(گزارشی کوتاه از کوشش های فرهنگی دکتر عبدالحسین جلالیان)

حسین مسرّت

پله‌های سنگی را که می گشایی، به غیر از سروده های جدّی در قالب های غزل ، غزلواره ، قصیده، قطعه، مثنوی، متفرقّات، مرثیه، ساقی نامه، رباعی، دوبیتی و سروده های طنزگونه به گویش یزدی، به سروده های طنز دیگری برمی خوری که دستاورد اخوانیّات او با سخنورانی چون: علی باقرزادۀ یزدی (بقا) ، احمد گلچین معانی، محمّد قهرمان ، متین اصفهانی است و خوانندۀ این دفترها را با گونه های شاداب طنز ، هزل و فکاهی آشنا می کند. آنجا که جلالی می گوید:

آن شنیدم شاعر نامی «بقا»
از خراسان رو به سوی یزد کرد
همچو لُردی در هتل مسکن گزید
سال‏ها این شاعر شیرین سخن
همچو قند امروز این شکر فروش
شاعر تاجر، مرید زر بود

آن که صیت شهرتش کشور گرفت
شور و شوق موطنش در سر گرفت
اشتیاق دوست از دل برگرفت
باج و شهد از قند و از شکر گرفت
روی از معروف و از منکر گرفت
زین جهت منزل به اسپین زر گرفت

و بقا در پاسخش می سراید:

شاعر آزادۀ اقلیم یزد
نسخۀ اشعار آن فرزانه را
بی خریدار است قند ما به یزد
آن طبیب با جلال بی زوال
خواند در شعرش مرید زر مرا
هر که را آیین درویشی بود
... هر که چون قارون به روی زر نشست
پای بر دارایی دارا نهاد

آن که از شعرش سخن، زیور گرفت
باید آورد و به قاب زر گرفت
چون کلامش رونق از شکر گرفت
شوخی دیرین به ما از سر گرفت
چون رهی منزل به اسپین زر گرفت
کی پی سیم و زر و گوهر گرفت
عاقبت در زیر زر بستر گرفت
جای در «زندان اسکندر» گرفت[1]

نیز در جایی دیگر جلالی ذیل شعر طنز سردخانه می گوید:

ای «بقا»! طبع آتشین تو را
هر که دید و شنید، احسن گفت
آتشین طبع و گرم‌خو باشی

سخن گرم و دلنشین تو را
کرد تعریف و مدح چون من گفت
زین سبب شاعری نکو باشی...

پاسخ بقا:

ای «جلالی»! رفیق ممتازم
گفته های تو خوش‌تر از قند است
با طبیبان عشق، دمسازی

شاعر با کمال همرازم
سر به سر وعظ و حکمت و پند است
نکته سنجی، بدیهه پردازی...[2]

این هم اخوانیه ای با عنوان کُنده تاق

این سروده را جلالی در پاسخ غزل «سودای محبّت» از بقا به گویش بومی یزد سروده است:

از بسکی «بقا» گشت زمین گشت و ولو شد
حالا تو غزل گفته: بسم شد دیه این کار

سرگیجه گرفت آخر و کلّه ش کله تو شد
شاخ
در میارم من که چطور شد که ایرو شد...

پاسخ بقا هم به گویش یزدی است:

گفتی که بقا گشت زمین بسکی ولو شد
گشتم همۀ دنیا را و دیدم پس و پیشش

سرگیجه گرفت آخر و کلّه ش کله تو شد
هی این پیرک بدپک و پوز، کهنه ونو شد...[3]


***

یادش به خیر هر سال در روز یکم فروردین برای دیدار نوروزی و شادباش زادروزش همراه با گروهی از دوستداران شعر و ادب و موسیقی به خانه اش می رفتیم و یک روز هم در تابستان به ساختمان بسیار زیبای طاق سپهر با معماری فرزند برومندش مهندس محمود جلالیان با فضای گلستان گونه اش در تقی آباد ده بالا با پذیرایی خوب بانو مهندس لیلا آتشکوه می رفتیم که در هر دو جا با شعرخوانی حاضران و دکتر جلالیان و اجرای موسیقی سنتی همراه بود. نیز در سال 1386 خ که در کار ساماندهی کتاب «ارجنامۀ استاد ایرج افشار» بودم از ایشان درخواست کردم سروده ای را در توصیف استاد افشار بگویند و ایشان با روی خوش پذیرفتند و سروده ای با عنوان« مَردِ مَردانِ یزد » با این مطلع برایم فرستادند:

یزد شهری است خرّم و آباد یادگاری ز عهد و دورهِ ماد[4]

***

در پایان این گفتار کوتاه، کتابشناسی آثار دکتر جلالیان می آید تا بیش از پیش خدمت های ادبی و فرهنگی او به ویژه در زمینۀ حافظ پژوهی شناسانده شود[5]، البته اشعار و گفتارهایی هم از او در نشریۀ آفتاب یزد، باغ صائب ، فرهنگ ايران زمين ، ندای یزد ، نشریۀ دانشگاه یزد و کتاب های تذکرۀ سخنوران یزد (گردآوری : اردشیر خاضع)؛ تذکرۀ شعرای یزد (گردآوری : عبّاس فتوحی یزدی)؛ سخنوران نامی معاصر، ج2 (گردآوری : سید محمّد برقعی) فرهنگ شاعران زبان پارسی از آغاز تا امروز 2 جلد (گردآوری : عبدالرفیع حقیقت)؛ نگین سخن ، 12 جلد (گردآوری : عبدالرفیع حقیقت) ؛ سیمای فضیلت (گردآوری : سید ضیاء قریشی) ؛ روحانی فرهنگدوست (گردآوری: حسین مسرّت) ؛ طبیبان شاعر (گردآوری : محمّد سیاسی)؛ فرهنگ شاعران یزد ج1 (گردآوری : علیرضا احرامیان پور) و نقش طبع و قلم (سروده های احمد مضطرزاده) دیده می شود که برای اختصار نیامد:

کتاب ها:

پله های سنگی: م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ش‍ع‍ر، مهریز: بی نا،1360، رقعی، 290ص.

پ‍ل‍ه‌ه‍ای‌ س‍ن‍گ‍ی‌: م‍ج‍م‍وع‍ه‌ ش‍ع‍ر، ت‍ه‍ران‌ : ی‍زدان‌ ‏، 1366 – 1398، وزیری، 9 ج.[6]

در رک‍اب‌ ح‍اف‍ظ، ت‍ه‍ران‌ : ی‍زدان‌ ‏‏، ۱۳۸۴، وزیری، ‏‏۹۵۹ ص.‏

ده ابر مرد بزرگ تاریخ ایران، تهران: یزدان‏، ‏‏‏‏‏۱۳۹۶، وزیری، ‏‏‏‏‏۲۲۷ ص.

دی‍وان‌ ح‍اف‍ظ ب‍ه ‌س‍ع‍ی‌ ج‍لال‍ی‌، به خط: محمود رهبران، ت‍ه‍ران‌: ی‍زدان‌، ۱۳۷۹، وزیری، ۵۲۴ ص.‌

سروده های ماندگار، به کوشش: محمود جلالیان، یزد: اندیشمندان یزد، 1405 (زیر چاپ).

ش‍رح‌ ج‍لال‍ی‌ ب‍ر ح‍اف‍ظ: ب‍رای‌ ج‍وان‍ان‌، ت‍ه‍ران‌: ی‍زدان‌، ۱۳۷۹، وزیری، ب‍ی‍س‍ت‌ون‍ه‌ + ۲۶۶۵ ص،‌۴ ج‌.

فرهنگ واژه‌های یزدی پله‌های سنگی، سراینده عبدالحسين جلاليان (جلالی)، گردآوری: میثم تجمّلیان، یزد: اندیشمندان یزد‏،۱۳۹۲، وزیری، ‏۴۴۶ص.

گفِ مُف: اشعار به لهجه و اصطلاحات یزدی، تهران: یزدان، ‏۱۳۹۵، وزیری، ‏۹۵ ص.

مثنوی بهروز و بهرام : اح‍م‍د ب‍ن‌ م‍ح‍مّ‍ّدش‍ف‍ی‍ع‌ وقار شیرازی؛ با مقدّمه و كوشش: عبدالحسين جلاليان‌، تهران: یزدان، ‏۱۳۹۵، رقعی، ‏۱۶۳ ص، مصوّر( رنگی).

مسیر شعر فارسی (از دیرباز تا امروز)‏، تهران: یزدان‏، ۱۳۹۳، وزیری، ۲۲۸ ص.

ن‍ی‌ن‍واز اوّل‌: اح‍وال‌ ش‍م‍س‌ ت‍ب‍ری‍زی‌ و س‍خ‍ن‍ان‌ او ب‍ه‌ ش‍ع‍ر، به خط: محمود رهبران، ت‍ه‍ران‌: نویسنده، ۱۳۷۱ وزیری، ده‌ + ۴۷۴ ص‌.


[1] - علی باقرزاده،: زلال بقا، همان: 1373: 299ـ 298// همو: 21 مقاله، مشهد: سخن گستر، 1387: 155ـ154، 175ـ174.

[2] - 21 مقاله، همان: 313ـ312.

[3] - 21 مقاله، همان: 333ـ331.

[4] - برای متن کامل بنگرید: یزدشناس نامور، زندگی، آثار و خدمات استاد ایرج افشار به‌ویژه به یزد: حسین مسرّت، تهران : یزدا، چاپ دوم، ویرایش دوم، 1404، ص 1// نیز : ویژه‌ نامۀ صدمین زادروز استاد ایرج افشار، سردبیر ویژه‌نامه: حسین مسرّت، یزدنامک، س 17، ش 78 (مهر وآبان 1404): 159.

[5] - تمامی این آثار با تلاش و پیگیری آقایان محمود جلالیان و مهدی بقایی پور، مدیر نشر یزدان چاپ شده است.

[6] - قرار است به کوشش محمود جلایان، سه جلد دیگر این مجموعه در سال 1405 خ چاپ شود.