این بیت از کیست؟* (2)
همچو فرهاد بود کوهکنی پیشۀ ما / سنگ ما: سینۀ ما، ناخن ما: تیشۀ ما
حسین مسرّت
ولی نامی ترین سخنوری که گویا از غزل سراج یزدی استقبال نموده، میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری نامی به ادیب نیشابوری یکم (۱۲۸۱-۱۳۴۴ق/۱۲۴۲-۱۳۰۵ش)، ادیب، مدرّس و سخنور دورۀ مشروطه است که این غزل او در بیشتر کتاب ها و جنگ ها (از جمله دریای گوهر، ج3: 61) آمده و اتفاقاً نامی ترین غزل اوست . ادیب می گوید:
همچو فرهاد بُوَد کوهکنی پیشه ما کوه ما: سینه ما، ناخن ما: تیشۀ ما
شور شیرین ز بس آراست ره جلوهگری همچو فرهاد تراود ز رگ و ریشۀ ما
بهر یک جرعهٔ می، منّت ساقی نکشیم اشک ما: باده ما، دیده ما: شیشۀ ما
عشق شیریست قویپنجه و میگوید فاش: «هر که از جان گذرد، بگذرد از بیشۀ ما»
(دیوان ادیب نیشابوری: 126)
جلالی پندری کوشندۀ دیوان ادیب این غزل را از تنها مأخذ کهن اشعار او که می توان آن را دیوان او دانست به نام «لآلی مکنون»[1] نقل کرده است.این غزل در هیچ کدام از تذکره های مهم ّعصر ادیب نیشابوری مانند «سخنوران ایران در عصر حاضر» از محمّد اسحاق؛ «سخنوران دوران پهلوی» از دین شاه ایرانی سلیستر؛«مدینة الادب» و «نامۀ فرهنگیان» هر دو از محمّدعلی مصاحبی نائینی نیست.
در فضای مجازی این غزل بدین گونه از ادیب نیشابوری آمده است:
همچو فرهاد بوَد کوه کنی پیشۀ ما
سنگ ما: شیشه ما ، ناخن ما: تیشۀ ما
دانم ای عشق قوی پنجه که منظور تو چیست
دست بردار نه ای، تا نکنی ریشۀ ما
عشق شیری ست قوی پنجه و می گوید فاش:
هر که از جان گذرد، بگذرد از بیشۀ ما
بهر یک جرعۀ می، منّت ساقی نبریم
اشک ما، بادۀ ما، دیدۀ ما، شیشۀ ما
که بیت دوم در دیوان ادیب نیشابوری، به کوشش جلالی پندری نیست.
در کتاب گلزار ادب (مکی، ص 24) این بیت را در متن بدون ذکر ماخذ از ظهیرالدوله آمده است[2]:
همچو فرهاد بُوَد کوهکنی پیشه ما سنگ ما: شیشۀ ما، ناخن ما: تیشۀ ما
و در پاورقی نوشته که استقبالی است از غزل مشتاق اصفهانی و در ادامه این ابیات را آورده که در بیشترینه منابع به نام ادیب نیشابوری است:
دانم ای عشق قوی پنجه که منظور تو چیست
دست بردار نه ای، تا نکنی ریشۀ ما
عشق شیری ست قوی پنجه و می گوید فاش:
هر که از جان گذرد، بگذرد از بیشۀ ما
بهر یک جرعۀ می، منّت ساقی نبریم
اشک ما، بادۀ ما، دیدۀ ما، شیشۀ ما
و شاید سخنوران دیگری از این شعر منسوب به سراج یزدی استقبال کرده باشند که نگارنده از آن آگاه نیست.
****
چند شاعر غزلیاتی با همین ردیف و قافیه به مطلع زیر دارند که برخی هم در شعر خود اشاره به فرهاد و تیشه دارند.از این رو تنها به یادکرد آغازین آن پرداخته می شود.
میرزا محمّد علی صائب تبریزی از سخنوران نامی دورۀ صفویه (زادۀ حدود ۱۰۰۰ ه. ق در گذشتۀ 1080 ه.ق). وی گوید:
تا چه گل ریشه دوانیده در اندیشه ما؟
که رگ ابر بهارست رگ و ریشه ما
و
هست چون تاک پر از باده رگ و ریشه ما
پیش خم گردن خود کج نکند شیشه ما
محمّدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم ه. ق در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ ه. ق در آگرهٔ هند) از سخنوران نویسنده و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی که بر جریان های شعری معاصر و پس از خود تأثیری بسزا داشت. وی گوید:
به بریدن نرود ذوق تو ز اندیشۀ ما
سال ها پنجه به هم داده رگ و ریشۀ ما
محمّدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلّص به سلیم تهرانی (درگذشتۀ ۱۰۵۷ ق) از سخنوران فارسیزبان دربار مغولان هند در نیمهٔ نخست سدهٔ یازدهم ه. ق می گوید:
چو تیغ نیست محابا ز خصم پیشهٔ ما
به روی سنگ دود همچو آب شیشهٔ ما
و
میجهد برق ز آه دل غم پیشهٔ ما
شعله دارد حذر از تیر نی بیشهٔ ما
میرزا جلالالدین محمّد اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق درگذشتۀ ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از سخنوران بزرگ فارسیسرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. وی گوید:
شیشه بر خاره به صد رنگ زدن پیشه ما
بیستون معدن الماس و جگر تیشه ما
میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی از سخنوران گمنان سدۀ یازدهم قمری.وی گوید:
نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما
جوی شیر است روان از دهن شیشه ما
[1] - لآلی مکنون: میرزا عبدالجواد ادیب نیشابوری ، به کوشش: عبّاس زرّین قلم خراسانی،مشهد: بی نا، 1333: 8-9.
[2] - در مجموعه اشعار ظهیرالدوله چنین غزلی دیده نشد. البته روشن نیست دیوان کدام ظهیرالدوله ؟ علیخان قاجار دولو یا علیخان ظهیرالدوله ملقب به صفا علی (۱۲۴۳–۱۳۰۳)، که سیاستمدار و شخصیّت مذهبی ایرانی بود.
حسین مسرّت