زنان نامدار جهان نشانده اند . و کیست که کند وکاوی در زندگی مشاهیر زنان میبد بنماید که در دل تاریخ پنهان شده اند .
*****
دربارۀ میبد تاکنون کتاب های چندی همچون : بلوک میبد و نینوا ( هر دو اثر محمود حیدریّه زاده، چاپ 1357 ) ، سیمای باستانی شهر میبد ( اثر عبدالعظیم پویا چاپ سال های 1371 و 1395 ) ، شهرستان میبد ، جایگاه تمدّن ، اندیشه ، صنعت ( اثر علی حمیدی، چاپ 1372 ) ، میبد در آئینۀ اشعار ( اثر حسین اسعدی فیروز آبادی ، چاپ 1381 )
حسین مسرّت